یَا بَاطِناً فِی ظُهُورِہِ، وَیَا ظَاهِراً فِی بُطُونِهِ،
ای که در عین آشکار بودن، پنهانی، و در عین پنهان بودن، آشکاری!
یَا بَاطِناً لَیْسَ یَخْفَى، یَا ظَاهِراً لَیْسَ یُرَى،
ای که پنهانی اما از هیچکس پوشیده نیستی، و آشکاری، اما با چشم دیده نمیشوی!
یَا مَوْصُوفاً لاَ یَبْلُغُ بِکَیْنُونِیَّتِهِ مَوْصُوفٌ، وَلاَ حَدٌّ مَحْدُودٌ،
ای که هیچ توصیفی به حقیقت وجودت نمیرسد و هیچ حد و مرزی تو را محدود نمیکند!
یَا غَائِباً غَیْرَ مَفْقُودٍ، وَیَا شَاهِداً غَیْرَ مَشْهُودٍ،
ای که غایبی، اما هرگز گمشدنی نیستی، و حاضری، اما با چشم دیده نمیشوی!
یُطْلَبُ فَیُصَابُ، وَلَمْ تَخْلُ[1] مِنْهُ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَا بَیْنَهُمَا طَرْفَهَ عَیْنٍ،
تو را جستوجو میکنند و مییابند، و آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، حتی به اندازۀ یک چشم برهم زدن از حضورت خالی نیست.
لاَ یُدْرَکُ بِکَیْفٍ، وَلاَ یُأَیَّنُ بِأَیْنٍ وَلاَ بِحَیْثٍ.
تو را با کیفیت و چگونگی نمیتوان درک کرد، و نه با مکان و جهت میتوان محدود ساخت.
أَنْتَ نُورُ النُّورِ، وَرَبُّ الْأَرْبَابِ، أَحَطْتَ بِجَمِیعِ الْأُمُورِ،
تو روشنىبخش همۀ نورهایی، پروردگار تمام پروردگارانی، و بر همه چیز آگاهی و احاطه داری.
سُبْحَانَ مَنْ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَهُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ،
پاک و منزه است آنکه هیچ چیز مانند او نیست و او شنوا و بیناست.
سُبْحَانَ مَنْ هُوَ هَکَذَا وَلاَ هَکَذَا غَیْرُہُ.
پاک و منزّه است او که چنین است، و جز او هیچکس اینگونه نیست.
سپس دعا میکنی به آنچه خواهی.
[1] . وَلَمْ یَخْلُ