| دعای دوازدهم صحیفه سجادیه کامله | دعای سی و چهارم صحیفه سجادیه جامعه |
دعا برای اعتراف به گناه و درخواست توبه:
این دعا دوازدهمین دعا از مجموعه دعاهای صحیفه سجادیه می باشد و در صحیفه جامعه به عنوان سی و چهارمین دعا تنظیم شده است.
امام سجاد (علیه السلام) این دعا را در چهار بخش مختلف به رشته تقریر درآورده اند. نخستین بخش دعا برای اعتراف به گناه و درخواست توبه، اقرار به گناهان و کوتاهی در امور الهی ست. آن حضرت سپس با بیانی ستودنی درخواست بازگشت و انابه به سوی حق تعالی دارد.
امام علی بن الحسین(علیه السلام) باحالات جسمی سراپا ترس و خوف و لرزش به قلب معبود خود راه می گشاید و آفریدگار را توبه پذیری خطاب می کند که بندگان را به این صفت خود عادت داده است.
در بخش سوم دعا برای اعتراف به گناه و درخواست توبه، عوامل سلب توفیق دعا و حاجت خواهی بندگان از خداوند را غفلت از واجبات و سستی در انجام فرائض الهی معرفی نموده، که در نتیجه سبب کفران نعمت و ناتوانی در مناجات با الله می شود.
امام بسیار متخصصانه در آخرین بخش از دعا برای اعتراف به گناه و درخواست توبه، ویژگی بندگان تائب و بهترین بندگان پروردگار را مورد بررسی قرار داده و با غنیمت شمردن فرصت توبه، از خداوند منان طلب عفو و بخشش نموده است. توکل و استعانت از خدای عزوجل، خشنودی خداوند از عمل کم بندگان، فراوانی پاداش او، ضمانت الهی برای استجابت دعاها، مهمترین ارکان دعا برای اعتراف به گناه و درخواست توبه، می باشد.
نکته طلایی دعا برای اعتراف به گناه و درخواست توبه، باز بودن مسیر توبه برای گناه کاران و ممنوعیت از ناامیدی از رحمت خداوند است.
اَللّٰهُمَّ إِنَّهُ یَحْجُبُنِی عَنْ مَسْأَلَتِکَ خِلَالٌ[1] ثَلَاثٌ، وَ تَحْدُونِی عَلَیْهَا خَلَّهٌ[2] وَاحِدَهٌ
خداوندا، سه چیز مرا از درخواست از تو باز میدارد و یک چیز مرا به سویت میکشاند:
یَحْجُبُنِی أَمْرٌ أَمَرْتَ بِهِ فَأَبْطَأْتُ عَنْهُ،
آن سه چیز که مانع من میشوند: فرمانی است که دادی و من در اجرای آن سستی کردم؛
وَ نَهْیٌ نَهَیْتَنِی عَنْهُ فَأَسْرَعْتُ إِلَیْهِ،
و کاری که از آن نهی فرمودی و من در انجامش شتابان گام برداشتم؛
وَ نِعْمَهٌ أَنْعَمْتَ بِهَا عَلَیَّ فَقَصَّرْتُ فِی شُکْرِهَا.
و نعمتی که بر من ارزانی داشتی و من در شکرگزاریاش کوتاهی کردم.
وَ یَحْدُونِی عَلَى مَسْأَلَتِکَ تَفَضُّلُکَ عَلَى مَنْ أَقْبَلَ بِوَجْهِهِ إِلَیْکَ، وَ وَفَدَ بِحُسْنِ ظَنِّهِ إِلَیْکَ،
اما آن یک چیز که مرا به سوی تو میکشد، همان فضل توست بر بندهای که با تمام وجود به تو روی آورده و با گمانی خوش، به آستان تو پناه آورده است.
إِذْ جَمِیعُ إِحْسَانِکَ تَفَضُّلٌ، وَ إِذْ کُلُّ نِعَمِکَ ابْتِدَاءٌ،
زیرا نیکی و احسانت سراسر تفضّل است و همۀ نعمتهای تو، آغازی بیسابقه و موهبتی جدید است.
فَهَا أَنَا ذَا، یَا إِلَهِی، وَاقِفٌ بِبَابِ عِزِّکَ وُقُوفَ الْمُسْتَسْلِمِ الذَّلِیلِ،
پس اینک من، ای محبوبم، بر آستانِ پُرشکوهت همچون بندهای فرمانبردار و فروتن ایستادهام،
وَ سَائِلُکَ عَلَى الْحَیَاءِ مِنِّی سُؤَالَ الْبَائِسِ الْمُعِیلِ
و با وجود شرمساریام از تو، همچون فردی درمانده و عیالمند از تو درخواست میکنم.
مُقِرٌّ لَکَ بِأَنِّی لَمْ أَسْتَسْلِمْ وَقْتَ إِحْسَانِکَ إِلَّا بِالْإِقْلَاعِ عَنْ عِصْیَانِکَ،
و معترفم که در هنگام احسان تو جز خودداری از معصیت طاعتی نکردهام،
وَ لَمْ أَخْلُ فِی الْحَالاتِ کُلِّهَا مِنِ امْتِنَانِکَ.
و هیچگاه از نعمتت بیبهره نبودهام،
فَهَلْ یَنْفَعُنِی، یَا إِلَهِی، إِقْرَارِی عِنْدَکَ بِسُوءِ مَا اکْتَسَبْتُ؟
محبوب من! آیا اکنون این اقرار به بدی اعمالم نزد تو، سودی برایم دارد؟
وَ هَلْ یُنْجِینِی مِنْکَ اعْتِرَافِی لَکَ بِقَبِیحِ مَا ارْتَکَبْتُ؟
و آیا اعتراف من به زشتی اعمالم، مرا از عذاب تو نجات میدهد؟
أَمْ أَوْجَبْتَ لِی فِی مَقَامِی هَذَا سُخْطَکَ؟ أَمْ لَزِمَنِی فِی وَقْتِ دُعَائِی [3] مَقْتُکَ؟
یا آنکه در این احوالی که دارم خشمت را بر من واجب کردهای، یا در همین لحظۀ دعا، عذاب شدیدت شامل حالم گشته است؟
سُبْحَانَکَ، لَا أَیْأَسُ مِنْکَ وَ قَدْ فَتحْتَ لِی بَابَ التَّوْبَهِ إِلَیْکَ،
پاک و منزهی تو! هرگز از تو ناامید نمیشوم، زیرا تو درِ توبه را به رویم گشودهای.
بَلْ أَقُولُ مَقَالَ الْعَبْدِ الذَّلِیلِ الظَّالِمِ لِنَفْسِهِ الْمُسْتَخِفِّ بِحُرْمَهِ رَبِّهِ.
بلکه همچون بندهای خوار، که به خویشتن ستم کرده و حرمت پروردگارش را سبک شمرده، سخن بر زبان میآورم.
الَّذِی عَظُمَتْ ذُنُوبُهُ فَجَلَّتْ، وَ أَدْبَرَتْ أَیَّامُهُ فَوَلَّتْ
بندهای که گناهانش بزرگ و فراوان شده و روزهای عمرش سپری گشته و رو به پایان نهاده است
حَتَّى إِذَا رَأَى مُدَّهَ الْعَمَلِ قَدِ انْقَضَتْ وَ غَایَهَ الْعُمُرِ قَدِ انْتَهَتْ،
تا جایی که وقتی دید دوران کار [و فرصت جبران] سپری شده و مهلت عمر به پایان رسیده،
وَ أَیْقَنَ أَنَّهُ لَا مَحِیصَ لَهُ مِنْکَ، وَ لَا مَهْرَبَ لَهُ عَنْکَ،
و یقین کرد که هیچ گریز و پناهگاهی از [عذاب] تو ندارد،
تَلَقَّاکَ بِالْإِنَابَهِ، وَ أَخْلَصَ لَکَ التَّوْبَهَ،
با تضرع و توبه رو به سوی تو کرد و توبهاش را برای تو خالص گردانید؛
فَقَامَ إِلَیْکَ بِقَلْبٍ طَاهِرٍ نَقِیٍّ، ثُمَّ دَعَاکَ بِصَوْتٍ حَائِلٍ خَفِیٍّ.
و با قلبی پاک و بیغل و غش در برابر تو ایستاد و آنگاه تو را با آوایی لرزان و آهسته صدا زد.
قَدْ تَطَأْطَأَ لَکَ فَانْحَنَى، وَ نَکَّسَ رَأْسَهُ فَانْثَنَى،
در برابر عظمتت سر فرود آورد و خم گشت، و سرش را به زیر افکند و فروتنی کرد
قَدْ أَرْعَشَتْ خَشْیَتُهُ رِجْلَیْهِ، وَ غَرَّقَتْ دُمُوعُهُ خَدَّیْهِ، یَدْعُوکَ:
بیم از مقام تو، بر اندامش لرزه افکنده و اشک، گونههایش را غرق کرده است؛ چنین تو را میخواند:
بِیَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ، وَ یَا أَرْحَمَ مَنِ انْتَابَهُ الْمُسْتَرْحِمُونَ،
ای بخشندهترینِ بخشایندگان، ای مهربانترین کسی که جویندگانِ رحمت به او روی آوردهاند،
وَ یَا أَعْطَفَ مَنْ أَطَافَ بِهِ الْمُسْتَغْفِرُونَ،
ای عطوفتر از هر کسی که آمرزشخواهان به آستانش پناه میبرند،
وَ یَا مَنْ عَفْوُهُ أَکْثرُ مِنْ نَقِمَتِهِ[4]، وَ یَا مَنْ رِضَاهُ أَوْفَرُ مِنْ سَخَطِهِ.
ای آنکه عفو و گذشت تو از کیفر و عقابت فزونتر و خشنودیات از خشمت فراوانتر است.
وَ یَا مَنْ تَحَمَّدَ إِلَى خَلْقِهِ بِحُسْنِ التَّجَاوُزِ،
ای آن که با گذشت نیکو و کرم خویش، حمد و ثنای بندگانت را برانگیختی.
وَ یَا مَنْ عَوَّدَ عِبَادَهُ قَبُولَ الْإِنَابَهِ، وَ یَا مَنِ اسْتَصْلَحَ فَاسِدَهُمْ بِالتَّوْبَهِ
ای آن که بندگانت را به پذیرش توبه عادت دادهای، و ای آن که اصلاح تباهیشان را با توبه اراده کردهای
وَ یَا مَنْ رَضِیَ مِنْ فِعْلِهِمْ بِالْیَسِیرِ، وَ مَنْ کَافَأَ[5] قَلِیلَهُمْ بِالْکَثِیرِ،
ای آن که به کار اندکشان راضی میشوی، و در برابر عمل کوچکشان پاداش فراوان میدهی،
وَ یَا مَنْ ضَمِنَ لَهُمْ إِجَابَهَ الدُّعَاءِ، وَ یَا مَنْ وَعَدَهُمْ عَلَى نَفْسِهِ بِتَفَضُّلِهِ حُسْنَ الْجَزَاءِ.
ای آن که اجابت دعا را برایشان ضمانت کردهای، و ای آن که از روی فضل خود به آنها وعده پاداش نیکو دادهای.
مَا أَنَا بِأَعْصَى مَنْ عَصَاکَ فَغَفَرْتَ لَهُ،
من از کسی که تو را نافرمانی کرده و تو او را بخشیدی، نافرمانتر نیستم؛
وَ مَا أَنَا بِأَلْوَمِ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَیْکَ فَقَبِلْتَ مِنْهُ،
و از کسی که از تو پوزش خواسته و تو از او پذیرفتی، سزاوارتر به سرزنش نیستم.
وَ مَا أَنَا بِأَظْلَمِ مَنْ تَابَ إِلَیْکَ فَعُدْتَ عَلَیْهِ.
و من از کسی که به سوی تو توبه کرده و توبهاش را پذیرفتهای، ستمکارتر نیستم.
أَتُوبُ إِلَیْکَ فِی مَقَامِی هَذَا تَوْبَهَ نَادِمٍ عَلَى مَا فَرَطَ مِنْهُ، مُشْفِقٍ مِمَّا اجْتَمَعَ عَلَیْهِ، خَالِصِ الْحَیَاءِ مِمَّا وَقَعَ فِیهِ.
در همین جایگاه خود، با پشیمانی از کوتاهیهای گذشته؛ و با نگرانی نسبت به عواقب گناهان انباشته، و با شرمی خالصانه نسبت به آنچه در آن فروافتادهام، به سوی تو بازمیگردم
عَالِمٍ بِأَنَّ الْعَفْوَ عَنِ الذَّنْبِ الْعَظِیمِ لَا یَتَعَاظَمُکَ،
(این در حالی است که) میدانم که آمرزش گناه بزرگ، تو را به زحمت نمیاندازد
وَ أَنَّ التَّجَاوُزَ عَنِ الْإِثْمِ الْجَلِیلِ لَا یَسْتَصْعِبُکَ،
و گذشت از خطای عظیم، برای تو دشوار نیست
وَ أَنَّ احْتِمَالَ الْجِنَایَاتِ الْفَاحِشَهِ لَا یَتَکَأَّدُکَ،
و تحمل جنایات زشت، تو را به زحمت نمیاندازد؛
وَ أَنَّ أَحَبَّ عِبَادِکَ إِلَیْکَ مَنْ تَرَکَ الِاسْتِکْبَارَ عَلَیْکَ،
و میدانم که محبوبترین بندگانت نزد تو کسی است که سرکشی و تکبر نسبت به تو را ترک کرده،
وَ جَانَبَ الْإِصْرَارَ، وَ لَزِمَ الِاسْتِغْفَارَ.
و اصرار بر گناه را رها نموده، و مشغول استغفار و آمرزشخواهی شده است.
وَ أَنَا أَبْرَأُ إِلَیْکَ مِنْ أَنْ أَسْتَکْبِرَ، وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ أَنْ أُصِرَّ،
و من از گردنکشی و تکبر نسبت به تو بیزارم، و از پافشاری بر گناه به تو پناه میبرم،
وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِمَا قَصَّرْتُ فِیهِ، وَ أَسْتَعِینُ بِکَ عَلَى مَا عَجَزْتُ عَنْهُ.
و برای کوتاهیهایی که کردهام از تو آمرزش میطلبم، و در آنچه ناتوان ماندهام از تو یاری میجویم.
اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ هَبْ لِی مَا یَجِبُ عَلَیَّ لَکَ،
خداوندا، بر محمد و خاندانش درود فرست، و آن حقوق واجبی که از تو بر گردن دارم را بر من ببخش،
وَ عَافِنِی مِمَّا أَسْتَوْجِبُهُ مِنْکَ، وَ أَجِرْنِی مِمَّا یَخَافُهُ أَهْلُ الْإِسَاءَهِ،
و مرا از عذابی که استحقاق آن را دارم معاف دار، و مرا از آن عقوبتی که بدکاران از آن میترسند، امان ده.
فَإِنَّکَ مَلِیءٌ بِالْعَفْوِ، مَرْجُوٌّ لِلْمَغْفِرَهِ، مَعْرُوفٌ بِالتَّجَاوُزِ،
زیرا که تو سرشار از گذشت، و مایۀ امید به آمرزش، و مشهور به گذشت کردن هستی.
لَیْسَ لِحَاجَتِی مَطْلَبٌ سِوَاکَ، وَ لَا لِذَنْبِی غَافِرٌ غَیْرُکَ، حَاشَاکَ
هیچ کس جز تو حاجتم را برآورده نمیکند، و گناهم را آمرزنده ای جز تو نمیبخشاید. نه! هرگز
وَ لَا أَخَافُ عَلَى نَفْسِی إِلَّا إِیَّاکَ، إِنَّکَ أَهْلُ التَّقْوى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَهِ،
و بیم من بر خود تنها از جانب توست زیرا که تنها تو سزاوار پرهیز و ترسیدنی، و تنها تو شایسته آمرزش و بخشایشی
صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اقْضِ حَاجَتِی،
بر محمد و خاندان محمد درود فرست، و حاجتم را برآور،
وَ أَنْجِحْ طَلِبَتِی، وَ اغْفِرْ ذَنْبِی، وَ آمِنْ خَوْفَ نَفْسِی،
و درخواستم را به انجام رسان، و گناهم را بیامرز، و ترس وجودم را ایمن ساز.
إِنَّکَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ، وَ ذَلِکَ عَلَیْکَ یَسِیرٌ، آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ.
که تو قطعاً بر هر چیزی توانایی، و این (کارها) برای تو آسان است. اجابت کن ای پروردگار جهانیان.
[1] . خَلَّهٌ، أی: حاجه و خصاصه.
[2] . خِلَّهٌ
[3] . دُعَایَ
[4] . نِقْمَتِهِ
[5] . یَا مَن کَافَی