محتوای دوره
خانواده آسمانی انسان
0/13
قضا و قدر و اختیار
0/13
ابتلاء و امتحان در زندگی
0/26
بیماری‌های پنهان روح
0/15
شناخت بهشت و جهنم
0/22
نگاه ابدی و آمادگی برای آخرت
0/14
از خیال تا سلامت قلب
0/31
انسان، خلقت و حیات ابدی
درباره درس

آیا تنها پاداش مومنین بهشت است؛ یا چشم روشنی های دیگری در انتظار ماست؟

بهشت یا همان «جنه» نام مکانی ست که خداوند به عنوان پاداش برای بندگان مؤمن و نیکوکار خود در آخرت درنظر گرفته است؛ اما آیا تنها پاداش مومنین بهشت است؟ در قرآن کریم و روایات اسلامی، توصیفاتی از بهشت ارائه شده که آن را به عنوان یک مکان حقیقی معرفی می کند. بهشت شامل باغ هایی است با درختان سرسبز، نهرهای جاری، میوه های گوارا، قصرها و کاخ های زیبا، همراه با آرامش و امنیت ابدی. جایی که هیچ رنج، بیماری، پیری، خستگی و مرگی در آن وجود ندارد. برای مثال قرآن می فرماید: «وَ سارِعُوا إِلى  مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ»[1] این آیه به وسعت عظیم بهشت اشاره می کند و آن را مکانی معرفی می کند که گستردگی اش به اندازه آسمان ها و زمین است؛ درواقع بهشت نتیجه و محصول کسب قلب سلیم در دنیا و تولد سالم به عالم آخرت است.

اما روایاتی هم هستند که معتقدند بهشت پاداش بدن ماست؛ این عبارت شاید در نگاه اول، ذهنیت شما را نسبت به جایگاه بهشت و پاداش بودن آن به هم بریزد؛ اگر بپذیریم که بهشت فقط پاداش بدن ماست، پس چرا در دین اسلام و سخن معصومین (علیهم السلام) بارها و  بارها به تلاش برای بهشتی شدن توصیه شده است؟ چرا نعمت های بهشتی مکررا در منابع دینی برای ما بازگو شده؟ اصلاً آیا واقعاً بهشت پاداش بدن ماست؟ آیا تمام ارزش بهشت در همین نعمت های ظاهری خلاصه می شود؟ آیا روح و جان ما، که به مراتب ارزشمندتر و متعالی تر از جسم مان است، از پاداش بی بهره خواهد ماند؟ در کنار این نعمت های مادی و جسمانی بهشت، آیا نباید به پاداشی والاتر و ارزشمندتر برای انسان اندیشید؟

در این مقاله، قصد داریم با نگاهی عمیق تر به مفهوم بهشت، دریابیم که آیا بهشت پاداش بدن ماست یا اینکه پاداش اصلی، فراتر از نعمت های محسوس و ملموس بهشت بوده و در رضایت و لقای الهی نهفته است. برای بررسی این تضاد ظاهری ابتدا لازم است مروری بر مفهوم جسم و روح داشته و به چرایی تعریف بهشت به عنوان پاداش بدن بپردازیم.

چرا بهشت فقط پاداش بدن ماست؟

همان طور که در مقاله «نفس یا روح چیست» توضیح دادیم، روح، گوهر حقیقی و مجرد وجود ماست که با تولد به دنیا به بدن تعلق می گیرد و بدن، مرکب و همراه موقتی آن در این سفر دنیوی است. بدن از روح جداست و تنها ابزاری برای حضور و فعالیت روح در این عالم مادی محسوب می شود. حقیقت ما را روحمان تشکیل می دهد و جسم، صرفاً عنصری متعلق به دوران زندگی در دنیاست.

همچنین در مقاله «من حیوانی چیست؟» به ابعاد وجودی مشترک بین انسان و حیوانات پرداختیم. ویژگی هایی نظیر تشکیل خانواده، حس مسئولیت پذیری، تلاش و کوشش برای زندگی، تشکیل زندگی اجتماعی، سلسله مراتب، وفاداری، مهربانی و خدمت به هم نوع و دیگر موجودات، همگی بین ما و حیوانات مشترک هستند؛ اما نکته کلیدی اینجاست که اگر انسان در طول زندگی خود صرفاً به کسب و تقویت همین ویژگی های مشترک بسنده کند، در مرتبه حیوانی باقی مانده و به جایگاه والای انسانی ارتقا نخواهد یافت.

اکنون و پس از بیان این مقدمات، درک این موضوع که چرا بهشت پاداش بدن ماست، بسیار آسان تر می شود.

بهشت، با تمام شکوه و گستردگی اش؛ درواقع نعمتی است که به جنبه جسمانی و حیوانی وجود ما تعلق می گیرد. انسان هایی که در این دنیا، خصلت های مثبتی همچون وفاداری، مهربانی، نوع دوستی و تعهد به خانواده را از خود نشان می دهند و به اصطلاح، «حیوان خوبی» می شوند، به این پاداش بهشتی دست می یابند. همان طور که امام کاظم (علیه السلام) می فرمایند: «أَمَا إِنَّ أَبْدَانَکُمْ لَیْسَ لَهَا ثَمَنٌ إِلاَّ اَلْجَنَّهُ؛ بدانید که بهای بدن های شما جز بهشت نیست، پس آن را به چیز دیگری مفروشید.»[2] بنابراین، دستیابی به بهشت، نشان دهنده محدود ماندن در سطح ویژگی های حیوانی و عدم ارتقا به مرتبه والای انسانی است. انسان ها زمانی به بهشت می رسند که در دنیا «حیوان خوبی» شده باشند. پس بهشت پاداش بدن است که در ازای یک زندگی باکیفیت در سطح حیوانی به آن ها عطا می شود. بهشت، منزلگاه ابتدایی و پاداشی مقدماتی بوده و نهایت کمال و پاداش نهایی ما چیزی فراتر از بهشت است.

پاداش حقیقی انسان چیست؟

اکنون که فرض بهشت پاداش بدن را اثبات کردیم و دانستیم که «حیوان خوب بودن» مرتبه ای از کمال است که با پرورش صفات مشترک بین انسان و حیوان به دست می آید، با این سوال مواجه می شویم که پس پاداش من انسانی چیست؟ اگر انسان با تلاش و مجاهدت از سطح حیوانی فراتر رود و استعدادهای والای انسانی خود را شکوفا سازد، چه پاداشی در انتظار اوست؟ آیا پاداش او نیز محدود به نعمت های بهشتی خواهد بود، یا مرتبه ای والاتر و بی کران تر را تجربه خواهد کرد؟ قبل از پاسخ به این سوالات باید بگوییم درست است که بهشت پاداش بدن ماست اما این به معنای بی ارزش بودن بهشت نیست؛ بلکه به این معناست که برای کسانی که به مرتبه انسانی خود دست یافته اند، پاداش های والاتری وجود دارد که قابل قیاس با نعمت های بهشتی نیستند.

پاسخ آموزه های دینی به این پرسش، قاطعانه و امیدبخش است؛ برای کسانی که بخش انسانی وجود خود را فعال کرده و در مسیر کسب کمالات انسانی گام برمی دارند و به شباهت نسبت به خدا و معصومین (علیهم السلام) می رسند، پاداشی بسیار عظیم تر و فراتر از نعمت های بهشتی در نظر گرفته شده است. این پاداش، نه نعمت های جسمانی و محدود به لذت های حسی، بلکه لقای پروردگار و هم جواری با اولیاء و مقربان درگاه او، به ویژه انوار پاک معصومین (علیهم السلام) یعنی همان بهشت رضوان است.

بهشت رضوان، جایگاهی بسیار متعالی و برتر از سایر مراتب بهشت است که به عنوان پاداش خاص ترین بندگان خدا و اولیاء الهی در نظر گرفته شده است. به عبارت دیگر، رضوان بالاترین مرتبه بهشت و همان خشنودی و رضایت پروردگار است که هیچ نعمت دیگری با آن برابری نمی کند. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَمَسَاکِنَ طَیِّبَهً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ ذَٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» [3] در این آیه، خداوند بهشت را وعده می دهد، اما تأکید می کند که بالاتر از تمامی نعمت های بهشتی، رضوان خداوند (یعنی خشنودی و قرب به او) بزرگ ترین و برترین پاداش است.

سروری و لذتی که از این پاداش حاصل می شود، قابل قیاس با هیچ یک از نعمت های مادی و جسمانی بهشتی نیست. در واقع، نعمت های بهشتی هرچقدر هم که باشکوه و دل انگیز باشند، به چشم کسی که به مرتبه همنشینی با خدا و معصوم رسیده است، نمی آید. پاداشِ «من انسانی»، وصال به معشوق حقیقی و غرق شدن در دریای بی کران رحمت و جمال اوست؛ مقصدی که معصومین، اولیاء خدا و عارفان، همیشه در طلب آن بوده و تمام تلاش و مجاهدت خود را برای رسیدن به آن صرف کرده اند.

در این مقاله به بررسی مفهوم بهشت و جایگاه آن در آموزه های اسلامی، پرداختیم و دریافتیم که بهشت، با تمام عظمت و نعمت های بی پایانش، پاداشی برای انسانی است که توانسته صفات «حیوان خوب بودن» همچون اخلاق نیک، عملکرد مثبت و پرهیز از گناه را در وجود خود پرورش دهد. بهشت، انعکاسی از لذت های دنیوی ولی در اوج پاکی و کمال است و به عنوان پاداش رفتارها و صفات نیک انسانی و حیوانی ارائه می شود؛ اما این پایان راه نیست. درحالی که بهشت مقام و منزلگاهی ارزشمند است، هدف نهایی خلقت انسان فراتر از آن است.

انسان حقیقتاً زمانی به کمال می رسد که بعد انسانی وجود خود را فعال کند و از این لذت های جسمانی و حسی عبور کرده و به مقام قرب الهی، رضوان خداوند و لقای پروردگار برسد. رسیدن به چنین پاداشی، نیازمند تلاش بی وقفه در مسیر خودشناسی، خداشناسی و خودسازی است؛ بنابراین، هرچند که بهشت پاداش بدن است، اما هدف خلقت انسان رسیدن به مقامی بالاتر از این پاداش دنیوی و اخروی است. بنابراین، هرچند که بهشت پاداشی عظیم برای رفتارهای نیک و صفات پسندیده ی انسان در سطح حیوانی است، اما مقصد نهایی انسان این نیست. انسان، تنها برای خوردن و آشامیدن و آسایش آفریده نشده است؛ روح بلند او خواهان چیزی فراتر از این لذت هاست. پاداش حقیقی او، لقای محبوب و وصال با حقیقت مطلق است؛ همان قرب الهی که در هیچ وصف و کلامی نمی گنجد.

بهشت برای بدن ماست، اما رضوان برای روح ماست؛ و کسی که بتواند از سطح حیوانی عبور کرده و حقیقت انسانی خود را شکوفا کند، در مسیر رضوان الهی گام برداشته است. راه رسیدن به این پاداش بزرگ، از مسیر شناخت خود، تهذیب نفس، مجاهده با هواهای نفسانی و محبت به خدا و اولیاء او می گذرد.

پس بیاییم به جای آنکه تنها بهشت را هدف نهایی بدانیم، آن را آغاز راهی بدانیم که به «فوز عظیم» ختم می شود؛ راهی که مقصد نهایی اش، «رضوان من الله» است؛ همان پاداشی که قرآن آن را بزرگ تر از همه نعمت های بهشتی معرفی کرده است و این، همان پاداشی ست که فقط به «انسان» تعلق می گیرد؛ نه صرفاً به «بدن انسان».


[1] آل‌عمران، 133.

[2]کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، مترجم محمد باقر کمره‌ای، قم، سازمان اوقاف و امور خیریه، انتشارات اسوه، ۱۳۷۵، ج۱، ص۵۵.

[3] توبه، 72.