ترتیب مراتب هستی چگونه است؟ چه ارتباطی بین دنیای مادی و عوالم بالاتر وجود دارد؟

فهرست مطالب
شناخت مراتب هستی چه نقشی در فهم جایگاه انسان در نظام آفرینش دارد؟

شناخت مراتب هستی چه نقشی در فهم جایگاه انسان در نظام آفرینش دارد؟

آیا جهان خلقت فقط همین عالم مادی است که ما در آن زندگی می کنیم؟ یا عوالم و مراتبی قبل و بعد از دنیا نیز وجود دارند؟ سؤالاتی مانند اینکه «از کجا آمده ایم؟»، «در کجا هستیم؟» و «به کجا می رویم؟» از جمله سؤالات فطری هستند که افراد با باورهای مختلف، به شیوه های گوناگون از خود می پرسند. دلیل اهمیت این پرسش ها این است که پاسخ آن ها ما را به درک عمیقی از مراتب هستی و جایگاه انسان در نظام آفرینش می رساند. شناخت مراتب خلقت به ما کمک می کند تا بفهمیم چرا هستیم، چه مسیری در پیش داریم و چگونه می توانیم خود را بهتر بشناسیم، به زندگی خود جهت دهیم و به هدف اصلی خلقت نزدیکتر شویم.

نظام آفرینش ساختاری دقیق، هدفمند و لایه لایه است که از بالا تا پایین مراتب متناسب و هماهنگی دارد. فهم مراتب هستی علاوه بر شناخت عوالم گوناگون، به کشف موقعیت خود ما در نظام خلقت نیز کمک می کند.

در نگاه الهی، نظام هستی از مرتبه ای آغاز می شود که درک آن برای ذهن مادی بشر دشوار است. خداوند، آفرینش را با نوری آغاز می کند که در آیات و روایات از آن با عنوان «نور محمد»، «روح» یا «عقل» یاد می شود؛ نوری که سرآغاز هستی و ریشۀ حقیقی انسان است.

مطابق آیات قرآن و روایات معصومین (علیهم السلام)، نظام آفرینش در مراتب گوناگونی شکل گرفته است که عبارت است از: عالم جبروت یا عالم عقل و قدرت، عالم ملکوت یا عالم ارواح و معنا، عالم ناسوت یا دنیای مادی و نسیان! انسان موجودی است که این مسیر را از بالا طی می کند و فقط مدتی در پایین ترین نقطه یعنی عالم مادی دنیا متوقف می شود؛ اما این پایان ماجرای سفر بشر نیست و روح ما دوباره این مسیر را به سوی حقیقت و کمال مطلق، در جهت پایین به بالا طی خواهد کرد.

تمام انسان ها، چه مذهبی و دین باور و چه غیر مذهبی، فطرتی بی نهایت طلب دارند. احساس نارضایتی از دنیا، میل به جاودانگی، علاقه به علم، قدرت و زیبایی بی نهایت همگی از نشانه های تعلق انسان به مرتبه ای بالاتر از عالم مادی است؛ اما عوالم بالاتر یا احتمالاً پایین تر از دنیا چه هستند؟ دنیا و عالم مادی در کدام یک از مراتب هستی قرار دارد؟ هرکدام از مراتب و عوالم دارای چه ویژگی هایی هستند؟

در این درس به بررسی مراتب گوناگون هستی، ساختار هر مرتبه، دیدگاه های مختلف دربارۀ این مراتب و اهمیت و کارکرد شناخت آن ها می پردازیم.

ساختار مراتب هستی؛ از نور محمدی تا دنیای محسوس

شناخت مراتب هستی یکی از مباحث کلیدی در شناخت نظام آفرینش و جایگاه انسان در آن است. تمامی موجودات جهان بر اساس حکمت الهی و در نظامی دقیق و منظم آفریده شده اند. شناخت این ساختار، کلید فهم روابط انسان با جهان و خداوند به شمار می آید.

مراتب آفرینش ساختاری هندسی و تأسیس شده از بالا به پایین دارد. آغاز این نظام با نخستین جلوه و تجلی خداوند است؛ جلوه ای که به آن مثل اعلی یا «عالی ترین نمونه از خداوند» گفته می شود و در زبان روایات با عنوان های «روح»، «عقل»، «قلم» یا «نور محمدی»[1] شناخته می شود. همۀ مخلوقات خداوند، از فرشتگان تا آسمان ها، زمین، موجودات و در نهایت انسان، از این نور پدید آمده اند.

ملاصدرا، فیض کاشانی، ملاهادی سبزواری و دیگر حکما و فیلسوفان معتقدند این تعبیرها، وصف های مختلفی از یک حقیقت واحد هستند؛ مانند نوری که از منشور عبور می کند و رنگ های متنوعی از آن نمایان می شود؛ در واقع هرکدام از مراتب آفرینش انعکاسی از مرتبۀ بالاتر خود هستند.

خداوند نظام آفرینش را در سه عرصۀ اصلی سامان داده است:

1. عالم جبروت: این عالم جایگاه مجردات، عقل، اراده و قدرت محض است. عالم جبروت که به ملکوت اعلی نیز معروف است، قوی ترین مرتبۀ نظام هستی و سرچشمۀ شکل گیری سایر مراتب به شمار می رود. این عالم بر همۀ عوالم و مراتب دیگر تقدم وجودی و احاطه دارد.

2. عالم ملکوت: این مرتبه حوزۀ ارواح، نفوس، الگوهای غیرمادی و صور مثالی است. عالم ملکوت که از آن با نام های «عالم برزخ» و «عالم خیال منفصل» یاد می شود، از نظر شدت و مرتبۀ وجودی ضعیف تر از عالم جبروت و در عین حال قوی تر از عالم مادی است و بر آن احاطه دارد.

3. عالم ناسوت: این عالم، دنیای محسوس، مادی و محدود است که ما در آن زندگی می کنیم. عالم ناسوت، سایه و تصویر مراتب بالاتر است و از نظر شدت هستی ضعیف تر از تمامی عوالم دیگر به حساب می آید؛ اما محل امتحان و سکوی رشد و ارتقای انسان به مراتب بالاتر می باشد.

عالم ناسوت، عالم نسیان و فراموشی است. انسان هنگام ورود به این عالم، گذشتۀ خود را فراموش می کند؛ به همین دلیل نیاز مبرمی به یادآوری دارد. خداوند در آیات فراوانی، حقیقت و ماهیت انسان را به او گوشزد می کند.[2] از اینجا مشخص می شود که شناخت مراتب هستی و ویژگی های هر عالم می تواند به انسان کمک کند تا با بازگشت به ریشه های معنوی خود، از این فراموشی رهایی یابد و زندگی خود را در راستای هدف خلقتش سامان دهد.

ساختار مراتب خلقت علاوه بر بیان نظم آفرینش، معیاری برای شناخت جایگاه انسان و مسیر رشد و تعالی او نیز می باشد. انسان به عنوان محور نظام آفرینش باید به شناخت و تقویت بُعد روحانی خود بپردازد تا بتواند در قوس صعود به سوی کمال حرکت کند.

بررسی نسبت ریاضی مراتب هستی

تمام مراتب هستی با نسبت های ریاضی ویژه ای نسبت به یکدیگر تنظیم شده اند. امام صادق (علیه  السلام) فرمول این نسبت را این گونه بیان می فرمایند: «همانا خداوند عزوجل، عالم مُلک خویش را به سان ملکوتش آفرید و ملکوتش را به سان جبروتش تأسیس نمود تا با ملکش به ملکوتش استدلال کند و با ملکوتش بر جبروتش!»[3] این کلام بیانگر آن است که عصاره ای از عالم جبروت، عالم ملکوت را شکل داده و به همین ترتیب، عالم ناسوت و نظام مادی بر اساس عالم ملکوت خلق شده  است؛ در واقع جبروت، ملکوت و ناسوت مدارج و مراحل یک حقیقت هستند و این تصور که در نظام خلقت مکانی به نام جبروت وجود دارد و بعد از آن مکانی به نام ملکوت آغاز می شود، نادرست است. این عوالم به صورت تو  در  تو بوده و با یکدیگر رابطۀ طولی دارند.

بنیان وجودی تمام مراتب آفرینش، نور وجود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است. در تأیید این ادعا می توان به آیات قرآن و روایات معتبر مراجعه کرد. خداوند در قرآن می فرماید: «خداى‏ رحمان قرآن را یاد داد، انسان را آفرید.»[4] اما سؤال این است که چرا در این آیات، پیش از خلقت انسان به تعلیم قرآن اشاره شده است؟ خداوند قبل از آفرینش انسان، قرآن را به چه کسی یا کسانی  آموخته است؟ پاسخ این سؤال در سخنان معصومین (علیهم السلام) نهفته است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: «نخستین آفریدۀ خداوند نور من است.» بر اساس سخن امام صادق (علیه السلام) نیز ایشان هزاران سال پیش از آفرینش فرشتگان و خلقت انسان وجود داشته اند و به فرشتگان ذکر می آموخته اند.[5]

این آیات و روایات نشان می دهند که تمامی مخلوقات و مراتب هستی ریشه در عالمی پر از نور و شعور دارند. درک این حقیقت نه تنها باعث رشد معنوی انسان می شود، بلکه دید دقیقی نسبت به مبدأ و مقصد وجود به او می  دهد.

دیدگاه قرآنی درباره مراتب هستی در مقایسه با نظریات علمی و فلسفی

زمانی که دربارۀ آغاز جهان و مراتب هستی صحبت می شود، ذهن  ها به سوی علم فیزیک، نجوم و «نظریه بیگ بنگ»[6] می روند؛ اما دیدگاه قرآن و روایات مسیر دیگری را نشان می دهند. درک این تفاوت می تواند بر نگرش ما نسبت به نظام آفرینش و مراتب خلقت تأثیر بسزایی بگذارد.

در نگاه علمی، بحث همواره از «ماده» آغاز می شود. بر اساس این دیدگاه، یک ذرۀ فشرده وجود داشته که انفجار آن به شکل گیری جهان انجامیده است. فلاسفه نیز معتقدند یک «موجود مجرد» یا «عقل اول» از خداوند صادر شده و سپس عقل های دوم، سوم و… و در نهایت عالم مادی به وجود آمده اند.

نگرش های علمی و فلسفی بیشتر به دنبال نظم، قوانین، اندازه گیری و شناخت هستی بوده و بر روابط علت و معلولی تمرکز دارند. اشکال این دیدگاه ها از منظر دینی این است که آن ها بدون در نظر گرفتن حقیقت باطنی و هدفمندی معنوی به جهان نگاه می کنند و رابطۀ انسان با خدا را نادیده می گیرند.

در نگاه قرآنی و روایی، خلقت با نور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آغاز می شود، نه با ماده یا انفجار! قرآن از وجود «نور»، «عرش»، «قلم»، «لوح» و «روح» قبل از هر چیز مادی سخن می گوید. در روایات معصومین (علیهم السلام) نیز به نور وجودی حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان اولین مخلوق اشاره شده است.

تفاوت مهم دیدگاه قرآن و روایات با نگاه علمی و فلسفی این است که در قرآن و روایات، خلقت به عنوان یک رویداد علمی نیست، بلکه فرایندی هدفمند، معنوی و دارای معنا توصیف می شود. قرآن و روایات به دنبال معرفی مراتب آفرینش با ترتیبی علمی یا فلسفی نیستند؛ بلکه هدف آن ها معرفی مبدأ خلقت، مسیر زندگی و مقصد نهایی است. خداوند در قرآن می فرماید: «ما آسمان و زمین و آنچه را که میان آن ها است، بیهوده نیافریده ایم.»[7] چنین آیاتی به این نکته اشاره دارند که نظام خلقت حاصل یک تصادف یا نظم طبیعی نیست؛ بلکه امتحان و دعوتی برای رشد و مسیری به سوی بازگشت به خداوند است.

چرا شناخت مراتب هستی مهم است؟

شناخت مراتب هستی نباید به عنوان دانشی نظری تلقی شود، بلکه یک نیاز اساسی برای درک روند تکامل و کشف مسیر بازگشت به اصل خویش است؛ اگر ندانیم از کجا آمده ایم، مسیر بازگشت خود را نیز گم می کنیم؛ اما وقتی بدانیم از خدا هستیم و به سوی او باز می گردیم، دیگر به دنیای مادی به عنوان مقصد زندگی نگاه نمی کنیم.

شناخت مراتب خلقت تأثیرات عمیقی در انگیزه، چشم انداز و سبک زندگی ما دارد. زندگی بدون افق، تنها یک زندگی روزمره و بی هدف است؛ اما وقتی متوجه شویم مأمور سفر به بی نهایت هستیم، همه چیز برای ما معنا پیدا می کند؛ در واقع شناخت مراتب هستی، راهی برای درک جایگاه انسان در نظام آفرینش است.

ما انسان ها موجوداتی میان خاک و افلاک هستیم. با اراده می توانیم از پایین ترین مرتبه به بالاترین قلۀ معنوی برسیم؛ بنابراین فهم نظام و مراتب آفرینش نه فقط یک باور دینی، بلکه نقشه ای برای زیستن هدفمند و آگاهانه است. انسانی که خود را بشناسد، اهل تذکر، حرکت و امید می شود، نه درجا زدن و نا امیدی!

یکی از کارکردهای شناخت مراتب خلقت این است که انسان درمی یابد ریشه، حقیقت و خانوادۀ آسمانی  او محمد و آل محمد (علیهم السلام) هستند. درک این حقیقت، شهود حقیقت هایی دیگری مانند نبوت و ولایت را نیز آسان می کند؛ اگر انسان ریشه و اصل وجود خود را بشناسد، به راحتی متوجه علت نیاز خود به معصومین (علیهم السلام) می شود و می داند که راه رشد و سعادتش در پیروی از این بزرگواران است.

فهم مراتب هستی در نظام آفرینش، دید ما را نسبت به جهان تغییر داده و به ما کمک می کند تا جهان را در حد ظاهر و ماده نبینیم؛ بلکه بفهمیم هر رخداد، ریشه ای در عوالم بالاتر دارد. این تغییر نگرش ما را به تأمل، شناخت و حرکت به سوی اصل خود دعوت می کند و باعث می شود بدانیم در چه جایگاهی قرار داریم و قرار است به کجا برویم.

خلاصۀ نمودار خلقت و مراتب آفرینش همان مفاهیم «قوس نزول» و «قوس صعود» است که در درس های گذشته به آن ها اشاره کرده ایم. مراتب آفرینش در قوس نزول به  ترتیب عبارتند از : خداوند، نور محمدی، عالم جبروت، عالم ملکوت و در نهایت عالم ناسوت و دنیا!

این مراتب در قوس صعود نیز با ترتیب معکوس طی می شوند: عالم مادی دنیا، مرگ، عالم ملکوت و برزخ، قیامت، آخرت ابدی و بازگشت به نور محمدی! تمام مراتب خلقت بر حقیقتی طولی و ریاضی استوارند. آفرینش خداوند یک پروژۀ دقیق هندسی است که در آن هر مرحله، عصاره ای از مرحلۀ پیشین خود به شمار می آید.

در این درس به بررسی مراتب مختلف هستی پرداختیم. این مراتب شامل عالم جبروت یا عالم عقل، عالم ملکوت یا برزخ، عالم ناسوت یا دنیای مادی است. هریک از این عوالم ویژگی ها و کارکردهای منحصربه فردی دارند. دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم، از نظر شدت و تقدم وجودی در پایین ترین مرتبه قرار دارد؛ با این حال همین عالم، سکوی ارتقای انسان به عوالم و مراتب بالاتر است.

دیدگاه های مختلفی دربارۀ مراتب آفرینش و نقطۀ آغاز خلقت وجود دارد. نگاه علمی، بر اساس نظریۀ بیگ بنگ، نقطۀ آغاز آفرینش را انفجار ذره ای فشرده معرفی می کند؛ اما در رویکرد قرآنی و روایی، نور وجودی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) به عنوان نقطۀ آغاز و پایۀ خلقت معرفی می شود. پذیرش چنین دیدگاهی موجب شناخت و باور دو اصل مهم نبوت و امامت می گردد.

آشنایی با مراتب گوناگون هستی این امکان را به انسان می دهد تا جایگاه خود در نظام آفرینش را بهتر بشناسد و با آگاهی نسبت به مبدأ، مسیر و مقصد، سبک زندگی خود را به گونه ای تنظیم کند که با کمترین آسیب و بیشترین سرعت به سوی هدف آفرینش حرکت کند.

شما چه شناختی از مراتب هستی دارید؟ به نظر شما آیا شناخت این مراتب تأثیری بر سبک زندگی روزمرۀ افراد دارد؟ نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.


[1] حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم): «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِی؛ نخستین چیزی که خدا آفرید، نور من بود.» مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار علیهم السلام، گردآورنده علی اکبر غفاری، هدایت الله مسترحمی و …، بیروت_لبنان، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۶۸ ش، ج ۵۴، ص ۱۷۰

[2] إِنَّا للّه و إِنّا إِلَیهِ رَاجِعُون؛ سوره بقره، آیه 156

[3] إنَّ اللهَ عَزَّوَجَلّ خَلَقَ مُلکَهُ عَلی مِثالِ مَلَکُوتِه، وَ أسَسَّ مَلَکُوتَهُ عَلی مِثالِ جَبَرُوتِه لیستدلّ بمُلکِهِ عَلى مَلَکوتِه و بِمَلَکوتِه عَلى جَبَروت؛ منهاج النجاح فی ترجمه مفتاح الفلاح، مقدمه ‏2 ،ص 26

[4] اَلرّحمن عَلَّمَ القُرآن خَلَقَ الاِنسان؛ سوره الرحمن، آیات 1 تا 3

[5] کُنَّا اَنْوَاراً نُسَبِّحُ اللَّهَ تَعَالَی وَ نُقَدِّسُهُ حَتَّی خَلَقَ اللَّهُ الْمَلَائِکَهَ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ سَبِّحُوا فَقَالَتْ اَیْ رَبَّنَا لَا عِلْمَ لَنَا فَقَالَ لَنَا سَبِّحُوا فَسَبَّحْنَا فَسَبَّحَتِ الْمَلَائِکَهُ بِتَسْبِیحِنَا؛ بحار الأنوار، ج ۲۶، ص ۳۵۰

[6] The Big Bang Theory

[7] وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَیْنَهُمَا بَاطِلًا؛ سوره ص، آیه 27

دیدگاهتان را بنویسید







نظرات

There are no comments.