مدرسه انسان شناسی منتظر

جستجو
این کادر جستجو را ببندید.

صفحه نخست » دعای صد و نود و نه – مناجات معروف به «انجیلیه طولانی»

اشتراک گذاری مقاله

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ

به نام خداوند بخشندۀ مهربان

اَللّٰهُمَّ بِذِكْرِكَ أَسْتَفْتِحُ مَقَالِی، وَبِشُكْرِكَ أَسْتَنْجِحُ سُؤٰالِی، وَعَلَیْكَ أَتَوَكَّلُ فیٖ كُلِّ أَحْوَالِی، وَإِیّٰاكَ آمَلُ فَلاٰ تُخَیِّبْ آمٰالِی.

خداوندا با یاد تو گفتارم را آغاز می‌کنم و با سپاست برای خواسته‌ام کامیابی می‌طلبم، و بر تو توکل می‌کنم در همه حالت‌هایم، و تنها تو را آرزومندم پس آرزوهایم را ناکام مفرما.

اَللّٰهُمَّ بِذِكْرِكَ أَسْتَعِیذُ وَأَعْتَصِمُ، وَبِرُكْنِكَ أَلُوذُ وَأَتَحَزَّمُ، وَبِقُوَّتِكَ أَسْتَجِیرُ وَأَسْتَنْصِـرُ، وَبِنُورِكَ أَهْتَدِی وَأَسْتَبْصِـرُ، وَإِیّٰاكَ أَسْتَعِینُ وَأَعْبُدُ، وَإِلَیْكَ أَقْصُدُ وَأَعْمَدُ، وَبِكَ أُخٰاصِمُ وَأُجٰادِلُ، وَمِنْكَ أَطْلُبُ مٰا أُحَاوِلُ، فَأَعِنِّی یٰاخَیْرَ الْمُعِینِینَ، وَقِنِى الْمَكٰارِہَ كُلَّهٰا یٰا رَجَاءَ الْمُؤْمِنِینَ.

خداوندا به یاد تو پناه می‌برم و عصمت می‌جویم، و به قدرتت پناه می‌گیرم و کمر می‌بندم، و به نیرویت پناه می‌جویم و یاری می‌خواهم، و به نور تو هدایت می‌یابم و بینایی می‌طلبم، و تنها از تو یاری می‌جویم و تو را می‌پرستم، و به سوی تو قصد می‌کنم و تکیه می‌نـمایم، و به تو مخاصمه و مجادله می‌کنم، و از تو می‌خواهم آنچه را در نظر دارم. پس مرا کمک کن ای بهتـرین کمک دهندگان، و مرا از همۀ ناخوشایندها حفظ کن ای امید مؤمنان.

اَلْحَمْدُلِلّٰهِ الْمَذْكُورِ بِكُلِّ لِسَانٍ، الْمَشْكُورِ عَلیٰ كُلِّ إِحْسَانٍ، الْمَعْبُودِ فیٖ كُلِّ مَكَانٍ، مُدَبِّرِ الْاُمُورِ، وَمُقَدِّرِ الدُّهُورِ، وَالْعَالِمِ بِـمٰا تُجِنُّهُ الْبُحُورُ، وَتُكِنُّهُ الصُّدُورُ، وَیُخْفِیهِ الظَّلاٰمُ، وَیُبْدِیهِ النُّورُ الَّذِی حَارَ فیٖ عِلْمِهِ الْعُلَمَاءُ، وَسَلَّمَ لِحُكْمِهِ الْحُكَمَاءُ، وَتَوَاضَعَ لِعِزَّتِهِ الْعُظَمَاءُ، وَفَاقَ بِسَعَةِ فَضْلِهِ الْكُرَمَاءَ، وَسَادَ بِعَظِیمِ حِلْمِهِ الْحُلَمَاءَ.

سپاس خدای را که یاد شده به هر زبانی، سپاس گفته شده بر هر احسانی، پرستیده شده در هر مکانی، تدبیرکنندۀ کارها، و تقدیرکنندۀ زمان‌ها، و آگاه به آنچه دریاها می‌پوشانند، و سینه‌ها پنهان می‌دارند، و تاریکی‌ها مخفی می‌سازند، و آشکارش می‌گرداند نور، کسی که علما در علمش سـرگردانند، و حکما تسلیم حکمش گشته‌اند، و تواضع نـمود در برابر عزتش بزرگان و با وسعت فضلش برتر گشت از کریمان، و با بردباری عظیمش سـروری یافت بر اهل بردباری.

وَالْحَمْدُلِلّٰهِ الَّذِی لاٰیُخْفَرُ مَنِ انْتَصَـرَ بِذِمَّتِهِ، وَلاٰ یُقْهَرُ مَنِ اسْتَتَـرَ بِعَظَمَتِهِ، وَلاٰ یُكْدیٖ مَنْ أَذَاعَ شُكْرَ نِعْمَتِهِ، وَلاٰ یَهْلَكُ مَنْ تَغَمَّدَہُ بِرَحْمَتِهِ، ذِی الْمِنَنِ الَّتِی لاٰ یُحْصِیهَا الْعَادُّونَ، وَالنِّعَمِ الَّتِی لاٰیُجَازِیهَا الْمُجْتَهِدُونَ، وَالصَّنَائِعِ الَّتِی لاٰ یَسْتَطِیعُ دَفْعَهَا الْجَاحِدُونَ، وَالدَّلاٰئِلِ الَّتِی یَسْتَبْصِـرُ بِنُورِهَا الْمَوجُودُونَ. أَحْمَدُہُ جَاهِراً بِحَمْدِہِ، شَاكِراً لِرِفْدِہِ، حَمْدَ مُوَفَّقٍ لِرُشْدِہِ، وَاثِقٍ بِوَعْدِہِ، لَهُ الشُّكْرُ الدّٰائِمُ، وَالْاَمْرُ اللّٰازِمُ.

و سپاس خدای را که شکست نـمی‌خورد هر که یاری بجوید به امان و ضمان او، و مغلوب نـمی‌گردد آنکه به عظمتش پوشش گرفت، و اندک نـمی‌شود خیر آنکه شکر نعمتش را آشکار کند، و هلاک نـمی‌گردد آنکه او را با رحمتش فرا گیرد، دارندۀ منتهایی که شمارش کنندگان آنها را به شمار نیاورند، و نعمت‌هایی که کوشش کنندگان آنها را پاداش ندهند، و نیکی‌هایی که منکران قادر به دور کردنشان نیستند، و دلایلی که بینا می‌شوند به نور آنها موجودات. سپاس می‌گویم او را آشکارا به حمدش، سپاسگزار لطفش، سپاس کسی که موفق است به هدایتش، اطمینان دارد به وعده‌اش، شکر جاودان و فرمان واجب الاطاعه برای او است.

اَللّٰهُمَّ إِیّٰاكَ أَسْأَلُ، وَبِكَ أَتَوَسَّلُ، وَعَلَیْكَ أَتَوَكَّلُ، وَبِفَضْلِكَ أَغْتَنِمُ، وَبِحَبْلِكَ أَعْتَصِمُ، وَفیٖ رَحْمَتِكَ أَرْغَبُ، وَمِنْ نِقْمَتِكَ أَرْهَبُ، وَبِعَوْنِكَ أَسْتَعِینُ، وَلِعَظَمَتِكَ أَسْتَكِینُ.

خداوندا تنها از تو درخواست می‌کنم و به تو متوسل می‌شوم و بر تو توکل می‌نـمایم، و از فضل تو بهره‌مند می‌شوم و به ریسمانت چنگ می‌زنم و به رحمتت مشتاقم، و از انتقامت می‌هراسم، و از یاری‌ات کمک می‌جویم، و برای عظمتت خوار و ذلیلم.

اَللّٰهُمَّ أَنْتَ الْوَلِیُّ الْمُرْشِدُ، وَالْغَنِیُّ الْمُرْفِدُ، وَالْعَوْنُ الْمُؤَیِّدُ، الرّٰاحِمُ الْغَفُورُ، وَالْعَاصِمُ الْمُجِیرُ، وَالْقَاصِمُ الْمُبِیرُ، وَالْخَالِقُ الْحَكِیمُ، وَالرّٰازِقُ الْكَرِیمُ، وَالسّٰابِقُ الْقَدْیمُ.

خداوندا تو سـرپرست راهنمایی و بی‌نیاز عطاکننده، و یاور تاییدکننده، رحم کنندۀ آمرزنده، و پناه‌دهندۀ حمایت کننده، و در هم کوبندۀ هلاک کننده، و آفریدگار حکیم، و روزی دهندۀ بزرگوار، و سابق قدیم هستی.

عَلِمْتَ فَخَبَـرْتَ، وَحَلُمْتَ فَسَتَـرْتَ، وَرَحِمْتَ فَغَفَرْتَ، وَعَظُمْتَ فَقَهَرْتَ، وَمَلَكْتَ فَاسْتَأْثَرْتَ، وَأَدْرَكْتَ فَاقْتَدَرْتَ، وَحَكَمْتَ فَعَدَلْتَ، وَأَنْعَمْتَ فَأَفْضَلْتَ، وَأَبْدَعْتَ فَأَحْسَنْتَ، وَصَنَعْتَ فَأَتْقَنْتَ، وَجُدْتَ فَأَغْنَیْتَ، وَاَیَّدْتَ فَكَفَیْتَ، وَخَلَقْتَ فَسَوَّیْتَ، وَوَفَّقْتَ فَهَدَیْتَ.

دانستی و آگاه شدی، و بردباری نـموده پوشاندی، و رحم کردی و آمرزیدی، و عظمت یافته و مغلوب نـمودی، و مالک شدی و بزرگی کردی، و دریافتی و قدرتـمند شدی، و حکم کردی و عدالت نـمودی، و نعمت دادی و افزون کردی، و پدید آوردی و نیکو ساختی، و ساختی و محکم نـمودی، و بخشیدی و بی‌نیاز کردی، و تایید کردی و کفایت نـمودی، و آفریدی و درست نـمودی، و توفیق دادی و هدایت کردی.

بَطَنْتَ الْغُیُوبَ فَخَبَـرْتَ مَكْنُونَ أَسْـرَارِهَا، وَحُلْتَ بَیْنَ الْقُلُوبِ وَبَیْنَ تَصَـرُّفِهَا عَلَی اخْتِیَارِهَا، فَأَیْقَنَتِ الْبَـرَایَا أَنَّكَ مُدَبِّرُهَا وَخَالِقُهَا، وَأَذْعَنَتْ أَنَّكَ مُقَدِّرُهَا وَرٰازِقُهَا، لاٰ إِلٰهَ إِلّٰا أَنْتَ تَعٰالَیْتَ عَمّٰا یَقُولُ الظّٰالِمُونَ عُلُوّاً كَبِیراً.

به درون غیب‌‌ها راه یافتی و رازهای پوشیده آنها را دانستی، و جدایی افکندی میان دل‌ها و میان تصـرفات اختیاری آنها، و به آفریدگان یقین دادی که تو تدبیرکنندۀ آنان و آفریدگارشان هستی، اقرار نـمودند که تو تقدیرکننده و روزی‌دهندۀ آنها هستی، نیست پروردگاری جز تو، بلند مرتبه‌ای از آنچه ستمکاران می‌گویند، بلندی بسیاری.

اَللّٰهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُكَ وَأَنْتَ أَقْرَبُ الشّٰاهِدِینَ، وَأُشْهِدُ مَنْ حَضَـرَنِی مِنْ مَلاٰئِكَتِكَ الْمُقَرَّبِینَ، وَعِبَادِكَ الصَّالِحِینَ، مِنَ الجِنَّةِ وَالنّٰاسِ أَجْمَعِینَ.

خداوندا تو را گواه می‌گیرم و تو نزدیکتـرین گواهان هستی، و گواه می‌گیرم هر کس را که نزد من حاضـر است از فرشتگان مقربت و بندگان صالحت، و از جن و انس همگی آنها را.

أَنِّی أَشْهَدُ بِسَـرِیرَةٍ زَكِیّةٍ، وَبَصِیرَةٍ مِنَ الشَّكِّ بَرِیَّةٍ، شَهَادَةً أَعْتَقِدُهَا بِإِخْلاٰصٍ وَإِیقَانٍ، وَأُعِدُّهَا طَمَعاً فِی الْخَلاٰصِ وَالْاَمَانِ، أُسِـرُّهَا تَصْدِیقًا بِرُبُوبِیَّتِكَ، وَأُظْهِرُهَا تَحْقِیقاً لِوَحْدَانِیَّتِكَ لاٰأَصُدُّ عَنْ سَبِیلِهَا، وَلاٰ أُلْحِدُ فیٖ تَأْوِیلِهَا، اَنَّكَ أَنْتَ اللّٰهُ رَبِّی لاٰأُشْـرِكُ بِكَ أَحَداً، وَلاٰ أَجِدُ مِنْ دُونِكَ مُلْتَحَداً، لاٰ إِلٰهَ إِلَّا اللّٰهُ وَحْدَہُ لاٰشَـرِیكَ لَهُ، الْوَاحِدُ الَّذِی لاٰیَدْخُلُ فیٖ عَدَدٍ، وَالْفَرْدُ الَّذِی لاٰیُقَاسُ بِأَحَدٍ، عَلاٰ عَنِ الْمُشَاكَلَةِ وَالْمُنَاسَبَةِ، وَخَلٰا مِنَ الْاَوْلاٰدِ وَالصّٰاحِبَةِ، سُبْحَانَهُ مَنْ خَالِقٍ مٰا أَصْنَعَهُ، وَرَازِقٍ مٰا أَوْسَعَهُ، وَقَرِیبٍ مٰا أَرْفَعَهُ، وَمُجِیبٍ مٰا أَسْمَعَهُ، وَعَزِیزٍ مٰا أَمْنَعَهُ، ﴿لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَیٰ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ﴾.

همانا من گواهی می‌دهم با درونی پاک و بصیرتی خالی از شک، گواهیی که آن را معتقدم با اخلاص و یقین، و آن را آماده ساخته‌ام به طمع در رهایی و ایمنی، آن را پنهان می‌دارم در تصدیق به پروردگاری‌ات، و آشکار می‌سازم برای تثبیت یگانگی‌ات، نه از راهش باز می‌گردم، و نه در تأویل آن کفری می‌ورزم، همانا که تنها تو خداوند هستی پروردگار من، کسی را شـریک تو قرار نـمی‌دهم و نـمی‌یابم پناهی غیر از تو، نیست خداوندی جز خداوند یکتای بی‌انباز، یگانه‌ای که وارد نـمی‌شود در ردیف عدد، و فردی که با کسی قیاس نشود، بالاتر است از همشکل بودن و همانند داشتـن، و دور است از داشتـن فرزندان و همسـر، پاک است او، آفریدگاری که چه سازنده است او، و روزی‌دهنده‌ای که چه گستـرده است، و نزدیکی که چه بلند مرتبه است، و اجابت کننده‌ای که چه شنواست، و عزیزی که چه بازدارنده است «او راست صفات والا در آسمان‌ها و زمین و او عزیز و حکیم است».

وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً نَبِیُّهُ الْمُرْسَلُ، وَوَلِیُّهُ الْمُفَضَّلُ، وَشَهِیدُہُ الْمُعَدَّلُ، الْمُؤَیَّدُ بِالنُّورِ الْمُضِیءِ، وَالْمُسَدَّدُ بِالْاَمْرِ الْمَرْضِیِّ، بَعَثَهُ بِالْاَوَامِرِ الشّٰافِیَةِ، وَالزَّوَاجِرِ النّٰاهِیَةِ، وَالدَّلاٰئِلِ الْهَادِیَةِ، الَّتِی أَوْضَحَ بُرْهَانَهَا، وَشـَرَحَ بَیٰانَهٰا فیٖ كِتَابٍ مُهَیْمِنٍ عَلیٰ كُلِّ كِتَابٍ، جَامِعٍ لِكُلِّ رُشْدٍ وَصَوَابٍ، فِیهِ نَبَأُ الْقُرُونِ وَتَفْصِیلُ الشُّؤُونِ، وَفَرْضُ الصَّلاٰةِ وَالصِّیَامِ، وَالْفَرْقُ بَیْنَ الْحَلاٰلِ وَالْحَرَامِ، فَدَعىٰ اِلیٰ خَیْرِ سَبِیلٍ، وَشَفىٰ مِنْ هِیٰامِ الْغَلِیلِ، حَتّٰى عَلَا الْحَقُّ وَظَهَرَ، وَزَهَقَ الْبَاطِلُ وَانْحَسَـرَ، صَلَّی اللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ صَلاٰةً دَائِـمَةً مُمَهَّدَةً، لاٰتَنْقَضِی لَهٰا مُدَّةٌ، وَلاٰ تَنْحَصِـرُ لَهٰا عِدَّةٌ.

و گواهی می‌دهم که محمد پیامبـر فرستاده اوست، و ولی برتر، و گواه پاک گشته تأیید شده با نور درخشنده و توفیق یافتۀ با امر پسندیده، فرستاد او را با فرمان‌های شفابخش، و نهی کننده‌های بازدارنده، و دلایل هدایت کننده، که واضح نـمود برهان آنها را، و توضیح داد بیان شان را در کتابی که بر هر کتابی برتر است، گردآورنده هر رشد و صواب است که در آن است خبـر زمان‌های گذشته و شـرح امور، و وجوب نـماز و روزه، و فرق میان حلال و حرام، پس فراخواند به سوی بهتـرین راه، و شفا بخشید از تشنگی گدازنده، تا اینکه حق بلندی یافت و آشکار گشت، و باطل نابود شد و از میان رفت، درود خداوند بر او و خاندانش باد، درودی همیشگی و آماده گشته، که پایان نـمی‌یابد آن را مدتی، و منحصـر نـمی‌گردد برای آن عده‌ای.

اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ مٰاجَرَتِ النُّجُومُ فِی الْاَبْرَاجِ، وَتَلاٰطَمَتِ الْبُحُورُ بِالْاَمْوَاجِ، وَمَا ادْلَهَمَّ لَیْلٌ دَاجٍ وَأَشْـرَقَ نَهَارٌ ذُو اِبْتِلاٰجٍ، وَصَلِّ عَلَیْهِ وَآلِهِ مٰا تَعَاقَبَتِ الْاَیَّامُ، وَتَنَاوَبَتِ الْاَعْوَامُ، وَمٰا خَطَرَتِ الْاَوْهَامُ، وَتَدَبَّرَتِ الْاَفْهَامُ، وَمٰا بَقِیَ الْاَنَامُ.

خداوندا درود فرست بر محمد و آل محمد تا مادامی که ستارگان در برج‌‌ها حرکت کنند و متلاطم شوند دریاها با موج‌‌ها، و تیره گردد شب تاریک و بدرخشد روز روشنی بخش، و درود فرست بر او و خاندانش تا هنگامی که روزها در پی هم آیند، و سال‌ها به هم بپیوندند، و اوهام بر خاطرها گذرد، و خردها در اندیشه باشد، و تا وقتی که آفریدگان باقی باشند.

اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ خَاتَمِ الْاَنْبِیَاءِ، وَآلِهِ الْبَـرَرَةِ الْاَتْقِیَاءِ، وَعَلیٰ عِتْـرَتِهِ الْنُّجَبَاءِ الْخِیَرَةِ الْاَصْفِیَاءِ، صَلاٰةً مَقْرُونَةً بِالتَّمَامِ وَالنَّمَاءِ، وَبَاقِیَةً بِلاٰ فَنٰاءٍ وَلَاانْقِضَاءٍ.

خداوندا درود فرست بر محمد خاتم پیامبـران و خاندانش نیکان با تقوا، و بر عتـرتش پاکان خوب برگزیده شده، درودی همراه با کمال و فزونی، و جاودان بدون نیستی و یا پایان.

اَللّٰهُمَّ رَبَّ الْعَالَمِینَ، وَأَحْكَمَ الْحَاكِمِینَ، وَأَرْحَمَ الرّٰاحِمِینَ، أَسْأَلُكَ مِنَ الشَّهَادَةِ أَقْسَطَهَا، وَمِنَ الْعِبَادَةِ أَنْشَطَهَا، وَمِنَ الزِّیَادَةِ أَبْسَطَهَا، وَمِنَ الْكَرَامَةِ أَغْبَطَهَا، وَمِنَ السَّلاٰمَةِ أَحْوَطَهَا، وَمِنَ الْاَعْمَالِ أَوْسَطَهَا، وَمِنَ الْآمٰالِ أَوْفَقَهَا، وَمِنَ الْاَقْوَالَ أَصْدَقَهَا، وَمِنَ الْمِحَالِ أَشْـرَفَهَا، وَمِنَ الْمَنَازِلِ أَلْطَفَهَا، وَمِنَ الْحِیَاطَةِ أَكْنَفَهَا، وَمِنَ الرِّعَایَةِ أَعْطَفَهَا، وَمِنَ الْعِصْمَةِ أَكْفَاهَا، وَمِنَ الرّٰاحَةِ أَشْفَاهَا، وَمِنَ النِّعْمَةِ أَوْفَاهَا، وَمِنَ الْهِمَمِ أَعْلاٰهَا، وَمِنَ الْقِسَمِ أَسْنَاهَا، وَمِنَ الْاَرْزَاقِ أَغْزَرَهَا، وَمِنَ الْاَخْلاٰقِ أَطْهَرَهَا، وَمِنَ الْمَذَاهِبِ أَقْصَدَهَا، وَمِنَ الْعَوَاقِبِ أَحْمَدَهَا، وَمِنَ الْاُمُوِر أَرْشَدَهَا، وَمِنَ التَّدَابِیرِ أَوْكَدَهَا، وَمِنَ الْجُدُودِ أَسْعَدَهَا، وَمِنَ الشُّؤُونِ أَعْوَدَهَا، وَمِنَ الْفَوَائِدِ أَرْجَحَهَا، وَمِنَ الْعَوَائِدِ أَنْجَحَهَا، وَمِنَ الزِّیَادَاتِ أَتَـمَّهَا، وَمِنَ الْبَـرَكَاتِ أَعَمَّهَا، وَمِنَ الصّٰالِحَاتِ أَعْظَمَهَا.

خداوندا ای پروردگار جهانیان، و حاکمتـرین حاکمان، و مهربان‌ترین مهربانان از تو می‌خواهم از گواهی دادن عادل‌ترین آن را، و از عبادت فعال‌ترین و از فزونی گستـرده‌ترین و از کرامت مورد غبطه‌ترین آن، و از سلامت شامل‌ترین، و از کارها حد وسط و میانی‌ترین، و از آرزوها موفق‌ترین، و از گفته‌ها راست‌ترین، و از محل‌ها شـریف‌ترین آنها، و از جایگاه‌ها لطیف‌ترین، و از حمایت محفوظ‌ترین، و از رعایت مهربان‌ترین، و از عصمت با کفایت‌ترین، و از آسایش شفابخش‌ترین و از نعمت بیشتـرین، و از همت‌ها والاترین، و از قسمت‌ها بالاترین، و از روزی‌ها فراوان‌ترین، و از اخلاق پاک‌ترین، و از راه‌ها نزدیک‌ترین آنها به مقصود، و از عاقبت‌ها ستوده‌ترین، و از امور هدایت یافته‌ترین آنها، و از تدبیرها محکم‌ترین، و از بهره‌ها سعادت‌مندترین، و از کارها سودمندترین، و از سودها برترین، و از فایده‌ها پرمایه‌ترین و از افزودن‌ها کامل‌ترین، و از برکت‌ها عمومی‌ترین، و از نیکی‌ها بزرگتـرین شان را.

اَللّٰهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ قَلْباً خَاشِعاً زَكِیّاً، وَلِسَاناً صَادِقاً عَلِیّاً، وَرِزْقاً وٰاسِعاً هِنِیّاً، وَعَیْشاً رَغْداً مَرِیئاً. وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ ضَنْكِ الْمَعَاشِ، وَمِنْ شَـرِّ كُلِّ سَاعٍ وَوَاشٍ، وَغَلَبَةِ الْاَضْدَادِ وَالْاَوْبَاشِ، وَكُلِّ قَبِیحٍ بَاطِنٍ أَوْ فَاشٍ. وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ دُعَاءٍ مَحْجُوبٍ، وَرَجَاءٍ مَكْذُوبٍ، وَحَیَاءٍ مَسْلُوبٍ، وَإِخَاءٍ مَعْبُوبٍ، وَاحْتِجَاجٍ مَغْلُوبٍ، وَرَأْیٍ غَیْرِ مُصِیبٍ.

خداوندا از تو می‌خواهم قلبی فروتن و پاک، و زبانی راستگوی و برتر، و روزی گستـرده و گوارا، و معیشتی آسوده و گوارا. و به تو پناه می‌برم از تنگی معیشت و از شـر هر سخن‌چین و فتنه‌گر، و از غلبه یافتـن مخالفان و فرومایگان، و از هر زشتی پنهان یا آشکاری. و به تو پناه می‌برم از دعای پوشیده شده، و امید ناکام گشته، و حیای از دست رفته، و برادری براساس فخرفروشی، و استدلال شکست خورده و نظر ناصواب.

اَللّٰهُمَّ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَالْمُسْتَعَاذُ، وَعَلَیْكَ الْمُعَوَّلُ وَبِكَ الْمَلٰاذُ، فَأَنِلْنِی لَطَائِفَ مِنَنِكَ فَإِنَّكَ لَطِیفٌ، وَلاٰ تَبْتَلِنِی بِـمِحَنِكَ فَإِنِّی ضَعِیفٌ، وَتَوَلَّنِی بِعَطْفِ تَحَنُّنِكَ یٰا رَؤُوفٌ، یٰا مَنْ آوَى الْمُنْقَطِعِینَ إِلَیْهِ، وَأَغْنِى الْمُتَوَكِّلِینَ عَلَیْهِ، جُدْ بِغِنَاكَ عَلیٰ فَاقَتِی، وَلاٰ تُحَمِّلْنِی فَوْقَ طَاقَتِی.

خداوندا تو یاری دهنده و پناه دهنده‌ای، و امید به توست و پناهگاه تویی، پس عطا کن مرا الطاف مُنتهایت را که تو با لطف هستی، و مرا مبتلا مکن به گرفتاری‌ها که من ناتوانم، و سـرپرستی کن مرا با توجه محبت آمیزت، ای مهربان ای آنکه پناه داده است روی آورندگان به سویش را، و بی‌نیاز ساخت، متوکلان بر او را، با بی‌نیازی‌ات بر فقرم تفضلی فرما، و بر من تحمیل مکن بیش از توانایی‌ام.

اَللّٰهُمَّ اجْعَلْنِی مِنَ الَّذِینَ جَدُّوا فیٖ قَصْدِكَ فَلَمْ یَنْكِلُوا وَسَلَكُوا الطَّرِیقَ إِلَیْكَ فَلَمْ یَعْدِلُوا، وَاعْتَمَدُوا عَلَیْكَ فِی الْوُصُولِ حَتّٰى وَصَلُوا، فَرَوِیَتْ قُلُوبُهُمْ مِنْ مَحَبَّتِكَ، وَأَنِسَتْ نُفُوسُهُمْ بِـمَعْرِفَتِكَ، فَلَمْ یَقْطَعْهُمْ عَنْكَ قَاطِعٌ، وَلاٰمَنَعَهُمْ عَنْ بُلُوغِ مٰا أَمَّلُوهُ لَدَیْكَ مٰانِعٌ، فَهُمْ فِیمَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خَالِدُونَ، ﴿لاٰيَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَـرُ وَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ هٰذَا يَوْمُكُمُ الَّذِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ﴾.

خداوندا قرار ده مرا از کسانی که در راه تو تلاش کردند و ناتوان نشدند و راه به سوی تو را در پیش گرفتند و منحرف نشدند، و در رسیدن، بر تو اعتماد کردند تا اینکه رسیدند، پس سیراب گشت دل‌های‌شان از محبتت، و مأنوس شد جان‌هایشان با معرفتت، پس آنها را قطع نکرد از تو قطع‌کننده‌ای، و مانع نگشت آنان را از رسیدن به آنچه نزد تو آرزو نـمودند منع کننده‌ای، و آنان در آنچه جان‌هایشان خواهان آن است جاویدانند، «اندوهگین نـمی‌سازد آنان را پریشانی بزرگ (قیامت) و روبرو می‌شوند با آنان فرشتگان که این همان روزتان است که وعده داده می‌شدید».

اَللّٰهُمَّ لَكَ قَلْبِی وَلِسَانِی، وَبِكَ نَجَاتِی وَأَمَانِی، وَأَنْتَ الْعَالِمُ بِسِـرّی وَإِعْلاٰنِی، فَأَمِتْ قَلْبِی عَنِ الْبَغْضَاءِ، وَأَصْمِتْ لِسَانِی عَنِ الْفَحْشَاءِ، وَأَخْلِصْ سَـرِیرَتِی عَنْ عَلاٰئِقِ الْاَهْوَاءِ، وَاكْفِنِی بِأَمَانِكَ مِنْ عَوَائِقِ الضَّـرّٰاءِ.

خداوندا قلب و زبانم برای تو، و نجات و ایمنی‌ام به تو است، و تو آگاه هستی بر پنهان و آشکارم، پس فارغ بدار دلـم را از دشمنی، و خاموش کن زبانم را از ناسزاگویی و خالص کن درونم را از وابستگی هواها، و کفایت کن مرا به ایمنی‌ات از بازدارنده‌های زیانبخش.

وَاجْعَلْ سِـرِّی مَعْقُوداً عَلیٰ مُرَاقَبَتِكَ، وَإِعْلانِی مُوَافِقاً لِطَاعَتِكَ، وَهَبْ لیٖ جِسْماً رَوْحَاِنیّاً، وَقَلْباً سَمَاوِیّاً، وَهِمَّةً مُتَّصِلَةً بِكَ، وَیَقِیناً صَادِقاً فیٖ حُبِّكَ، وَأَلْهِمْنِی مِنْ مَحَامِدِكَ أَمْدَحَهَا، وَهَبْ لیٖ مِنْ فَوَائِدِكَ أَسْمَحَهَا، إِنَّكَ وَلِیُّ الْحَمْدِ وَالْمُسْتَوْلِی عَلَی الْمَجْدِ.

و درونم را وابسته به نظارتت قرار ده، و آشکارم را موافق طاعتت ساز، و ببخش مرا بدنی روحانی، و قلبی آسمانی، و همتی به تو پیوسته، و یقینی راستین در محبتت، و الهام کن مرا از ستایش‌هایت ستوده‌ترین آنها را، و عطا کن به من از سودهایت با ارزش‌ترین آنها را، که تو دارندۀ ستایش و چیره بر بزرگواری هستی.

یٰا مَنْ لاٰیَنْقُصُ مَلَكُوتَهُ عِصْیَانُ الْمُتَمَرِّدِینَ، وَلاٰ یَزِیدُ جَبَـرُوتَهُ إِیمَانُ الْمُوَحِّدِینَ، إِلَیْكَ أَسْتَشْفِعُ بِقَدْیمِ كَرَمِكَ، أَنْ لاٰتَسْلُبَنِی مٰا مَنَحْتَنِی مِنْ جَسِیمِ نِعَمِكَ، وَاصْـرِفْنِی بِحُسْنِ نَظَرِكَ لیٖ عَنْ وَرْطَةِ الْمَهَالِكِ، وَعَرِّفْنِی بِجَمِیلِ اخْتِیَارِكَ لیٖ مُنْجِیَاتِ الْمَسَالِكِ.

ای آنکه نـمی‌کاهد ملکوتش را نافرمانی سـرکشان، و نـمی‌افزاید قدرتش را ایمان یگانه‌پرستان، با کرم قدیمت نزد تو شفاعت می‌جویم، که از من مگیری آنچه را به من داده‌ای از نعمت‌های بزرگت، و با توجه نیکویت به من مرا از گرداب هلاکت‌ها دور ساز، و آشنایم ساز با گزینش زیبایت برای من در راه‌های نجات بخش.

یٰا مَنْ قَرُبَتْ رَحْمَتُهُ مِنَ الْمُحْسِنِینَ، وَأَوْجَبَ عَفْوَہُ لِلْاَوّٰابِینَ، بَلِّغْنٰا بِرَحْمَتِكَ غَنٰائِمَ الْبِـرِّ وَالْاِحْسَانِ، وَجَلِّلْنَا بِنِعْمَتِكَ مَلاٰبِسَ الْعَفْوِ وَالْغُفْرَانِ، وَأَصْحِبْ رَغَبٰاتِنَا بِحَیَاءٍ یِقْطَعُهَا َعنِ الشَّهَوَاتِ، وَاحْشُ قُلُوبَنَا نُوراً یَمْنَعُهَا مِنَ الشُّبُهَاتِ، وَأَوْدِعْ نُفُوسَنَا خَوْفَ الْمُشْفِقِینَ مِنْ سُوءِ الْحِسَابِ، وَرَجَاءَ الْوَاثِقِینَ بِتَوْفِیرِ الثَّوَابِ، فَلاٰ نَغْتَـرَّ بِالْاَمْهَالِ وَلاٰ نُقَصّـِرَ فیٖ صَالِحِ الْاَعْمَالِ، وَلاٰ نَفْتُـرَ عَنِ التَّسْبِیحِ بِحَمْدِكَ فِی الْغُدُوِّ وَالْآصَالِ.

ای آنکه رحمتش به نیکوکاران نزدیک است، و عفوش را برای توبه کنندگان واجب نـموده، ما را برسان به رحمتت، به غنیمت‌های نیکی و نیکوکاری، و بپوشان ما را با نعمتت جامه‌های عفو و آمرزش را، و همراه ساز تـمایلات ما را با حیایی که آن را از شهوت‌ها جدا سازد، و پر کن دل‌های ما را با نوری که آن را از شبهات باز دارد، و بسپار به جان‌هایمان ترس بیمناکان از بدی حساب، و امید اطمینان یافتگان به فراوانی ثواب را، که به مهلت دادن مغرور نشویم و در کارهای نیک کوتاهی نورزیم، و سست نگردیم از تسبیح نـمودن به ستایشت در بامداد و شامگاه.

یٰا مَنْ آنَسَ الْعَارِفِینَ بِطُولِ مُنَاجَاتِهِ، وَأَلْبَسَ الْخَائِفِینَ ثَوْبَ مُوَالاٰتِهِ، مَتىٰ فَرِحَ مَنْ قَصَدَتْ سِوَاكَ هِمَّتُهُ؟! وَمَتَى اسْتَـرٰاحَ مَنْ أَرٰادَتْ غَیْرَكَ عَزِیمَتُهُ؟! وَمَنْ ذَا الَّذِی قَصَدَكَ بِصِدْقِ الْاِرٰادَةِ فَلَمْ تُشَفِّعْهُ فِی مُرٰادِہِ؟! أَمْ مَنْ ذَا الَّذِی اعْتَمَدَ عَلَیْكَ فیٖ أَمْرِہِ فَلَمْ تَجُدْ بِإِسْعٰادِہِ؟! أَمْ مَنْ ذَا الَّذِی اسْتَـرْشَدَكَ فَلَمْ تَـمْنُنْ بِإِرْشَادِہِ؟!

ای آنکه انس بخشید عارفان را با مناجات طولانی‌اش، و پوشاند به بیمناکان جامۀ ارادتش را. چه وقت شاد شد آنکه همتش غیر از تو را قصد نـمود؟! و چه وقت آسوده گشت آنکه اراده کرد غیر از تو را تصمیمش؟! و کیست آنکه با اراده‌ای راستین قصد تو را نـمود و تو او را شفاعت ندادی در خواسته‌اش؟! یا کیست آنکه در کارش بر تو اعتماد نـمود و تو لطف نفرمودی در سعادتـمندی‌اش؟! یا کیست آنکه از تو راهنمایی خواست و تو در راهنمایی‌اش منت ننهادی؟!

اَللّٰهُمَّ عَبْدُكَ الضَّعِیفُ الْفَقِیرُ، وَمِسْكِینُكَ اللَّهِیفُ الْمُسْتَجِیرُ، عَالِمٌ أَنَّ فیٖ قَبْضَتِكَ أَزِمَّةَ التَّدْبِیرِ، وَمَصَادِرَ الْمَقٰادِیرِ عَنْ إِرَادَتِكَ، وَأَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ بِقُدْسِكَ حَیٰاةً لِكُلِّ شَیْءٍ، وَجَعَلْتَهُ نَجاةً لِكُلِّ حَیٍّ، فَارْزُقْهُ مِنْ حَلاٰوَةِ مُصَافَاتِكَ مٰا یَصِیرُ بِهِ اِلیٰ مَرْضَاتِكَ، وَهَبْ لَهُ مِنْ خُشُوعِ التَّذَلُّلِ وَخُضُوعِ التَّبَتُّلِ فیٖ رَهْبَةِ الْاِخْبَاتِ وَسَلاٰمَةِ الْمَحْیَا وَالْمَمَاتِ، مٰا تُحْضِـرُہُ بِهِ كِفَایَةَ الْمُتَوَكِّلِینَ، وَتُـمِیرُہُ بِهِ رِعَایَةَ الْمَكْفُولِینَ، وَتُعِیرُہُ بِهِ وَلاٰیَةَ الْمُتَّصِلِینَ الْمَقْبُولِینَ.

خداوندا بندۀ ناتوان فقیرت، و مسکین ستم رسیده پناهجویت، می‌داند که افسار تدبیر در اختیار تو، و سـرچشمه‌های تقدیرها به ارادۀ تو است، و همانا تو، به پاکی‌ات برای هر چیزی حیاتی به پا داشتی، و آن را نجاتی قرار دادی برای هر زنده‌ای، پس او را روزی ده از شیرینی دوستی خالصانه‌ات آنچه بدان راه یابد به سوی خرسندی‌ات، و ببخش او را از خشوع خوار گشتـن، و خضوع روی آوردن به خدا و بریدن از غیر او، و سلامت زندگی و مرگ، آنچه را که به آن حاضـر می‌گردانی او را کفایت توکل کنندگان را، و عطا می‌کنی به آن او را رعایت کفالت شدگان را، و بر او می‌بخشی به آن، ولایت پیوستگان پذیرفته شده را.

یٰا مَنْ هُوَ أَبَرُّ بیٖ مِنَ الْوَالِدِ الشَّفِیقِ، وَأَقْرَبُ إِلَیَّ مِنَ الصّٰاحِبِ اللَّزِیقِ، أَنْتَ مَوْضِعُ أُنْسِی فِی الْخَلْوَةِ إِذَا أَوْحَشَنِى الْمَكَانُ، وَلَفَظَتْنِی الْاَوْطَانُ، وَفَارَقَتْنِی الْاُلّٰافُ وَالْجِیرَانُ، وَانْفَرَدْتُ فیٖ مَحَلٍّ ضَنْكٍ قَصِیرِ السَّمْكِ ضَیِّقِ الضَّـرِیحِ مُطْبَقِ الصَّفِیحِ، مَهُولٍ مَنْظَرُہُ، ثَقِیلٍ مَدَرُہُ، مُسْتَقِلَّةٍ بِالْوَحْشَةِ عَرْصَتُهُ، مُغَشّٰاةٍ بِالظُّلْمَةِ سَاحَتُهُ، عَلیٰ غَیْرِ مِهَادٍ وَلاٰ وِسَادٍ، وَلاٰ تَقْدِمَةِ زَادٍ، وَلَااعْتِدَادٍ لِمَعَادٍ، فَتَدَارَكْنِی بِرَحْمَتِكَ الَّتِی وَسِعَتِ الْاَشْیٰاءَ أَكْنَافُهَا وَجَمَعَتِ الْاَحْیَاءَ أَطْرَافُهَا، وَعَمَّتِ الْبَـرٰایٰا أَلْطَافُهَا، وَعُدْ عَلَیَّ بِعَفْوِكَ یٰا كَرِیمُ، وَلاٰ تُؤٰاخِذْنِی بِجَهْلِی یٰا رَحِیمُ.

ای آنکه به من از پدر مهربان دلسوزتر است، و نزدیک‌تر است به من از یار همراه، تو جایگاه انس من در خلوت هستی، هرگاه مکان مرا به وحشت اندازد، و مرا دور کند وطن‌ها، و جدا شوند از من عزیزان و همسایگان و تنها ماندم در جایی تنگ با سقفی کوتاه، و جایی تنگ که اطرافش به هم برآمده، و هولناک است منظرش و سنگین است گِل آن، و عرصه‌اش به وحشت آرمیده، و پوشانیده شده با تاریکی محیطش، نه زیراندازی و نه بالشی، و نه توشۀ از پیش فرستاده‌ای، و نه آمادگیی برای بازگشت، پس مرا دریاب با رحمتت، که سایه‌اش همۀ اشیا را در بر گرفته، و فراهم آورده است زندگان را پیرامونش، و آفریدگان را الطافش فرا گرفته است، و بازگرد به سوی من با عفوت ای بزرگوار، و مگیر مرا به نادانی‌ام ای مهربان.

اَللّٰهُمَّ ارْحَمْ مَنِ اكْتَنَفَتْهُ سَیِّئاتُهُ، وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِیئٰاتُهُ، وَحَفَّتْ بِهِ جِنٰایَاتُهُ، بِعَفْوِكَ ارْحَمْ مَنْ لَیْسَ لَهُ مِنْ عَمَلِهِ شَافِعٌ، وَلاٰ یَمْنَعُهُ مِنْ عَذَابِكَ مٰانِعٌ، اِرْحَمِ الْغَافِلَ عَمّٰا أَضَلَّهُ، وَالذّٰاهِلَ عَنِ الْاَمْرِ الَّذِی خُلِقَ لَهُ، ارْحَمْ مَنْ نَقَضَ الْعَهْدَ وَغَدَرَ، وَعَلیٰ مَعْصِیَتِكَ انْطَوىٰ وَأَصَـرَّ، وَجَاهَرَكَ بِجَهْلِهِ وَمَا اسْتَتَـرَ، ارْحَمْ مَنْ أَلْقىٰ عَنْ رَأْسِهِ قِنٰاعَ الْحَیٰاءِ، وَحَسـَرَ عَنْ ذِرٰاعَیْهِ جِلْبَابَ الْاَتْقِیَاءِ، وَاجْتَـرَاَ عَلیٰ سَخَطِكَ بِارْتِكَابِ الْفَحْشَاءِ، فَیٰا مَنْ لَمْ یَزَلْ عَفُوّاً غَفَّاراً ارْحَمْ مَنْ لَمْ یَزَلْ مُسْقَطاً عَثّٰاراً.

خداوندا رحم کن بر آنکه بدی‌هایش او را در برگرفته، و خطاهایش وی را احاطه نـموده، و بر او گِرد آمده‌اند جنایاتش، به عفوت رحم کن کسی را که او را نیست از عملش شفاعت کننده‌ای، و باز نـمی‌دارد او را از عذابت بازدارنده‌ای، رحم کن آنکه غافل است از آنچه او را گمراه نـموده، و فراموش کرده است از امری که خلق شده است برای آن، رحم کن آن را که عهد را شکسته و خدعه نـموده، و بر معصیتت پیوسته و اصـرار کرده، و با تو آشکارا به خاطر نادانی‌اش درافتاده و پنهانی نجسته است، رحم کن آن را که پوشش حیا را از سـر خود برداشته و از دست‌های خود دور کرده جامۀ پرهیزکاران را، و بر خشمت گستاخی نـموده است با ارتکاب زشتی‌ها، پس ای آنکه پیوسته عفوکنندۀ آمرزنده بوده، رحم کن کسی را که پیوسته از پای افتادۀ بسیار خطا کننده بوده است.

اَللّٰهُمَّ اغْفِرْ لیٖ مٰا مَضیٰ مِنّیٖ، وَاخْتِمْ لیٖ بِـمٰا تَرْضیٰ بِهِ عَنِّی، وَاعْقُدْ عِزٰائـِمیٖ عَلیٰ تَوْبَةٍ بِكَ مُتَّصِلَةٍ، وَلَدَیْكَ مُتَقَبَّلَةٍ، تُقِیلُنِی بِهٰا عَثَـرَاتِی، وَتَسْتُـرُ بِهٰا عَوْرَاتِی، وَتَرْحَمُ بِهٰا عَبَـرَاتِی، وَتُجِیرُنِی بِهٰا إِجٰارَةً مِنْ مَعٰاطِبِ انْتِقٰامِكَ، وَتُنِیلُنِی بِهَا الْمَسَـرَّةَ بِـمَوَاهِبِ إِنْعَامِكَ، یَوْمَ تَبْـرُزُ الْاَخْبَارُ، وَتَعْظُمُ الْاَخْطَارُ، وَتُبْلَی الْاَسْـرَارُ، وَتُهْتَكُ الْاَسْتٰارُ، وَتَشْخَصُ الْقُلُوبُ وَالْاَبْصَارُ، ﴿يَوْمَ لاٰيَنْفَعُ الظَّالِمِینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ﴾ إِنَّكَ مَعْدِنُ الْآلاٰءِ وَالْكَرَمِ، وَصَارِفُ اللَّأْوٰاءِ وَالنِّقَمِ، لاٰ إِلٰهَ إِلّٰا أَنْتَ عَلَیْكَ أَعْتَمِدُ وَبِكَ أَسْتَعِینُ، وَأَنْتَ حَسْبِی وَكَفىٰ بِكَ وَكِیلاً.

خداوندا بر من ببخش آنچه را که از من گذشته، و عاقبتم را پایان بده به آنچه تو را از من خشنود می‌سازد، و محکم ساز تصمیم‌هایم را بر توبه‌ای به تو پیوسته، و در پیشگاهت پذیرفته گشته، که به آن لغزش‌هایم را ببخشی، و بپوشانی به آن عیب‌هایم را و رحم کنی به آن گریه‌هایم را، و پناه دهی مرا به آن پناه دادنی از جاهای هلاک آفرین انتقامت، و به آن مرا عطا کنی شادمانی به بخشش‌های احسانت را، روزی که خبـرها آشکار شوند، و خطرها عظیم گردند، و رازها ظاهر، و پرده‌ها دریده شوند، و توجه کنند دل‌ها و دیده‌ها «روزی که ظالـمان را سود ندهد معذرت خواهی‌شان، و آنان را باشد لعنت، و آنان را باشد بدی جایگاه» همانا تو معدن نعمت‌ها و کرم هستی، و دورکنندۀ سختی‌ها و بلاهایی، نیست پروردگاری جز تو، بر تو اعتماد می‌کنم و از تو یاری می‌جویم، و تو مرا بس هستی و کافی باشی به عنوان وکیل.

یٰا مَالِكَ خَزَائِنِ الْاَقْوَاتِ وَفَاطِرَ أَصْنَافِ الْبَـرِیّٰاتِ، وَخَالِقَ سَبْعِ طَرَائِقَ مَسْلُوكَاتٍ مِنْ فَوْقِ سَبْعِ أَرَضِینَ مُذَلَّلاٰتٍ، الْعَالیٖ فیٖ وَقَارِ الْعِزِّ وَالْمِنْعَةِ، وَالدّٰائِمُ فیٖ كِبْـرِیٰاءِ الْهَیْبَةِ وَالرِّفْعَةِ، وَالْجَوَادُ بِنَیْلِهِ عَلیٰ خَلْقِهِ مِنْ سَعَةٍ، لَیْسَ لَهُ حَدٌّ وَلاٰ أَمَدٌ، وَلاٰ یُدْرِكُهُ تَحْصِیلٌ وَلاٰ عَدَدٌ، وَلاٰ یُحِیطُ بِوَصْفِهِ أَحَدٌ.

ای مالک خزانه‌های روزی‌ها، و به وجود آورندۀ انواع آفریده‌ها، و آفریدگار هفت راه به هم پیوسته در بالای هفت زمین رام گشته، بلند مرتبه در وقار عزت و قدرت و پیوستۀ ماندگار در بزرگواری هیبت و رفعت، و بخشنده به عطایش بر آفریدگانش از وسعت روزی‌اش، او را نیست حدی و نه منتهایی، و در نـمی‌یابد او را به دست آوردن و نه عددی، و نه کسی به وصف او را احاطه می‌نـماید.

اَلْحَمْدُلِلّٰهِ خَالِقِ أَمْشَاجِ النَّسَمِ وَمُولِجِ الْاَنْوَارِ فِی الظُّلَمِ، وَمُخْرِجِ الْمَوْجُودِ مِنَ الْعَدَمِ، وَالسّٰابِقِ الْاَزَلِیَّةِ بِالْقِدَمِ، وَالْجَوَادِ عَلیَ الْخَلْقِ بِسَوَابِغِ النِّعَمِ، وَالْعَوّٰادِ عَلَیْهِمْ بِالْفَضْلِ وَالْكَرَمِ، الَّذِی لاٰیُعْجِزُہُ كَثْـرَةُ الْاِنْفٰاقِ، وَلاٰ یُمْسِكُ خَشْیَةَ الْاِمْلاٰقِ، وَلاٰ یُنْقِصُهُ إِدْرَارُ الْاَرْزَاقِ، وَلاٰ یُدْرَكُ بِأَنٰاسِیِّ الْاَحْدَاقِ وَلاٰ یُوصَفُ بِـمُضٰامَّةٍ وَلَاافْتِـرَاقٍ.

سپاس خدای را، آفرینندۀ آفریده‌هایی که ترکیب یافته‌اند، و واردکننده روشنی‌ها در تاریکی‌ها، و خارج کنندۀ موجود از نیستی، و پیشی گیرنده ازلی به سبب قدمت و بی‌ابتدا بودن، و سخاوتـمند بر خلایق با نعمت‌های فراوان، و بسیار لطف کننده بر آنان به فضل و کرم، آن که ناتوان نـمی‌سازد او را فراوانی انفاق و بخشش، و خودداری نـمی‌کند از بخشش از ترس بی‌چیز شدن، و نـمی‌کاهد او را ریزش پیاپی روزی‌ها، و در یافته نـمی‌شود با مردمک چشم‌ها، و توصیف نـمی‌شود به فراهم بودن و یا جدا گشتـن.

أَحْمَدُہُ عَلیٰ جَزِیلِ إِحْسَانِهِ، وَأَعُوذُ بِهِ مِنْ حُلُولِ خِذْلاٰنِهِ، وَأَسْتَهْدِیهِ بِنُورِ بُرْهَانِهِ، وَأُومِنُ بِهِ حَقَّ إِیمَانِهِ.

او را می‌ستایم بر احسان فراوانش، و به او پناه می‌برم از پیش آمدن خوار کردنش، و از او هدایت می‌جویم به نور برهانش، و به او ایمان می‌آورم به حقیقت ایمانش.

وَأَشْهَدُ أَنْ لاٰ إِلٰهَ إِلَّا اللّٰهُ وَحْدَہُ لاٰشَـرِیكَ لَهُ، الَّذِی عَمَّ الْخَلٰائِقَ جَدْوَاهُ، وَتَمَّ حُكْمُهُ فِیمَنْ أَضَلَّ مِنْهُمْ وَهَدٰاهُ، وَأَحٰاطَ عِلْماً بِـمَنْ أَطَاعَهُ وَعَصَاهُ، وَاسْتَوْلیٰ عَلَی الْمُلْكِ بِعِزٍّ أَبَدٍ فَحَوٰاهُ، فَسَبَّحَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ وَأَكْنَافُهَا، وَالْاَرْضُ وَأَطْرَافُهَا، وَالْجِبَالُ وَأَعْرَافُهَا، وَالشَّجَرُ وَأَغْصٰانُها، وَالْبِحَارُ وَحِیتَانُهَا، وَالنُّجُومُ فیٖ مَطَالِعِهَا، وَالْاَمْطَارُ فیٖ مَوَاقِعِهَا، وَوُحُوشُ الْاَرْضِ وَسِبَاعُهَا، وَمَدَدُ الْاَنْهَارِ وَأَمْوَاجُهَا، وَعَذْبُ الْمِیٰاهُ وَأُجَاجُهَا، وَهُبُوبُ الرِّیَاحِ وَعَجَاجُهَا، وَكُلُّ مٰا وَقَعَ عَلَیْهِ وَصْفٌ وَتَسْمِیَةٌ، أَوْ یُدْرِكُهُ حَدٌّ یَحْوِیهِ مِمّٰا یُتَصَوَّرُ فِی الْفِكْرِ، أَوْ یُتَمَثَّلُ بِجِسْمٍ أَوْ قَدَرٍ، أَوْ یُنْسَبُ اِلیٰ عَرَضٍ أَوْ جَوْهَرٍ، مِنْ صَغِیرٍ حَقِیرٍ، أَوْ خَطِیرٍ كَبِیرٍ، مُقِرّاً لَهُ بِالْعُبُودِیَّةِ خَاشِعاً، مُعْتَـرِفاً لَهُ بِالْوَحْدٰانِیَّةِ طَائِعاً، مُسْتَجِیباً لِدَعْوَتِهِ خٰاضِعاً، مُتَضَـرِّعاً لِمَشِیِّتِهِ مُتَوَاضِعاً، لَهُ الْمُلْكُ الَّذِی لاٰنَفٰادَ لِدَیْمُومِیَّتِهِ وَلَاانْقِضَاءَ لِعِدَّتِهِ.

و گواهی می‌دهم که نیست پروردگاری جز خدای یکتایی که شـریک ندارد، آنکه در بر گرفته است همۀ موجودات را عطایش، و حکم او کامل گشت در مورد آنکه گمراه نـمود و هدایت کرد، و علم او در برگرفت هر کس که او را اطاعت نـموده یا نافرامانی کرده است، و چیره گشت بر پادشاهی با عزت ابدی و آن را در اختیار گرفت، پس او را به پاکی ستود آسمان‌ها و اطراف‌شان، و زمین و کناره‌هایش، و کوه‌ها و قله‌های‌شان، و درختان و شاخه‌های‌شان، و دریاها و ماهی‌های‌شان، و ستارگان در محل طلوع‌شان، و باران‌ها در اوقات‌شان، و جانوران وحشی زمین و درندگانش، و سـرچشمۀ رودها و امواج‌شان، و شیرینی آنها و شورشان، و وزیدن بادها و صدای‌شان و هرچه بر آن قرار گرفت وصفی و نام نهادنی، یا اینکه دریابد آن را حدی که آن را فراگیرد از آنچه در اندیشه تصور شود، یا نـمایانده شود به جسمی یا اندازه‌ای یا نسبت داده شود به عرض یا جوهری از کوچکی ناچیز، یا مهمی بزرگ، اقرارکنندۀ خاشع برای وی به عبودیت، اعتـراف کنندۀ فرمانبـر برای وی به یگانگی اجابت کنندۀ با خضوع برای دعوتش، تضـرع کنندۀ فروتن برای خواسته‌اش، برای اوست ملکی که پایانی نیست جاودانگی‌اش را، و انتهایی نیست مدتش را.

وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُہُ الْكَرِیمُ، وَرَسُولُهُ الطّٰاهِرُ الْمَعْصُومُ، بَعَثَهُ وَالنّٰاسُ فیٖ غَمْرَةِ الضَّلاٰلَةِ سٰاهُونَ، وَفیٖ غِرَّةِ الْجَهٰالَةِ لاٰهُونَ، لاٰ یَقُولُونَ صِدْقاً وَلاٰ یَسْتَعْمِلُونَ حَقّاً، قَدِاكْتَنَفَتْهُمُ الْقَسْوَةُ، وَحَقَّتْ عَلَیْهِمُ الشِّقْوَةُ، إِلّٰا مَنْ أَحَبَّ اللّٰهُ إِنْقٰاذَہُ، وَرَحِمَهُ وَأَعَانَهُ، فَقٰامَ مُحَمَّدٌ صَلَوٰاتُ اللّٰهِ عَلَیْهِ وَآلِهِ فِیهِمْ مُجِدّاً فیٖ إِنْذَارِہِ، مُرْشِداً لِاَنْوَارِہِ، بِعَزْمٍ ثٰاقِبٍ وَحُكْمٍ وَاجِبٍ، حَتّٰى تَأَلَّقَ شِهٰابُ الْاِیمَانِ، وَتَفَرَّقَ حِزْبُ الشَّیْطَانِ، وَأَعَزَّ اللّٰهُ جُنْدَہُ، وَعُبِدَ وَحْدَہُ.

و گواهی می‌دهم که محمد بنده بزرگوار اوست، و فرستادۀ پاک معصومش، او را فرستاد در حالی که مردم در دریای گمراهی سـرگشته بودند، و در غفلت نادانی مشغول، نه راست می‌گفتند و نه حق را عمل می‌نـمودند سنگدلی بر آنان دست یافته، و بر آنها محقق گشته بود بدبختی، مگر کسی که خداوند رهایی‌اش را دوست داشته و به او رحم کرده و او را یاری داده بود، پس قیام کرد محمد که صلوات خداوند بر او و خاندانش باد در میان آنان کوشا در بیم دادنش، راهنمایی کننده به سوی نورهایش، با عزمی نافذ و حکمی واجب، تا اینکه شهاب ایمان درخشید و حزب شیطان پراکنده گشت، و خداوند لشکریانش را عزت بخشید، و تنها او پرستیده شد.

ثُمَّ اخْتَارَہُ اللّٰهُ فَرَفَعَهُ اِلیٰ رَوْحِ جَنَّتِهِ، وَفَسِیحِ كَرَامَتِهِ، فَقَبَضَهُ تَقِیّاً زَكِیّاً رَاضِیّاً مَرْضِیّاً طَاهِراً نِقِیّاً، ﴿وَتَـمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لاٰمُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ﴾، صَلَّی اللّٰهُ عَلَیْهِ وَعَلیٰ آلِهِ وَأَقْرَبِیهِ، وَذَوَیٖ رَحِمِهِ وَمَوَالِیهِ صَلاٰةً جَلِیلَةً جَزِیلَةً مَوْصُولَةً مَقْبُولَةً، لَاانْقِطَاعَ لِمَزِیدِهَا، وَلَااتِّضٰاعَ لِمَشِیدِهَا، وَلَاامْتِنَاعَ لِصُعُودِهَا، تَنْتَهِی اِلیٰ مَقَرِّ أَرْوَاحِهِمْ، وَمَقَامِ فَلاٰحِهِمْ، فَیُضَاعِفُ اللّٰهُ لَهُمْ تَحِیّٰاتِهٰا، وَیُشَـرِّفُ لَدَیْهِمْ صَلَوَاتِهٰا، فَتَتَلَقّٰاهُمْ مَقْرُونَةً بِالرَّوْحِ وَالسُّـرُورِ، مَحْفُوفَةً بِالنَّضَارَةِ وَالنُّورٍ، دَائِـمَةً بِلاٰ فَنٰاءٍ وَلاٰ فُتُورٍ.

سپس خداوند او را اختیار کرد، پس او را بالا برد به سوی آسایش بهشت و گستـرۀ کرامت خویش، پس جان او را گرفت در حالی که با تقوا و پاک و خرسند و مورد رضایت، طاهر و بی آلایش بود «و کامل گشت سخن پروردگارت به صداقت و عدل، که نیست تغییر دهنده‌ای کلماتش را، و او شنوای داناست» صلوات خداوند بر او، و بر خاندان و نزدیکان و خویشان و دوستانش باد، درودی ارزشمند و فراوان، رسیده و پذیرفته شده، که فزونی‌اش را انقطاعی نباشد، و نه بلندی‌اش را پستی، و نه بازدارنده‌ای برای بالا رفتنش، منتهی گردد به جایگاه ارواح‌شان و محل رستگاری‌شان، و خداوند درودها را برای آنان مضاعف سازد و صلوات را نزد آنان شـرافت بخشد، پس با آنان روبرو شوند همراه با آسایش و شادمانی، فراگرفته شده با شادابی و روشنایی، پیوستۀ بی‌نابودی و نه سستی باشد آنها را.

اَللّٰهُمَّ اجْعَلْ أَكْمَلَ صَلَوَاتِكَ وَأَشْـرَفَهَا، وَأَجْمَلَ تَحِیّٰاتِكَ وَأَلْطَفَهٰا، وَأَشْمَلَ بَرَكَاتِكَ وَأَعْطَفَهَا، وَأَجَلَّ هِبَاتِكَ وَاَرْاَفَهَا عَلیٰ مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ وَأَكْرَمِ الْمُرْسَلِینَ الْمَبْعُوثِ فِی الْاُمِّیِّینَ، وَعَلیٰ أَهْلِ بَیْتِهِ الْاَصْفِیَاءِ الطّٰاهِرِینَ، وَعِتْـرَتِهِ النُّجَبَاءِ الْمُخْتَارِینَ، وَشِیعَتِهِ الْاَوْفِیَاءِ الْمُوَازِرِینَ مِنْ أَنْصَارِہِ وَالْمُهَاجِرِینَ، وَأَدْخِلْنَا فیٖ شَفٰاعَتِهِ یَوْمَ الدِّینِ مَعَ مَنْ دَخَلَ فیٖ زُمْرَتِهِ مِنَ الْمُوَحِّدِینَ، یٰا أَكْرَمَ الْاَكْرَمِینَ وَیٰا أَرْحَمَ الرّٰاحِمِینَ.

خداوندا قرار ده کامل‌ترین و برترین صلواتت، و زیباترین و لطیف‌ترین درودهایت، و شامل‌ترین و مهربان‌ترین برکاتت، و بزرگ‌ترین و پرمهرترین بخشش‌هایت را، بر محمد خاتم پیامبـران، و گرامی‌ترین فرستادگان که برانگیخته شده در میان اُمیّها، و بر اهل‌بیت او برگزیدگان پاک، و عتـرتش، پاکان برگزیده، و شیعیانش، باوفایان یاری دهنده از انصار و مهاجرینش، و ما را داخل کن در شفاعتش در روز جزا همراه آنکه در زمره‌اش داخل شد از یکتاپرستان، ای گرامی‌ترین بزرگواران، و ای مهربان‌ترین مهربانان.

اَللّٰهُمَّ أَنْتَ الْمَلِكُ الَّذِی لاٰیُمْلَكُ، وَالْوَاحِدُ الَّذِی لاٰشَـرِیكَ لَكَ، یٰاسَامِعَ السـِّرِّ وَالنَّجْوىٰ، وَیٰا دَافِعَ الضُّـرِّ وَالْبَلْوىٰ، وَیٰا كَاشِفَ الْعُسْـرِ وَالْبُؤْسیٰ، وَقٰابِلَ الْعُذْرِ وَالْعُتْبىٰ، وَمُسْبِلَ السِّتْـرِ عَلَی الْوَرىٰ، جَلِّلْنِی مِنْ رَأْفَتِكَ بِأَمْرٍ وَاقٍ، وَاشْمِلْنِی مِنْ رِعَایَتِكَ بِرُكْنٍ بَاقٍ، وَأَوْصِلْنِی بِعِنَایَتِكَ اِلیٰ غَایَةِ السِّبَاقِ، وَاجْعَلْنِی بِرَحْمَتِكَ مِنْ أَهْلِ الرِّعَایَةِ لِلْمِیثَاقِ، وَاعْمُرْ قَلْبِی بِخَشْیَةِ ذَوِی الْاِشْفَاقِ، یٰا مَنْ لَمْ یَزَلْ فِعْلُهُ بیٖ حَسَناً جَمِیلاً، وَلَمْ یَكُنْ بِسَتْـرِہِ عَلَیَّ بَخِیلاً، وَلاٰ بِعُقُوبَتِهِ عَلَیَّ عَجُولاً، أَتْـمِمْ عَلَیَّ مٰا ظَاهَرْتَ مِنْ تَفَضُّلِكَ، وَلاٰ تُؤٰاخِذْنِی بِـمٰا سَتَـرْتَ عَلَیَّ عِنْدَ نَظَرِكَ.

خداوندا تو پادشاهی هستی که در ملک کسی قرار نـمی‌گیری، و یکتایی هستی که شـریکی نیست تو را، ای شنوندۀ راز و نجوا، و ای دورکنندۀ زیان و بلوا، و ای برطرف کنندۀ تنگدستی و بینوایی، و ای پذیرنده عذر و گله‌مندی، و افکنندۀ پرده بر عیب بندگان، مرا به مهربانی‌ات بپوشان با امری حفظ کننده، و مرا شامل گردان از رعایتت به قدرتی ماندگار، و برسان مرا به عنایتت تا نهایت سبقت گرفتـن، و قرار ده مرا به رحمتت از اهل رعایت به عهد میثاق، و دلـم را زنده بدار با ترس بیمناکانت، ای آنکه پیوسته عمل او نسبت به من نیکو و زیبا بوده است، و نبوده به پوشش بر من بخیل، و نه به کیفرش بر من شتابنده، بر من کامل ساز آنچه را از فضلت آشکار نـمودی، و مرا مگیر به آنچه بر من پوشاندی به لطفت.

سَیِّدِی كَمْ مِنْ نِعْمَةٍ ظَلَلْتُ لِاَنِیقِ بَهْجَتِهَا لاٰبِساً، وَكَمْ أَسْدَیْتَ عِنْدَی مِنْ یَدٍ قَدْ طَفِقْتُ بِهِدَایَتِهَا مُنَافِساً، وَكَمْ قَلَّدْتَنِی مِنْ مِنَّةٍ ضَعُفَتْ قُوَایَ عَنْ حَمْلِهَا، وَذَهِلَتْ فِطْنَتِی عَنْ ذِكْرِ فَضْلِهَا، وَعَجَزَ شُكْریٖ عَنْ جَزَائِهَا، وَضِقْتُ ذَرْعاً بِإِحْصَائِهَا، قَابَلْتُكَ فِیهٰا بِالْعِصْیَانِ، وَنَسِیتُ شُكْرَ مٰا أَوْلَیْتَنِی فِیهٰا مِنَ الْاِحْسَانِ، فَمَنْ اَسْوَءُ حَالاً مِنِّی إِنْ لَمْ تَتَدَارَكْنِی بِالْغُفْرَانِ، وَتُوزِعْنِی شُكْرَ مَااصْطَنَعْتَ عِنْدَی مِنْ فَوَائِدِ الْاِمْتِنَانِ؟! فَلَسْتُ مُسْتَطِیعاً لِقَضَاءِ حُقُوقِكَ إِنْ لَمْ تُؤَیِّدْنِی بِصِحَّةِ تَوْفِیقِكَ.

سـرورم، چه بسیار نعمت که من زیبایی دل انگیزش را بر تن نـمودم، و چه بسیار بخشیدی به من لطفی که به هدایتش با دیگران به رقابت پرداختم، و چقدر بر من نهادی منتی که نیروهایم از برداشت آن ناتوان گشت و هوش و حواسم از یاد کردن فضل آن غافل ماند و ناتوان شد سپاسگزاری‌ام از پاداش آن، و بازماندم از شمارش آن، که من در مقابل به نافرمانی‌ات دست زدم، و فراموش نـمودم سپاس گفتـن آنچه را که از احسان در آن به من عطا کرده بودی، پس حال چه کسی از من بدتر خواهد بود اگر با غفران مرا درنیابی، و الهام نکنی مرا شکر کردن آنچه بر من لطف نـمودی از نعمت‌های فراوان؟! که من قادر نیستم به ادای حقوقت اگر مرا تایید نفرمایی با سلامت توفیقت.

سَیِّدِی لَوْلاٰ نُورُكَ عَمِیتُ عَنِ الدَّلِیلِ، وَلَوْلاٰ تَبْصِیرُكَ ضَلَلْتُ عَنِ السَّبِیلِ، وَلَوْلاٰ تَعْرِیفُكَ لَمْ أُرْشَدْ لِلْقَبُولِ، وَلَوْلاٰ تَوْفِیقُكَ لَمْ أَهْتَدِ اِلیٰ مَعْرِفَةِ التَّأْوِیلِ.

سـرورم، اگر نور تو نـمی‌بود از یافتـن راهنما کور می‌شدم، و اگر بینایی دادنت نبود گم می‌گشتم از راه، و اگر آشنا کردنت نبود به قبول، راه نـمی‌یافتم و اگر توفیق تو نبود هدایت نـمی‌شدم به سوی شناخت تأویل.

فَیٰا مَنْ أَكْرَمَنِی بِتَوْحِیدِہِ، وَعَصَمَنِی عَنِ الضَّلاٰلَةِ بِتَسْدِیدِہِ، وَأَلْزَمَنِی إِقَامَةَ حُدُودِہِ، لاٰتَسْلُبْنِی مٰا وَهَبْتَ لیٖ مِنْ تَحْقِیقِ مَعْرِفَتِكَ وَأَحْیِنِی بِیَقِینٍ أَسْلَمُ بِهِ مِنَ الْاِلْحَادِ فیٖ صِفَتِكَ، یٰا خَیْرَ مَنْ رَجَاهُ الرّٰاجُونَ، وَاَرْاَفَ مَنْ لَجَأَ إِلَیْهِ اللّٰاجُونَ، وَأَكْرَمَ مَنْ قَصَدَہُ الْمُحْتٰاجُونَ، ارْحَمْنِی إِذَا انْقَطَعَ مَعْلُوُم عُمُرِی، وَدُرِسَ ذِكْرِی، وَانْـمَحىٰ أَثَرِی، وَبُوِّئْتُ فِی الضَّـرِیحِ مُرْتَهَناً بِعَمَلِی، مَسْؤُولاً عَمّٰا أَسْلَفْتُهُ مِنْ فَارِطِ زَلَلِی، مَنْسِیّاً كَمَنْ نُسِیَ مِنَ الْاَمْوَاتِ مِمَّنْ كَانَ قَبْلِی.

پس ای آنکه مرا گرامی داشت با یگانه دانستنش، و مصون داشت مرا از گمراهی با توفیقاتش، و ملزم ساخت مرا به رعایت حدودش، از من مگیر آنچه را به من بخشیدی از محقق نـمودن معرفتت، و زنده بدار مرا با یقینی که به آن سلامت یابم از الحاد و انحراف در وصفت، ای بهتـرین کسی که امیدواران به او امید دارند و مهربان‌ترین کسی که پناهندگان به او پناه برند، و گرامی‌ترین کسی که نیازمندان قصد او کنند، مرا رحم کن هرگاه قطع شود عمر معلومم، و محو شود یادم، و از بین رود اثرم، و جای داده شوم در قبـر در حالی که به گرو گرفته شدۀ عملم، مورد سؤال واقع شده از آنچه در گذشته به تقصیر خطا کردم، فراموش شده همچون کسانی که از مردگان فراموش شده‌اند از آنها که پیش از من بوده‌اند.

رَبِّ سَهِّلْ لیٖ تَوْبَةً إِلَیْكَ، وَأَعِنِّی عَلَیْهَا وَاحْمِلْنِی عَلیٰ مَحَجَّةِ الْاِخْبَاتِ لَكَ وَأَرْشِدْنِی إِلَیْهٰا، فَإِنَّ الْحَوْلَ وَالْقُوَّةَ بِـمَعُونَتِكَ، وَالثَّبٰاتَ وَالْاِنْتِقَالَ بِقَدْرَتِكَ.

پروردگارم برای من آسان ساز توبه به سوی خودت را، و مرا بر آن یاری ده، و مرا برسان به راه خشوع برای تو، و به آن راهنمایی‌ام فرما، که نیرو و قدرت به یاری تو باشد، و پایداری و انتقال به نیروی تو است.

یٰا مَنْ هُوَ أَرْحَمُ لیٖ مِنَ الْوَالِدِ الشَّفِیقِ، وَأَبَرُّ بیٖ مِنَ الْوَلَدِ الرَّفِیقِ، وَأَقْرَبُ إِلَیَّ مِنَ الْجَارِ اللَّصِیقِ، قَرِّبِ الْخَیْرَ مِنْ مُتَنٰاوَلِی، وَاجْعَلِ الْخِیَرَةَ الْعَامَّةَ فِیمٰا قَضَیْتَ لیٖ، وَاخْتِمْ لیٖ بِالْبِـرِّ وَالتَّقْوىٰ عَمَلِی، وَأَجِرْنِی مِنْ كُلِّ عٰائِقٍ یَقْطَعُنِی عَنْكَ، وَكُلِّ قَوْلٍ وَفِعْلٍ یُبَاعِدُنِی مِنْكَ، وَارْحَمْنِی رَحْمَةً تَشْفیٖ بِهٰا قَلْبِی مِنْ كُلِّ شُبْهَةٍ مُعْتَـرِضَةٍ، وَبِدْعَةٍ مُمْرِضَةٍ.

ای آنکه بر من مهربان‌تر است از پدر دلسوز، و به من نیکوکارتر است از فرزند مداراکننده مهربان، و به من نزدیک‌تر است از همسایۀ دیوار به دیوار، خیر را به دستـرس من نزدیک ساز، و قرار ده خیر کامل را در آنچه برایم مقدر فرموده‌ای، و برای من پایان ده عملم را به نیکی و تقوا، و پناه ده مرا از هر مانعی که مرا از تو جدا سازد، و هر گفتار و کرداری که مرا از تو دور نـماید، و رحم کن مرا به رحمتی که شفا بخشی قلبم را به آن از هر شبهۀ پیش آمده، و از هر بدعت بیماری آفرین.

سَیِّدِی خٰابَ رَجَاءُ مَنْ رَجَا سِوَاكَ، وَظَفِرَتْ یَدٰا مَنْ بِحٰاجَتِهِ نَاجَاكَ، وَضَلَّ مِنْ یَدْعُو الْعِبَادَ لِكَشْفِ ضُـرِّہِ إِلّٰا إِیّٰاكَ، أَنْتَ الْمُؤَمَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَالرَّخَاءِ، وَالْمَفْزَعُ فیٖ كُلِّ كُرْبَةٍ وَضَـرّٰاءَ، وَالْمُسْتَجَارُ بِهِ مِنْ كُلِّ فَادِحَةٍ وَلَأْوٰاءَ، لاٰیَقْنَطُ مِنْ رَحْمَتِكَ إِلّٰا مَنْ تَوَلّٰی وَكَفَرَ، وَلاٰ یَیْأَسُ مِنْ رَوحِكَ إِلّٰا مَنْ عَصیٰ وَأَصَـرَّ، أَنْتَ وَلِیِّی فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ، تَوَفَّنِی مُسْلِماً وَأَلْحِقْنِی بِالصّٰالِحِینَ.

سـرورم، ناکام گشت امید هر کس که به غیر از تو امید بست، و رستگار شد دست‌های هر کس که به حاجتش با تو راز و نیاز کرد، و گمراه شد آنکه بندگان را برای برطرف کردن زیانش می‌خواند به جای تو، تو مورد امید هستی در سختی و رفاه، و محل التجا هستی در هر اندوه و گرفتاری، و آنکه به او پناه گرفته می‌شود از هر امر دشوار و هر وضع سختی، از رحمتت نومید نـمی‌شود جز آنکه روی گردانده و کافر شده است، و ناامید نـمی‌شود از لطفت جز آنکه معصیت کرده و اصـرار ورزیده باشد، تو سـرپرست من هستی در دنیا و آخرت، مرا مسلمان بـمیران و به صالحان ملحق ساز.

یٰا مَنْ لاٰیَحْرِمُ زُوّٰارَہُ عَطَایَاهُ، وَلاٰ یُسْلِمُ مَنِ اسْتَجَارَہُ وَاسْتَكْفَاهُ، أَمَلِی عَلیٰ جَدْوَاكَ، وَوَجْهُ طَلِبَتِی مُنْصَـرِفٌ عَمَّنْ سِوَاكَ، وَأَنْتَ الْمَلِیُّ بِتَیْسِیرِ الطَّلِبَاتِ، وَالْوَفِیُّ بَتَكْثِیرِ الرَّغَبَاتِ، فَأَنْجِحْ لِیَ الْمَطْلُوبَ مِنْ فَضْلِكَ بِرَحْمَتِكَ، وَاسْمَحْ لیٖ بِالْمَرْغُوبِ فِیهِ مِنْ بَذْلِكَ بِنِعْمَتِكَ.

ای آنکه زوارش را از عطایای خود محروم نـمی‌سازد، و رها نـمی‌کند کسی را که به وی پناه آورده و کفایت طلبیده باشد، آرزویم بر الطاف تو قرار گرفته، و روی طلبم از هر کسی جز تو برگشته است، و تو شایانی برای آسان سازی خواسته‌ها، و شایسته‌ای برای فراوان ساختـن رغبت‌ها، پس برآورده ساز برایم خواسته شده را از فضلت به رحمتت، و لطف کن برای من آنچه را که مورد رغبت است از بخشش نعمتت.

سَیِّدِی ضَعُفَ جِسْمِی، وَدَقَّ عَظْمِی، وَكَبُـرَ سِنِّی، وَنٰالَ الدَّهْرُ مِنِّی، وَنَفِدَتْ مُدَّتِی، وَذَهَبَتْ شَهْوَتِی، وَبَقِیَتْ تَبِعَتِی، فَجُدْ بِحِلْمِكَ عَلیٰ جَهْلِی، وَبِعَفْوِكَ عَلیٰ قَبِیحِ فِعْلیٖ، وَلاٰ تُؤٰاخِذْنِی بِـمٰا كَسَبْتُ مِنَ الذُّنُوبِ الْعِظٰامِ فیٖ سَالِفِ الْاَیّٰامِ.

سـرورم، بدنم ناتوان شد، و استخوانم نازک گردید، و سنم بالا رفت، و روزگار دست یازید بر من، و مدتم به سـر آمد، و شهوتم از بین رفت، و آثار گناهم بر جای ماند، پس لطف کن به حلمت بر جهل من، و به عفوت بر کار ناپسندم، و مگیر مرا به آنچه انجام داده‌ام از گناهان بزرگ در روزهای گذشته‌ام.

سَیِّدِی أَنَا الْمُعْتَـرِفُ بِإِسٰاءَ‌تِی، الْمُقِرُّ بِخَطٰائِی، الْمَأْسُورُ بِإِجْرَامِی، الْمُرْتَهَنُ بِآثٰامِی، الْمُتَهَوِّرُ بِإِسٰاءَ‌تِی، الْمُتَحَیِّرُ عَنْ قَصْدِ طَرِیقِی، انْقَطَعَتْ مَقَالَتِی، وَضَلَّ عُمُرِی، وَبَطَلَتْ حُجَّتِی فیٖ عَظِیمِ وِزْرِی، فَامْنُنْ عَلَیَّ بَكَرِیمِ غُفْرَانِكَ، وَاسْمَحْ لیٖ بِعَظِیمِ إِحْسَانِكَ، فَإِنَّكَ ذَو مَغْفِرَةٍ لِلطّٰالِبِینَ، شَدِیدُ الْعِقٰابِ لِلْمُجْرِمِینَ.

سـرورم، من به بدکاری‌ام اعتـراف می‌کنم، و به خطایم اقرار دارم، من اسیر شدۀ جرم خود هستم، در گرو گناهانم می‌باشم، من به بدکاری‌ام بی‌باک بوده‌ام، من از یافتـن راهم سـرگردانم، سخنم قطع شده، و عمرم تباه گشته، و حجتم در گناه بزرگم باطل گردیده است، پس بر من منت گذار با آمرزش کریمانه‌ات، و لطف کن مرا به احسان عظیمت، که تو برای جویندگان دارای مغفرت هستی، و کیفری سخت داری برای مجرمان.

سَیِّدِی إِنْ كَانَ صَغُرَ فِی جَنْبِ طَاعَتِكَ عَمَلیٖ، فَقَدْ كَبُـرَ فیٖ جَنْبِ رَجَائِكَ أَمَلِی، سَیِّدِی كَیْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدَكَ بِالْخَیْبَةِ مَحْرُوماً وَظَنِّی بِكَ اَنَّكَ تَقْلِبُنِی بِالنَّجَاةِ مَرْحُوماً؟! سَیِّدِی لَمْ أُسَلِّطْ عَلیٰ حُسْنِ ظَنِّی بِكَ قُنُوطَ الْآیِسِینَ، فَلاٰ تُبْطِلْ لیٖ صِدْقَ رَجَائِی لَكَ فِی الْآمِلِینَ. سَیِّدِی عَظُمَ جُرْمِی إِذْ بٰارَزْتُكَ بِاكْتِسَابِهِ، وَكَبُـرَ ذَنْبِی إِذْ جَاهَرْتُكَ بِارْتِكَابِهِ، إِلّٰا أَنَّ عَظِیمَ عَفْوِكَ یَسَعُ الْمُعْتَـرِفِینَ، وَجَسِیمَ غُفْرَانِكَ یَعُمُّ التَّوَّابِینَ.

سـرورم، اگر عملم در کنار طاعتت کوچک باشد، بزرگ است در کنار امید به تو، آرزوی من، سـرورم چگونه از نزد تو با ناکامی محروم بازگردم، در حالی که گمان من این است که تو مرا رحمت شده با رستگاری باز می‌گردانی؟! سـرورم چیره نساختم بر حسن ظنم به تو نومیدی ناامیدان را، پس باطل مساز صدق امیدم را به تو در میان آرزومندان. سـرورم جرم من بزرگ گشته که نزد تو آشکار آن را مرتکب شدم، و گناهم بزرگ شده که با انجام دادن آن آشکارا با تو در افتاده‌ام، جز اینکه عفو عظیم تو اعتـراف کنندگان را در بر می‌گیرد و آمرزش بسیارت، توبه کنندگان را شامل می‌شود.

سَیِّدِی إِنْ دَعَانِی إِلَی النّٰارِ مَخْشِیُّ عِقٰابِكَ، فَقَدْ دَعٰانِی إِلَی الْجَنَّةِ مَرْجُوُّ ثَوَابِكَ. سَیِّدِی إِنْ أَوْحَشَتْنِى الْخَطَایَا مِنْ مَحَاسِنِ لُطْفِكَ، فَقَدْ آنَسَنِى الْیَقِینُ بِـمَكَارِمِ عَطْفِكَ، وَإِنْ أَنٰامَتْنِى الْغَفْلَةُ عَنِ الْاِسْتِعْدَادِ لِلِقٰائِكَ، فَقَدْ أَیْقَظَتْنِى الْمَعْرِفَةُ بِقَدْیمِ آلاٰئِكَ، وَإِنْ عَزُبَ لُبِّی عَنْ تَقَدْیمِ مٰا یُصْلِحُنِی، فَلَمْ یَعْزُبْ إِیقَانِی بِنَظَرِكَ إِلَیَّ فِیمٰا یَنْفَعُنِی، وَإِنِ انْقَرَضَتْ بِغَیْرِ مٰا أَحْبَبْتَ مَنَ السَّعْیِ أَیّٰامِی، فَبِالْاِیمَانِ أَمْضَیْتُ السّٰالِفَاتِ مِنْ أَعْوَامِی.

سـرورم، اگر کیفر ترسناکت مرا به سوی آتش فراخواند، همانا فراخوانده است مرا به سوی بهشت، پاداش مورد امیدت، سـرورم، اگر خطاها مرا بیگانه سازد از نیکی‌های لطفت، همانا انس بخشیده است مرا یقین داشتـن به بزرگواری‌های الطافت، و اگر بخواب برد مرا غفلت از آماده شدن برای دیدارت، همانا بیدار ساخته است مرا آشنایی با نعمت‌های قدیمی‌ات، و اگر دور گشت خردم از تقدیم نـمودن آنچه مرا صلاح بخشد، دور نگردیده است یقین داشتنم به نظر لطفت به من در آنچه برایم سودمند است؛ و اگر گذشته است به غیر آنچه دوست داشته‌ای از تلاش، روزهایم، من با ایمان گذرانده‌ام سال‌های گذشته‌ام را.

سَیِّدِی جِئْتُ مَلْهُوفًا قَدْ لَبِسْتُ عُدْمَ فَاقَتِی، وَأَقَامَنِی مَقَامَ الْاَذِلّٰاءِ بَیْنَ یَدَیْكَ ضُـرُّ حَاجَتِی، سَیِّدِی كَرُمْتَ بِكَرَمِكَ فَأَكْرِمْنِی إِذْ كُنْتُ مِنْ سُؤّٰالِكَ، وَجُدْتَ بِـمَعْرِوفِكَ فَاخْلُطْنِی بِأَهْلِ نَوٰالِكَ. اَللّٰهُمَّ ارْحَمْ مِسْكِیناً لاٰیُجِیرُہُ إِلّٰا عَطَاؤُكَ، وَفَقِیراً لاٰیُغْنِیهِ إِلّٰا جَدْوَاكَ.

سـرورم، با دل سوخته آمده‌ام در حالی که لباس ناداری فقرم را به تن دارم، و مرا برپای داشته است در جایگاه ذلیلان در پیشگاه تو گرفتاری نیازم، سـرورم به کرمت کریم گشته‌ای، پس بر من کرم کن، که بوده‌ام من از گدایانت، و با احسانت عطا کرده‌ای، پس مرا ملحق ساز به اهل عطایت. خداوندا، رحم کن بیچاره‌ای را که جز عطایت کسی او را پناه ندهد، و فقیری را که جز بخششت او را بی‌نیاز نـمی‌سازد.

سَیِّدِی أَصْبَحْتُ عَلیٰ بَابٍ مِنْ أَبْوَابِ مِنَحِكَ سَائِلاً، وَعَنِ التَّعَرُّضِ لِسِوَاكَ عَادِلاً، وَلَیْسَ مِنْ جَمِیلِ امْتِنٰانِكَ رَدُّ سَائِلٍ مَلْهُوفٍ، وَمُضْطَرٍّ لِانْتِظَارِ فَضْلِكَ الْمَأْلُوفٍ، سَیِّدِی إِنْ حَرَمْتَنِی رُؤْیَةَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهٖ فیٖ دَارِ السَّلٰامِ، وَأَعْدَمْتَنِی طَوْفَ الْوَصَائِفِ وَالْخُدّٰامِ، وَصَـرَفْتَ وَجْهَ تَأْمِیلِی بِالْخَیْبَةِ فیٖ دَارِ الْمَقَامِ، فَغَیْرَ ذٰلِكَ مَنَّتْنِی نَفْسِی مِنْكَ، یٰا ذَا الطَّولِ وَالْاِنْعٰامِ.

سـرورم، ایستاده‌ام به گدایی بر دری از درهای عطایت، از روی کردن به کسی جز تو منصـرف گشته‌ام، و از فضل و احسان زیبایت نیست که رد کنی گدای دلسوخته و گرفتار بیچاره‌ای را که در انتظار فضل آشنای تو است، سـرورم اگر مرا مرحوم داری از دیدن محمد که صلوات خداوند بر او خاندانش باد، در بهشت، و باز داری مرا از چرخیدن کنیزان و خادمان، و چهرۀ آرزومندی‌ام را بازگردانی با ناکامی در سـرای جاویدان، پس غیر از آن آرزومند ساخت مرا نفسم از تو، ای دارندۀ لطف و احسان.

سَیِّدِی وَعِزَّتِكَ لَوْ قَرَنْتَنِی فِی الْاَصْفَادِ، وَمَنَعْتَنِی سَیْبَكَ مِنْ بَیْنِ الْعِبٰادِ، مٰا قَطَعْتُ رَجَائِی عَنْكَ، وَلاٰصَـرَفْتُ وَجْهَ انْتِظَارِی لِلْعَفْوِ مِنْكَ، سَیِّدِی لَوْ لَمْ تَهْدِنِی إِلَی الْاِسْلاٰمِ لَضَلَلْتُ، وَلَوْ لَمْ تُثَبِّتْنِی إِذاً لَزَلَلْتُ، وَلَوْ لَمْ تُشْعِرْ قَلْبِی الْاِیمَانَ بِكَ مٰا آمَنْتُ وَلاٰ صَدَّقْتُ، وَلَوْ لَمْ تُطْلِقْ لِسَانِی بِدُعَائِكَ مٰا دَعَوْتُ، وَلَوْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حَقِیقَةَ مَعْرِفَتِكَ مٰا عَرَفْتُ، وَلَوْ لَمْ تَدُلَّنِی عَلیٰ كَرِیمِ ثَوَابِكَ مٰا رَغِبْتُ، وَلَوْ لَمْ تُبَیِّنْ لیٖ أَلِیمَ عِقَابِكَ مٰا رَهِبْتُ، فَأَسْأَلُكَ سَیِّدِی تَوْفِیقِی لِمٰا یُوجِبُ ثَوَابَكَ، وَتَخْلِیصِی مِمّٰا یَكْسِبُ عِقَابَكَ.

سـرورم، سوگند به عزتت که اگر مرا به بند کشی در حلقه‌های آهنین، و مرا بازداری از دریافت لطفت از میان بندگان، امیدم را از تو قطع نخواهم کرد، و روی انتظارم را بر نـمی‌گردانم از عفو تو. سـرورم اگر مرا به اسلام هدایت نـمی‌کردی، گمراه می‌شدم و اگر مرا ثبات نـمی‌بخشیدی لغزش می‌نـمودم، و اگر به قلبم شعور ایمان به تو را نـمی‌دادی ایمان نـمی‌آوردم و تصدیق نـمی‌کردم، و اگر زبانم را گویا نـمی‌ساختی به دعایت، دعا نـمی‌کردم و اگر مرا آشنا نـمی‌نـمودی با حقیقت معرفتت، آشنا نـمی‌شدم، و اگر راهنمایی‌ام نـمی‌کردی به سوی پاداش بزرگوارانه‌ات، رغبت نـمی‌نـمودم، و اگر بیان نـمی‌کردی برایم کیفر دردناکت را نـمی‌ترسیدم، پس از تو می‌خواهم سـرورم که مرا توفیق دهی به آنچه ثوابت را واجب نـماید، و رهایم سازد از آنچه سبب می‌شود کیفرت را.

سَیِّدِی إِنْ أَقْعَدَنِی التَّخَلُّفُ عَنِ السَّبْقِ مَعَ الْاَبْرَارِ، فَقَدْ أَقَامَتْنِی الثِّقَةُ بِكَ عَلیٰ مَدَارِجِ الْاَخْیَارِ، سَیِّدِی كُلُّ مَكْرُوبٍ إِلَیْكَ یَلْتَجِئُ، وَكُلُّ مَحْزُونٍ إِیّٰاكَ یَرْتَجِی، سَمِعَ الْعَابِدُونَ بِجَزِیلِ ثَوَابِكَ فَخَشَعُوا، وَسَمِعَ الْمُوَلُّونَ عَنِ الْقَصْدِ بِجُودِكَ فَرَجَعُوا، وَسَمِعَ الْمُجْرِمُونَ بِسَعَةِ رَحْمَتِكَ فَطَمِعُوا، حَتَّى ازْدَحَمَتْ عَصَائِبُ الْعُصَاةِ مِنْ عِبَادِكَ بِبٰابِكَ، وَعَجَّتْ إِلَیْكَ الْاَلْسُنُ بِأَصْنَافِ الدُّعَاءِ فیٖ بِلاٰدِكَ، فَكُلُّ أَمَلٍ سَاقَ صَاحِبَهُ إِلَیْكَ مُحْتَاجاً، وَكُلُّ قَلْبٍ تَرَكَهُ وَجِیبُ الْخَوْفِ إِلَیْكَ مُهْتَاجاً.

سـرورم اگر خلاف کاری، مرا از پیش تاختـن همراه نیکان بازداشته، به پای داشته است مرا اطمینان به تو بر پیمودن راه‌های نیکان. سـرورم هر اندوهگینی به سوی تو پناه می‌برد، و هر غمگینی به تو امیدوار است، عبادت پیشه‌گان شنیدند ثواب فراوانت را و خاشع شدند، و روی گردانان از مسیر و مقصد شنیدند لطفت را، پس بازگشتند، و شنیدند مجرمان وسعت رحمتت را پس طمع بردند تا آنجا که فراوان گشتند گروه‌های نافرمانان از بندگانت بر در خانه‌ات، و زبان‌ها به انواع دعاها تو را ندا دادند در سـرزمین‌هایت، پس هر آرزویی صاحبش را به سوی تو نیازمندانه کشانید، هر قلبی اضطراب خوف تو او را هیجان زده قرار داده.

سَیِّدِی وَأَنْتَ الْمَسْؤُولُ الَّذِی لاٰتُسَوَّدُ لَدَیْهِ وُجُوهُ الْمَطَالِبِ، وَلَمْ یَرْدُدْ رَاجِیهِ فَیُزِیلَهُ عَنِ الْحَقِّ إِلَی الْمَعَاطِبِ، سَیِّدِی إِنْ أَخْطَأْتُ طَرِیقَ النَّظَرِ لِنَفْسِی بِـمٰا فِیهِ كَرَامَتُهَا، فَقَدْ أَصَبْتُ طَرِیقَ الْفَرَجِ بِـمٰا فِیهِ سَلاٰمَتُهَا، سَیِّدِی إِنْ كَانَتْ نَفْسِی اسْتَعْبَدَتْنِی مُتَمَرِّدَةً عَلَیَّ بِـمٰا یُرْجِیهَا فَقَدِ اسْتَعْبَدْتُهَا الْآنَ عَلیٰ مٰا یُنْجِیهَا، سَیِّدِی إِنْ أَجْحَفَ بیٖ زَادُ الطَّرِیقِ فِی الْمَسِیرِ إِلَیْكَ، فَقَدْ أَوْصَلْتُهُ بِذَخَائِرِ مٰا أَعْدَدْتُهُ مِنْ فَصْلِ تَعْوِیلِی عَلَیْكَ.

سـرورم، و تو آن خوانده شده هستی که چهرۀ خواسته‌ها نزد وی سیاه نگردد، و باز نـمی‌گرداند امیدوارانش را که او را از حق به هلاکت‌ها کشاند. سـرورم، اگر خطا کردم در راه‌های توجه به نفسم، در آنچه کرامتش در آن است، راه گشایش را درست یافتم در آنچه هست در آن سلامتش. سـرورم اگر نفسم مرا به بندگی خود کشاند با سـرکشی بر من در آنچه آن را امید دارد، من آن را اینک به بندگی کشاندم بر آنچه نجاتش بخشد. سـرورم اگر کاهش یافت مرا توشۀ راه در رحمت به سوی تو، من آن را رسانده‌ام به ذخیره‌هایی که آماده نـموده‌ام از فضل اعتمادم بر تو.

سَیِّدِی إِذَا ذَكَرْتُ رَحْمَتَكَ ضَحِكَتْ لَهٰا عُیُونُ مَسَائِلیٖ وَإِذَا ذَكَرْتُ عُقُوبَتَكَ بَكَتْ لَهٰا جُفُونَ وَسَائِلِی، سَیِّدِی أَدْعُوكَ دُعَاءَ مَنْ لَمْ یَدْعُ غَیْرَكَ فیٖ دُعَائِهِ، وَأَرْجُوكَ رَجَاءَ مَنْ لَمْ یَقْصُدْ غَیْرَكَ بِرَجَائِهِ، سَیِّدِی وَ كَیْفَ أَرُدُّ عَارِضَ تَطَلُّعِی إِلیٰ نَوَالِكَ، وَإِنَّـمٰا أَنَا فیٖ هٰذَا الْخَلْقِ أَحَدُ عِیَالِكَ، سَیِّدِی كَیْفَ أُسْكِتُ بِالْاِفْحٰامِ لِسَانَ ضَـرَاعَتِی، وَقَدْ أَقْلَقَنِی مٰا أُبْهِمَ عَلَیَّ مِنْ تَقَدْیرِ عٰاقِبَتِی؟!

سـرورم، هرگاه رحمتت را به یاد آورم چشمان خواسته‌هایم برای آن می‌خندند، و هرگاه به یاد آورم کیفرت را، پلک‌های وسایلم، برای آن می‌گریند. سـرورم تو را می‌خوانم خواندن کسی که نخوانده است در دعایش جز تو را، و امید دارم به تو امید کسی که جز تو را به امید خود قصد ننموده باشد. سـرورم، و چگونه برگردانم چهرۀ چشمداشتم به عطایت را، در حالی که من در میان این آفریدگان یکی از عائله و نانخورهای تو هستم. سـرورم چگونه ساکت کنم به حجت زبان تضـرعم را، در حالی که مرا پریشان کرده آنچه بر من مبهم گشته است از مقدرات عاقبتم؟!

سَیِّدِی قَدْ عَلِمْتَ حَاجَةَ جِسْمِی إِلیٰ مٰا قَدْ تَكَفَّلْتَ لیٖ مِنَ الرِّزْقِ أَیّٰامَ حَیٰاتِی، وَعَرَفْتَ قِلَّةَ اسْتِغْنٰائِی عَنْهُ بَعْدَ وَفَاتِی، فَیَامَنْ سَمَحَ لیٖ بِهِ مُتَفَضِّلاً فِی الْعَاجِلِ، لاٰتَـمْنَعْنِیهِ یَوْمَ حَاجَتِی إِلَیْهِ فِی الْآجِلِ، فَمِنْ شَوَاهِدِ نَعْمَاءِ الْكَرِیمِ إِتْـمَامُ نَعْمَائِهِ، وَمِنْ مَحَاسِنِ آلاٰءِ الْجَوَادِ إِكْمَالُ آلاٰئِهِ.

سـرورم، دانسته‌ای نیاز بدنم را به آنچه برایم بر عهده گرفته‌ای از روزی در ایام زندگانی‌ام، و دانسته‌ای کمی بی‌نیازی‌ام نسبت به آن را بعد از وفاتم، پس ای آنکه لطف کرد آن را برایم به تفضلش در گذرگاه دنیا، آن را از من باز مدار در روز نیازم به آن در آخرت، که از نشانه‌های نعمت‌های کریم، کامل نـمودن نعمت‌هایش می‌باشد، و از خوبی نعمت‌های سخاوتـمند، کامل نـمودن نعمت‌هایش می‌باشد.

سَیِّدِی لَوْلاٰ مٰا جَهِلْتُ مِنْ أَمْرِی لَمْ أَسْتَقِلْكَ عَثَـرَاتِی، وَلَوْلاٰ مٰا ذَكَرْتُ مِنْ شِدَّةِ التَّفْرِیطِ لَمْ أَسْكُبْ عَبَـراتِی، سَیِّدِی فَامْحُ مُثْبَتٰاتِ الْعَثَـرَاتِ بِـمُسْبَلاٰتِ الْعَبَـراتِ، وَهَبْ كَثِیرَ السَّیِّئاتِ بِقَلِیلِ الْحَسَنَاتِ.

سـرورم، اگر نـمی‌بود آنچه از امرم، جاهل شده‌ام، از تو تقاضای بخشش لغزش‌هایم نـمی‌کردم، و اگر نـمی‌بود آنچه به یاد آورده‌ام از شدت کوتاهی‌ام، اشک‌هایم را سـرازیر نـمی‌کردم. سـرورم پس، محو کن ثبت شده‌های لغزش‌هایم را به اشک‌های ریخته شده، و ببخش گناهان بسیار را با اندکی از نیکی‌ها.

سَیِّدِی إِنْ كُنْتَ لاٰتَرْحَمُ إِلَّا الْمُجِدِّینَ فیٖ طَاعَتِكَ، فَإِلیٰ مَنْ یَفْزَعُ الْمُقَصّـِرُونَ؟! وَإِنْ كُنْتَ لاٰتَقْبَلُ إِلّٰا مِنَ الْمُجْتَهِدِینَ فَإِلیٰ مَنْ یَلْجَأُ الْخَاطِؤُنَ؟! وَإِنْ كُنْتَ لاٰتُكْرِمُ إِلّٰا أَهْلَ الْاِحْسَانِ فَكَیْفَ یَصْنَعُ الْمُسِیؤُنَ؟! وَإِنْ كَانَ لاٰیَفُوزُ یَوْمَ الْحَشـْرِ إِلَّا الْمُتَّقُونَ، فَبِمَنْ یَسْتَغِیثُ الْمُذْنِبُونَ؟!

سـرورم، اگر رحم نکنی کوشش کنندگان در طاعتت را، پس به سوی چه کسی پناه برند مقصـران؟! و اگر نـمی‌پذیری جز از تلاش کنندگان، پس به سوی چه کسی پناهنده می‌شوند خطاکاران؟! و اگر جز اهل احسان را گرامی نـمی‌داری، پس چه کنند بدکاران؟! و اگر در روز حشـر جز پرهیزکاران رستگار نـمی‌شوند، پس گناهکاران به چه کسی استغاثه کنند و مدد بخواهند؟!

سَیِّدِی إِنْ كَانَ لاٰیَجُوزُ عَلَی الصّـِرَاطِ إِلّٰا مَنْ أَجَازَتْهُ بَرٰاءَ‌ةُ عَمَلِهِ فَأَنّٰی بِالْجَوَازِ لِمَنْ لَمْ یَتُبْ إِلَیْكَ قَبْلَ دُنُوِّ أَجَلِهِ؟! وِإِنْ لَمْ تَجُدْ إِلّٰا عَلیٰ مَنْ عَمَّرَ بِالزُّهْدِ مَكْنُونَ سَـرِیرَتِهِ، فَمَنْ لِلْمُضْطَرِّ الَّذِی لَمْ یُرْضِهِ بَیْنَ الْعَالَمِینَ سَعْیُ نَقِیَّتِهِ؟!

سـرورم، اگر بر صـراط نگذرد جز آنکه پاکی عملش او را اجازه دهد، چگونه باشد گذشتـن آنکه توبه نکرده است پیش از نزدیک شدن اجلش؟! و اگر لطف نکنی جز بر آنکه با زهد آباد کرده باطن و درونش را، پس چه کسی باشد برای بیچاره‌ای که او را خشنود نسازد میان جهانیان تلاش خالص او؟!

سَیِّدِی إِنْ حَجَبْتَ عَنْ أَهْلِ تَوْحِیدِكَ نَظَرَ تَغَمُّدِكَ بِخَطِیئٰاتِهِمْ أَوْقَعَهُمْ غَضَبُكَ بَیْنَ الْمُشـْرِكِینَ بِكُرُبَاتِهِمْ، سَیِّدِی إِنْ لَمْ تَشْمِلْنَا یَدُ إِحْسَانِكَ یَوْمَ الْوُرُودِ اخْتَلَطْنَا فِی الْخِزْیِ یَوْمَ الْحَشـْرِ بِذَوِی الْجُحُودِ، فَأَوْجِبْ لَنٰا بِالْاِسْلاٰمِ مَذْخُورَ هِبٰاتِكَ، وَأَصْفِ مٰا كَدَّرْتَهُ الْجَرَائِمُ بِصَفْحِ صِلاٰتِكَ.

سـرورم، اگر بپوشانی از اهل توحیدت، نظر گذشتت از خطاهای‌شان را، غضبت، آنان را با اندوه‌شان میان مشـرکان می‌افکند. سـرورم اگر شامل نگردد ما را دست احسان تو در روز ورود، آمیخته می‌گردیم در رسوایی روز محشـر با منکران، پس برای ما واجب ساز به اسلام، بخشش‌های ذخیره گشته‌ات را، و صفا ببخش آنچه را مکدر نـموده است گناهان، با گذشت عطاهایت.

سَیِّدِی لَیْسَ لیٖ عِنْدَكَ عَهْدٌ اتَّخَذْتُهُ، وَلاٰ كَبِیرُ عَمَلٍ أَخْلَصْتُهُ، إِلّٰا أَنِّی وٰاثِقٌ بِكَرِیمِ أَفْعَالِكَ، رَاجٍ لِجَسِیمِ إِفْضَالِكَ، عَوَّدْتَنِی مِنْ جَمِیلِ تَطَوُّلِكَ عٰادَةً أَنْتَ أَوْلیٰ بِإِتْمٰامِهَا، وَوَهَبْتَ لیٖ مِنْ خُلُوصِ مَعْرِفَتِكَ حَقِیقَةً أَنْتَ الْمَشْكُورُ عَلیٰ إِلْهَامِهَا.

سـرورم برای من نیست نزد تو پیمانی که گرفته باشم، و نه عمل بزرگی که خالص نـموده باشم، جز اینکه من به کارهای بزرگوارنه‌ات اطمینان دارم، و امیدوار به فضل عظیم تو هستم، مرا عادت داده‌ای نسبت به لطف زیبایت، عادتی که تو، به کامل نـمودن آن شایسته‌تر هستی، و بخشیدی به من از معرفت خالصت، حقیقتی را که تو سپاس گفته شده‌ای بر الهام کردن آن.

سَیِّدِی مٰا جَفَّتْ هٰذِہِ الْعُیُونُ لِفَرْطِ بُكَائِهَا، وَلاٰ جَادَتْ هٰذِہِ الْجُفُونُ بِفَیْضِ مٰائِهٰا، وَلاٰ أَسْعَدَهٰا نَحِیبُ الْبٰاكِیَاتِ الثّٰاكِلاٰتِ لِفَقْدِ عَزٰائِهَا إِلّٰا لِمٰا أَسْلَفَتْهُ مِنْ عَمْدِهَا وَخَطَائِهَا، وَأَنْتَ الْقٰادِرُ سَیِّدِی عَلیٰ كَشْفِ غَمَّائِهَا.

سـرورم، این چشم‌ها از شدت گریه خشک نشده، و بخشش نکرده است این پلک‌ها به ریزش اشکش، و کمک ننمود آن را گریه‌های بلند زنان عزیز از دست داده در فقدان عزیزان شان، مگر به خاطر آنچه در گذشته به عمد و خطا گناه نـموده‌اند، و تو ای سـرورم توانایی بر دور کردن اندوه شان.

سَیِّدِی أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْتَ أَوْلیٰ بِهِ مِنَ الْمَأْمُورِینَ، وَحَضَضْتَ عَلیٰ إِعْطَاءِ السّٰائِلِینَ وَأَنْتَ خَیْرُ الْمَسْؤُولِینَ، وَنَدَبْتَ إِلیٰ عِتْقِ الرِّقَابِ وَأَنْتَ خَیْرُ الْمُعْتِقِینَ، وَحَثَثْتَ عَلَی الصَّفْحِ عَنِ الْمُذْنِبِینَ وَأَنْتَ أَكْرَمُ الصّٰافِحِینَ.

سـرورم، امر به خوبی‌ها نـمودی، و تو به آن سزاوارتر هستی از امر شدگان، و تشویق نـمودی به عطا کردن سائلان و تو بهتـرین درخواست شده هستی، و فراخواندی به آزاد کردن بردگان و تو بهتـرین آزاد کننده هستی، و تشویق نـمودی به گذشت کردن از گناهکاران و تو گرامی‌ترین گذشت کننده می‌باشی.

سَیِّدِی إِنْ تَلَوْنٰا مِنْ كِتَابِكَ سَعَةَ رَحْمَتِكَ، أَشْفَقْنٰا مِنْ مُخَالِفَتِكَ وَفَرِحْنَا بِبَذْلِ رَحْمَتِكَ، وَإِذَا تَلوْنَا ذِكْرَ عُقُوبَتِكَ جَدَدْنٰا فیٖ طَاعَتِكَ، وَفَرِقْنَا مِنْ أَلِیمِ نِقْمَتِكَ، فَلاٰ رَحْمَتُكَ تُؤْمِنُنٰا وَلاٰ سَخَطُكَ یُؤْیِسُنٰا.

سـرورم، اگر از کتاب تو، وسعت رحمتت را تلاوت کنیم، از مخالفتت به هراس می‌افتیم، و به بخشیدن رحمتت شاد می‌گردیم، و هرگاه کیفرت را تلاوت نـماییم در طاعتت می‌‌کوشیم، و از انتقام دردناکت بیمناک می‌شویم، پس نه رحمتت ما را ایمنی می‌بخشد و نه خشمت ما را ناامید می‌سازد.

سَیِّدِی كَیْفَ یَتَمَنَّعُ مَنْ فِیهَا مِنْ طَوَارِقِ الرَّزٰایَا، وَقَدْ رُشِقَ فیٖ كُلِّ دَارٍ مِنْهَا سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ الْمَنَایَا؟! سَیِّدِی إِنْ كَانَ ذَنْبِی مِنْكَ قَدْ أَخَافَنِی فِإِنَّ حُسْنَ ظَنِّی بِكَ قَدْ أَجَارَنِی، وَإِنْ كَانَ خَوْفُكَ قَدْ أَرْبَقَنِی فِإِنَّ حُسْنَ نَظَرِكَ لیٖ قَدْ أَطْلَقَنِی، سَیِّدِی إِنْ كَانَ قَدْ دَنٰا مِنِّی اَجَلِی وَلَمْ یُقَرِّبْنِی مِنْكَ عَمَلِی، فَقَدْ جَعَلْتُ الْاِعْتـِرَافَ بِالذَّنْبِ أَوْجَهَ وَسَائِلَ عِلَلِی.

سـرورم، چگونه باز داشته می‌شود آنکه در آن است از پیش آمدن مصیبت‌ها، در حالی که به او پرتاب شده است در هر سـرایی از آن تیری از تیرهای مرگ؟! سـرورم اگر گناهم مرا از تو ترسانده باشد، پس همانا گمان نیکویم به تو مرا پناه داده است، و اگر ترس تو مرا به بند کشیده باشد، پس همانا حسن نظرت به من، رهایم کرده است. سـرورم اگر نزدیک شده باشد به من اجلم، و نزدیک نکرده باشد مرا به تو عملم، قرار داده‌ام اعتـراف به گناه را موجه‌ترین وسیلۀ عذرخواهی‌ام.

سَیِّدِی مَنْ أَوْلیٰ بِالرَّحْمَةِ مِنْكَ إِنْ رَحِمْتَ؟ وَمَنْ أَعْدَلُ فِی الْحُكْمِ مِنْكَ إِنْ عَذَّبْتَ؟ سَیِّدِی لَمْ تَزَلْ بِرّاً بیٖ أَیّٰامَ حَیَاتِی، فَلاٰ تَقْطَعْ لَطِیفَ بِرِّكَ بیٖ بَعْدَ وَفَاتِی، سَیِّدِی كَیْفَ آیَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ بیٖ بَعْدَ مَمَاتِی، وَأَنْتَ لَمْ تُولِنِی إِلّٰا جَمِیلاً فیٖ حَیَاتِی؟! سَیِّدِی عَفْوُكَ أَعْظَمُ مِنْ كُلِّ جُرْمٍ، وَ نِعْمَتُكَ مَمْحَاةٌ لِكُلِّ إِثْمٍ.

سـرورم، چه کسی به رحمت از تو شایسته‌تر است اگر رحمت کنی؟ و چه کسی در حکم عادل‌تر است از تو، اگر عذاب کنی؟ سـرورم تو پیوسته در روزهای زندگی نسبت به من نیکوکار بوده‌ای، پس نیکویی کردن پر مهرت را قطع مکن نسبت به من، پس از وفاتم. سـرورم چگونه از نظر لطفت نسبت به خود، پس از مرگم مأیوس شوم، در حالی که تو در زندگی جز نیکی با من عمل ننموده‌ای؟! سـرورم عفو تو از هر جرمی عظیم‌تر است، و نعمتت محوکنندۀ هر گناهی می‌باشد.

سَیِّدِی إِنْ كَانَتْ ذُنُوبِی قَدْ أَخَافَتْنِی، فَإِنَّ مَحَبَّتِی لَكَ قَدْ آمَنَتْنِی، فَتَوَلَّ مِنْ أَمْرِی مٰا أَنْتَ أَهْلُهُ، وَعُدْ بِفَضْلِكَ عَلیٰ مَنْ قَدْ غَمَرَہُ جَهْلُهُ، یٰا مَنِ السِّـرُّ عِنْدَہُ عَلاٰنِیَةٌ، وَلاٰ تَخْفىٰ عَلَیْهِ مِنَ الْغَوامِضِ خَافِیَةٌ، فَاغْفِرْ لیٖ مٰا خَفِیَ عَلَی النّٰاسِ مِنْ أَمْرِی، وَخَفِّفْ بِرَحْمَتِكَ مِنْ ثِقْلِ الْاَوْزٰارِ ظَهْرِی.

سـرورم، اگر گناهانم مرا ترسانده باشد، دوستی‌ام به تو مرا ایمنی بخشیده است، پس بر عهده گیر از امرم آنچه تو شایستۀ آن هستی، و احسان کن با فضلت به آنکه جهلش او را در برگرفته است، ای آنکه پنهان در نزدش آشکار است و بر او پنهان نـمی‌ماند پنهان‌های پیچیده، بر من ببخشای آنچه را که از امر من بر مردم پنهان گشته است، و سبک ساز به رحمتت از سنگینی گناهان، پشتم را.

سَیِّدِی سَتَـرْتَ عَلَیَّ ذُنُوبِی فِی الدُّنْیَا وَلَمْ تُظْهِرْهَا، فَلاٰ تَفْضَحْنِی بِهٰا فِی الْقِیَامَةِ وَاسْتُـرْهَا، فَمَنْ أَحَقُّ بِالسَّتْـرِ مِنْكَ یٰا سَتّٰارُ، وَمَنْ أَوْلیٰ مِنْكَ بِالْعَفْوِ عَنِ الْمُذْنِبِینَ یٰا غَفّٰار؟! إِلٰهِی جُودُكَ بَسَطَ أَمَلِی، وَسَتْـرُكَ قَبِلَ عَمَلِی، فَسُـرَّنِی بِلِقَائِكَ عِنْدَ اقْتِـرَابِ أَجَلِی.

سـرورم، بر من پوشاندی گناهانم را در دنیا و آنها را آشکار نساختی، پس مرا به آنها رسوا مساز در قیامت و آنها را بپوشان، که چه کسی به پوشاندن از تو شایسته‌تر باشد ای پوشانندۀ عیب‌ها، و چه کسی از تو شایسته‌تر به عفو نـمودن گناهکاران است ای بخشایشگر؟! خدای من، جود و بخشش تو آرزویم را گستـراند، و پوشاندنت پذیرفت عملم را، پس مرا شاد کن به دیدارت هنگام نزدیک شدن اجلم.

سَیِّدِی لَیْسَ اعْتِذَارِی إِلَیْكَ اعْتِذَارَ مَنْ یَسْتَغْنِی عَنْ قَبُولِ عُذْرِہِ، وَلاٰ تَضَـرُّعِی تَضَـرُّعَ مَنْ یَسْتَنْكِفُ عَنْ مَسْأَلَتِكَ لِكَشْفِ ضُـرِّہِ، فَاقْبَلْ عُذْرِی یٰا خَیْرَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَیْهِ الْمُسِیؤُنَ، وَأَكْرَمَ مِنِ اسْتَغْفَرَہُ الْخَاطِؤُنَ.

سـرورم، عذرخواهی‌ام نزد تو عذرخواهی کسی نیست که از قبول عذرش بی‌نیاز باشد، و نه تضـرعم تضـرع کسی است که از درخواست کردن از تو برای برطرف کردن گرفتاری‌اش سـر باز زند، پس بپذیر عذرم را، ای بهتـرین کسی که بدکاران از او عذرخواهی کنند، و گرامی‌ترین کسی که خطاکاران از او آمرزش طلب نـمایند.

سَیِّدِی لاٰتَرُدَّنِی فیٖ حَاجَةٍ قَدْ أَفَنَیْتُ عُمُرِی فیٖ طَلَبِهَا مِنْكَ، وَلاٰ أَجِدُ غَیْرَكَ مَعْدِلاً بِهٰا عَنْكَ، سَیِّدِی لَوْ أَرَدْتَ إِهَانَتِی لَمْ تَهْدِنِی، وَلَوْ أَرَدْتَ فَضِیحَتِی لَمْ تَسْتُـرْنِی، فَأَدِمِ امْتَاعِی بِـمٰا لَهُ هَدَیْتَنِی، وَلاٰ تَهْتِكْ عَنِّی مٰا بِهِ سَتَـرْتَنِی.

سـرورم، مرا بازمگردان در حاجتی که عمرم را در تقاضای آن از تو گذرانده‌ام، و نـمی‌یابم برای آن کسی را بجای تو. سـرورم اگر خواری‌ام را می‌خواستی هدایتم نـمی‌کردی، و از من مگیر آنچه را که به آن عیب‌‌هایم را پوشاندی.

سَیِّدِی لَوْلاٰ مَا اقْتَـرَفْتُ مِنَ الذُّنُوبِ مٰا خِفْتُ عِقَابَكَ، وَلَوْلاٰ مٰا عَرَفْتُ مِنْ كَرَمِكَ مٰا رَجَوْتُ ثَوَابَكَ، وَأَنْتَ أَكْرَمُ الْاَكْرَمِینَ بِتَحْقِیقِ آمٰالِ الْآمِلِینَ، وَاَرْحَمُ مَنِ اسْتُـرْحِمَ فِی التَّجَاوُزِ عَنِ الْمُذْنِبِینَ.

سـرورم اگر نـمی‌بود آنچه از گناهان مرتکب شده‌ام، از کیفرت نـمی‌ترسیدم، و اگر نـمی‌بود، آنچه از کرمت شناخته‌ام، به ثوابت امید نـمی‌بستم، و تو از همه بزرگواران بزرگوارتر هستی در محقق ساختـن آرزوهای آرزومندان، و مهربان‌ترین کسی هستی که از او رحمت خواسته می‌شود در گذشت نـمودن از گناهکاران.

سَیِّدِی أَلْقَتْنِی الْحَسَنَاتُ بَیْنَ جُودِكَ وَإِحْسَانِكَ، وَأَلْقَتْنِى السَّیِّئَاتُ بَیْنَ عَفْوِكَ وَغُفْرَانِكَ، وَقَدْ رَجَوْتُ أَنْ لاٰیَضِیعَ بَیْنَ ذَیْنِ وَذَیْنِ مُسِیءٌ مُرْتَهَنٌ بِجَرِیرَتِهِ، وَمُحْسِنٌ مُخْلِصٌ فیٖ بَصِیرَتِهِ.

سـرورم، افکنده‌اند نیکی‌ها مرا میان بخشش و احسانت، و افکنده‌اند مرا بدی‌ها میان عفو و آمرزشت، و من امیدوارم که تباه نگردد میان این و آن بدکاری که در گرو گناهش مانده، و نیکوکاری که در بصیرتش با اخلاص می‌باشد.

سَیِّدِی إِذَا شَهِدَ لِیَ الْاِیمَانُ بِتَوْحِیدِكَ، وَنَطَقَ لِسَانِی بِتَمْجِیدِكَ، وَدَلَّنِی الْقُرْآنُ عَلیٰ فَواضِلِ جُودِكَ، فَكَیْفَ لاٰیَبْتَهِجُ رَجَائِی بِتَحْقِیقِ مَوْعُودِكَ، وَلاٰ تَفْرَحْ أُمْنِیَتِی بِحُسْنِ مَزِیدِكَ؟! سَیِّدِی إِنْ غَفَرْتَ فَبِفَضْلِكَ، وَإِنْ عَذَّبْتَ فَبِعَدْلِكَ، فَیٰامَنْ لاٰیُرْجىٰ إِلّٰا فَضْلُهُ، وَلاٰیُخْشیٰ إِلّٰا عَدْلُهُ، اُمْنُنْ عَلَیَّ بِفَضْلِكَ، وَلاٰ تَسْتَقْصِ عَلَیَّ فیٖ عَدْلِكَ.

سـرورم، اگر ایمان برای من گواهی دهد به توحیدت، و سخن بگوید زبانم به مدح و ثنایت، و راهنمایی کند مرا قرآن به فزونی بخششت، پس چگونه شاداب نگردد امیدم به محقق شدن وعده‌ات، و شادمان نگردد آرزویم به نیکویی فزودنت؟! سـرورم اگر ببخشی به فضلت باشد، و اگر عذاب کنی به عدلت خواهد بود، پس ای آنکه امید نـمی‌رود جز به فضلش، و ترسیده نـمی‌گردد جز از عدلش، بر من منت گذار به فضلت، و مرا در دایره عدالتت مورد بازجویی قرار مده.

سَیِّدِی أَدْعُوكَ دُعَاءَ مُلِحٍّ لاٰیَمَلُّ مَوْلاٰەُ، وَأَتَضَـرَّعُ إِلَیْكَ تَضَـرُّعَ مَنْ أَقَرَّ عَلیٰ نَفْسِهِ بِالْحُجَّةِ فیٖ دَعْوٰاهُ، وَخَضَعَ لَكَ خُضُوعَ مَنْ یُؤمِّلُكَ لِآخِرَتِهِ وَدُنْیَاهُ، فَلاٰ تَقْطَعْ عِصْمَةَ رَجَائِی، وَاسْمَعْ تَضَـرُّعِی، وَاقْبَلْ دُعٰائِی، وَثَبِّتْ حُجَّتِی عَلیٰ مٰا أَثْبَتُّ مِنْ دَعْوٰایَ.

سـرورم، تو را می‌خوانم، خواندن اصـرارکننده‌ای که از مولایش به ستوه نـمی‌آید، و تضـرع می‌کنم به سوی تو تضـرع کسی که بر خود اقرار نـموده است به حجت در دعوایش، و برای تو خاضع گشت، خضوع کسی که به تو امیدوار است برای آخرتش، و دنیایش، پس قطع مکن رشتۀ امیدم را، و بشنو تضـرعم را، و بپذیر دعایم را، و استوار ساز حجتم را بر آنچه ثابت نـموده‌ام از دعوایم.

سَیِّدِی لَوْ عَرَفْتُ اعْتِذَاراً مِنَ الذَّنْبِ لَاَتَیْتُهُ، فَأَنَا الْمُقِرُّ بِـمٰا أَحْصَیْتَهُ وَجَنَیْتُهُ، وَخٰالَفْتُ أَمْرَكَ فِیهِ فَتَعَدَّیْتُهُ، فَهَبْ لیٖ ذَنْبِی بِالْاِعْتِـرَافِ، وَلاٰ تَرُدَّنِی فیٖ طَلِبَتِی عِنْدَ الْاِنْصِـرَافِ، سَیِّدِی قَدْ أَصَبْتُ مِنَ الذُّنُوبِ مٰا قَدْ عَرَفْتَ، وَأَسْـرَفْتُ عَلیٰ نَفْسِی بِـمٰا قَدْ عَلِمْتَ، فَاجْعَلْنِی عَبْداً: إِمّٰا طَائِعاً فَأَكْرَمْتَهُ، وَإِمّٰا عَاصِیاً فَرَحِمْتَهُ.

سـرورم، اگر عذر خواستنی از گناه را می‌شناختم آن را می‌آوردم، که من اقرار کننده‌ام به آنچه تو برشمردی و من مرتکب شده‌ام، و امر تو را در آن مخالفت نـمودم و از آن تجاوز کردم، پس گناهم را بر من به اعتـراف ببخشای، و رد مکن مرا در مورد خواسته‌ام هنگام بازگشت. سـرورم از گناهان، عمل کرده‌ام آنچه را که شناخته‌ای و به آنچه دانسته‌ای بر خود ستم کرده‌ام، پس قرار ده مرا بنده‌ای که یا فرمانبـردار، پس او را گرامی داشته‌ای، و یا معصیت کار که بر او رحم کرده باشی.

سَیِّدِی كَأَنِّی بِنَفْسِی قَدْ أُضْجِعَتْ فیٖ قَعْرِ حُفْرَتِهَا وَانْصَـرَفَ عَنْهَا الْمُشَیِّعُونَ مِنْ جِیرَتِهَا، وبَكیٰ عَلَیْهَا الْغَرِیبُ لِطُولِ غُرْبَتِهَا، وَجٰادَ عَلَیْهَا بِالدُّمُوعِ الْمُشْفِقُ مِنْ عَشِیرَتِهَا، وَنَادَاهَا مِنْ شَفِیرِ الْقَبْـرِ ذَوُو مُوَدَّتِهَا، وَرَحِمَهَا الْمُعَادِی لَهٰا فِی الْحَیٰاةِ عِنْدَ صَـرْعَتِهَا، وَلَمْ یَخْفَ عَلَی النّٰاظِرِینَ إِلَیْهَا فَرْطُ فَاقَتِهَا، وَلاٰ عَلیٰ مَنْ قَدْ رَاٰهَا تَوَسَّدَتِ الثَّـرىٰ عَجْزُ حِیلَتِهَا، فَقُلْتَ: مَلاٰئِكَتِی فَرِیدٌ نَأىٰ عَنْهُ الْاَقْرَبُونَ، وَبَعِیدٌ جَفَاهُ الْاَهْلُونَ، وَوَحِیدٌ فٰارِقَهُ الْمَالُ وَالْبَنُونَ، نَزَلَ بیٖ قَرِیباً، وَسَكَنَ اللَّحْدَ غَرِیباً، وَكَانَ لیٖ فیٖ دَارِ الدُّنْیٰا دٰاعِیاً، وَلِنَظَرِی لَهُ فیٖ هٰذَا الْیَوْمِ رٰاجِیاً؛ فَتُحْسِنُ عِنْدَ ذٰلِكَ ضِیَافَتِی، وَتَكُونَ أَشْفَقَ عَلَیَّ مِنْ أَهْلِی وَقَرَابَتِی.

سـرورم، گویی خود را می‌بینم که در قعر گورش آرمیده و از او دور شده‌اند تشییع کنندگان از همسایگانش، و بر او گریسته است غریب برای طولانی بودن غربتش، و بر او بخشیده اشک‌ها را اشخاص دلسوز از خویشاوندانش، و ندا دادند او را دوستانش از لب گورش، و رحم نـمود او را دشمن ایام زندگی‌اش به هنگام افتادنش، و پنهان نـماند بر ببنندگان او شدت بی چیزی‌اش، و نه بر آنکه دید او را که در زیر خاک قرار گرفته است بیچارگی‌اش، پس فرمودی: ای فرشتگانم شخصی تنها که نزدیکان از او دور گشته، و دور مانده‌ای که خویشان رهایش کرده‌اند، و تنهایی که مال و فرزندانش از او جدا گردیده‌اند، در نزدیکی بر من فرود آمده، و غریب در گور ساکن شده است، و او همواره مرا می‌خواند در سرای دنیا، و به نظر لطف من در چنین روزی امیدوار بود و تو نیکو می‌داری آنگاه میزبانیم را، و بر من دلسوزتر از خانواده و خویشانم می‌شوی.

إِلٰهِی وسَیِّدِی لَوْ أَطْبَقَتْ ذُنُوبِی مٰا بَیْنَ ثَرَى الْاَرْضِ إِلیٰ أَعْنٰانِ السَّمَاءِ، وَخَرَقَتِ النُّجُومَ إِلیٰ حَدِّ الْاِنْتِهَاءِ، مٰا رَدَّنِی الْیَأْسُ عَنْ تَوَقُّعِ غُفْرَانِكَ، وَلاٰ صَـرَفَنِی الْقُنُوطُ عِنِ انْتِظَارِ رِضْوَانِكَ، سَیِّدِی قَدْ ذَكَرْتُكَ بِالذِّكْرِ الَّذِی أَلْهَمْتَنِیهِ، وَوَحَّدْتُكَ بِالتَّوْحِیدِ الَّذِی أَكْرَمْتَنِیهِ، وَدَعَوْتُكَ بِالدُّعَاءِ الَّذِی عَلَّمْتَنِیهِ، فَلاٰ تَحْرِمْنِی بِرَحْمَتِكَ الْجَزَاءَ الَّذِی وَعَدْتَنِیهِ، فَمِنَ النِّعْمَةِ لَكَ عَلَیَّ أَنْ هَدَیْتَنِی بِحُسْنِ دُعَائِكَ، وَمِنْ إِتْـمٰامِهٰا أَنْ تُوجِبَ لیٖ مُحْمُودَ جَزَائِكَ.

خدای من و سـرورم، اگر گناهانم پُر می‌کرد میان روی زمین تا اوج آسمان را، و ستارگان را تا مرز نهایی می‌شکافتند، یأس مرا باز نـمی‌گردانید از انتظار آمرزشت، و نومیدی مرا دور نـمی‌ساخت از انتظار خشنودی‌ات. سـرورم، تو را یاد کردم به یادی که مرا الهام نـمودی، و تو را یگانه دانستم به یگانگیی که تو آن را به من کرامت فرمودی، و خواندم تو را به دعایی که مرا یاد داده‌ای، پس به رحمتت مرا محروم مساز از پاداشی که مرا وعده نـمودی، که از نعمت تو بر من بود که مرا به خواندن نیکویت هدایت کردی، و از کمال آن است که پاداش ستوده‌ات را برایم واجب گردانی.

سَیِّدِی أَنْتَظِرُ عَفْوَكَ كَمٰا یَنْتَظِرُہُ الْمُذْنِبُونَ، وَلَسْتُ أَیْاَسُ مِنْ رَحْمَتِكَ الَّتِی یَتَوَقَّعُهَا الْمُحْسِنُونَ، إِلٰهِی وَسَیِّدِی انْهَمَلَتْ بِالسَّكْبِ عَبَـرَاتِی، حِینَ ذَكَرْتُ خَطَایَایَ وَعَثَـرَاتِی، وَمٰا لَهٰا لاٰتَنْمَهِلُ وَتَجْرِی وَتُفِیضُ مٰاءَ‌هَا وَتَذْرِی وَلَسْتُ أَدْرِی إِلیٰ مٰا یَكُونَ مَصِیرِی! وَعَلیٰ مٰا یَتَهَجَّمُ عِنْدَ الْبَلاٰغِ مَسِیرِی!؟ یٰا أُنْسَ كُلِّ غَرِیبٍ مُفْرَدٍ اٰنِسْ فِی الْقَبْـرِ وَحْشَتِی، وَیٰا ثٰانِیَ كُلِّ وَحِیدٍ ارْحَمْ فِی الثَّـرىٰ طُولَ وَحْدَتِی.

سـرورم، منتظر عفو تو هستم، آنگونه که گناهکاران منتظر آنند، و ناامید نـمی‌شوم از رحمتت، که نیکوکاران در انتظار آن می‌باشند، ای خدای من و سـرورم، فرو ریختـن آغاز نـمودند اشک‌هایم آنگاه که خطاها و لغزش‌هایم را به یاد آوردم، و چرا فرو نریزند و روان نشوند، و آب خود را سـرازیر نکنند و نریزند، در حالی که من نـمی‌دانم که سـرنوشتم چه خواهد بود! و بر چه چیزی مسیر من خواهد گذشت؟! ای انس هر غریب تنها، مأنوس ساز، در قبـر وحشتم را، و ای دوم هر تنهایی رحم کن در زیر خاک تنهایی طولانی‌ام را.

سَیِّدِی كَیْفَ نَظَرُكَ لیٖ بَیْنَ سُكّٰانِ الثَّـرىٰ؟ وَكَیْفَ صَنِیعُكَ بیٖ فیٖ دَارِ الْوَحْشَةِ وَالْبِلیٰ؟ فَقَدْ كُنْتَ بیٖ لَطِیفاً أَیّٰامَ حَیَاةِ الدُّنْیَا، یٰا أَفَضَلَ الْمُنْعِمِینَ فیٖ آلٰائِهِ، وَأَنْعَمَ الْمُفْضِلِینَ فیٖ نَعْمَائِهِ، كَثُـرَتْ أَیٰادِیكَ فَعَجَزْتُ عَنْ إِحْصَائِهَا، وَضِقْتُ ذَرْعاً فیٖ شُكْرِی لَكَ بِجَزَائِهَا، فَلَكَ الْحَمْدُ عَلیٰ مٰا أَوْلَیْتَ مِنَ التَّفَضُّلِ، وَلَكَ الشُّكْرُ عَلیٰ مٰا أَبْلَیْتَ مِنَ التَّطَوُّلِ.

سـرورم، نظرت به من در میان ساکنان خاک چگونه خواهد بود؟ و با من چگونه رفتار خواهی کرد در سـرای وحشت و فرسودگی؟ تو به من لطف داشتی در روزهای زندگی دنیا، ای برترین نعمت دهندگان در نعمت‌هایش، و نعمت دهنده‌ترین احسان کنندگان در الطافش، الطافت فراوان گشت و من ناتوان شدم از شمارش آنها، و عاجز ماندم در سپاسگزاری‌ام از تو در پاداش شان، پس سپاس تو را است بر آنچه از عنایت کردی تفضل، و شکر تو را است بر آنچه از لطف عطا نـمودی.

یٰا خَیْرَ مَنْ دَعَاهُ الدّٰاعُونَ، وَأَفْضَلَ مَنْ رَجَاهُ الرّٰاجُونَ، بِذِمَّةِ الْاِسْلاٰمِ أَتَوَسَّلُ إِلَیْكَ، وَبِحُرْمَةَ الْقُرآنِ أَعْتَمِدُ عَلَیْكَ، وَبِـمُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَیْتِهِ أَسْتَشْفِعُ وَأَتَقَرَّبُ، وَأُقَدِّمُهُمْ أَمَامَ حَاجَتِی إِلَیْكَ فِی الرَّغَبِ وَالرَّهَبِ. اَللّٰهُمَّ فَصَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَیْتِهِ الطّٰاهِرِینَ، وَاجْعَلْنِی بِحُبِّهِمْ یَوْمَ الْعَرْضِ عَلَیْكَ نَبِیهاً وَمِنَ الْاَنْجَاسِ وَالْاَرْجَاسِ نَزِیهاً، وَبِالتَّوَسُّلِ بِهِمْ إِلَیْكَ مَقَرَّباً وَجِیهاً.

ای بهتـرین کسی که بخوانند او را دعاکنندگان، و برترین کسی که امیدواران به او امید بندند، به عظمت اسلام به تو متوسل می‌شوم، و به حرمت قرآن بر تو اعتماد می‌ورزم، و به محمد و اهل بیتش شفاعت می‌جویم و تقرب می‌طلبم، و آنان را پیشاپیش حاجتم نزد تو مقدم می‌دارم در شوق و هراس. خداوندا، درود فرست بر محمد و اهل‌بیت پاکش، و مرا قرار ده به دوستی ایشان صاحب منزلت در روز عرضه شدن بر تو و پاک شده از نجاست‌ها و پلیدی‌ها، و با توسل به آنان نزد تو مقرب و آبرومند.

یٰا كَرِیمَ الصَّفْحِ وَالتَّجَاوُزِ، وَمَعْدِنَ الْعَوَارِفِ وَالْجَوَائِزِ، كُنْ عَنْ ذُنُوبِی صَافِحاً مُتَجَاوِزاً، وَهَبْ لیٖ مِنْ مُرَاقَبَتِكَ مٰا یَكُونُ بَیْنِی وَ بَیْنَ مَعْصِیَتِكَ حَاجِزاً.

ای بزرگوار در چشم‌پوشی و گذشت، و ای معدن عطاها و جوایز، باش از گناهانم چشم‌پوشی کننده و درگذرنده، و ببخش به من از مراقبت و ترس تو آنچه باشد میان من و میان معصیتت بازدارنده.

سَیِّدِی إِنَّ مَنْ تَقَرَّبَ مِنْكَ لَمَكِینٌ مِنْ مُوَالاٰتِكَ، وَإِنَّ مَنْ تَحَبَّبَ إِلَیْكَ لَقَمِینٌ بِـمَرْضَاتِكَ وَإِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ لَغَیْرُ مَجْهُولٍ وَإِنَّ مَنِ اسْتَجَارَ بِكَ لَغَیْرُ مَخْذُولٍ.

سـرورم، هر کس به تو تقرب جست از ارادت به تو جایگاه یافت، و هر کس به تو دوستی نـمود شایسته خشنودی تو گشت، و هر کس به تو آشنا شد ناشناخته نخواهد بود، و هر کس به تو پناه جست واگذاشته نخواهد شد.

سَیِّدِی أَتُرَاكَ تُحْرِقُ بِالنّٰارِ وَجْهاً طَالَمٰا خَرَّ سَاجِداً بَیْنَ یَدَیْكَ؟! أَمْ تُرَاكَ تَغُلُّ إِلَی الْاَعْنٰاقِ أَكُفّاً طٰالَمٰا تَضَـرَّعَتْ فیٖ دُعٰائِهَا إِلَیْكَ؟! أَمْ تُرٰاكَ تُقَیِّدُ بِأَنْكَالِ الْجَحِیمِ أَقْدٰاماً طَالَمٰا خَرَجَتْ مِنْ مَنٰازِلِهٰا طَمَعاً فِیمَا لَدَیْكَ، مَنّاً مِنْكَ عَلَیْهَا لاٰ مَنّاً مِنْهَا عَلَیْكَ؟!

سـرورم، آیا می‌بینم تو را که بسوزانی به آتش چهره‌ای را که مدت‌ها به سجده افتاده است در پیشگاهت؟! یا می‌بینم تو را که می‌بندی بر گردن‌ها دست‌هایی را که مدت‌ها تضـرع نـموده در دعایش به سوی حضـرتت، یا می‌بینم تو را که مقید می‌سازی با بندهای سخت جهنم پاهایی را که مدت‌ها و بارها از منزلشان خارج شدند به طمع آنچه نزد توست، منتی از تو بر آنها است نه منتی از آنها بر تو؟!

سَیِّدِی كَمْ مِنْ نِعْمَةٍ لَكَ عَلَیَّ قَلَّ لَكَ عِنْدَهَا شُكْرِی! وَكَمْ مِنْ بَلِیَّةٍ ابْتَلَیْتَنِی بِهٰا عَجَزَ عَنْهٰا صَبْـرِی! فَیٰا مَنْ قَلَّ شُكْرِی عِنْدَ نِعَمِهِ فَلَمْ یَحْرِمْنِی، وَعَجَزَ عَنْهَا صَبْـرِی عِنْدَ بَلِیَّتِهِ فَلَمْ یَخْذُلْنِی، جَمِیلُ فَضْلِكَ عَلَیَّ أَبْطَرَنِی، وَجَلِیلُ حِلْمِكَ عَنِّی غَرَّنِی.

سـرورم، چه بسیار نعمت‌ها برای تو بر من باشد که سپاسگزاری‌ام برای تو در مورد آنها اندک بوده است! و چه بسیار بلاها که مرا به آنها مبتلا ساختی و صبـر من از آنها ناتوان گشت! پس ای آنکه سپاسگزاری‌ام در برابر نعمت‌هایش اندک شد و محروم نکرد مرا، و ناتوان شد شکیبایی‌ام هنگام بلایش و وانگذاشت مرا، فضل و احسان نیکویت بر من، مرا سـرکش کرد، و بردباری زیادت نسبت به من مرا مغرور ساخت.

سَیِّدِی قَوَیْتُ بِعَافِیَتِكَ عَلیٰ مَعْصِیَتِكَ، وَأَنْفَقْتُ نِعْمَتَكَ فیٖ سَبِیلِ مُخَالَفَتِكَ وَأَفْنَیْتُ عُمُرِی فیٖ غَیْرِ طَاعَتِكَ، فَلَمْ یَمْنَعْكَ جُرْأَتِی عَلیٰ مٰا عَنْهُ نَهَیْتَنِی، وَلَا انْتِهٰاكِی مٰا مِنْهُ حَذَّرْتَنِی أَنْ سَتَـرْتَنِی بِحِلْمِكَ السّٰاتِرِ، وَحَجَبْتَنِی عَنْ عَیْنِ كُلِّ نٰاظِرٍ، وَعُدْتَ بِكَرِیمِ أَیٰادِیكَ حِینَ عُدْتُ بِاِرْتِكَابِ مَعٰاصِیكَ فَأَنْتَ الْعَوّٰادُ بِالْاِحْسَانِ، وَأَنَا الْعَوّٰادُ بِالْعِصْیٰانِ.

سـرورم، با عافیتت بر نافرمانی‌ات نیرومند گشتم، و نعمتت را صـرف کردم در راه مخالفتت، و عمرم را تباه کردم در غیر طاعتت، و تو را بازنداشت گستاخی‌ام بر آنچه نهی کرده‌ای، و نه جسارت نـمودن به آنچه مرا از آن برحذر داشتی، که مرا با حلم پوشاننده‌ات مستور سازی، و بپوشانی مرا از چشم هر بیننده‌ای، و بازگشتی با الطاف بزرگوارانه‌ات به سوی من هنگامی که بازگشتم به ارتکاب نافرمانی‌هایت، که تو بسیار بازگشت کننده به نیکی هستی، و من بسیار بازگشت کنندۀ به نافرمانی هستم.

سَیِّدِی أَتَیْتُكَ مُعْتَـرِفاً لَكَ بِسُوءِ فِعْلِی، خَاضِعاً لَكَ بِاسْتِكَانِةِ ذُلّیٖ، رَاجِیاً مِنْكَ جَمِیلَ مٰا عَرَّفْتَنِیهِ، مِنَ الْفَضْلِ الَّذِی عَوَّدْتَنِیهِ، فَلاٰ تَصْـرِفْ رَجَائِی مِنْ فَضْلِكَ خَائِباً، وَلاٰ تَجْعَلْ ظَنِّی بِتَطَوُّلِكَ كَاذِباً، سَیِّدِی إِنَّ أَمَلیٖ فِیكَ یَتَجٰاوَزُ آمٰالَ الْآمِلِینَ، وَسُؤٰالیٖ إِیّٰاكَ لاٰیُشْبِهُ سُؤٰالَ السّٰائِلِینَ، لِاَنَّ السّٰائِلَ إِذٰا مُنِعَ امْتَنَعَ عَنِ السُّؤٰالِ، وَأَنَا فَلاٰ غِنٰاءَ بیٖ عَنْكَ فیٖ كُلِّ حٰالٍ.

سـرورم، به سوی تو آمده‌ام اعتـراف کننده، به بدکاری‌ام، خضوع کننده برای تو، به بیچارگی خواری‌ام، امیدوار از تو زیبای آنچه را به من شناسانده‌ای از فضلی که مرا به آن عادت داده‌ای، پس بازمگردان امیدم را ناکام از فضلت، و قرار مده گمانم را دروغ در مورد لطفت، سـرورم آرزویم نسبت به تو از آرزوی آرزومندان می‌گذرد، و درخواست من از تو همانند درخواست گدایان نیست، زیرا که گدا را اگر ندهند خودداری می‌کند از درخواست ولی مرا در هر حالی از تو بی‌‌نیازی نباشد.

سَیِّدِی غَرَّنِی بِكَ حِلْمُكَ عَنِّی إِذْ حَلُمْتَ، وَعَفْوُكَ عَنْ ذَنْبیٖ إِذْ رَحِمْتَ، وَقَدْ عَلِمْتُ أَنَّكَ قَادِرٌ أَنْ تَقُولَ لِلْاَرْضِ خُذِیهِ فَتَأْخُذُنِی، وِلِلسَّمَاءِ أَمْطِرِیهِ حِجَارَةً فَتُمْطِرُنِی، وَلَوْ أَمَرْتَ بَعْضِی أَنْ یَأْخُذَ بَعْضاً لِمٰا أَمْهَلَنٖى، فَامْنُنْ عَلَیَّ بِعَفْوِكَ عَنْ ذَنْبِی، وَتُبْ عَلَیَّ تَوْبَةً نَصُوحاً تُطَهِّرُ بِهٰا قَلْبِی.

سـرورم، مرا مغرور ساخته به تو بردباری‌ات نسبت به من چون بردباری نـمودی، و عفو تو از گناهم آنگاه که مرا رحم کردی، و دانسته‌ام که تو توانا هستی که به زمین بگویی او را بگیر و مرا بگیرد، و به آسمان، که بر او سنگ ببار و بر من ببارد، و اگر دستور دهی به برخی از اندام‌هایم که برخی دیگر را بگیرد، مرا مهلت نـمی‌دادند، پس منت گذار بر من به عفوت از گناهم، و بپذیر توبۀ مرا توبه‌ای حقیقی که به آن پاک نـمایی قلبم را.

سَیِّدِی أَنْتَ نُورِی فٖی كُلِّ ظُلْمَةٍ، وَذُخْرِی لِكُلِّ مُلِمَّةٍ، وَعِمَادِی عِنْدَ كُلِّ شِدَّةٍ، وَأَنِیسِی فیٖ كُلِّ خَلْوَةٍ وَوَحْدَةٍ، فَأَعِذْنِی مِنْ سُوءِ مَوَاقِفِ الْخَائِبِینَ، وَاسْتَنْقِذْنِی مِنْ ذُلِّ مَقَامِ الْكَاذِبِینَ.

سـرورم، تو نور من در هر تاریکی هستی، و ذخیره‌ام در هر حادثه ناگواری، و تکیه‌گاه من در هر سختی، و همدم من در هر خلوت و تنهایی، پس پناه ده مرا از بدی جایگاه‌های ناکامان، و رهایم ساز از خواری جایگاه دروغگویان.

سَیِّدِی أَنْتَ دَلِیلُ مَنِ انْقَطَعُ دَلِیلُهُ، وَأَمَلُ مَنِ امْتَنَعَ تَأْمِیلُهُ، فَإِنْ كَانَتْ ذُنُوبِی حَالَتْ بَیْنَ دُعٰائیٖ وَإِجَابَتِكَ، فَلَمْ یَحُلْ كَرَمُكَ بَیْنِی وَبَیْنَ مَغْفِرَتِكَ، وَاِنَّكَ لاٰتُضِلُّ مَنْ هَدَیْتَ، وَلاٰ تُذِلُّ مَنْ وَالَیْتَ، وَلاٰ یَفْتَقِرُ مَنْ أَغْنَیْتَ، وَلاٰ یُسْعَدُ مَنْ أَشْقَیْتَ، وَعِزَّتِكَ لَقَدْ أَحْبَبْتُكَ مَحَبَّةً اسْتَقَرَّتْ فیٖ قَلْبِی حَلاٰوَتُهَا، وَأَنِسَتْ نَفْسِی بِبِشَارَتِهَا، وَمَحٰالٌ فیٖ عَدْلِ أَقْضِیَتِكَ، أَنْ تَسُدَّ أَسْبَابَ رَحْمَتِكَ عَنْ مُعْتَقِدِی مَحَبَّتِكَ.

سـرورم، تو راهنمای هر کسی هستی که از راهنمایش جدا افتاده، و آرزوی هر کسی که آرزومندی‌اش بازداشته شده باشد، پس اگر گناهانم میان دعایم و اجابتت فاصله انداخته باشد، کرمت فاصله نـمی‌اندازد میان من و آمرزشت، و تو گمراه نـمی‌سازی هر کس را که هدایت کرده‌ای، و خوار نـمی‌داری هر کس را که سـرپرستی کنی، و فقیر نـمی‌گردد کسی که بی‌نیازش نـموده‌ای، و خوشبخت نـمی‌گردد هر کس که او را شقاوتـمند کرده باشی، سوگند به عزتت که تو را دوست دارم، محبتی که شیرینی‌اش در قلبم ثابت گشته، و جانم به مژده‌اش مأنوس گردیده است، و محال است در فرمان عادلانه‌ات که راه‌های رحمتت را از معتقدان محبتت ببندی.

سَیِّدِی لَوْلاٰ تَوْفِیقُكَ ضَلَّ الْحٰائِرُونَ، وَلَوْ لاٰتَسْدِیدُكَ لَمْ یَنْجُ الْمُسْتَبْصِـرُونَ، أَنْتَ سَهَّلْتَ لَهُمُ السَّبِیلَ حَتّٰى وَصَلُوا، وَأَنْتَ أَیَّدْتَهُمْ بِالتَّقْوىٰ حَتّٰى عَمِلُوا، فَالنِّعْمَةُ عَلَیْهِمْ مِنْكَ جَزِیلَةٌ، وَالْمِنَّةُ مِنْكَ لَدَیِهمْ مَوْصُولَةٌ.

سـرورم، اگر توفیقت نبود، سـرگشتگان گمراه می‌شدند، و اگر توفیق تو نبود نجات نـمی‌یافتند راه یافته‌گان، تو راه را برای آنان آسان کردی تا رسیدند، و تو آنان را به تقوا تأیید نـمودی تا عمل کردند، پس نعمت از تو بر آنان فراوان، و منت از تو نزد آنان پیوسته است.

سَیِّدِی أَسْأَلُكَ مَسْأَلَةَ مِسْكِینٍ ضَارِعٍ، مُسْتَكِینٍ خَاضِعٍ، أَنْ تَجْعَلَنِی مِنَ الْمُوقِنِینَ خُبْـراً وَفَهْماً، وَالْمُحِیطِینَ مَعْرِفَةً وَعِلْماً، إِنَّكَ لَمْ تُنْزِلْ كُتُبَكَ إِلّٰا بِالْحَقِّ، وَلَمْ تُرْسِلْ رُسُلَكَ إِلّٰا بِالصِّدْقِ، وَلَمْ تَتْـرُكْ عِبَادَكَ هَمَلاً وَلاٰ سُدىً، وَلَمْ تَدَعْهُمْ بِغَیْرِ بَیَانٍ وَلاٰهُدىً، وَلَمْ تَدْعُهُمْ إِلّٰا إِلَی الطّٰاعَةِ، وَلَمْ تَرْضَ مِنْهُمْ بِالْجَهٰالَةِ وَالْاِضَاعَةِ، بَلْ خَلَقْتَهُمْ لِیَعْبُدُوكَ، وَرَزَقْتَهُمْ لِیَحْمَدُوكَ، وَدَلَلْتَهُمْ عَلیٰ وَحْدَانِیَّتِكَ لِیُوَحِّدُوكَ، وَلَمْ تُكَلِّفْهُمْ مِنَ الْاَمْرِ مٰا لاٰیُطِیقُونَ، وَلَمْ تُخَاطِبْهُمْ بِـمٰا یَجْهَلُونَ، بَلْ هُمْ بِـمَنْهَجِكَ عَالِمُونَ، وَبِحُجَّتِكَ مَخْصُوصُونَ، أَمْرُكَ فِیهِمْ نَافِذٌ، وَقَهْرُكَ بِنَوٰاصِیهِمْ آخِذٌ، تَجْتَبِی مَنْ تَشٰاءُ فَتُدْنِیهِ، وَتَهْدِی مَنْ أَنٰابَ إِلَیْكَ مِنْ مَعَاصِیكَ فَتُنْجِیهِ، تَفَضُّلاً مِنْكَ بِجَسِیمِ نِعْمَتِكَ، عَلیٰ مَنْ أَدْخَلْتَهُ فیٖ سَعَةِ رَحْمَتِكَ، یٰا أَكْرَمَ الْاَكْرَمِینَ وَاَرْاَفَ الرّٰاحِمِینَ.

سـرورم، از تو درخواست می‌کنم درخواست مسکینی تضـرع کننده و بیچاره‌ای فروتن، که قرار دهی مرا از یقین کنندگان از جهت علم و فهم، و احاطه کنندگان از جهت معرفت و علم، که تو فرود نیاوردی کتاب‌هایت را جز به حق، و نفرستادی فرستادگانت را جز به صدق و راستی، و رها نکردی بندگانت را بیهوده و نه مهمل و بدون تکلیف، و آنان را وانگذاشتی بدون بیان و هدایت، و فرانخواندی آنان را جز به طاعت، و از آنها خرسند نگشتی به جهالت و تباهکاری، بلکه آنان را آفریدی تا تو را بپرستند، و روزی دادی ایشان را تا سپاست گویند، و رهنمون گشتی آنان را بر یگانگی‌ات تا تو را یگانه بدانند، و بر عهده‌شان نگذاشتی آنچه را از عهده‌اش بر نیایند، و خطاب‌شان ننمودی به آنچه ندانند، بلکه آنان به شیوه‌ات آگاهند، و به حجتت مخصوص گشته‌اند، امر تو در آنها نافذ است، و قدرتت زمام آنها را گرفته است، هر که را خواهی بر می‌گزینی و نزدیک می‌سازی، و هدایت می‌کنی هر کس را که بازگشته باشد به سوی تو از نافرمانی‌ات، و او را نجات می‌بخشی، تفضلی از تو با نعمت عظیمت، بر آنکه داخل نـموده‌ای او را در رحمت گستـرده‌ات، ای گرامی‌ترین بزرگواران و مهربان‌ترین مهربانان.

سَیِّدِی خَلَقْتَنِی فَأَكْمَلْتَ تَقْدِیرِی وَصَوَّرْتَنیٖ فَأَحْسَنْتَ تَصْوِیرِی، فَصِـرْتُ بَعْدَ الْعَدَمِ مَوْجُوداً وَبَعْدَ الْمَغِیبِ شَهِیداً وَجَعَلْتَنِی بِتَحَنُّنِ رَأْفَتِكَ تٰامّاً سَوِیّاً، وَحَفَظْتَنِی فِی الْمَهْدِ طِفْلاً صَبِیّاً، وَرَزَقْتَنِی مِنَ الْغَذٰاءِ سَائِغاً هَنِیئاً ثُمَّ وَهَبْتَ لیٖ رَحْمَةَ الْآبٰاءِ وَالْاُمَّهَاتِ، وَعَطَّفْتَ عَلَیَّ قُلُوبَ الْحَوَاضِنِ وَالْمُرَبِّیَاتِ، كَافِیاً لیٖ شُـرُورَ الْاِنْسِ وَالْجَانِّ، مُسَلِّماً لیٖ مِنَ الزِّیَادَةِ وَالنُّقْصَانِ، حَتّٰى أَفْصَحْتُ نٰاطِقاً بِالْكَلاٰمِ، ثُمَّ أَنْبَتَّنِی زَائِداً فیٖ كُلِّ عَامٍ، وَقَدْ أَسْبَغْتَ عَلَیَّ مَلاٰبِسَ الْاِنْعَامِ.

سـرورم، مرا آفریدی و تقدیرم را کامل نـمودی، و صورتم بخشیدی و نیکو ساختی صورتم را، پس، بعد از نیستی موجود شدم، و بعد از غایب بودن حاضـر گشتم. و قرار دادی مرا با عطوفت مهربانی‌ات با آفرینشی کامل و متعادل، و نگهداشتی مرا در گهواره در حالی که کودکی خردسال بودم، و روزی دادی مرا غذایی روان و گوارا، سپس به من بخشیدی رحمت پدران و مادران را، و مهربان ساختی بر من دل‌های زنان پرورش دهنده و تربیت کننده را، مرا بازداشتی از شـر و بدی انسان‌ها و پریان، سلامت دادی مرا از افزونی و کاستی، تا گویا شدم به سخن گفتـن، سپس مرا در هر سال رشدی فزون‌تر دادی، و فراوان ساختی بر من جامه‌های احسان را.

ثُمَّ رَزَقْتَنیٖ مِنْ أَلْطَافِ الْمَعَاشِ وَأَصْنَافِ الْرِّیَاشِ، وَكَنَفْتَنِی بِالرِّعَایَةِ فیٖ جَمِیعِ مَذٰاهِبِی، وَبَلَّغْتَنِی مٰا أُحَاوِلُ مِنْ سَائِرِ مَطَالِبیٖ، إِتْـمَاماً لِنِعْمَتِكَ لَدَیَّ، وَإِیجَاباً لِحُجَّتِكَ عَلَیَّ، وَذٰلِكَ أَكْثَـرُ مِنْ أَنْ یُحْصِیَهُ الْقٰائِلُونَ، أَوْ یُثْنِیَ بِشُكْرِہِ الْعَامِلُونَ، فَخَالَفْتُ مٰا یُقَرِّبُنیٖ مِنْكَ، وَاقْتَـرَفْتُ مٰا یُبَاعِدُنِی عَنْكَ، فَظَاهَرْتَ عَلَیَّ جَمِیلَ سِتْـرِكَ، وَأَدْنَیْتَنِی بِحُسْنِ نَظَرِكَ وَبِرِّكَ، وَلَمْ یُبَاعِدْنِی عَنْ إِحْسَانِكَ تَعَرُّضِی لِعِصْیَانِكَ، بَلْ تَابَعْتَ عَلَیَّ فیٖ نِعَمِكَ، وَعُدْتَ بِفَضْلِكَ وَكَرَمِكَ، فَإِنْ دَعَوْتُكَ أَجَبْتَنِی، وَإِنْ سَأَلْتُكَ أَعْطَیْتَنِی، وَإِنْ شَكَرْتُكَ زِدْتَنِی، وَإِنْ أَمْسَكْتُ عَنْ مَسْأَلَتِكَ ابْتَدَأْتَنِی، فَلَكَ الْحَمْدُ عَلیٰ بَوٰادِی أَیَادِیكَ وَتَوٰالِیهَا، حَمْداً یُضٰاهِی آلاٰءَكَ وَیُكٰافِیهَا.

پس از آن روزی‌ام دادی از نعمت‌های معیشت و انواع جامه و لباس، و در پناهم گرفتی با رعایتت در همۀ راه‌هایم، و رساندی مرا به آنچه می‌خواسته‌ام از دیگر خواسته‌هایم، برای کامل نـمودن نعمتت نزد من، و واجب ساختـن. حجتت بر من، و آن بیش از آن است که به شمار آورند آن را گویندگان، یا بستایند سپاسش را عمل کنندگان، پس مخالفت نـمودم با آنچه مرا به تو نزدیک می‌سازد، و عمل کردم آنچه مرا از تو دور می‌نـماید، پس پوشش نیکویت را بر من آشکار نـمودی، و نزدیک ساختی مرا به حسن نظر و نیکوکاری‌ات، و مرا دور نساخت از احسانت، دست زدنم به نافرمانی‌ات، بلکه نعمت‌هایت را پی در پی به من دادی، و بازگشتی با فضل و کرمت، پس هرگاه تو را خواندم اجابتم کردی، و هرگاه از تو خواستم مرا عطا نـمودی، و اگر سپاست گفتم افزون‌ترم دادی، و اگر خودداری کردم از درخواست نـمودن تو آغاز کردی، پس سپاس تو را است بر آغاز الطافت و پی در پی بودن‌شان، سپاسی که مناسب باشد به نعمت‌هایت و آنها را سزاوار باشد.

سَیِّدِی سَتَـرْتَ عَلَیَّ فِی الدُّنْیَا ذُنُوباً ضَاقَ عَلَیَّ مِنْهَا الْمَخْرَجُ، وَأَنَا إِلیٰ سِتْـرِهَا عَلَیَّ فِی الْقِیَامَةِ أَحْوَجُ، فَیٰامَنْ جَلَّلَنِی بِسِتْـرِہِ عَنْ لَوَاحِظِ الْمُتَوَسِّمِینَ لاٰتُزِلْ سِتْـرَكَ عَنّیٖ عَلیٰ رُؤُوسِ الْعَالَمِینَ.

سـرورم، پوشاندی بر من در دنیا گناهانی را که راه خارج شدن از آنها بر من تنگ شده بود، و من به پوشاندن آنها بر خود در قیامت نیازمندتر هستم، پس ای آنکه مرا پوشاند با پوشش خود از دیدگان تیز بینان، بر کنار مکن پوششت را از من در حضور جهانیان.

سَیِّدِی أَعْطَیْتَنِی فَأَسْنَیْتَ حَظِّی، وَحَفِظْتَنِی فَأَحْسَنْتَ حِفْظِی، وَغَذَّیْتَنِی فَأَنْعَمْتَ غِذٰائِی، وَحَبَوْتَنِی فَأَكْرَمْتَ مَثْوٰایَ، وَتَوَلَّیْتَنِی بِعَوٰائِدِ الْبِـرِّ وَالْاِكْرٰامِ، وَخَصَصْتَنِی بِنَوٰافِلِ الْفَضْلِ وَالْاِنْعٰامِ، فَلَكَ الْحَمْدُ عَلیٰ جَزِیلِ جُودِكَ وَنَوَافِلِ مَزِیدِكَ، حَمْداً جَامِعاً لِشُكْرِكَ الْوَاجِبِ، مٰانِعاً مِنْ عَذَابِكَ الْوٰاصِبِ مُكَافِئاً لِمٰا بَذَلْتَهُ مِنْ أَقْسَامِ الْمَوَاهِبِ.

سـرورم، مرا عطا نـمودی و بهره‌ام را بالا بردی، و نگه داشتی مرا و نیکو داشتی نگهداری‌ام را، و غذایم دادی و غذایم را نیکو ساختی، و نزدیکم گردانیدی و جایگاهم را گرامی داشتی، و سـرپرستی‌ام نـمودی با الطاف نیکو و بزرگوارانه‌ات، و مخصوصم گردانیدی با افزونی‌های فضل و احسان، پس سپاس تو راست بر فراوانی بخشش و فزونی‌های افزودنت، سپاسی فراگیرندۀ شکر واجبت، بازدارنده از عذاب ثابت و پیوسته‌ات، سزاوار آنچه بخشیده‌ای از انواع بخشش‌هایت.

سَیِّدِی عَوَّدْتَنِی إِسْعٰافیٖ بِكُلِّ مٰا أَسْأَلُكَ، وَإِجٰابَتِی إِلیٰ تَسْهِیلِ كُلِّ مٰا أُحَاوِلُهُ، وَأَنَا أَعْتَمِدُكَ فیٖ كُلِّ مٰا یَعْرِضُ لیٖ مِنَ الْحَاجَاتِ، وَأُنْزِلُ بِكَ كُلَّ مٰا یَخْطُرُ بِبَالیٖ مِنَ الطَّلِبَاتِ، وٰاثِقاً بِقَدِیمِ طَوْلِكَ، وَمُدِلّاً بِكَرِیمِ تَفَضُّلِكَ، وَأَطْلُبُ الْخَیْرَ مِنْ حَیْثُ تَعَوَّدْتُهُ، وَأَلْتَمِسُ النُّجْحَ مِنْ مَعْدِنِهِ الَّذِی تَعَرَّفْتُهُ، وَأَعْلَمُ أَنَّكَ لاٰتَكِلُ اللّٰاجِینَ إِلَیْكَ إِلیٰ غَیْرِكَ، وَلاٰ تُخْلِی الرّٰاجِینَ لِحُسْنِ تَطَوُّلِكَ مِنْ نَوَافِلِ بِرِّكَ.

سـرورم عادتم دادی به روا شدن حاجتم در هر چه از تو بخواهم، و به اجابتم، برای آسان کردن هر چه در آن کوشیده‌ام، و من بر تو اعتماد می‌ورزم در هر چیزی که برایم پیش آید از حاجت‌ها، و به تو عرضه می‌کنم هر آنچه از خواسته‌ها که در اندیشه‌ام بگذرد، از جهت اطمینانی که به لطف دیرینه تو دارم، و اعتماد دارم بر تفضل بزرگوانه‌ات، و خیر را درخواست می‌کنم از جایی که بدان عادت کرده‌ام، و رستگاری می‌جویم از معدنش که با آن آشنا گشته‌ام، و می‌دانم که تو نـمی‌سپاری پناهندگان به سوی خودت را به غیر از خودت، و محروم نـمی‌سازی امیدواران به لطف زیبایت را از افزونی‌های نیکی‌ات.

سَیِّدِی تَتٰابَعَ مِنْكَ الْبِـرُّ وَالْعَطٰاءُ، فَلَزِمَنِى الشُّكْرُ وَالثَّنَاءُ، فَمٰا مِنْ شَیْءٍ أَنْشُـرُہُ وَأَطْوِیهِ مِنْ شُكْرِكَ، وَلاٰ قَوْلٍ أُعِیدُہُ وَأُبْدِیهِ فیٖ ذِكْرِكَ، إِلّٰا كُنْتَ لَهُ أَهْلاً وَمَحَلّاً، وَكَانَ فیٖ جَنْبِ مَعْرُوفِكَ مُسْتَصْغَراً مُسْتَقَلّاً.

سـرورم، نیکی و بخشش از تو پی در پی باشد، پس سپاس و ستایش مرا لازم گشت، پس نیست هیچ چیزی از آنچه آشکار می‌کنم و پنهان می‌دارم از سپاست، و نه گفتاری که تکرار می‌کنم و آشکار می‌نـمایم در یاد نـمودنت، جز اینکه تو اهل و شایستۀ آن بوده‌ای، و آن در کنار احسانت ناچیز و اندک بوده است.

سَیِّدِی أَسْتَزِیدُكَ مِنْ فَوَائِدِ النِّعَمِ، غَیْرَ مُسْتَبْطِئٍ مِنْكَ فِیهِ سَنِیَّ الْكَرَمِ، وَأَسْتَعِیذُ بِكَ مِنْ بَوَادِرِ النِّقَمِ، غَیْرَ مُخَیِّلٍ فیٖ عَدْلِكَ خَوٰاطِرَ التُّهَمِ.

سـرورم از تو فزونی می‌خواهم از فواید نعمت‌ها، و دیر نـمی‌پندارم در آن از تو بزرگواری ارزشمند را، و از تو پناه می‌جویم از پیش آمدن بلاها، بدون اینکه در مورد عدلت خیالی از متهم کردن داشته باشم.

سَیِّدِی عَظُمَ قَدْرُ مَنْ أَسْعَدْتَهُ بِاصْطِفٰائِكَ، وَعَدِمَ النَّصْـرَ مَنْ أَبْعَدْتَهُ مِنْ فِنٰائِكَ.

سـرورم بزرگ شد ارزش آنکه او را به برگزیدنت خوشبخت گردانیدی، و از دست داد نصـرت را هر کس که او را دور ساختی از درگاهت.

سَیِّدِی مٰا أَعْظَمَ رَوْحَ قُلُوبِ الْمُتَوَكِّلِینَ عَلَیْكَ وَأَنْجَحَ سَعْیَ الْآمِلِینَ لِمٰا لَدَیْكَ!

سـرورم چه بزرگ است آسایش دل‌های توکل کنندگان بر تو، و چه رستگار است تلاش آرزومندان به آنچه نزد توست!

سَیِّدِی أَنْتَ أَنْقَذْتَ أَوْلِیَاءَ‌كَ مِنْ حَیْرِةِ الشُّكُوكِ، وَأَوْصَلْتَ إِلیٰ نُفُوسِهِمْ حَبْـرَةَ الْمُلُوكِ، وَزَیَّنْتَهُمْ بِحِلْیَةِ الْوَقٰارِ وَالْهَیْبَةِ، وَأَسْبَلْتَ عَلَیْهِمْ سُتُورَ الْعِصْمَةِ وَالتَّوْبَةِ، وَصَیَّرْتَ هِمَمَهُمْ فیٖ مَلَكُوتِ السَّمَاءِ، وَحَبَوْتَهُمْ بِخَصَائِصِ الْفَوَائِدِ وَالْحِبَاءِ، وَعَقَدْتَ عَزَائـِمَهُمْ بِحَبْلِ مَحَبَّتِكَ، وَآثَرْتَ خَوَاطِرَهُمْ بَتَحْصِیلِ مَعْرِفَتِكَ، فَهُمْ فیٖ خِدْمَتِكَ مَتَصَـرِّفُونَ، وَعِنْدَ نَهْیِكَ وَأَمْرِكَ وَاقِفُونَ وَبِـمُنَاجَاتِكَ آنِسُونَ، وَلَكَ بِصِدْقِ الْاِرَادَةِ مُجَالِسُونَ، وَذَلِكَ بِرَأْفَةِ تَحَنُّنِكَ عَلَیْهِمْ، وَمٰا أَسْدَیْتَ مِن جَمِیلِ مَنِّكَ إِلَیْهِمْ.

سـرورم، تو اولیایت را از سـرگردانی شک‌ها رها نـمودی، و رساندی به جان‌هایشان شادی پادشاهان را، و زینت دادی آنان را با زیور وقار و هیبت، و فرو افکندی بر آنان پرده‌های عصمت و توبه را، و گرداندی همت‌های‌شان را در ملکوت آسمان، و عطا کردی آنان را به ویژگی‌های فواید و لطف، و گره زدی اراده‌های‌شان را با ریسمان محبتت، و ممتاز ساختی اندیشه‌های‌شان را برای به دست آوردن معرفتت، و آنان در خدمتت عمل می‌کنند، و نزد نهی و امر تو توقف کننده‌اند، و با مناجات تو مأنوس می‌باشند، و با صدق اراده با تو همنیشن هستند، و آن به لطف مهربانی‌ات بر آنهاست، و آنچه داده‌ای از منت نیکویت به آنان.

سَیِّدِی بِكَ وَصَلُوا إِلیٰ مَرْضَاتِكَ، وَبِكَرَمِكَ اسْتَشْعَرُوا مَلاٰبِسَ مُوَالاٰتِكَ.

سـرورم به وسیلۀ تو به خشنودی‌ات رسیدند، و به بزرگواری‌ات بر تن کردند جامه‌های دوستی‌ات را.

سَیِّدِی فَاجْعَلْنِی مِمَّنْ نَاسَبَهُمْ مِنْ أَهْلِ طَاعَتِكَ، وَلاٰ تُدْخِلْنِی فِیمَنْ جَانَبَهُمْ مِنْ أَهْلِ مَعْصِیَتِكَ، وَاجْعَلْ مَا اعْتَقَدْتُهُ مِنْ ذِكْرِكَ خَالِصًا مِنْ شُبَهِ الْفِتَـنِ، سَالِماً مِنْ تَـمْوِیهِ الْاَسْـرَارِ وَالْعَلَنِ، مَشُوباً بِخَشْیَتِكَ فیٖ كُلِّ أَوَانٍ، مُقَرِّباً مِنْ طَاعَتِكَ فِی الْاِظْهَارِ وَالْاِبْطَانِ، دَاخِلاً فِیمٰا یُؤَیِّدُہُ الدِّینُ وَیَعْصِمُهُ، خَارِجاً مِمّٰا تَبْنِیهِ الدُّنْیَا وَتَهْدِمُهُ، مُنَزَّهاً عَنْ قَصْدِ أَحَدٍ سِوٰاكَ، وَجِیهاً عِنْدَكَ یَوْمَ أَقُومُ لَكَ وَأَلْقَاكَ، مُحَصَّناً مِنْ لَوٰاحِقِ الرِّیٰاءِ، مُبَـرَّأً مِنْ بَوٰائِقِ الْاَهْوٰاءِ، عَارِجاً إِلَیْكَ مَعَ صَالِحِ الْاَعْمَالِ، بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ، مُتَّصِلاً لاٰتَنْقَطِعُ بَوَادِرُہُ، وَلاٰ یُدْرَكُ آخِرُہُ، مُثْبَتاً عِنْدَكَ فِی الْكُتُبِ الْمَرْفُوعَةِ فیٖ عِلِّیِّینَ، مُخْزُوناً فِی الدِّیوٰانِ الْمَكْنُونِ الَّذِی یَشْهَدُہُ الْمُقَرَّبُونَ، وَلاٰ یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ.

سـرورم پس قرار ده مرا از جملۀ آنان که به آنها منسوب گشت از اهل طاعتت، و داخل مساز مرا در جمع آنان که از آنها دوری گزیدند از اهل معصیتت، و قرار ده آنچه را معتقد شده‌ام از ذکرت، خالص از شبه‌های فتنه‌ها، سالـم از ظاهر سازی پنهان و آشکار، آمیخته با ترس از تو در هر زمانی، نزدیک گردانیده شده به طاعتت در آشکار و پنهان نـمودن، وارد شده در آنچه دین، آن را تأیید و نگهداری می‌کند، خارج شده از آنچه دنیا می‌سازد و ویران می‌نـماید، پاک گشته از قصد کردن کسی جز تو، آبرومند نزد تو، روزی که به سوی تو بر می‌خیزم و تو را دیدار می‌کنم، نگهداشته شده از عوارض ریا، پاک شده از بدی‌های هواها و هوس‌ها بالا رونده به سوی تو همراه با اعمال نیک، در بامداد و شامگاه پیوسته که دنباله‌هایش قطع نشود، و پایانش دریافت نشود، ثبت شده نزد تو در نامه‌هایی که بالا برده می‌شوند در بهشت برین، نگهداری شده در دیوان پنهان شده‌ای که مقربان آن را شاهد باشند، و جز پاک شدگان بدان تـماس ندارند.

اَللّٰهُمَّ أَنْتَ وَلِیُّ الْاَصْفِیَاءِ وَالْاَخْیَارِ، وَلَكَ الْخَلْقُ وَإِلَیْكَ الْاِخْتِیَارُ، وَقَدْ أَلْبَسْتَنِی فِی الدُّنْیَا ثَوْبَ عَافِیَتِكَ، وَأَوْدَعْتَ قَلْبِی صَوَابَ مَعْرِفَتِكَ، فَلاٰ تُخْلِنِی فِی الْآخِرَةِ عَنْ عَوَاطِفِ رَأْفَتِكَ، وَاجْعَلْنِی مِمَّنْ شَمِلَهُ عَفْوُكَ، وَلَمْ تَنَلْهُ سَطْوَتُكَ.

خداوندا تو سـرپرست برگزیدگان و نیکان هستی، و آفرینش از آن تو است و به دست توست اختیار، و پوشاندی مرا در دنیا جامۀ عافیتت را، و سپردی به دلـم درستی شناختت را، پس مرا بی‌نصیب مساز در آخرت از الطاف مهربانی‌ات، و قرار ده مرا از جملۀ آنان که عفوت شامل آنان گشته، و حملۀ خشمت به وی نرسیده باشد.

یٰا مَنْ یَعْلَمُ عِلَلَ الْحَرَكَاتِ وَحَوَادِثَ السُّكُونِ، وَلاٰ یَخْفىٰ عَلَیْهِ عَوٰارِضُ الْخَطَرٰاتِ فیٖ مَحٰالِّ الظُّنُونِ، اجْعَلْنَا مِنَ الَّذِینَ أَوْضَحْتَ لَهُمُ الدَّلِیلَ عَلَیْكَ، وَفَسَحْتَ لَهُمُ السَّبِیلَ إِلَیْكَ، فَاسْتَشْعَرُوا مَدَارِعَ الْحِكْمَةِ، وَاسْتَطْرَقُوا سُبُلَ التَّوْبَةِ، حَتّٰى أَنٰاخُوا فیٖ رِیَاضِ الرَّحْمَةِ، وَسَلِمُوا مِنَ الْاِعْتـِرَاضِ بِالْعِصْمَةِ، إِنَّكَ وَلِیُّ مَنِ اعْتَصَمَ بِنَصْـرِكَ، وَمُجَازِی مَنْ أَذْعَنَ بِوُجُوبِ شُكْرِكَ، لاٰتَبْخَلُ بِفَضْلِكَ، وَلاٰ تُسْئَلُ عَنْ فِعْلِكَ، جَلَّ ثَنَاؤُكَ، وَفَضُلَ عَطَاؤُكَ، وَتَظَاهَرَتْ نَعْمَاؤُكَ، وَتَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُكَ، فَبِتَیْسِیرِكَ یَجْرِی سَدٰادُ الْاُمُورِ، وَبِتَقْدِیرِكَ یَمْضِی انْقِیٰادُ التَّدْبِیرِ، تُجِیرُ وَلاٰ یُجٰارُ مِنْكَ، وَلاٰ لِرٰاغِبٍ مَنْدُوحَةٌ عَنْكَ.

ای آنکه می‌داند علت‌های حرکت‌ها و پیش آمدهای سکون را، و بر او پنهان نـمی‌شود عارض شدن‌های خطورها در محل‌های گمان‌ها، قرار ده ما را از کسانی که آشکار نـمودی برای آنان راهنمای به سوی خودت را، و گشاده نـمودی برای آنان راه را به سویت، پس پوشیدند، جامه‌های محکم حکمت را، و در پیش گرفتند راه‌های توبه را، تا اینکه مرکب خواباندند در باغ‌های رحمت، و سلامت یافتند از دور شدن از عصمت، که تو سـرپرست هر کسی هستی که پناه جوید به یاری‌ات، و پاداش دهنده‌ای هر کس را که اقرار نـماید به وجوب شکرگزاری‌ات، نه بخل می‌ورزی به فضلت، و نه مورد سؤال واقع می‌شوی در کارت، عظیم گشت ستایشت و برتر شد عطایت، و آشکار گردید نعمت‌هایت، و پاک است نام‌هایت، پس با آسان نـمودنت کارها به درستی جریان می‌یابند، و با تقدیر تو زمام تدبیر راه برده می‌شود، پناه می‌دهی و از تو پناهی نباشد، و نه رغبت کننده‌ای را فراخنایی جز تو باشد.

سُبْحٰانَكَ لاٰ إِلٰهَ إِلّٰا أَنْتَ، عَلَیْكَ تَوَكُّلیٖ، وَإِلَیْكَ یَفِدُ أَمَلیٖ، وَبِكَ ثِقَتیٖ، وَعَلَیْكَ مُعَوَّلیٖ، وَلاٰ حَوْلَ لیٖ عَنْ مَعْصِیَتِكَ إِلّٰا بِتَسْدِیدِكَ، وَلاٰ قُوَّةَ لیٖ عَلیٰ طٰاعَتِكَ إِلّٰا بِتَأْیِیدِكَ، لاٰ إِلٰهَ إِلّٰا أَنْتَ سُبْحٰانَكَ إِنِّی كُنْتُ مِنَ الظّٰالِمِینَ.

پاکی تو، نیست خداوندی جز تو، بر توست توکلم، و آرزویم بر تو وارد می‌شوم، و به تو باشد اعتمادم، و بر تو متکی هستم، و نیست مرا نیروی مقاومت در برابر معصیت تو جز به توفیق تو، و نه قدرتی است مرا بر طاعتت جز به کمک و یاری‌ات، نیست خداوندی جز تو، پاکی تو و همانا من بوده‌ام از ستمکاران.

یٰا أَرْحَمَ الرّٰاحِمِینَ، وَخَیْرَ الْغٰافِرِینَ، وَصَلَّی اللّٰهُ عَلیٰ مُحَمَّدٍ خٰاتَمِ النَّبِیِّینَ وَعَلیٰ أَهْلِ بَیْتِهِ الطّٰاهِرِینَ وَأَصْحٰابِهِ الْمُنْتَجَبِینَ وَسَلَّمَ تَسْلِیماً كَثِیراً، وَحَسْبُنَا اللّٰهُ وَحْدَہُ، وَنِعْمَ الْمُعِینُ.

ای مهربان‌ترین مهربانان، و بهتـرین آمرزندگان، و صلوات خداوند بر محمد خاتم پیامبـران و بر اهل بیت پاکش و یاران برگزیده‌اش، و سلام فراوان بر آنان باد، و کافی است ما را خداوند یکتا، و بهتـرین یاور است.

یٰا خَیْرَ مَدْعُوٍّ وَیٰا خَیْرَ مَسْؤُولٍ وَیٰا أَوْسَعَ مَنْ أَعْطىٰ وَیٰا خَیْرَ مُرْتَجىً ارْزُقْنیٖ وَأَوْسِعْ عَلَیَّ مِن وٰاسِعِ رِزْقِكَ، رِزْقاً وٰاسِعاً مُبٰارَكاً طَیِّباً حَلاٰلاً لٰاتُعَذِّبْنِی عَلَیْهِ، وَسَبِّبْ لیٖ ذٰلِكَ مِنْ فَضْلِكَ إِنَّكَ عَلیٰ كُلَّ شَیْءٍ قَدِیرٌ یٰا أَرْحَمَ الرّٰاحِمِینَ.

ای بهتـرین خوانده شده و ای بهتـرین درخواست شده و ای گستـرده‌ترین عطا کننده، و ای بهتـرین مایۀ امید، روزی ده مرا، و بگستـران بر من روزی گستـرده‌ات را، روزی گستـردۀ مبارک پاک حلالی که عذاب نکنی مرا بر آن، و مهیا کن آن را برایم از فضلت که تو بر هر چیزی توانا هستی، ای مهربان‌ترین مهربانان.

عضو خبرنامه ما باشید

دریافت آخرین مطالب و موضوعات به صورت ایمیل و ارسال در شبکه های اجتماعی