محتوای دوره
آغاز حقیقی حیات
0/12
خودسازی برای ابدیت
درباره درس

 بررسی نسبت لا اله الا الله و قلب سلیم؛ نقش سلامت قلب در درک توحید

لا اله الا الله در ظاهر یکی از ارکان شهادتین و گزاره ای برای بیان توحید خداوند است؛ اعلامی مبنی بر اینکه هیچ معبودی جز الله وجود ندارد، اما باطن این گزاره چیست؟ این عبارت چگونه از حالت یک شعار خارج شده و به صورت عملی وارد بطن زندگی می شود؟ آیا ذکر زبانی می تواند عمق وجود را تغییر دهد؟

از سوی دیگر، قلب سلیم در ظاهر به معنای قلبی است که از آلودگی ها، پلیدی ها و تردیدها پاک شده باشد. در بحث از نقش و جایگاه قلب در انسان شناسی، قلب به عنوان مهمترین عضو وجود و مرکز فرماندهی نفس معرفی شده است؛ جایی که تمام تصمیم ها و گرایش ها از آن سرچشمه می گیرند. هدف نهایی خلقت نیز کسب همین قلب سلیم است. قلب ما، فارغ از سالم یا ناسالم بودن در این دنیا، تنها دارایی حقیقی و و همراه ما هنگام ورود به عالم برزخ و زندگی ابدی است. هرچه قلب در این دنیا سالم تر و پاک تر باشد، سنخیت و هماهنگی آن با شرایط زیستی در عوالم بعدی بیشتر خواهد بود.

با توجه به اینکه قلب فرمانروای مطلق وجود و جایگاه اتصال ما به معشوق حقیقی است، چگونه می توان اطمینان حاصل کرد که این فرمانروایی به دست بخش انسانی و عاشق ما سپرده شده است؟ آیا صرف شناخت نظری از وجود خداوند و بیان لفظی گزاره لا اله الا الله کافی است تا قلب از آلودگی ها پاک شود و فقط خداوند در آن جای گیرد؟ آیا همیشه جمع آوری اطلاعات و دانش زیاد درباره خداوند لزوماً منجر به حضور واقعی و عاشقانه او در قلب می شود؟

در پاسخ باید گفت که گزاره لا اله الا الله، فراتر از یک شعار دینی، گزارشی دقیق از سلامت قلب و رمزی برای فعال سازی بخش عاشق وجود ماست. برای رسیدن به عمق این گزاره و درک حقیقت آن نیاز به قلبی سالم داریم. قلب سلیم بستر و زمینه لازم برای تجلی حقیقت توحید را فراهم می کند و ما را قادر می سازد تا به طور کامل و عملی در عشق و دلدادگی با الله غرق شویم، نه اینکه صرفاً به زبان این ذکر را تکرار کنیم. از این رو می توان لا اله الا الله و قلب سلیم را دو روی یک سکه دانست.

 همسویی حقیقت لا اله الا الله و قلب سلیم

برای درک عمیق ارتباط میان لا اله الا الله و قلب سلیم باید ابتدا به ماهیت وجودی قلب بپردازیم؛ همان طور که در درس های پیشین اشاره شد، قلب تنها دارایی ما در ورود به آخرت و عالم برزخ است و تمام هستی حقیقی ما همان قلب ماست. بخش های حسی، خیالی، وهمی و حتی قدرت تعقل و استدلال، مقدماتی متعلق به این بخش اصلی و محوری وجود هستند. ازاین رو ملاک ارزش گذاری انسان ها نزد خداوند، نه بر اساس دانش های دنیوی، کمالات ظاهری و موفقیت های مادی، بلکه بر اساس محبوب هایی است که در قلب جای گرفته اند. خداوند به ظاهر ما نگاه نمی کند، بلکه به باطن و قلب ما می نگرد.

قلب سلیم که مهمترین زاد و توشه برای آخرت است، تعریف دقیق و روشنی در روایات دارد. امام صادق (علیه السلام) در معرفی این نوع قلب می فرمایند: «قلب سالم دلی است که هنگام ملاقات پروردگار هیچ کس جز خدا در آن نباشد.»[1] این تعریف دقیقاً بازتاب دهنده باطن گزاره لا اله الا الله است. شعار دین اسلام که می گوید لا اله الا الله در واقع بیانگر این حقیقت است که هیچ معبود و معشوقی جز الله وجود ندارد؛ بنابراین ساختار قلب سلیم کاملاً متناسب با این عبارت توحیدی است. قلب سلیم قلبی است که غیر از خدا هیچ معشوق دیگری در آن جایی ندارد و تمام عشق و تمرکز آن متوجه حق تعالی است.

از سوی دیگر باید توجه داشت که قلب انسان حرم خداوند است. چنان که امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «دل حرم خدا است، پس در حرم خدا جز خدا را جای نده.»[2] این روایت نشان می دهد که رسیدن به حقیقت لا اله الا الله یک امر لفظی نیست؛ بلکه نیاز به پاک سازی درونی دارد. ما برای کسب قلب سلیم باید هر آنچه را که غیر خداست از دل بیرون برانیم و ارتباط خود را با غیر خدا، از اشیاء تا اشخاص یا آرزوهای دنیوی، کم و ضعیف کنیم.

قلب سلیم بستر و زمینه ای است که در آن گزاره توحید از حالت یک شعار خارج شده و به واقعیتی عینی در وجود انسان تبدیل می شود؛ جایی که وجود و قلب فرد سرشار از یاد خدا می شود و هیچ معبود دیگری در آن جای نمی گیرد.

 کارکردهای تربیتی باور به لا اله الا الله در سلامت قلب

پس از روشن شدن ساختار معنوی ارتباط لا اله الا الله و قلب سلیم اکنون باید به این پرسش پاسخ دهیم که این باور توحیدی چگونه به صورت عملی وارد بطن زندگی شده و چه تأثیری بر سلامت روان و رفتار ما می گذارد؟ آیا این مفاهیم فقط آرامش و کارکرد اخروی دارند یا در همین دنیا نیز کاربرد دارند؟

گزاره لا اله الا الله یک شعار دینی و مفهوم فلسفی نیست، بلکه گزارشی دقیق از سلامت قلب و رمزی برای فعال سازی بخش عاشق وجود ماست. وقتی کسی این حقیقت را باور کند و در عمق وجود خود جای دهد، تغییراتی اساسی در شخصیت او رخ خواهد داد.

باور داشتن لا اله الا الله به عنوان یک اصل و ارزش انسانی، از فرد یک شخصیت ضد ضربه می سازد. این بدان معناست که فردی که قلبش سرشار از یاد خداست و معبودی جز او ندارد، در برابر ناملایمات زندگی، سختی ها و حوادث ناگوار مقاوم می شود و به راحتی نمی شکند. این باور عمیق، بیماری های روحی و روانی بسیاری را درمان می کند. باور به توحید و حقیقت لا اله الا الله باعث می شود که بیماری هایی چون عصبانیت، پرخاشگری، زودرنجی، حساسیت، حسادت، وسواس های فکری و عقده های روانی از بین بروند؛ زیرا وقتی کسی خدا را تنها معشوق خود بداند، وابستگی های پوچ و ریشه های کینه و حسادت، که ناشی از تعلقات به غیر خداست، در قلب او خشک می شود.

علاوه بر این ذکر لا اله الا الله گذرا بودن دنیا و ناپایداری آن را تذکر می دهد. این یادآوری باعث می شود که فرد فریب ظواهر دنیا را نخورد و خود را برای شرایط زیستی آخرت آماده کند. کسی که دل بستگی دنیوی دارد و در دنیا خود را با غیر خدا درگیر می کند، نمی تواند قلبی سالم با خود به آخرت ببرد؛ قلبی که به تعبیر قرآن کریم تنها دارایی سودمند و حقیقی برای زندگی ابدی است: «روزى که هیچ مال و اولادى سود نمی دهد؛ مگر کسى که دلى سالم [از رذایل و خبایث‏] به پیشگاه خدا بیاورد.»[3]

عملی کردن گزاره لا اله الا الله در زندگی، انسان را به فردی اهل عفو و مغفرت تبدیل می کند که می تواند بدون کینه و عقده از دیگران بگذرد و در نهایت شاد و آرام باشد. این آرامش و سلامت روان ثمره حضور واقعی خدا در قلب و نتیجه مستقیم داشتن قلب سلیم است.

ارتباط میان لا اله الا الله و قلب سلیم ارتباطی عمیق و ساختاری است. قلب سلیم تجلی عینی و باطنی گزاره توحیدی لا اله الا الله می باشد؛ جایی که حرم دل از هر آنچه غیر خداست پاک می شود و فرد به درجه ای از عشق و توحید عملی می رسد که هیچ معشوق دیگری در وجودش جای نمی گیرد.

این باور علاوه بر اینکه فرد را برای زندگی ابدی آماده می کند، در همین دنیا نیز با ایجاد شخصیتی ضد ضربه، ریشه بیماری های روحی نظیر حسادت، کینه و وسواس را خشک کرده و آرامش واقعی و سلامت روان را به ارمغان می آورد. بنابراین رسیدن به حقیقت لا اله الا الله و کسب قلب سلیم دو روی یک سکه هستند که تحقق آن ها غایت هدف خلقت و کلید سعادت همیشگی بشر است.

 

آیا تابه حال در زندگی خود لحظه ای را تجربه کرده اید که فقط خدا در قلب شما جای داشته باشد؟ این حس چه تأثیری بر آرامش درونی شما گذاشته است؟ خوشحال می شویم تجربیات و دیدگاه های خود را درباره ارتباط لا اله الا الله و قلب سلیم با در میان بگذارید.

[1] اَلْقَلْبُ اَلسَّلِیمُ اَلَّذِی یَلْقَى رَبَّهُ وَ لَیْسَ فِیهِ أَحَدٌ سِوَاهُ؛ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، مترجم و شارح جواد مصطفوی و هاشم رسولی، تهران، کتابفروشی علمیه اسلامیه، ج۳، ص۲۶

[2] اَلْقَلْبُ حَرَمُ اَللَّهِ فَلاَ تُسْکِنْ حَرَمَ اَللَّهِ غَیْرَ اَللَّهِ؛ شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، نجف اشرف، المطبعه الحیدریه، بی تا، ص۱۸۵

[3] یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ؛ سوره شعراء، آیات 88 و 89