آیا حماسه ۹ دی فقط یک واکنش سیاسی در عصر معاصر بود؟

فهرست مطالب

بررسی ریشه، عوامل پیدایش و ضرورت شکل گیری حماسه ۹ دی

تحلیل یک رخداد تاریخی، زمانی دچار خطای بنیادین می شود که آن رخداد را جدا از «انسانِ تصمیم گیرنده» بررسی کنیم. تاریخ، پیش از آنکه صحنه اتفاق ها باشد، میدان تشخیص انسان هاست و هرجا این تشخیص به درستی فهم نشود، تفسیر واقعه ناگزیر به تحلیلی سطحی می انجامد. حماسه ۹ دی از همین جنس رخدادهاست. هر تحلیلی که آن را صرفاً به عنوان یک واکنش سیاسی یا تجمعی هیجانی در بستر حوادث سال ۱۳۸۸ توضیح دهد، از همان ابتدا مسیر را اشتباه رفته است.

پرسش اصلی درباره ۹ دی این نیست که «چه شد مردم به خیابان آمدند»، بلکه این است که بر اساس چه منطقی تشخیص دادند که باید بیایند؛ زیرا واکنش، می تواند حاصل هیجان باشد؛ اما ایستادن آگاهانه، محصول تشخیص است. در فضایی آکنده از غبار، جنگ روایت ها و فشار رسانه ای، تشخیص درست، یک اتفاق نادر نیست، بلکه نشانه فعال بودن عقل است و دقیقاً به همین دلیل، ۹ دی را نمی توان بدون رجوع به مبانی عقلانی و انسان شناختی فهم کرد.

خطای رایج در تحلیل ۹ دی، نگاه کردن به آن از سطح سیاست روز است؛ گویی انسان ها در این واقعه، بازیگران مقطعی یک نزاع سیاسی بوده اند. این نگاه، انسان را موجودی کوتاه مدت، واکنشی و بریده از سرنوشت تاریخی اش فرض می کند. حال آنکه اگر انسان را آن گونه که عقل و وحی معرفی می کنند، بفهمیم -موجودی پیچیده، مسئول، جاودانه و در معرض هدایت یا انحراف- آنگاه ۹ دی دیگر یک «واقعه» نیست، بلکه خروجی عقلانی حاصل از باور این منطق است.

این مقاله بر این پیش فرض استوار است که هیچ کنش جمعیِ معناداری، بدون یک دستگاه تشخیص معتبر شکل نمی گیرد. اگر انسان در مهم ترین سیستم یعنی «خودش»، مرجع تخصصی نداشته باشد، تشخیصش در بزنگاه ها فرو می ریزد. از همین جا، مسئله حماسه ۹ دی از سیاست جدا می شود و به انسان شناسی گره می خورد: آیا یک ملت، در لحظه فتنه، به عقل خود وفادار مانده یا آن را تعطیل کرده است؟

در این نوشتار، حماسه ۹ دی نه به عنوان یک واکنش مقطعی، بلکه به مثابه تجلی عملی یک تشخیص عقلانی و الهی بررسی می شود. در این مقاله مسیری را دنبال می کنیم که از فهم انسان به عنوان پیچیده ترین سیستم هستی آغاز می شود، نسبت دنیا و آخرت را روشن می کند، منطق برکت عمر و انتظار فعال را توضیح می دهد و نشان می دهد چرا ۹ دی، به طور ضروری، فراتر از یک روز در تقویم سیاسی ایران است.

انسان؛ پیچیده ترین سیستم هستی

هر تحلیلی از رفتار انسان، بدون فهم «ماهیت انسان»، از اساس ناقص است. ما معمولاً خطا و انحراف را در سطح رفتارها بررسی می کنیم، اما کمتر می پرسیم این رفتارها بر چه تشخیصی استوار بوده اند؛ در حالی که ریشه هر کنش، در تشخیص نهفته است.

اگر انسان را نه صرفاً یک فرد، بلکه یک «سیستم» در نظر بگیریم، تحلیل دقیق تر می شود. یک اصل بدیهی و فطری در مواجهه با هر سیستمی وجود دارد: هرچه سیستم پیچیده تر باشد، نیاز آن به مرجع تخصصی بیشتر است. هیچ عقل سلیمی برای تعریف، راه اندازی، بهره برداری و اصلاح یک سیستم پیچیده، به حدس شخصی یا سلیقه فردی اکتفا نمی کند. در این مواجهه رجوع به سازنده و سپس نماینده مجاز، تنها انتخاب عقلانی است.

حال پرسش اصلی اینجاست: آیا سیستم وجودی انسان، ساده تر از یک دستگاه صنعتی، خودرو یا ابزار دیجیتال است؟

انسان پیچیده ترین مخلوق شناخته شده است؛ نه فقط از حیث جسم، بلکه به مراتب عمیق تر، از حیث روح، عقل، اراده و قدرت انتخاب. هیچ دانشی تا امروز مدعی شناخت کامل حتی یک جزء کوچک از این سیستم نشده است. وقتی شناخت جسم انسان همچنان ناتمام است، ادعای خودراهبری کامل در ساحت روح، ادعایی غیرعقلانی خواهد بود.

اینجاست که اصل «اصالت تخصص» از یک توصیه اخلاقی، به یک اصل الزام آور عقلی تبدیل می شود. انسانی که در مهم ترین سیستم یعنی «خودش»، به سازنده و متخصص مجاز رجوع نکند، عملاً عقل خود را تعطیل کرده است. سعادت یا شقاوت انسان، مستقیماً به پاسخ این سؤال وابسته است:
در تعریف، راه اندازی، بهره برداری و اصلاح خود، به چه کسی رجوع کرده ای؟

در منظومه توحیدی، پاسخ روشن است: سازنده انسان، خداوند است و متخصصان مجاز، راهنمایان معصومی هستند که از جانب او مأمور هدایت اند. پذیرش این اصل، تمام نظام تصمیم گیری فردی و اجتماعی را تغییر می دهد. حماسه هایی مانند ۹ دی، دقیقاً در بستر چنین تشخیصی شکل می گیرند؛ نه در واکنش های هیجانی، بلکه در بستر وفاداری به عقل.

بررسی قانون نسبت: دنیا، رحم آخرت

تحلیل کنش های تاریخی بدون فهم نسبت دنیا و آخرت، به بن بست می رسد؛ اگر دنیا پایان همه چیز باشد، بسیاری از انتخاب ها بی معنا می شوند. اما اگر دنیا مقدمه حیات ابدی باشد، هر تصمیم، وزن و جهت پیدا می کند.

دنیا نسبت به آخرت، همان نسبتی را دارد که رحم مادر به زندگی دنیوی دارد. جنین در فضای محدود رحم، اعضایی را می سازد که برای حیات آینده اش ضروری  هستند. کیفیت این ساخت، مستقیماً بر زندگی آینده اثر می گذارد. دنیا نیز چنین است: میدان ساختن انسان برای حیاتی به مراتب بزرگ تر.

بر این اساس، تاریخ صرفاً توالی رخدادها نیست؛ میدان تربیت انسان هاست. انتخاب های فردی و جمعی، ابزارهایی هستند که ظرفیت انسان را برای آینده می سازند یا تخریب می کنند. تقلیل ۹ دی به یک روز خاص، نادیده گرفتن این نسبت بنیادین است. ۹ دی بخشی از یک فرایند تربیتی و تاریخی است، نه یک واکنش گذرا.

برکت عمر و امکان وسعت وجودی

یکی از بزرگ ترین شبهات انسان معاصر این است: چگونه می توان با عمری محدود، برای حیات نامحدود آماده شد؟ پاسخ این سؤال، در فهم «برکت عمر» نهفته است.

در منطق الهی، ارزش عمر به تعداد سال ها نیست، بلکه به جریانی است که انسان به آن متصل می شود. اتصال به مسیر حق، به عمر محدود انسان ضریب می دهد و آن را وسعت می بخشد. همان گونه که یک ابزار ساده با اتصال به شبکه ای بزرگ، کارکردی فراتر از ظرفیت ظاهری خود پیدا می کند، انسان نیز با اتصال به جریان حق، از محدودیت زمانی عبور می کند.

از این منظر، حماسه ۹ دی یک حضور کوتاه مدت نبوده؛ بلکه یک اتصال آگاهانه به مسیری تاریخی است. اگر این اتصال نبود، ۹ دی نیز مانند هزاران تجمع دیگر، در حافظه تاریخ محو می شد. اما چون این کنش در مسیر حق قرار گرفت، به سرمایه ای ماندگار تبدیل شد.

آینده زمین و منطق انتظار

در منطق توحیدی، آینده زمین رهاشده و تصادفی نیست. وعده الهی روشن است: زمین در نهایت به دست صالحان خواهد رسید. اما این وعده، مسئولیت انسان را حذف نمی کند؛ بلکه آن را سنگین تر می سازد.

انتظار، در این چارچوب، به معنای انفعال نیست؛ بلکه کنشی فعال برای ساخت آینده است. انتظار فرج، یعنی مقدمه سازی، تربیت نیرو، حفظ امنیت مسیر حق و پرداخت هزینه. هر ملتی که این منطق را نفهمد، حتی اگر شعار انتظار بدهد، از حقیقت آن دور است.

حماسه ۹ دی، تجلی عینی انتظار فعال بود. مردمی که در آن روز ایستادند، نه فقط از وضعیت موجود دفاع کردند، بلکه سهم خود را در ساخت آینده ادا نمودند. این کنش، به دلیل پیوند با مسیر حق، از زمان خود عبور کرد.

صداقت، در شرایط آسان سنجیده نمی شود. معیار صدق، لحظه هایی است که هزینه بالا می رود و تشخیص دشوار می شود. جهاد، پیش از آنکه یک عمل نظامی باشد، یک روح است: آمادگی برای ایستادن پای حق، حتی به قیمت از دست  دادن داشته ها.

در دوران غیبت، میدان جهاد، میدان تشخیص و وفاداری است. حماسه ۹ دی، دقیقاً چنین میدانی بود. این روز، محک صداقت جمعی یک ملت شد؛ لحظه ای که نشان داد چه کسانی حاضرند هزینه تشخیص درست را بپردازند. اکنون و پس از عبور از لایه های انسان شناختی، تاریخی و الهیاتی، می توان با صراحت به پرسش آغازین بازگشت: آیا حماسه ۹ دی صرفاً یک واکنش سیاسی در عصر معاصر بود؟ پاسخ، با توجه به آنچه گفته شد، منفی است.

۹ دی نه یک حادثه استثنایی و نه یک واکنش مقطعی بود، بلکه نتیجه ناگزیر یک تشخیص عقلانیِ جمعی بود. تشخیصی که بر این اصل استوار است: انسان، به عنوان پیچیده ترین سیستم هستی، بدون رجوع به سازنده و متخصص مجاز، صلاحیت راهبری خود را ندارد. هرجا این اصل در سطح فردی یا اجتماعی نادیده گرفته شود، انحراف اجتناب ناپذیر است و هرجا به آن وفاداری شود، ایستادن در سمت حق طبیعی می شود.

در فضای غبارآلود فتنه، مسئله اصلی، کمبود اطلاعات یا اختلاف سلیقه سیاسی نبود؛ مسئله، «مرجع تشخیص» بود. حماسه ۹ دی نشان داد که یک ملت، در بزنگاهی تاریخی، تشخیص خود را از هیجان، فشار رسانه ای و ذوق فردی جدا کرده و آن را به هدایت معتبر سپرده است. این همان نقطه ای است که یک واکنش، به یک حماسه تبدیل می شود.

از منظر الهی، کنش هایی که در مسیر حق قرار می گیرند، در ظرف زمان محدود نمی مانند. ۹ دی به دلیل پیوند با جریان تاریخی حق، مشمول منطق «برکت عمر» شد؛ کنشی محدود که به دارایی ای نامحدود تبدیل گشت. به همین دلیل است که این روز، با وجود کوتاهی زمانی، به سرمایه ای ماندگار در حافظه تاریخی ملت ایران بدل شده است.

۹ دی، در حقیقت، محک صداقت جمعی بود. لحظه ای که هزینه تشخیص بالا رفت و مرزها مخدوش شد، این پرسش به صورت عملی مطرح گردید: چه کسانی حاضرند پای تشخیص درست بایستند و چه کسانی ترجیح می دهند عقل را تعطیل کنند؟ پاسخ این پرسش، نه در شعار، بلکه در حضور و ایستادن معنا پیدا کرد.

اگر بخواهیم حماسه ۹ دی را در یک گزاره تحلیلی خلاصه کنیم، باید گفت: 9 دی لحظه ای بود که یک ملت نشان داد در مواجهه با فتنه، عقل خود را به مرجع معتبر سپرده و از هزینه دادن در مسیر حق نگریخته است.

ملتی که چنین منطقی را بفهمد و به آن وفادار بماند، نه اسیر تصادف های تاریخی می شود و نه در گرداب فتنه ها فرومی ریزد؛ زیرا می داند مسیرش محدود به یک مقطع یا یک دولت نیست، بلکه امتداد راهی است که از گذشته انبیا آغاز شده و به آینده وعده داده شده زمین ختم می شود. حماسه ۹ دی، شاهدی روشن بر همین حقیقت است.

دیدگاهتان را بنویسید







نظرات

  • هاجر فائزی مهر:

    نظر: افتخار میکنم که یک ایرانی مسلمان شیعه ی تابع ولایت فقیه هستم الحمدلله کما هو اهله

    ۱۴۰۴/۱۰/۱۰
  • حمید سلمانی:

    نظر: خداوند به ما آنچنان آگاهی بده که بتونیم تواین روزگار خوب بدروتسخیص بدیم ...الهی امین

    ۱۴۰۴/۱۰/۰۹