امام باقر (علیهالسلام) از پدرش حضـرت سجاد (علیهالسلام) روایت کرده است که فرمود: از اعمال بعد از ظهر روز جمعه خواندن این دعا است:
اَللّٰهُمَّ اشْتَـرِ مِنِّی نَفْسِیَ الْمَوْقُوفَهَ عَلَیکَ، الْمَحْبُوسَهَ لِأَمْرِکَ بِالجَنَّهِ مَعَ مَعْصُومٍ مِنْ عِتْـرَهِ نَبِیِّکَ صَلَّی اللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ،
خداوندا، جانِ مرا که در گرو تو و برای فرمان تو در بند است، به بهشتِ همراه با یک معصوم از خاندان پیامبرت – درود خدا بر او و خاندانش باد – خریدار باش؛
مَحْزُونٍ[1] لِظُلامَتِهِ، مَنْسُوبٍ بِوِلادَتِهِ،[2]
معصومی که به دلیل ستمی که بر او رفته، اندوهگین است، و از همان زمان ولادتش با نسبی مشهور شناختهشده است.
تَمْلَأُ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلاً وَقِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً ،
زمین را به دست او پر از عدل و داد می کنی، همانگونه که پر از ظلم و ستم شده است.
وَلَا تَجْعَلْنِی مِمَّنْ تَقَدَّمَ فَمَرَقَ، أَوْ تَأَخَّرَ فَمَحَقَ،
و مرا از کسانی قرار مده که از مرزها و حدود فراتر رفته و منحرف شدند، یا از قافله حق و حقیقت عقب ماندند و نابود گشتند.
وَاجْعَلْنِی مِمَّنْ لَزِمَ فَلَحِقَ، وَاجْعَلْنِی شَهِیداً سَعِیداً فِی قَبْضَتِکَ.
و مرا از آنان قرار ده که حق را همراهى کردند و به مقصد رسیدند، و مرا در قبضۀ قدرت خویش، شهیدی سعادتمند قرار ده.
یَا إِلَهِی سَهِّلْ لِی نَصِیباً جَزْلاً وَقَضَاءً حَتْماً لَا یُغَیِّرُہُ شَقَاءٌ،
محبوب من! رسیدن به بهرهای فراوان و سرنوشتی قطعی را برایم چنان آسان گردان که هیچ بدى و شقاوتى آن را تغییر ندهد.
وَاجْعَلْنِی مِمَّنْ هَدَیْتَهُ فَهَدَى، وَزَکَّیْتَهُ فَنَجَا،
و مرا از کسانی قرار ده که هدایتشان کردی و هدایت یافتند، و پاکشان ساختی و رستگار شدند،
وَوَالَیْتَ فَاسْتَثْنَیْتَ فَلَا سُلْطَانَ لِإِبْلِیسَ عَلَیْهِ، وَلَا سَبِیلَ لَهُ إِلَیْهِ،
و دوستشان داشتی و از (گمراهان) مستثنی کردی، تا شیطان بر آنان سلطهای نداشته باشد و راهی به سویشان نیابد.
وَمَا اسْتَعْمَلْتَنِی فِیهِ مِنْ شَیْءٍ، فَاجْعَلْ فِی الْحَلَالِ مَأْکَلِی وَمَلْبَسِی وَمَنْکَحِی،
و در هر کاری که مرا به آن مشغول میکنی، اعم از خوراک و پوشاک و همسرم، همه را از حلال قرار ده.
وَقَنِّعْنِی یَا إِلَهِی بِمَا رَزَقْتَنِی،
محبوب من! مرا به آنچه روزیام کردهای، قانع ساز؛
وَمَا رَزَقْتَنِی مِنْ رِزْقٍ فَأَرِنِی فِیهِ عَدْلًا حَتَّى أَرَى قَلِیلَهُ کَثِیراً، وَأَبْذُلَهُ فِیکَ بَذْلاً،
و در هر آنچه که رزق من کردی، عدل و برکتى به من نشان ده تا اندکش را فراوان ببینم و آن را با گشادهدستی تمام در راه تو ببخشم.
وَلَا تَجْعَلْنِی مِمَّنْ طَوَّلْتَ لَهُ فِی الدُّنْیَا أَمَلَهُ، وَقَدِ انْقَضَی أَجَلُهُ، وَهُوَ مَغْبُونٌ عَمَلُهُ.
و مرا از کسانی قرار مده که آرزوهایشان در دنیا طولانی شده، در حالی که عمرشان به پایان رسیده و از کردار خود پشیمانند.
أَسْتَوْدِعُکَ یَا إِلَهِی غُدُوِّی وَرَوَاحِی وَمَقِیلِی وَأَهْلَ وِلَایَتِی، مَنْ کَانَ مِنْهُمْ أَوْ هُوَ کَائِنٌ،
محبوب من! بامداد و شامگاه و وقت استراحت و خوابم را و دوستان و خویشاوندانم را که در گذشته بودهاند یا در آینده خواهند بود، به تو میسپارم.
زَیِّنِّی وَإِیَّاهُمْ بِالتَّقْوَى وَالْیُسْـرِ، وَاطْرُدْ عَنِّی وَعَنْهُمُ الشَّکَّ وَالْعُسْـرَ،
مرا و آنان را به تقوا و آسانی زینت ده، و شک و سختی را از من و آنان دور کن.
وَامْنَعْنِی وَإِیَّاهُمْ مِنْ ظُلْمِ الظَّلَمَهِ، وَأَعْیُنِ الْحَسَدَهِ،
من و آنان را از ستم ستمگران و چشم حسودان در امان دار،
وَاجْعَلْنِی وَإِیَّاهُمْ مِمَّنْ حَفِظْتَ، وَاسْتُـرْنِی وَإِیَّاهُمْ فِیمَنْ سَتَـرْتَ،
ما را در شمار کسانی قرار ده که از گزندها حفظشان کردهای، و بر من و آنان، پرده پوشیات را بگستران.
وَاجْعَلْ آلَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمُ السَّلَامُ أَئِـمَّتِی وَقَادَتِی، وَآمِنْ رَوْعَتَهُمْ وَرَوْعَتِی،
خاندان محمد – که درود خداوند بر او و همۀ آنان باد- را پیشوایان و رهبران من قرار ده، و پریشانی ایشان و مرا به امنیت بدل کن.
وَاجْعَلْ حُبِّی وَنُصْـرَتِی وَدِینِی فِیهِمْ وَلَهُمْ،
و محبت و یاری و دین مرا در راه ایشان و برای ایشان قرار ده،
فِإِنَّکَ إِنْ وَکَلْتَنِی إِلَی نَفْسِی زَلَّتْ قَدَمِی.
زیرا اگر مرا به خودم واگذاری، پایم میلغزد.
مَا أَحْسَنَ مَا صَنَعْتَ بِی یَا رَبِّ، إِذْ هَدَیْتَنِی لِلْاِسْلَامِ،
چه نیکوست آنچه با من انجام دادی، آنگاه که مرا به اسلام هدایت کردی
وَبَصَّـرْتَنِی مَا جَهِلَهُ غَیْرِی،
و به چیزی بینایم ساختی که دیگران به آن جاهل بودند
وَعَرَّفْتَنِی مَا أَنْکَرَہُ غَیْرِی،
و آنچه را دیگران انکار کردند، به من شناساندی
وَأَلْهَمْتَنِی مَا ذَهِلُوا عَنْهُ،
و آنچه را از آن غافل بودند، به من الهام فرمودی
وَفَهَّمْتَنِی قَبِیحَ مَا فَعَلُوا وَصَنَعُوا
و زشتیِ اعمالشان و آنچه را که انجام دادند، به من فهماندی.
حَتَّى شَهِدْتُ مِنَ الْأَمْرِ مَا لَمْ یَشْهَدُوا وَأَنَا غَائِبٌ،
تا جایی که من، در حالی که غایب بودم، بر امری شهادت دادم که دیگران (با وجود حضورشان) بر آن شهادت ندادند.
فَمَا نَفَعَهُمْ قُرْبُهُمْ، وَلَا ضَـرَّنِی بُعْدِی،
پس نزدیکیشان به ایشان سودی نرساند و دوری من به من زیانی نزد.
وَأَنَا مِنْ تَحْوِیلِکَ إِیَّایَ عَنِ الْهُدَى وَجِلٌ
و من از اینکه مرا از هدایت منحرف سازی، بیمناکم؛
وَمَا تَنْجُو نَفْسِی إِنْ نَجَتْ إِلَّا بِکَ،
و نفس من نجات نمییابد و اگر نجات یابد، جز به لطف تو نخواهد بود
وَلَنْ یَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ إِلَّا عَنْ بَیِّنَهٍ!
و هیچکس هلاک نخواهد شد، مگر پس از اتمام حجت و دلیل روشن!
رَبِّ نَفْسِی غَرِیقُ خَطَایَا مُجْحِفَهٍ،
پروردگارم! جان من غرق در خطاهایی بزرگ و سنگین است
وَرَهِینُ ذُنُوبٍ مُوبِقَهٍ، وَصَاحِبُ عُیُوبٍ جَمَّهٍ،
و در گروِ گناهانی هلاککننده و همراه با عیبهایی بیشمار است.
فَمَنْ حَمِدَ عِنْدَکَ نَفْسَهُ فَإِنِّی عَلَیْهَا زَارٍ،
پس هرکس نزد تو از نفس خود ستایش کند، من بر نفس خویش خرده میگیرم.
وَلَا أَتَوَسَّلُ إِلَیْکَ بِإِحْسَانٍ، وَلَا فِی جَنْبِکَ سُفِکَ دَمِی،
و با هیچ کار نیکی به تو توسل نمیجویم، که خونی از من در راه تو ریخته نشده است
وَلَمْ یُنْحِلِ الصِّیَامُ وَالْقِیَامُ جِسْمِی،
و روزه و نماز، جسمم را لاغر نساخته است.
فَبِأَیِّ ذَلِکَ أُزَکِّی نَفْسِی وَأَشْکُرُهَا عَلَیْهِ وَأَحْمَدُهَا بِهِ بَلِ الشُّکْرُ لَکَ
پس با کدامیک از اینها خود را پاک بدانم، و بر آن سپاس گویم، و آن را ستایش کنم؟ بلکه همۀ شکر و سپاس تنها از آنِ توست.
اَللّٰهُمَّ لِسِتْـرِکَ عَلَی مَا فِی قَلْبِی،
خداوندا، شکرگزارم برای پردهپوشیات بر آنچه در قلبم نهفته است،
وَتَـمَامِ النِّعْمَهِ عَلَیَّ فِی دِینِی،
و برای تمام و کمال کردن نعمت دین بر من.
وَقَدْ أَمَتَّ مَنْ کَانَ مَوْلِدُہُ مَوْلِدِی،
چه بسیارند کسانی که همسن من بودند و تو آنان را میراندهای؛
وَلَوْ شِئْتَ لَجَعَلْتَ مَعَ نَفَادِ عُمُرِہِ عُمُرِی،
در حالیکه اگر میخواستی، میتوانستی با پایان عمر آنها، عمر مرا نیز به پایان رسانی.
مَا أَحْسَنَ مَا فَعَلْتَ بِی یَا رَبِّ،
پروردگارم! چه نیکو با من رفتار کردی!
لَمْ تَجْعَلْ سَهْمِی فِیمَنْ لَعَنْتَ، وَلَا حَظِّی فِیمَنْ أَهَنْتَ،
نه سهمی از آنان که لعنت شان کردی به من دادی و نه نصیبی از آنان که خوارشان نـمودی
إِلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمُ السَّلَامُ مِلْتُ بِهَوَایَ وَإِرَادَتِی وَمَحَبَّتِی.
من با تمام وجود، و با عشق، و با خواست و ارادهام، تنها به سوی محمد و خاندان پاکش (که درود و سلام خدا بر او و بر آنان باد) گراییدم.
فَفِی مِثْلِ سَفِینَهِ نُوحٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ فَاحْمِلْنِی، وَمَعَ الْقَلِیلِ فَنَجِّنِی،
پس مرا در کشتیای چون کشتی نوح علیه السلام سوار کن، و همراه با گروه اندکِ نجاتیافته، مرا نیز نجات ده.
وَفِیمَنْ زَحْزَحْتَ عَنِ النَّارِ فَزَحْزِحْنِی،
و در زمرۀ کسانی که از آتش جهنم دورشان کردی، مرا نیز دور بدار.
وَفِیمَنْ أَکْرَمْتَ بِمُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ فَأَکْرِمْنِی،
و در شمار کسانی که به حرمت محمد و خاندان پاکش – بر همۀ آنان درود باد- گرامیشان داشتهای، مرا نیز گرامی دار.
وَبِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُکَ وَرَحْمَتُکَ وَرِضْوَانُکَ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّارِ فَأَعْتِقْنِی.
و به حق محمد و خاندان محمد که درود و رحمت و خشنودیات بر آنان باد، مرا از آتش جهنم آزاد کن.
سپس سجده شکر به جای آور، سجدهای که در بعد از ظهر هر روز باشد، و در آن هر آنچه که بیانش گذشت از دعا را بر زبان جاری کن.
[1] . مَخزون
[2] . “منسوب به ولادتش” یعنی به سبب اخبار پدرانش (ائمه پیشین علیهمالسلام) درباره او، از همان زمان ولادتش با نسبی مشهور و شناختهشده، یاد میشد، البته احتمال دارد که به معنای مخفی و پوشیده بودن ولات ایشان هم باشد. بحار الأنوار: ج ۸۷ ص ۷۰.