روایت شده از علی بن جعفر از برادرش ابوالحسن موسی، از پدرش، از جدش (علیهمالسلام) که فرمود: پدرم علی بن الحسین (علیهماالسلام) میایستاد در کنار قبـر پیامبـر –که درود خداوند بر او و بر خاندانش باد- پس بر آن حضـرت سلام میکرد و گواهی میداد برای آن حضـرت به ابلاغ رسالت، و دعا میکرد آنچه را میخواست سپس تکیه میداد پشتش را به سنگ سبز کم عرض نزدیک قبـر و خود را به قبـر میچسباند، و تکیه میداد پشت خود را به قبـر و روی به قبله میایستاد، و میگفت:
اَللّٰهُمَّ اِلَیْکَ أَلْجَأْتُ أَمْرِی، وَإِلیٰ قَبْـرِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ أَسْنَدْتُ ظَهْرِی، وَالْقِبْلَهَ الَّتِی رَضِیتَ لِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهَ اسْتَقْبَلْتُ. اَللّٰهُمَّ إِنَّی أَصْبَحْتُ لاٰ أَمْلِکُ لِنَفْسِی خَیْرَ مٰا أَرْجُو لَهٰا، وَلاٰ أَدْفَعُ عَنْهَا شَـرَّ مٰا أَحْذَرُ عَلَیْهَا، وَأَصْبَحَتِ الْاُمُورُ بِیَدِکَ، وَلاٰ فَقِیرَ أَفْقَرُ مِنّیٖ، ﴿إِنِّی لِمٰا أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ﴾، اَللّٰهُمَّ ارْدُدْنِی مِنْکَ بِخَیْرٍ فَإِنَّهُ لاٰرَادَّ لِفَضْلِکَ.
خداوندا، امرم را به تو سپردم، و به قبـر محمد که درود خدا بر او و خاندانش باد بنده و فرستادهات، پشت خود را محکم کردهام، و قبلهای را که پسندیدی برای محمد –درود خدا بر او و خاندانش- پیش رو دارم، خداوندا، من صبح کردم در حالی که برای خود مالک نیستم خیر آنچه را امیدوارم، و نه دور میسازم از آن، شـرّ آنچه را که از آن اجتناب میکنم، و کارها در دست تو قرار گرفته، و فقیری نیست از من فقیرتر، «من به آنچه نازل کردی به سوی من از خیر، فقیرم»، خداوندا، مرا بازگردان با خیری از نزد خودت که بازگردانندهای نیست برای فضلت.
اَللّٰهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ أَنْ تُبَدِّلَ اسْمِی، أَوْ تُغَیِّرَ جِسْمِی، أَوْ تُزِیلَ نِعْمَتَکَ عَنِّی اَللّٰهُمَّ زَیِّنِّی بِالتَّقْوىٰ، وَجَمِّلْنِی بِالنِّعَمِ، وَاغْمُرْنِی بِالْعَافِیَهِ وَارْزُقْنِی شُکْرَ الْعَافِیَهِ.
خداوندا، همانا من به تو پناه میبرم از اینکه نام مرا تغییر دهی، یا بدنم را دگرگون سازی، یا برطرف کنی نعمتت را از من، خداوندا، مرا به تقوا زینت ده، و به نعمتها زیبایم گردان، و مرا با عافیت بپوشان، و روزیام ده سپاسگزاری عافیت را.