مدرسه انسان شناسی منتظر

جستجو
این کادر جستجو را ببندید.

صفحه نخست » دعای دویست‌ و چهل‌ و سه – در روز چهارشنبه

اشتراک گذاری مقاله

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ

به نام خداوند بخشندۀ مهربان

اَللّٰهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ سُؤٰالَ مُلِحٍّ لاٰیَمَلُّ دُعٰاءَ رَبِّهِ، وَأَتَضَـرَّعُ إِلَیْكَ تَضَـرُّعَ غَرِیقٍ یَرْجُوكَ لِكَشْفِ ضُـرِّہِ وَكَرْبِهِ، وَأَبْتَهِلُ إِلَیْكَ ابْتِهَالَ تٰائِبٍ مِنْ ذُنُوبِهِ، وَأَنْتَ الرَّبُّ الَّذِی مَلَكْتَ الْخَلاٰئِقَ كُلَّهُمْ، وَفَطَرْتَهُمْ أَجْنَاساً مُخْتَلِفِی الْاَلْسُنِ وَالْاَلْوَانِ وَالْاَبْدَانِ عَلَیٰ مَشْیَّتِكَ، وَقَدَّرْتَ آجَالَهُمْ وَأَرْزَاقَهُمْ، فَلَمْ یَتَعَاظَمْكَ خَلْقُ خَلْقٍ حِینَ كَوَّنْتَهُ كَمٰا شِئْتَ، مُخْتَلِفَاتٍ مِمّٰا شِئْتَ، فَتَعَالَیْتَ وَتَجَبَّـرْتَ عَنِ اتِّخَاذِ وَزِیرٍ، وَتَعَزَّزْتَ عَنْ مُؤٰامَرَةِ شَـرِیكٍ، وَتَنَزَّهْتَ عَنِ اتِّخَاذِ الْاَبْنَاءِ، وَتَقَدَّسَتْ عَنْ مُلاٰمَسَةِ النِّسَاءِ، وَلَیْسَتِ الْاَبْصَارُ بِـمُدْرِكَةٍ لَكَ، وَلَا الْاَوْهَامُ بِوَاقِعَةٍ عَلَیْكَ، وَلَیْسَ لَكَ شَبِیهٌ وَلاٰ عَدِیلٌ، وَلاٰ نِدٌّ وَلاٰ نَظِیرٌ.

خداوندا از تو درخواست می‌کنم، درخواست اصـرارکننده‌ای که از خواندن پروردگارش خسته نشود، و تضـرع می‌کنم به سوی تو تضـرع کردن غرق شده‌ای که تو را امید دارد برای برطرف کردن گرفتاری و اندوهش، و تو را می‌خوانم خواندن توبه کننده از گناهانش، و تو پروردگاری هستی که مالک همۀ آفریدگان هستی، و آفریده‌ای آنان را به گونه‌ای مختلف از نظر زبان‌ها و رنگ‌ها و بدن‌ها بر طبق خواسته‌ات و مقدر ساختی اجل‌ها و روزی‌های‌شان را، و برای تو عظیم نیامد آفریدن آفریده‌ای هنگامی که او را ساختی آنگونه که خواستی، به گونه‌هایی متفاوت از آنچه می‌خواستی، پس بلند مرتبه‌ای و امتناع ورزیدی از اینکه وزیری را بگیری، و عزت داشته‌ای از این که با شـریکی مشورت نـمایی، و منزه هستی از گرفتـن فرزندان، و پاکی تو از تـماس با زنان، دیدگان تو را در نـمی‌یابد، و نه خیال‌ها قرار می‌گیرد بر تو، و تو را نیست همانند و برابری، و نه همتا و یا نظیری.

أَنْتَ الْفَرْدُ الْاَوَّلُ الْآخِرُ الْعَالِمُ الْاَحَدُ الصَّمَدُ، وَالْقَائِمُ الَّذِی ﴿لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ﴾ لاٰتُنَالُ بِوَصْفٍ وَلاٰ یُدْرِكُكَ وَهْمٌ، وَلاٰ یَعْتَـرِیكَ فیٖ مَدَى الدَّهْرِ صَـرْفٌ، لَمْ تَزَلْ وَلاٰتَزٰالُ، عِلْمُكَ بِالْاَشْیَاءِ فِی الْخَفَاءِ كَعِلْمِكَ بِهٰا فِی الْاِجْهَارِ وَالْاِعْلاٰنِ، فَیٰا مَنْ ذَلَّ لِعَظَمَتِهِ الْعُظَمٰاءُ، وَخَضَعَتْ لِعِزَّتِهِ الرُّؤَسَاءُ، وَمَنْ كَلَّتْ عَنْ بُلُوغِ ذَاتِهِ أَلْسُنُ الْبُلَغَاءِ، وَمَنْ أَحْكَمَ تَدْبِیرَ الْاَشْیَاءِ، وَاسْتَعْجَمَتْ عَنْ إِدْرَاكِهِ عِبَارَةُ عُلُومِ الْعُلَمٰاءِ.

و تو یکتا، اول، آخر، دانا، یگانۀ، بی‌نیاز و پایداری هستی که فرزند ندارد و فرزند کسی نیست و نباشد کسی همتای او، نه به وصف می‌آیی، و نه در می‌یابد تو را خیالی، و نه در طول روزگار بر تو تغییر و دگرگونی عارض شود، پیوسته بوده‌ای و خواهی بود، علم تو به اشیاء در پنهانی همچون علم تو به آنها در آشکار و ظاهر است، پس ای آنکه خوار شدند بزرگان برای عظمتش، و سـران، در برابر عزتش خاضع گشتند، و ای آنکه بازماندند از رسیدن به ذاتش زبان‌های شیواسخنان، و ای آنکه استوار نـمود تدبیر اشیاء را، و گنگ و مبهم از ادراک وی بیان علوم علماء.

أَتُعَذِّبُنِی بِالنّٰارِ وَاَنْتَ أَمَلِی؟! أَمْ تُسَلِّطُهٰا عَلَیَّ بَعْدَ إِقْرَارِی لَكَ بِالتَّوْحِیدِ وَخُشُوعِی لَكَ بِالسُّجُودِ، وَتَلَجْلُجِ لِسَانِی فِی الْمَوْقِفِ؟! وَقَدْ مَهَّدْتَ لِعِبَادِكَ سَبِیلَ الْوُصُولِ إِلَی التَّحْمِیدِ وَالتَّسْبِیحِ وَالتَّمْجِیدِ، فَیٰا غٰایَةَ الطّٰالِبِینَ، وَأَمَانَ الْخَائِفِینَ، وَعِمٰادَ الْمَلْهُوفِینَ، وَیٰا كَاشِفَ الضُّـرِّ عَنِ الْمَكْرُوبِینَ، وَرَبَّ الْعَالَمِینَ، وَغِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ، وَجَارَ الْمُسْتَجِیرِینَ، وَأَرْحَمَ الرّٰاحِمِینَ.

آیا مرا به آتش عذاب می‌کنی در حالی که تو آرزویم هستی؟! یا آن را بر من مسلط می‌کنی پس از اقرارم برای تو به یگانگی و فروتنی کردنم برای تو به سجود، و لکنت زبانم در جای ایستادن؟! در حالی که مهیا نـموده‌ای برای بندگانت راه رسیدن به ستایش و تسبیح و یاد کردن عظمتت را. پس، ای نهایت خواستۀ درخواست کنندگان، و ایمنی بخش بیمناکان، و مورد اعتماد ستمدیدگان، و ای دورکنندۀ گرفتاری از اندوهگینان، و پروردگار جهانیان، و فریادرس فریادرس خواهان، و پناه دهندۀ پناه جویان، و مهربان‌ترین مهربانان.

اَللّٰهُمَّ إِنْ كُنْتُ عِنْدَكَ فیٖ أُمِّ الْكِتَابِ كَتَبْتَنِی شَقِیّاً، فَإِنِّی أَسْأَلُكَ بِـمَعَاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عَرْشِكَ، وَالْكِبْـرِیَاءِ وَالْعَظَمَةِ الَّتِی لاٰیَتَعَاظَمُهَا عَظِیمٌ وَلاٰ مُتَكَبّـِرٌ، أَنْ تُصَلِّیَ عَلَیٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَأَنْ تَجْعَلَنِی سَعِیداً فَإِنَّكَ تُجْرِی الْاُمُورَ عَلَیٰ إِرَادَتِكَ، وَتُجِیرُ وَلاٰ یُجَارُ عَلَیْكَ یٰا قَدِیرُ، وَأَنْتَ رَؤُوفٌ رَحِیمٌ خَبِیرٌ، ﴿تَعْلَمُ مٰا فیٖ نَفْسِی وَلاٰ أَعْلَمُ مٰا فیٖ نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ﴾.

خداوندا اگر در نزد خود و در لوح محفوظ مرا شقاوتـمند نوشته‌ای، من از تو می‌خواهم به سبب جایگاه‌های عزت از عرشت، و بزرگواری و عظمتی که هیچ عظیمی و متکبـری از عهدۀ آن برنیاید که درود فرستی بر محمد و آلش، و مرا سعادتـمند قرار دهی، زیرا که تو جریان می‌دهی، کارها را بر طبق اراده‌ات، و پناه می‌دهی و کسی در برابرت پناه ندهد ای توانا، و تو رئوف مهربان آگاه هستی «می‌دانی آنچه را در دل دارم و نـمی‌دانم آنچه را که تو اراده داری، که تو دانندۀ پنهانی‌ها هستی».

فَقَدِیماً لَطُفْتَ لِمُسْـرِفٍ عَلَیٰ نَفْسِهِ، غَرِیقٍ فیٖ بُحُورِ خَطَایَاهُ، أَسْلَمَتْهُ الْحُتُوفُ وَكَثْـرَةُ زَلَـلِهٖ. وَتَطَوَّلْ عَلَیَّ یٰا مَتَطَوِّلاً عَلَی الْمُذْنِبِینَ بِالْعَفْوِ وَالصَّفْحِ، وَعَلَی الْعَاثِرِینَ بِالْمَغْفِرَةِ، وَاصْفَحْ عَنِّی، فَإِنَّكَ لَمْ تَزَلْ آخِذاً بِالْفَضْلِ عَلَیٰ مَنْ وَجَبَ لَهُ بِاجْتِـرَائِهِ عَلَی الْآثَامِ حُلُولُ دَارِ الْبَوَارِ، یٰا عَلّٰامَ الْخَفِیّٰاتِ وَالْاَسْـرَارِ یٰا جَبّٰارُ یٰا قَهّٰارُ.

و در گذشته لطف کردی بر آنکه به خود ستم نـموده و در دریاهای خطاهایش غرق شده، که مرگ و گناهان فراوان او را تسلیم نـموده‌اند، بر من لطف کن ای لطف کنندۀ بر گناهکاران با عفو و گذشت، و بر خطاکاران با آمرزش، و از من گذشت فرما، که تو پیوسته فضل داری بر آنکه او را واجب شده باشد به گستاخی‌اش بر گناهان، جای گرفتـن در سـرای هلاکت، ای دانای پنهان‌ها و رازها، ای توانـمند، ای غلبه کننده.

وَمٰا أَلْزَمْتَنِیهِ مِنْ فَرْضِ الْآبَاءِ وَالْاَمَّهَاتِ، وَأَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ مَعَ الْاِخْوَةِ وَالْاَخَوَاتِ، فَاحْتَمِلْ عَنِّی أَدٰاءَ ذٰلِكَ إِلَیْهِمْ یٰا ذَاالْجَلاٰلِ وَالْاِكْرَامِ، وَاغْفِرْ لیٖ وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ إِنَّكَ عَلَیٰ كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ، وَصَلَّی اللّٰهُ عَلَیٰ سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ وَآلِهِ الطّٰاهِرِینَ وَسَلَّمَ.

و آنچه بر من لازم دانسته‌ای از واجبات برای پدران و مادران، و واجب نـمودی حقوق‌شان را همراه برادران و خواهران، پس از دوش من بردار و از طرف من ادا کن آن را برای آنان ای دارندۀ شکوه و بزرگواری، و مرا ببخش و مردان و زنان اهل ایمان را که تو بر هر چیزی توانا هستی، و صلوات خداوند بر سـرور ما محمد پیامبـر و خاندان پاکش و سلام او بر آنان باد.

عضو خبرنامه ما باشید

دریافت آخرین مطالب و موضوعات به صورت ایمیل و ارسال در شبکه های اجتماعی