حمله شیطان از راست؛ کمالات و نقاط قوت ما چگونه خطرساز می شوند؟
حمله شیطان از راست به معنی وسوسه و انحراف از مسیر حق به وسیلۀ داشته ها، کمالات و نقاط قوت نفس است. معمولاً هروقت اسمی از شیطان می آید سریعاً به یاد گناه، شکسته شدن حرمت ها، ضعف های اخلاقی و شخصیتی یا انواع و اقسام فحشاها می افتیم. شاید کمتر ذهنمان به این سو برود که یکی از دستاویزهای اصلی شیطان از طریق داشته ها و کمالات ماست؛ چیزهایی که می توانیم از آن ها به عنوان دارایی های نفس خود نام ببریم، می توانند به ابزار حمله شیطان از راست تبدیل شوند.
در حمله شیطان از راست دارایی هایی مورد هدف قرار می گیرند که ما آن ها را به نوعی فضیلت یا نقطۀ قوتمان می دانیم. وقتی شیطان از راه وسوسه به گناه یا حمله های دیگر به موفقیت لازم نمی رسد، به دنبال عبادات و داشته های ما می آید تا از طریق آلوده کردن آن ها به هدفش دست پیدا کند.
در حمله شیطان از راست ما دچار خودشیفتگی، خودبرتربینی، رضایت از عملکرد خود و علو می شویم و به اندازه ای کمالاتمان پیش چشمانمان بزرگ است که شیفتۀ آن ها می شویم و مهمتر از همه آن ها را از آن خودمان می دانیم. کمالاتی مثل زیبایی، موفقیت های علمی، برجستگی های مذهبی، سابقۀ طولانی در کارهای خیر، جهاد و… همه زمینه هایی برای حمله شیطان از راست هستند.
این حمله باعث می شود که حس برتر بودن و خودبینی به سرعت در وجود ما رشد کرده و فراموش کنیم که همۀ این توفیقات و داشته ها از سمت خدا بوده و متعلق به خود اوست. درنتیجه با حس بودن بابت وظیفه های انسانی مان با خدا رو به رو می شویم، در صورتی که تا زمانی که خدا اراده نکند، موفق به انجام هیچ کار خیری نیستیم.
حالا سؤال اینجاست که برای در امان ماندن از حمله شیطان از راست چه کار کنیم؟ آیا باید از انجام کارهای خوب خودداری کنیم یا دور داشته های مثبت خود را خط بکشیم؟ درواقع برای جلوگیری از این حمله هم مانند هر حملۀ دیگری باید به تغذیه و تقویت قوۀ فوق عقلمان بپردازیم؛ چون اگر بعد انسانی ما قدرت حاکمیت و کنترل کافی نداشته باشد، کمالات مثبت و امور مقدسی که انجام می دهیم، از پشتوانه و منشاء درستی برخوردار نبوده و در اختیار و استخدام بخش حیوانی ما قرار می گیرند؛ درنتیجه به راحتی در تیررس اهداف و وسوسه های شیطان قرار گرفته و به جای آنکه ما را به سعادت برسانند، تبدیل به نقاط ضعف و منفی وجودمان می شوند.
روش های حمله شیطان از راست
اما روش حمله شیطان از راست چگونه است و او چگونه ما را از هدف خلقتمان دور می کند؟
شاید در حالت عادی به ذهنمان هم خطور نکند که دینداری ما می تواند عاملی برای بی دین شدنمان باشد. اما گاهی شیطان ما را در بعضی از امور دینی وادار به افراط کرده و یا به چیزهایی تکلیف می کند که خدا از ما نخواسته است. در درس های گذشته متوجه شدیم که جهان ما بر پایۀ اندازه ها و روابط دقیق ریاضی بنا شده و قواعد و احکام دینی هم از این قاعده مستثنی نیستند؛ در واقع همین قاعده ها و اندازه ها هستند که دین را از موهومات و خرافات جدا کرده و به صورت برنامه ای دقیق درمی آورند و زمانی که شیطان ما را از اندازه های دقیقی که خدا بنابر حکمت و تدبیر خود قرار داده دور کرده و وادارمان می کند که از هوای نفس خود پیروی کنیم، دچار حمله از راست می شویم.
در مواردی هم که شیطان می خواهد ما وظیفۀ اصلی مان را انجام نداده و یا از کار مقدس به خصوصی محروم شویم، ما را به کار مقدس دیگری سرگرم می کند؛ مثلاً وادارمان می کند تا به بهانۀ علم و تحصیل، جهاد در راه خدا را رها کنیم یا به بهانۀ شرکت در امور خیریه در مورد وظایفی که نسبت به پدر و مادر خود داریم، کوتاهی کنیم. دراین صورت این کار مقدس برای ما در حکم حجاب و پوشش عمل می کند و با تصور انجام یک کار خیر هرگز متوجه اشتباه و خطای خود نمی شویم. ممکن است در مواردی هم از صورت های مقدس و داشته های ما استفاده کرده و زمینۀ گناه و کارهای حرام را برای ما فراهم کند؛ مثلاً به واسطۀ سابقۀ طولانی در امور خیریه یا عبادت ما را به شهرت رسانده و باعث ایجاد عجب و خودبرتربینی در ما شود.
تشخیص حمله شیطان از راست
حالا سؤال اینجاست که تکلیف ما چیست؟ وقتی در کشمکش بین دو کار خوب و مقدس قرار می گیریم، کدام را انتخاب کنیم؟ محدودۀ حمله شیطان از راست تا کجاست؟ اصلاً از کجا تشخیص دهیم کدام کار خوب ما را به سعادت می رساند و کدام باعث سقوط می شود؟
در حقیقت انتخاب بین دو امر خوب و خوب تر اصلاً کار ساده ای نیست؛ اما همیشه مراجعه به اصول و قواعدی که خدا برایمان قرار داده، راهگشاست؛ مثلاً اگر با نحوۀ چینش نظام محبتی آشنا باشیم، می دانیم که خدا، اهل بیت و جهاد در راه خدا نسبت به خانه، مال، تجارت و روابط خانوادگی ما در اولویت هستند؛[1] البته نباید فراموش کنیم که خدا و اهل بیت وظایف ما را در شرایط و موقعیت های گوناگون در خلال این روابط و حقوق تعیین کرده اند؛ مثلاً نمی توانیم به بهانۀ شرکت در مراسم دینی و مذهبی یا تغذیۀ بعد انسانی مان، حقوق همسر، پدر و مادر یا فرزندانمان را نادیده بگیریم؛ چون محدودۀ کار شیطان حتی تا فوق عقل ما هم کشیده می شود؛ البته نه به این معنی که گرایش های فوق عقلی گرایشاتی شیطانی باشند، بلکه به این معنی که گرایش به فوق عقل می تواند به عنوان دست آویزی مورد سوء استفادۀ شیطان قرار بگیرد. مثلاً وقتی خود را مقید به شرکت در انواع کلاس های اخلاقی و تربیتی می کنیم و در عین حال نیازهای فرزندمان را نادیده می گیریم، نه تنها به هدف خلقت خود نزدیک نمی شویم، بلکه با این کار به رابطه ای که با فرزندمان داریم، آسیب زده و او را در آینده دچار مشکل می کنیم.
اما مهم ترین راهکار در تشخیص حمله شیطان از راست این است، که شیطان همیشه امور مقدس را برای بخش ناخود ما می خواهد؛ مثلاً ما را تشویق به تحصیل می کند تا از طریق کسب عنوان دکتر و مهندس به دیگران فخرفروشی کنیم؛ یا حتی ممکن است ما را توجیه کند که برای خدمت به مردم به دنبال کسب علم برویم تا ما را از وظیفه ای بالاتر که خدمت به امام است، غافل کند. پس به غیر از برآوردن نیازهای طبیعی بدن، اطاعت از خدا همیشه مخالف خواستۀ نفس ما بوده و با فشار بر ناخود و بخش طبیعی وجود ما همراه است.
در حقیقت از میان تمام کارها، داشته های ما و انتخاب هایی که پیش رو داریم، تنها یک کار و یک مسیر به سمت سعادت و خوشبختی وجود دارد؛ همان صراط مستقیمی که ما را به هدف خلقتمان می رساند و شیطان همواره در آن در کمین ما نشسته است. ما وظیفه داریم که تمام کارهای خود حتی مقدس ترینشان را به نحوی تنظیم کنیم که برای رسیدن به هدف خلقتمان و کسب قلب سلیم به کار گرفته شوند؛ وگرنه کاری که مطابق با خواسته های نفس و ابعاد پایینی وجودمان است، همواره در معرض حملۀ شیطان است، حتی اگر کار مقدسی باشد.
ما در این درس با انواع اموری که مورد حمله شیطان از راست قرار می گیرند، آشنا شدیم. گفتیم که نه تنها ضعف های اخلاقی و شخصیتی بلکه داشته های ما هم وسیلۀ حمله شیطان قرار می گیرد. روش هایی که شیطان برای حمله از سمت راست به کار می گیرد را بررسی کرده و در پایان هم گفتیم که چگونه می توانیم امور مقدسی را که مطلوب شیطان است از کارهای خوبی که ما را به هدف خلقتمان نزدیک می کند، تشخیص دهیم. آیا شما خود را در معرض حمله شیطان از راست می دانید؟ کارهای خوب، کمالات و داشته های شما چه قدر به احساس شادی و آرامش در وجودتان منجر شده است؟
[1] سورۀ توبه، آیۀ 24