دعای صد و سی‌ و یک – در شب قدر

دعای ۱۳۱ صحیفه سجادیه جامعه دعا در شب قدر

یَا بَاطِناً فِی ظُهُورِہِ، وَیَا ظَاهِراً فِی بُطُونِهِ، یَا بَاطِناً لَیْسَ یَخْفَى، یَا ظَاهِراً لَیْسَ یُرَى، یَا مَوْصُوفاً لَا یَبْلُغُ بِکَیْنُونِیَّتِهِ مَوْصُوفٌ، وَلَا حَدٌّ مَحْدُودٌ، یَا غَائِباً غَیْرَ مَفْقُودٍ، وَیَا شَاهِداً غَیْرَ مَشْهُودٍ، یُطْلَبُ فَیُصَابُ، وَلَمْ تَخْلُ[1] مِنْهُ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَا بَیْنَهُمَا طَرْفَهَ عَیْنٍ، لاَ یُدْرَکُ بِکَیْفٍ، وَلاَ یُأَیَّنُ بِأَیْنٍ وَلَا بِحَیْثٍ.

ای که در عین آشکار بودن، پنهانی، و در عین پنهان بودن، آشکاری! ای که پنهانی اما از هیچ‌کس پوشیده نیستی، و آشکاری، اما با چشم دیده نمی‌شوی! ای که هیچ توصیفی به حقیقت وجودت نمی‌رسد و هیچ حد و مرزی تو را محدود نمی‌کند! ای که غایبی، اما هرگز گم‌شدنی نیستی، و حاضری، اما با چشم دیده نمی‌شوی! تو را جست‌وجو می‌کنند و می‌یابند، و آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن‌هاست، حتی به اندازۀ یک چشم برهم زدن از حضورت خالی نیست. تو را با کیفیت و چگونگی نمی‌توان درک کرد، و نه با مکان و جهت می‌توان محدود ساخت.

أَنْتَ نُورُ النُّورِ، وَرَبُّ الْأَرْبَابِ، أَحَطْتَ بِجَمِیعِ الْأُمُورِ، سُبْحَانَ مَنْ‏ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ وَهُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ، سُبْحَانَ مَنْ هُوَ هَکَذَا وَلَا هَکَذَا غَیْرُہُ.

تو روشنى‌بخش همۀ نورهایی، پروردگار تمام پروردگارانی، و بر همه چیز آگاهی و احاطه داری. پاک و منزه است آن‌که هیچ چیز مانند او نیست و او شنوا و بیناست. پاک و منزّه است او ‌که چنین است، و جز او هیچ‌کس این‌گونه نیست.

سپس دعا می‌کنی به آنچه خواهی.

[1] . در برخی نسخه‌ها: وَلَمْ یَخْلُ

دیدگاهتان را بنویسید