اسلام رحمانی چیست؟ تبیین نسبت میان محبت، لعن و جهاد در اسلام

فهرست مطالب

رحمتِ صیانت گر: خوانشی تحلیلی از اسلام رحمانی و معنای جهاد

در زندگی روزمره، محبت معمولاً با نرمی، مدارا و پرهیز از تندی شناخته می شود. برای مثال، اگر کسی از کودکی مراقبت کند، در نگاه نخست رفتار محبت آمیز او در نوازش، حمایت و آرام کردن ترس های کودک دیده می شود. با این حال، همین مراقبت در جایی دیگر صورت متفاوتی پیدا می کند: همان شخص در برابر خطری که کودک را تهدید می کند، صرفاً ناظر باقی نمی ماند؛ مانع نزدیک شدن آسیب می شود، خطر را دفع می کند و میان محبوب و تهدید فاصله می گذارد. در اینجا محبت نه به انفعال، بلکه به صیانت و مرزبندی منتهی می شود. از همین زاویه، بحث از اسلام رحمانی را نمی توان با پیش فرض حذف هرگونه مواجهه با شر، مانع و دشمن آغاز کرد. اگر رحمت صرفاً به معنای نرمیِ بی قید فهم شود، نسبت آن با حفاظت از حقیقت، دفع آلودگی و مقابله با مانع، مبهم می ماند.

مسئله اصلی آن است که آیا رحمت در نسبت با هستی و هدایت، به نفی هرگونه شدت و طرد می انجامد یا آنکه خودِ رحمت، در مرتبه ای، مستلزم نفیِ آن چیزی است که راه وصول به حق را می بندد. این پرسش وقتی جدی تر می شود که برخی، دین رحمت را معادل تساهل مطلق می فهمند و نتیجه می گیرند که هرگونه لعن، مرزبندی و جهاد با رحمانیت ناسازگار است. در مقابل رحمت، اگر حقیقتاً ناظر به پیوند انسان با مبدأ و غایت او باشد، نه تنها با دفع مانع تعارضی ندارد، بلکه بدون آن ناقص می ماند. از این رو، تبیین اسلام رحمانی در این چهارچوب، نیازمند فهم نسبت محبت با مراقبت، توحید با مرزبندی و جهاد با رحمت است.

 

 اسلام رحمانی و معنای غیرانفعالی رحمت

نقطه آغاز بحث، نفی این تصور است که هر آنچه صورت مواجهه، ردّ یا مقابله دارد، لزوماً خشونت است. در اسلام حکم خشونت آمیز به معنای متعارف آن وجود ندارد؛ زیرا آنچه در نگاه سطحی شدت تلقی می شود؛ در واقع از سنخ محافظت از معشوق و مخالفت با مانع است. این تحلیل، رحمت را از حوزه احساس صرف خارج می کند و آن را در پیوند با غایت معنا می کند. وقتی محبوبی وجود دارد، مراقبت از او صرفاً با اظهار علاقه محقق نمی شود، بلکه به جلوگیری از هر آنچه به او آسیب می زند نیز وابسته است؛ در نتیجه، مخالفت با مانعِ وصول به محبوب، امری بیرون از محبت نیست، بلکه یکی از لوازم درونی آن است.

بر این اساس، رحمت نه یک کیفیت خنثی، بلکه نوعی نسبت فعال با خیر است. خیر، هنگامی که موضوع حفاظت قرار می گیرد، به طور طبیعی مستلزم فاصله گذاری با ضدّ خیر می شود؛ اگر این فاصله گذاری حذف شود، محبت به ساحت بی تعهدی فروکاسته می شود. بنابراین، اسلام رحمانی به معنای نادیده گرفتن موانع نیست، بلکه به معنای فهم رحمت در منظومه ای است که در آن حفظ پیوند با حقیقت، اصل قرار دارد و هر آنچه این پیوند را مخدوش کند، موضوع نفی و مقابله واقع می شود.

 

 اسلام رحمانی و نقد تساهلِ بی مرز

نگاه شیعی در تقابل با دیدگاهی قرار می گیرد که رحمت را با تساهل و تسامح مطلق یکی می گیرد. مسئله این دیدگاه آن است که هرگونه لعن و هر نوع موضع گیری منفی در برابر دشمنان خدا و مستکبران را ناسازگار با دیانت می انگارد. اما این برداشت، در سطح هستی شناختی، میان محبت به حق و بی تفاوتی نسبت به ضدّ حق تفکیک روشنی برقرار نمی کند؛ اگر توحید به معنای جهت یافتگی کامل به سوی خداوند باشد، نمی توان نسبت انسان را با دشمنان خدا امری خنثی تلقی کرد. کنار آمدن با آنچه در برابر خدا قرار می گیرد، در این دستگاه فکری، نشانه ضعف در توحید دانسته می شود؛ زیرا توحید صرفاً یک اقرار زبانی نیست، بلکه اقتضای ولایی و برائتی دارد.

این نکته از راه یک پرسش بنیادین روشن می شود: آیا انسان مهربان تر است یا خداوندی که او را آفریده است؟ اگر کسی بر پایه ذوق شخصیِ خود، هرگونه لعن و طرد را با رحمت ناسازگار بداند، در واقع معیاری بیرون از نسبت الهی برای رحمت فرض کرده است. در حالی که معیار نهایی رحمت فعل و حکم الهی است. پس برداشت عاطفیِ مستقل از اراده الهی به عوان اسلام رحمانی برداشتی غلط است.

 

 شواهد قرآنی و امکان جمع میان رحمت و لعن

استدلال اصلی برای ردّ تساهلِ بی مرز، به زبان قرآن صورت بندی می شود. در آیات مورد استناد، لعن و عذاب به خداوند نسبت داده شده است: «لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ»، «اَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا»، و «أَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِیمًا». اهمیت این عبارات در آن است که نشان می دهد نفی و طردِ برخی مواضع و اشخاص، نه امری بیرون از منطق الهی، بلکه جزئی از آن است. اگر خداوند، که مبدأ رحمت است، در مقام داوری هستی شناختی و ارزشی، لعن و عذاب را درباره گروهی اظهار می کند، نمی توان هر صورتی از طرد و مخالفت را ضدّ رحمت دانست.

لعن، صرفاً یک واکنش احساسی یا انفجار خشم انسانی نیست، بلکه بیان نوعی نسبت وجودی با باطل است. لعن، در این سطح، اعلام دوری از آن چیزی است که با حقیقت الهی ناسازگار است. به همین دلیل، مخالفت با لعن از این جهت که آن را منافی رحمت می بیند، مستلزم نادیده گرفتن بخشی از صورت بندی قرآنیِ نسبت خداوند با شر و دشمنی است. از این منظر، اسلام رحمانی زمانی به درستی فهم می شود که رحمت الهی نه به معنای حذف داوری و مرزبندی، بلکه به مثابه نظامی فهم شود که در آن پیوند با خیر، همزمان با نفیِ شرّ تعریف می شود.

 

 از توحید تا برائت؛ ساختار درونی محبت دینی

محبت، اگر معطوف به خداوند باشد، ساختاری درونی دارد که آن را از محبت های صرفاً احساسی متمایز می کند. در این ساختار، خداوند معشوق اعلی است و هر آنچه انسان را از او دور کند، نه امری حاشیه ای، بلکه مانعی واقعی در سیر وجودی انسان به شمار می آید. از همین رو، مخالفت با مانع، نه یک امر ثانوی، بلکه لازمه وفاداری به معشوق است. اگر کسی از محبوب سخن بگوید اما نسبت به موانع رسیدن به او موضعی نداشته باشد، محبت او فاقد انسجام درونی خواهد بود.

این منطق را می توان در تجربه های عادی زندگی نیز تشخیص داد. انسان در امور مهم، تنها به داشتن گرایش مثبت اکتفا نمی کند؛ بلکه شرایط حفظ آنچه را دوست می دارد نیز فراهم می سازد. هنگامی که این قاعده به ساحت الهی منتقل می شود، صورت کامل تری می یابد. در اینجا توحید، به مثابه جهت گیری همه جانبه به سوی خداوند، با برائت از دشمنان او همراه می شود. پس اسلام رحمانی در این تلقی، به جای آنکه نام دیگری برای بی طرفی باشد، بیانگر نظمی است که در آن رحمت، از خلال حفظ نسبت با حق و طرد مانع تحقق می یابد.

 

اسلام رحمانی و بازتعریف جهاد

اگر رحمت، ناظر به رساندن انسان به پیوند اصیل او با حقیقت باشد، هر کنشی که در جهت رفع پلیدی ها و موانع این پیوند انجام گیرد، می تواند صورتی از رحمانیت داشته باشد. از این مساله نتیجه مهمی گرفته می شود: جهاد خشونت نیست؛ رحمانیت است. جهاد به معنای کنشی است که با پلیدی ها مبارزه می کند و انسان را به خانواده آسمانی اش پیوند می دهد. بنابراین، جهاد نه انفصال از رحمت، بلکه فعلیت  یافتن آن در میدان تزاحم با شرّ است.

«… و سِیاحهُ اُمَّتی الجِهادُ فی سبیلِ اللّه».[1] هنگامی که جهاد در چنین افقی فهم می شود، محبوبیت آن نیز معنا پیدا می کند؛ زیرا جهاد، صرفاً اقدام بیرونی نیست، بلکه ترجمان وفاداری به حقیقتی است که انسان باید خود را با آن منطبق کند. اگر پس از خدا و رسول و اهل بیت، جهاد معشوق انسان حقیقی معرفی می شود، علت آن همین نسبت درونی میان جهاد و صیانت از راه وصول است. از این رو، اسلام رحمانی نه فقط با جهاد تعارض ندارد، بلکه بدون فهم جهاد، تبیین کاملی از آن به دست نمی آید.

کارکرد وجودی جهاد در حیات انسانی

زندگی انسان همواره در معرض عناصری قرار دارد که او را از جهت اصلی اش منحرف می کنند. این انحراف تنها در سطح بیرونی رخ نمی دهد، بلکه در سطح نسبت سنجی انسان با خیر و شر نیز واقع می شود؛ اگر انسان در برابر پلیدی ها بی موضع شود، به تدریج حساسیت او نسبت به حقیقت کاهش می یابد و مرز میان حق و مانع تیره می شود. جهاد در این معنا، صورت سامان یافته همان مرزبانی از جهت وجودی انسان است.

به همین دلیل، پیوند جهاد با رحمت از مسیر حفظ امکان هدایت فهمیده می شود. رحمت، وقتی ناظر به سرنوشت واقعی انسان باشد، نمی تواند نسبت به آنچه او را از غایتش دور می کند، ساکت بماند. پس جهاد، از این حیث، پاسداری از امکان پیوند با حقیقت است. چنین برداشتی، اسلام رحمانی را به تجربه زیسته انسان نیز نزدیک می کند؛ زیرا هرکس در زندگی خود درمی یابد که دوست داشتن یک خیر، بدون مقاومت در برابر ضدّ آن خیر، دوام نمی آورد.

جمع بندی: اسلام رحمانی به مثابه رحمتِ صیانت گر

برآیند این تحلیل آن است که رحمت، در منظومه اسلام شیعی، مفهومی انفعالی و بی مرز نیست. محبت به خداوند، اگر حقیقی باشد، با مراقبت از راه وصول به او و مخالفت با موانع آن همراه می شود. از اینجاست که لعن، عذاب، برائت و جهاد، نه عناصر بیگانه با رحمت، بلکه اجزای درونی نظمی هستند که در آن خیر باید حفظ و شرّ باید نفی شود. آیات لعن و عذاب نشان می دهد که نسبت الهی با باطل، صرف مدارا نیست؛ و همین نکته معیار سنجش فهم درست از رحمت را فراهم می کند.

در نتیجه، اسلام رحمانی به معنای تعطیل مرزبندی نیست، بلکه به معنای فهم رحمت در پیوند با حقیقت، توحید و صیانت از انسان در برابر پلیدی هاست. چنین فهمی، جهاد را نه صورت خشونت، بلکه جلوه ای از رحمانیت می شمارد؛ زیرا غایت آن، بریدن انسان از آلودگی و پیوند خوردن با خانواده آسمانی است. بدین ترتیب، رحمت اسلامی تنها در نرمیِ ظاهری خلاصه نمی شود، بلکه در سطحی عمیق تر، به دفاع از راه حق و نفیِ مانعِ وصول به آن تحقق می یابد.

[1] تفریح امّت من جهاد در راه خداست. میزان الحکمه، ج2، ص312

دیدگاهتان را بنویسید







نظرات

There are no comments.