مناجات شعبانیه (مناجات ائمه علیهم‌السلام در ماه شعبان)

این مناجات را که از ابن خالویه روایت شده بخواند؛ به گفته او این مناجات حضرت امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) و امامان پس از اوست که در ماه شعبان می‌خواندند:

 

اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ،

خداوندا، درود فرست بر محمد و خاندان محمد، و دعای مرا بشنو آنگاه که تو را می‌خوانم،

 وَاسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ،

و ندای مرا بشنو هنگامی که تو را صدا می‌زنم،

 وَأَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ،

و به من توجّه کن در زمانی که با تو راز و نیاز می‌کنم.

فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ، وَوَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ، مُسْتَکِیناً لَکَ، مُتَضَرِّعاً إِلَیْکَ،

زیرا من به سوی تو گریخته‌ و در حال درماندگی متضرعانه در برابر تو ایستاده‌ام؛

رَاجِیاً لِمَا لَدَیْکَ ثَوَابِی،

و امید دارم ثواب و پاداش خود را از آنچه نزد توست، به دست آورم.

وَتَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی، وَتَخْبُرُ حَاجَتِی، وَتَعْرِفُ ضَمِیرِی،

تو آنچه در ضمیر من است می‌دانی، و از نیازهایم آگاهی، و حال درونم را می‌شناسی،

 وَلَا یَخْفَى عَلَیْکَ أَمْرُ مُنْقَلَبِی وَمَثْوَایَ،

و سرنوشت و جایگاه نهایی من در دنیا و آخرت بر تو پنهان نیست.

 وَمَا أُرِیدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِی،

و تو آگاهی از آنچه که می‌خواهم سخنم را با آن شروع کنم،

 وَأَتَفَوَّهُ بِهِ مِنْ طَلِبَتِی،

و خواسته‌هایى  که می‌خواهم بر زبان آورم را می‌دانی،

وَأَرْجُوهُ لِعَاقِبَتِی،

و آنچه برای سرانجام خود بدان امید بسته‌ام بر تو پنهان نیست.

 وَقَدْ جَرَتْ مَقَادِیرُکَ عَلَیَّ یَا سَیِّدِی فِیمَا یَکُونُ مِنِّی إِلَى آخِرِ عُمْرِی مِنْ سَرِیرَتِی وَعَلَانِیَتِی

سرورم! سرنوشت من، در تمام کارهای پنهان و آشکارم تا دم مرگ، به دست تقدیر تو رقم خورده است.

وَبِیَدِکَ لَا بِیَدِ غَیْرِکَ زِیَادَتِی وَنَقْصِی وَنَفْعِی وَضَرِّی .

و افزونی و کاستی، و نفع و زیان من، تنها در قبضۀ قدرت توست نه در دست دیگری.

إِلَهِی إِنْ حَرَمْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَرْزُقُنِی؟

محبوبم! اگر تو مرا محروم سازی، کیست آنکه به من روزی دهد؟

وَ إِنْ خَذَلْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُنِی؟

و اگر تو مرا خوار و بی‌یاور سازی، کیست آن که مرا یاری کند؟

إِلَهِی أَعُوذُ بِکَ مِنْ غَضَبِکَ وَحُلُولِ سَخَطِکَ.

محبوب من، پناه می‌برم به تو از خشم و غضبت و از فرود آمدن ناخشنودی‌ات.

إِلَهِی إِنْ کُنْتُ غَیْرَ مُسْتَأْهِلٍ لِرَحْمَتِکَ، فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَیَّ بِفَضْلِ سَعَتِکَ.

محبوبم! اگر من شایستۀ رحمت تو نیستم، ولی تو شایسته‌ای که با بخشش افزون و گسترده‌ات بر من ببخشی.

إِلَهِی کَأَنِّی بِنَفْسِی وَاقِفَهٌ بَیْنَ یَدَیْکَ، وَقَدْ أَظَلَّهَا حُسْنُ تَوَکُّلِی عَلَیْکَ

محبوب من! گویی اکنون تمام وجود من در برابرت ایستاده است، درحالی‌که حسن توکل به تو، بر وجودم سایه افکنده است؛

فَقُلْتَ مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَتَغَمَّدْتَنِی بِعَفْوِکَ .

و تو آن‌گونه که شایستۀ توست، سخن گفته و با عفو و بخششت مرا در پوشش خود قرار داده‌ای.

إِلَهِی إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَى مِنْکَ بِذَلِکَ؟

محبوب من! اگر تو بخشش کنی، چه کسی از تو شایسته‌تر به عفو و گذشت است؟

 وَ إِنْ کَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِی وَلَمْ یُدْنِنِی مِنْکَ عَمَلِی

و اگر زمان مرگم نزدیک شده و کردارم مرا به تو نزدیک نساخته است،

فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ إِلَیْکَ وَسِیلَتِی.

امّا اعتراف به گناه را وسیلۀ پیوند خویش با تو قرار داده‌ام.

إِلَهِی قَدْ جُرْتُ عَلَى نَفْسِی فِی النَّظَرِ لَهَا

محبوبم! من در توجه به نفس خود بر خویش ستم کردم،

فَلَهَا الْوَیْلُ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَها.

پس وای بر آن نفس، اگر تو او را مورد آمرزش قرار ندهی!

 إِلَهِی لَمْ یَزَلْ بِرُّکَ عَلَیَّ أَیَّامَ حَیَاتِی

محبوب من! نیکی و لطف تو در تمام دوران حیاتم بر من پیوسته جاری بود،

فَلَا تَقْطَعْ بِرَّکَ عَنِّی فِی مَمَاتِی .

پس این نیکی و احسان خود را در دوران مرگم نیز از من قطع مفرما.

إِلَهِی کَیفَ آیَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِکَ لِی بَعْدَ مَمَاتِی؟

محبوب من! چگونه می‌توانم پس از مرگم، از نگاه مهربان تو ناامید باشم،

وَأَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِی إِلَّا الْجَمِیلَ فِی حَیَاتِی؛

در حالی که در تمام طول زندگی‌ام، چیزی جز زیبایی و نیکی بر من روا نداشتی؟

 إِلَهِی تَوَلَّ مِنْ أَمْرِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ،

محبوب من! تدبیر امور مرا آن‌گونه که شایستۀ بزرگی توست، خود برعهده گیر،

 وَعُدْ عَلَیَّ بِفَضْلِکَ عَلَى مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ.

و با فضل خود، به این بندۀ گنه‌کار که نادانی‌اش او را در خود غرق کرده، بازگرد و نظر کن.

إِلَهِی قَدْ سَتَرْتَ عَلَیَّ ذُنُوباً فِی الدُّنْیَا وَأَنَا أَحْوَجُ إِلَى سَتْرِهَا عَلَیَّ مِنْکَ فِی الْأُخْرَى .

محبوب من! تو گناهانی از مرا را در این دنیا پوشاندی ‌که در آخرت، بسیار بیشتر محتاج پوشاندن آنها هستم.

إِلَهِی قَدْ أَحْسَنْتَ إِلَیَّ إِذْ لَمْ تُظْهِرْهَا لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ

محبوب من! تو به من نیکی کردی؛ زیرا [گناهانم را] بر هیچ‌یک از بندگان صالحت آشکار نساختی

فَلَا تَفْضَحْنِی یَوْمَ الْقِیَامَهِ عَلَى رُؤُوسِ الْأَشْهَادِ.

پس در روز قیامت هم، مرا در برابر دیدگان همۀ خلایق، رسوا مگردان.

إِلَهِی جُودُکَ بَسَطَ أَمَلِی،

محبوب من! بخشش و کرم تو مرا بسیار امیدوار کرده است

وَعَفْوُکَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِی.

و بخشش و عفو تو برتر و والاتر از کردار [ناقص] من است.

إِلَهِی فَسُرَّنِی بِلِقَائِکَ یَوْمَ تَقْضِی فِیهِ بَیْنَ عِبَادِکَ.

محبوب من! در آن روزی که میان بندگانت داوری می‌کنی، مرا به دیدار خودت شاد گردان.

 إِلَهِی اعْتِذارِی إِلَیْکَ اعْتِذارُ مَنْ لَمْ یَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ

محبوب من! این عذرخواهی من، عذرخواهیِ کسی است که از پذیرش عذرش بی‌نیاز نیست؛

فَاقْبَلْ عُذْرِی یَا أَکْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَیْهِ الْمُسِیئُونَ؛

پس عذرم را بپذیر، ای کریم‌ترین کسی که بدکاران به درگاهش عذر می‌آورند.

إِلَهِی لَا تَرُدَّ حَاجَتِی،

محبوب من! حاجتم را رد مکن،

وَلَا تُخَیِّبْ طَمَعِی،

و امید مرا به نومیدی مبدل مساز،

وَلَا تَقْطَعْ مِنْکَ رَجَائِی وَأَمَلِی.

و رشتۀ امیدم را از خودت قطع مفرما.

إِلَهِی لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِی لَمْ تَهْدِنِی،

محبوب من! اگر خواری مرا می‌خواستی، مرا هدایت نمی‌کردی،

وَلَوْ أَرَدْتَ فَضِیحَتِی لَمْ تُعَافِنِی.

و اگر رسوایی مرا می‌خواستی، به من عافیت نمی‌بخشیدی.

 إِلَهِی مَا أَظُنُّکَ تَرُدُّنِی فِی حَاجَهٍ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمْرِی فِی طَلَبِهَا مِنْکَ.

محبوب من! گمان نمی‌کنم مرا در حاجتی که تمام عمرم را در طلب آن از تو سپری کرده‌ام، از درگاهت بازگردانی.

 إِلَهِی فَلَکَ الْحَمْدُ أَبَداً أَبَداً دَائِماً سَرْمَداً

محبوب من! پس همۀ ستایش و حمد تنها برای توست؛ ستایشی جاودان و ابدی، همیشگی و بی‌پایان

یَزِیدُ وَلَا یَبِیدُ کَمَا تُحِبُّ وَتَرْضَى .

ستایشی که افزون می‌شود و هرگز از بین نمی‌رود؛ آن‌گونه که تو دوست داری و راضی می‌شوی.

إِلَهِی إِنْ أَخَذْتَنِی بِجُرْمِی أَخَذْتُکَ بِعَفْوِکَ،

محبوب من! اگر مرا به خاطر جرمم مؤاخذه کنی، من نیز دامان عفو و گذشتت را می‌گیرم؛

وَ إِنْ أَخَذْتَنِی بِذُنُوبِی أَخَذْتُکَ بِمَغْفِرَتِکَ،

و اگر به سبب گناهانم مؤاخذه‌ام کنی، من نیز به مغفرت و آمرزشت می‌نگرم؛

وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّی أُحِبُّکَ.

و اگر مرا وارد آتش دوزخ سازی، به اهل آن اعلام خواهم کرد که من تو را دوست می‌دارم.

إِلَهِی إِنْ کَانَ صَغُرَ فِی جَنْبِ طَاعَتِکَ عَمَلِی

محبوب من! اگر اعمال من در برابر طاعت تو کوچک است،

فَقَدْ کَبُرَ فِی جَنْبِ رَجَائِکَ أَمَلِی .

اما با وجود امیدواری به رحمت تو، امید و آرزویم بسیار زیاد و بزرگ است.

إِلَهِی کَیْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِکَ بِالْخَیْبَهِ مَحْرُوماً

محبوب من! چگونه ممکن است از درگاه تو، ناامید و محروم بازگردم؟

وَقَدْ کَانَ حُسْنُ ظَنِّی بِجُودِکَ أَنْ تَقْلِبَنِی بِالنَّجَاهِ مَرْحُوماً؟!

در حالی که گمان نیک من به کرم و بخشش تو این بود که مرا نجات یافته و در حالی که مشمول رحمت شده‌ام، بازگردانی!

إِلَهِی وَقَدْ أَفْنَیْتُ عُمْرِی فِی شِرَّهِ السَّهْوِ عَنْکَ،

محبوبم! من عمر خود را در ولعِ غفلت و بی‌خبری از تو تباه کردم،

وَأَبْلَیْتُ شَبَابِی فِی سَکْرَهِ التَّبَاعُدِ مِنْکَ.

و جوانی‌ام را در مستیِ دوری از تو، فرسوده و کهنه ساختم.

إِلَهِی فَلَمْ أَسْتَیْقِظْ أَیَّامَ اغْتِرَارِی بِکَ، وَرُکُونِی إِلَى سَبِیلِ سَخَطِکَ؛

محبوب من! در روزگارى که مغرور کرمت بودم و به مسیری که موجب خشم تو بود تمایل داشتم، چشم بصیرتم باز نشد؛

إِلَهِی وَأَنَا عَبْدُکَ وَابْنُ عَبْدِکَ قَائِمٌ بَیْنَ یَدَیْکَ، مُتَوَسِّلٌ بِکَرَمِکَ إِلَیْکَ.

محبوب من! من بندۀ تو و فرزند بندۀ تو هستم، که در برابر تو ایستاده‌ام در حالی که کرمِ خودت را، واسطۀ توسل به درگاهت قرار داده‌ام.

إِلَهِی أَنَا عَبْدٌ أَتَنَصَّلُ إِلَیْکَ مِمَّا کُنْتُ أُوَاجِهُکَ بِهِ مِنْ قِلَّهِ اسْتِحْیَائِی مِنْ نَظَرِکَ،

محبوب من! من بنده‌ای هستم که از کم‌شرمی‌ خود در پیشگاه تو و از بی‌حیایی‌ام در برابر نگاه تو، اعلام بیزاری و پشیمانی می‌کنم.

 وَأَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْکَ إِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِکَرَمِکَ.

و از تو طلب عفو و گذشت می‌کنم، که عفو، صفتی درخور کرم و بزرگواری توست.

 إِلَهِی لَمْ یَکُنْ لِی حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِکَ

محبوبم! من هیچ قدرت و توانی برای دست کشیدن از نافرمانی تو نداشتم،

إِلَّا فِی وَقْتٍ أَیْقَظْتَنِى لِمَحَبَّتِکَ، وَکَمَا أَرَدْتَ أَنْ أَکُونَ کُنْتُ

مگر در آن لحظه‌ای که تو مرا برای درک محبّت خود، بیدار ساختی؛ و آن‌گونه که ارادۀ تو بود، من نیز همان شدم

 فَشَکَرْتُکَ بِإِدْخَالِی فِی کَرَمِکَ، وَ لِتَطْهِیرِ قَلْبِی مِنْ أَوْسَاخِ الْغَفْلَهِ عَنْکَ .

پس تو را شکر می‌گویم که مرا در سرای کرم خود وارد ساختی، و قلبم را از پلیدی‌های غفلت نسبت به خودت پاک کردی.

إِلَهِی انْظُرْ إِلَیَّ نَظَرَ مَنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَکَ،

محبوبم! به من با همان نگاهی بنگر که به بنده‌ای نگریستی که او را خواندی و تو را اجابت کرد.

 وَاسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِکَ فَأَطَاعَکَ،

و در یاری خودت او را به کار گماشتی و اطاعتت کرد.

یَا قَرِیباً لَا یَبْعُدُ عَنِ الْمُغْتَرِّ بِهِ،

ای نزدیکی که از بنده‌ای که به کرمت مغرور شده و گستاخی کرده است نیز فاصله نمی‌گیری

 وَیَا جَوَاداً لَا یَبْخَلُ عَمَّنْ رَجَا ثَوابَهُ.

و ای بخشنده‌ای که هرگز بر کسی که به پاداش تو امید بسته است بخل نمی‌ورزی.

إِلَهِی هَبْ لِی قَلْباً یُدْنِیهِ مِنْکَ شَوْقُهُ،

محبوبم! قلبی به من عطا کن که اشتیاقش او را به تو نزدیک سازد،

وَ لِسَاناً یُرْفَعُ إِلَیْکَ صِدْقُهُ،

و زبانی که صدق و راستی‌اش را به سوی تو بالا برند،

وَنَظَراً یُقَرِّبُهُ مِنْکَ حَقُّهُ.

و نگاهی که حقانیت آن، او را به تو نزدیک گرداند.

 إِلَهِی إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِکَ غَیْرُ مَجْهُولٍ،

محبوب من! هرکس که به واسطۀ تو شناخته شود، گمنام و ناشناخته نخواهد ماند،

 وَمَنْ لَاذَ بِکَ غَیْرُ مَخْذُولٍ،

و هرکس به تو پناه آورد، هرگز خوار و بی‌یاور نمی‌شود،

وَمَنْ أَقْبَلْتَ عَلَیْهِ غَیْرُ مَمْلُوکٍ[مَمْلُولٍ]؛

و هرکس تو به او روی آوری، هرگز بندۀ دیگری نخواهد بود.

إِلَهِی إِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِکَ لَمُسْتَنِیرٌ،

محبوب من! هر کس که به نور تو راه جوید، قطعاً (وجودش) روشن و تابناک خواهد شد.

وَ إِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِکَ لَمُسْتَجِیرٌ،

و هر کس که به تو پناه آورد، یقیناً پناه‌یافته و در امان خواهد بود.

وَقَدْ لُذْتُ بِکَ یَا إِلَهِی

و من به آستان تو پناه آورده‌ام؛ ای محبوبم

فَلَا تُخَیِّبْ ظَنِّی مِنْ رَحْمَتِکَ،

پس امیدم را نسبت به دریای رحمتت ناامید مکن.

 وَلَا تَحْجُبْنِی عَنْ رَأْفَتِکَ.

و مرا از رأفت و مهرت محروم مدار.

 إِلَهِی أَقِمْنِی فِی أَهْلِ وِلَایَتِکَ مُقَامَ مَنْ رَجَا الزِّیادَهَ مِنْ مَحَبَّتِکَ.

محبوب من! مرا در میان اهل ولایت و دوستداران خود، در جایگاه کسی قرار ده که امید فراوان به محبّت تو دارد.

إِلَهِی وَأَلْهِمْنِی وَلَهاً بِذِکْرِکَ إِلَى ذِکْرِکَ،

محبوب من! شوقِ بی‌حدّ و حصر به ذکرت را در من الهام نما؛ تا پیوسته با یاد تو، در ذکر تو باشم.

وَهِمَّتِی فِی رَوْحِ نَجَاحِ أَسْمَائِکَ وَمَحَلِّ قُدْسِکَ.

و همّت مرا بر بال نسیم کامیابی از نام‌های خود، و در آستان قدس حضورت، مستقر گردان.

 إِلَهِی بِکَ عَلَیْکَ إِلَّا أَلْحَقْتَنِی بِمَحَلِّ أَهْلِ طَاعَتِکَ، وَالْمَثْوَى الصَّالِحِ مِنْ مَرْضَاتِکَ،

محبوب من! به حق خودت سوگندت می‌دهم که مرا به جایگاه اهل طاعتت و آن سرای شایستۀ مورد رضایت خود ملحق گردانی؛

فَإِنِّی لَا أَقْدِرُ لِنَفْسِی دَفْعاً، وَلَا أَمْلِکُ لَهَا نَفْعاً .

زیرا نه قدرت دفع گزندی از خود دارم، و نه مالک هیچ سودی برای وجود خویشتنم.

إِلَهِی أَنَا عَبْدُکَ الضَّعِیفُ الْمُذْنِبُ، وَمَمْلُوکُکَ الْمُنِیبُ

محبوبم! من بندهٔ ناتوان و گنهکار توام، و بندۀ تحت مالکیت توام که با انابه و بازگشت، به درگاهت رو آورده‌ام.

فَلَا تَجْعَلْنِی مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَکَ،

پس مرا در زمرهٔ کسانی قرار مده که از ایشان روی برتافته‌ای،

 وَحَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِکَ.

و غفلتش او را از عفو تو محروم کرده است.

إِلَهِی هَبْ لِی کَمَالَ الاِنْقِطاعِ إِلَیْکَ،

محبوبم! گسستن از غیر و پیوستنِ مطلق به خودت را در بالاترین درجۀ کمال به من عطا کن.

 وَأَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْکَ،

و دیدگان قلب‌های ما را با نور و فروغِ نگاه کردنشان به سوی  خود، روشن گردان،

حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ

تا جایی که دیدۀ دل‌ها، حجاب‌های نور را درنوردند،

فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَهِ،

و به سرچشمۀ عظمت برسد،

 وَتَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَهً بِعِزِّ قُدْسِکَ.

و جان‌هایمان به بلندای پاکی تو آویخته شود.

إِلَهِی وَاجْعَلْنِی مِمَّنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَکَ،

محبوبم! مرا از کسانی قرار ده که چون تو صدایشان کردی اجابتت کردند،

 وَلَاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلَالِکَ،

و چون بر ایشان نگریستی، از هیبت جلالت بیهوش شدند؛

فَنَاجَیْتَهُ سِرّاً وَعَمِلَ لَکَ جَهْراً؛

آنگاه تو با ایشان در نهان سخن گفتی و آنان برای تو آشکارا عمل کردند.

إِلَهِی لَمْ أُسَلِّطْ عَلَى حُسْنِ ظَنِّی قُنُوطَ الْإِیَاسِ[1]،

محبوب من! ناامیدیِ یأس‌ها هرگز نتوانست حُسنِ ظن مرا به تو در هم بشکند،

 وَلَا انْقَطَعَ رَجَائِی مِنْ جَمِیلِ کَرَمِکَ.

و هرگز رشتۀ امیدم از کرم زیبای تو گسسته نگردید.

إِلَهِی إِنْ کَانَتِ الْخَطَایَا قَدْ أَسْقَطَتْنِی لَدَیْکَ

محبوبم! اگر خطاها و گناهان، مرا نزد تو خوار و فرودست ساخته‌اند،

فَاصْفَحْ عَنِّی بِحُسْنِ تَوَکُّلِی عَلَیْکَ.

اما به حقِّ نیکویی توکّلم بر خودت، از من درگذر.

 إِلَهِی إِنْ حَطَّتْنِی الذُّنُوبُ مِنْ مَکَارِمِ لُطْفِکَ

محبوبم! اگر گناهان، مرا از جایگاه الطاف بزرگ تو فرو افکنده است،

فَقَدْ نَبَّهَنِی الْیَقِینُ إِلَى کَرَمِ عَطْفِکَ.

اما یقین، مرا به سوی کرم و مهربانیِ فراوان تو، هشیار و بیدار ساخته است.

إِلَهِی إِنْ أَنَامَتْنِی الْغَفْلَهُ عَنِ الاِسْتِعْدَادِ لِلِقَائِکَ، فَقَدْ نَبَّهَتْنِی الْمَعْرِفَهُ بِکَرَمِ آلَائِکَ .

محبوب من! اگر خواب غفلت مانع آمادگی من برای لقای تو شده است، امّا فهم کرم و بزرگی نعمتهایت مرا هشیار کرده است.

إِلَهِی إِنْ دَعَانِی إِلَى النَّارِ عَظِیمُ عِقَابِکَ، فَقَدْ دَعَانِی إِلَى الْجَنَّهِ جَزِیلُ ثَوَابِکَ.

محبوب من! اگر مجازات عظیم تو مرا به سوی آتش می‌خواند، پاداش فراوان تو نیز مرا به سوی بهشت فرامی‌خواند.

 إِلَهِی فَلَکَ أَسْأَلُ وَإِلَیْکَ أَبْتَهِلُ وَأَرْغَبُ،

محبوب من! پس تنها از تو درخواست می‌کنم، و تنها به سوی تو زاری می‌نمایم و اشتیاق می‌ورزم،

وَأَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تَجْعَلَنِی مِمَّنْ یُدِیمُ ذِکْرَکَ،

و از تو می‌خواهم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی، و مرا از کسانی قرار دهی که یاد تو را پیوسته نگاه می‌دارند،

وَلَا یَنْقُضُ عَهْدَکَ، وَلَا یَغْفُلُ عَنْ شُکْرِکَ، وَلَا یَسْتَخِفُّ بِأَمْرِکَ .

و پیمان تو را نمی‌شکنند، و از شکر و سپاس تو غافل نمی‌شوند، و امر و فرمان تو را سبک نمی‌شمارند.

إِلَهِی وَأَلْحِقْنِی بِنُورِ عِزِّکَ الْأَبْهَجِ

محبوب من! مرا به شکوهمندترین و شاداب‌ترین نور عزّت خود پیوند ده.

فَأَکُونَ لَکَ عَارِفاً، وَعَنْ سِوَاکَ مُنْحَرِفاً، وَمِنْکَ خَائِفاً مُرَاقِباً، یَا ذَا الْجَلَالِ وَالْإِکْرامِ،

تا آنکه تنها تو را بشناسم، و از هرآنچه غیر توست روی برگردانم، و تنها از تو در هراس و حذر باشم، ای صاحب شکوه و کرامت.

وَصَلَّى اللّٰهُ عَلَى مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَآلِهِ الطَّاهِرِینَ وَسَلَّمَ تَسْلِیماً کَثِیراً.

و درود و سلام فراوان خداوند بر محمّد، فرستادۀ او، و بر خاندان پاک او باد.

[1] . الْأَیَاسِ

دیدگاهتان را بنویسید







نظرات

  • لیلا پیری:

    نظر: بسیار عالی بود

    ۱۴۰۳/۱۱/۳۰
  • غلامرضا کاوه:

    نظر: ممنونم . بهرمند شدم خدا خیرتان دهد

    ۱۴۰۳/۱۱/۲۶
  • حیدری:

    نظر: خیلی عالی و دلنشین ، خدا به شما تندرستی و عافیت عطا بفرماید . من صوت رو گوش کردم و چون عربی بلد نیستم ترجمه رو خوندم و لذت بردم .

    ۱۴۰۳/۱۱/۲۵
  • سعید شیخ:

    نظر: سلام بسیار عالی. خدا خیرتون بده اللهم عجل لولیک الفرج

    ۱۴۰۳/۱۱/۲۳
  • فرزانه دباغیان:

    نظر: خدا خیر دنیا و آخرت بهتون بده.... مدتها بود دلم میخواست بشینم و مفاتیح را باز کنم و مناجات شعبانیه را برای اولین بار بخوانم! اما نمیشد! خدارو شکر اینجا با این ترجمه‌ها و صوت زیبا ، شدنی شد... ممنونم خیلی زیبا بود 🥹

    ۱۴۰۳/۱۱/۲۳
  • الهه برات پور:

    سلام و روزبخیر درخواستتون منتقل میشه

    ۱۴۰۳/۱۱/۱۶
  • مهدی توکلی:

    نظر: سلام و خداقوت لطفا مثل دعای مرزداران برای مناجات شعبانیه ویدیو درست فرمایید.

    ۱۴۰۳/۱۱/۱۵
  • آرامش:

    نظر: بی نهایت زیبا و چقدر حس نابی داشت ترجمه اش چقدر زیبا و قابل فهم و نزدیک کننده به خداوند بود خدا خیرتون بده✨

    ۱۴۰۳/۱۱/۱۴
  • بتول مروی:

    نظر: سلام ودرود بی نهایت عالی بود ودلنشین متشکرم ان شاءالله عاقبتتون بخیر باشد

    ۱۴۰۳/۱۱/۱۲
  • عزت غدیری:

    نظر: عالی بود خدا قوت ممنون التماس دعا

    ۱۴۰۳/۱۱/۱۲
  • عزت غدیری:

    نظر: عالی بود.التماس دعا

    ۱۴۰۳/۱۱/۱۲