دعای نود – بعد از نماز شب (معروف به دعای حزین)

أُنَاجِیکَ‏ یَا مَوْجُوداً [1] فِی کُلِّ مَکَانٍ، لَعَلَّکَ تَسْمَعُ نِدٰآئِی فَقَدْ عَظُمَ جُرْمِی وَ قَلَّ حَیٰآئِی،

با تو نجوا می‌کنم، ای کسی که در هر جایی حضور داری، شاید صدایم را بشنوی. زیرا جرم و گناهم بزرگ و شرم و حیایم کم و اندک است.

مَوْلَایَ یَا مَوْلَایَ، أَیَّ الْأَهْوَالِ أَتَذَکَّرُ وَ أَیَّهٰآ أَنْسَى، وَ لَوْ لَمْ یَکُنْ إِلَّا الْمَوْتُ لَکَفَى، کَیْفَ وَ مَا بَعْدَ الْمَوْتِ أَعْظَمُ وَ أَدْهَى‏؟!

ای مولای من! ای مولای من! کدام‌یک از هول و هراس‌ها را یاد کنم و کدام را فراموش کنم؟ اگر هیچ هول و هراسی جز مرگ وجود نداشت، همین مرگ(برای هول و هراس) کافی بود. امّا چگونه؟ در حالی که آنچه پس از مرگ پیش می‌آید، بزرگ‌تر و سخت‌تر است!

مَوْلَایَ یَا مَوْلَایَ، حَتَّى مَتَى وَ إِلَى مَتَى أَقُولُ لَکَ الْعُتْبَى مَرَّهً بَعْدَ أُخْرَى، ثُمَّ لَا تَجِدُ عِنْدِی صِدْقاً وَ لَا وَفٰآءً،

ای مولای من، ای مولای من! تا کی و تا چه زمانی بارها و بارها به تو بگویم که تو (به سبب گناهانم) حقّ بازخواست مرا داری! اما باز هم در عمل نه صداقتی از من می‌بینی و نه وفایی!

فَیَا غَوْثَاهُ [2] ثُمَّ وَا غَوْثَاهُ [3] بِکَ یٰآ اَللّٰهُ مِنْ هَوًى قَدْ غَلَبَنِی، وَ مِنْ عَدُوٍّ قَدِ اسْتَکْلَبَ عَلَیَّ، وَ مِنْ دُنْیًا [4] قَدْ تَزَیَّنَتْ لِی، وَ مِنْ نَفْسٍ أَمَّارَهٍ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّی‏.

پس به فریادم برس! باز هم به فریادم برس! به تو پناه می‌آورم ای خدا! از هوای نفسی که بر من غلبه کرده، از دشمنی که همچون سگی وحشی به من هجوم آورده، از دنیایی که خودش را برایم زیبا نشان داده، و از نفسی که جز به بدی فرمان نمی‌دهد، مگر اینکه پروردگارم رحم کند.

مَوْلَایَ یَا مَوْلَایَ، إِنْ کُنْتَ رَحِمْتَ مِثْلـِی فَارْحَمْنِی، وَ إِنْ کُنْتَ قَبِلْتَ مِثْلـِی فَاقْبَلْنِی‏، یَا قَابِلَ السَحَّرَهِ اقْبَلْنِـی،[5]

مولای من! ای مولای من! اگر تا به حال بر کسی مثل من رحم کرده‌ای، پس به من هم رحم کن. و اگر کسی مثل من را پذیرفته‌ای، پس مرا هم بپذیر. ای کسی که ساحران را پذیرفتی و هدایتشان کردی، مرا هم بپذیر.

یَا مَنْ لَمْ أَزَلْ أَتَعَرَّفُ مِنْهُ الْحُسْنَـى، یَا مَنْ یُغَذِّینِـی بِالنِّعَمِ صَبَاحاً وَ مَسٰآءً، ارْحَمْنِـی یَوْمَ آتِیکَ فَرْداً، شَاخِصاً إِلَیْکَ بَصَرِی، مُقَلَّداً [6] عَمَلـِی، قَدْ [7] تَبَـرَّأَ جَمِیعُ الْخَلْقِ مِنِّی، نَعَمْ وَ أَبِی وَ أُمِّـی، وَ مَنْ کَانَ لَهُ کَـدِّی وَ سَعْیِی‏.

ای کسی که همیشه از تو لطف و نیکی‌‌ دیده‌ام، ای کسی که هر صبح و شام مرا با نعمت‌هایت پرورش می‌دهی، به من رحم کن در آن روزی که تنها به سوی تو می‌آیم، در حالی که چشمم به سوی تو دوخته شده و عملم به گردنم آویخته شده است، در آن روزی که همه از من بیزاری می‌جویند، حتی پدر و مادرم، و هر کسی که برایش زحمت کشیدم و تلاش کردم.

فَإِنْ لَمْ تَرْحَمْنِی فَمَنْ یَرْحَمُنِی؟ وَ مَنْ یُؤْنِسُ فِی الْقَبْرِ وَحْشَتِی؟ وَ مَنْ یُنْطِقُ لِسَانِیٓ إِذَا خَلَوْتُ بِعَمَلِی وَ سَأَلْتَنِی عَمّٰآ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّی؟

پس اگر به من رحم نکنی، چه کسی به من رحم خواهد کرد؟ و چه کسی در تنهایی قبر، مونس و آرامش‌بخش من خواهد بود؟ چه کسی زبانم را به سخن می‌آورد وقتی تنها با اعمالم روبرو می‌شوم و تو از من درباره کارهایی که بهتر از خودم از آن‌ها آگاهی داری، سؤال می‌کنی؟

فَإِنْ قُلْتُ: نَعَمْ، فَأَیْنَ الْمَهْرَبُ مِنْ عَدْلِکَ؟ وَ إِنْ قُلْتُ: لَمْ أَفْعَلْ، قُلْتَ: أَ لَمْ أَکُنِ الشَّاهِدَ عَلَیْکَ؟

اگر بگویم: بله، آن کارها را انجام داده‌ام؛ پس کجا می‌توانم از عدالتت فرار کنم؟ و اگر بگویم: نه، انجام نداده‌ام؛ تو خواهی گفت: آیا من شاهد بر اعمالت نبودم؟

فَعَفْوَکَ عَفْوَکَ یَا مَوْلَایَ قَبْلَ أَنْ تُلْبَسَ الْأَبْدَانُ سَرَابِیلَ الْقَطِرَانِ، عَفْوَکَ عَفْوَکَ یَا مَوْلَایَ قَبْلَ أَنْ تَغُلَّ الْأَیْدِی إِلَى الْأَعْنَاقِ، یٰآ أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ وَ خَیْرَ الْغَافِرِین‏.

پس ای مولای من! مرا ببخش! مرا ببخش پیش از آنکه بدن‌ها به لباس‌های آتشین پوشیده شوند. مرا ببخش! مرا ببخش
ای مولای من! پیش از آنکه دست‌ها به گردن‌ها زنجیر شوند. ای مهربان‌ترینِ مهربانان و بهترینِ آمرزندگان!

[1] . در برخی نسخه ها: مَوْجُودُ / مَوْجُودٌ

[2] . در برخی نسخه ها: فَیَا غَوْثَاهْ

[3] در برخی نسخه ها: فَیَا غَوْثَاهْ

[4] . در برخی نسخه ها: دُنْیَا

[5] . در برخی نسخه ها: یَا قَابِلَ التَّوْبَهِ اقْبَلْنِی

[6] . در برخی نسخه ها: مُقَلِّداً

[7] . در برخی نسخه ها: وَ قَدْ

دیدگاهتان را بنویسید