چکیده
فسق از مفاهیم مهم قرآنی است که در تبیین نسبت انسان با فرمانهای الهی، حدود دینی و اخلاقی جایگاه ویژهای دارد. از سوی دیگر، شهوت و خواستههای درونی انسان از عوامل مؤثر در جهتدهی به رفتار و انتخابهای او به شمار میروند و در برخی آیات قرآن کریم، پیروی از شهوات در پیوند با انحراف از مسیر هدایت مطرح شده است. مسأله اصلی این پژوهش، بررسی مفهوم فسق و تبیین نسبت آن با شهوت و تمایلات نفسانی در آموزههای قرآن کریم است. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر بررسی ریشهشناختی و معنایی واژه فسق، مطالعه کاربردهای قرآنی آن و تحلیل آیات مرتبط با شهوت و پیروی از خواستههای نفسانی انجام شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که فسق در هسته معنایی خود بر خروج و عدول از چهارچوب دلالت دارد و در کاربرد قرآنی، عمدتاً ناظر به خروج از قلمرو اطاعت الهی و تجاوز از حدود و احکام خداوند است. همچنین شهوت بر خلاف تصور عام، بهخودیخود امری مذموم یا مساوی با فسق نیست؛ بلکه هنگامی که خواستههای شخصی بر تشخیص حق و رعایت تکالیف الهی غلبه یابند و انسان آنها را بر هدایت و فرمان الهی ترجیح دهد، میتوانند زمینهساز فسق شوند. بر این اساس، رابطه شهوت و فسق را نباید رابطهای ضروری و مستقیم دانست؛ بلکه پیروی و ترجیح خواسته نفسانی در برابر حق، حلقه واسط میان این دو مفهوم است؛ بنابراین، ملاک اصلی در ارزیابی خواستههای انسان، صرف وجود میل و رغبت او یا تقدس آن تمایلات نیست، بلکه چگونگی مواجهه با آن و میزان سازگاری انتخاب و رفتار حاصل از آن با حدود الهی در هر زمان است.
واژگان کلیدی: فسق، شهوت، خواستههای نفسانی، پیروی از شهوات، اطاعت الهی، قرآن کریم.
ضرورت و اهمیت تحقیق
ضرورت و اهمیت این پژوهش را میتوان در چند محور تبیین کرد؛ نخست، اهمیت مفهومشناختی فسق در قرآن کریم است. فسق از مفاهیمی است که در آیات متعددی از قرآن کریم به کار رفته و در توصیف برخی رفتارها، نگرشها و ویژگیهای انسان نقش دارد. با وجود این، برای فهم دقیق این مفهوم، نمیتوان تنها به معنای لغوی آن بسنده کرد؛ بلکه لازم است کاربردهای قرآنی و سیاق آیاتی که این واژه و مشتقات آن در آنها به کار رفته است، بررسی شود. ازاینرو، تبیین نسبت معنای لغوی و کاربرد دینی فسق میتواند به فهم دقیقتر این مفهوم و جلوگیری از برداشتهای نادرست از آن کمک کند.
دوم، نقش خواستههای درونی که در این مقاله شهوت نامیده میشود، در جهتدهی به رفتار انسان و سوق دادن او به سوی رفتار فاسقانه است. شهوت و میل از ابعاد طبیعی وجود انساناند و بخش مهمی از انگیزههای رفتاری او را شکل میدهند؛ اما چگونگی مدیریت و جهتدهی به این خواستهها بسیار حائز اهمیت است. قرآن کریم در برخی آیات، پیروی از شهوات را در برابر هدایت الهی قرار میدهد. بررسی این آیات میتواند روشن سازد که چگونه یک میل طبیعی، در صورت غلبه بر معیارهای حق و تکلیف، ممکن است انسان را به رفتارهای ناسازگار با فرمان الهی سوق دهد.
سوم، ضرورت تفکیک میان اصل میل و پیروی نادرست از آن است. غالباً مفهوم شهوت بهگونهای منفی تفسیر میشود؛ درحالیکه از نظر تحلیلی، مفهوم شهوت بسیار عامتر از آن چیزی است که تصور میشود. آنچه مهم است این است که باید میان وجود یک خواسته، پیروی از آن و ترجیح دادن آن بر حق و تکلیف تفاوت قائل شد. این تفکیک به فهم دقیقتر نسبت شهوت و فسق کمک میکند و مانع از آن میشود که هر نوع علاقه و دلبستگی انسانی، بدون توجه به متعلق و چگونگی تحقق آن، مصداق انحراف تلقی شود.
چهارم، توجه به امکان تعارض میان خواستههای دارای ظاهر دینی و حقیقت تکلیف الهی است. اهمیت این مسأله از آن جهت است که گاهی انسان خواسته یا رفتاری را به دلیل ظاهر دینی و ارزشمند آن دنبال میکند، اما در مقام عمل، آن را بر تکلیف مهمتر یا حق دیگری ترجیح میدهد. بررسی این مسأله نشان میدهد که صرف مقدس یا ارزشمند بودن متعلق یک میل(=شهوت)، برای درست بودن هرگونه پیروی از آن کافی نیست؛ بلکه باید نسبت آن با مجموعه تعالیم و حدود الهی سنجیده شود.
بر این اساس، پژوهش حاضر میکوشد با بررسی معنای فسق و تحلیل آیات مرتبط با فسق و شهوت، سازوکار احتمالی تبدیل خواستههای نفسانی به زمینهای برای خروج از اطاعت الهی را روشن سازد و از این طریق، به فهم دقیقتر رابطه میان انگیزههای درونی انسان و مسئولیت دینی و اخلاقی او کمک کند.
ریشهشناسی واژه فسق
بررسی منابع معتبر لغوی نشان میدهد که واژه «فسق» در خاستگاه نخستین خود بر نوعی خروج و بیرونآمدن دلالت داشته است. در کاربرد ابتدایی، این واژه برای بیان خارجشدن هسته از درون خرمای تازه به کار میرفته و سپس بهصورت استعاری، دربارۀ افرادی استعمال شده است که از محدوده احکام و ضوابط شرعی تجاوز میکنند.[1]
ابناثیر، در توضیح معنای فسوق، آن را خروج از استقامت و درستی دانسته و مینویسد: «أصلُ الفُسوقِ الخروجُ عن الاستقامه»؛ بنابراین، مؤلفه اصلی در این واژه، فاصلهگرفتن از وضعیت درست و متعادل است.[2] قاموساللغه، یکی از معانی فسق را در تعبیر «وإنَّهُ لَفِسْقٌ» خروج از مسیر حق معرفی کرده است: «وإنَّهُ لَفِسْقٌ» خروج عن الحقّ.[3] بر این اساس، در میان عربزبانان، این واژه به خروج خرما از پوسته و بیرونآمدن جوجه از تخم نیز اطلاق میشد که مفهوم اولیه فسق با عبور از وضعیت و جایگاه طبیعی یک موجود در ارتباط بوده است.[4] افزون بر این، در منابع لغوی، معانی دیگری همچون ترک فرمان پروردگار، نافرمانی، گرایش به عصیان و انحراف از راه حق نیز برای آن ذکر شده است.[5] حاصل بررسی دیدگاه لغتشناسان آن است که مفهوم فسق در ابتدا ناظر به خروج مادّی هر شیء از جایگاه طبیعی و متعارف آن بوده، اما بهتدریج دامنه کاربرد آن گسترش یافته و هرگونه انحراف از مسیر صحیح و طبیعی را نیز دربرگرفته است. بر همین مبنا، با توجه به معنای ریشهای فسق، میتوان هسته معنایی آن را خروج و عدول از وضعیت یا چهارچوب مقرر دانست. این مفهوم در کاربرد دینی، به خروج از قلمرو اطاعت الهی و تجاوز از حدود و احکام خداوند اختصاص یافته است.

مفهوم اصطلاحی فسق
کاربرد اصطلاحی فسق نیز با معنای ریشهای آن پیوندی مستقیم دارد. این اصطلاح از همان مفهوم خروج و عبور از حدود اولیه شکل گرفته و در ادبیات دینی، برای بیان فاصلهگرفتن از قلمرو اطاعت الهی و ورود به عرصه نافرمانی به کار رفته است. در همین راستا، قرآن کریم در توصیف فاسقان، به نقض پیمان الهی پس از استوارشدن آن اشاره میکند: «الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثَاقِهِ»؛ زیرا پیمانشکنی نیز در حقیقت، نوعی عدول از حق و خروج از تعهد الهی محسوب میشود.[6] مفسران نیز با تکیه بر همین مبنا، فسق را به معنای خارجشدن از قلمرو بندگی و اطاعت خداوند تفسیر کردهاند. طبری ذیل آیه «وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ» مینویسد: «و الله لا یوفق للخیر الخارجین عن طاعته و فی معصیته»؛ یعنی خداوند کسانی را که از فرمانبرداری او خارج شده و در مسیر معصیت قرار گرفتهاند، به سوی خیر توفیق نمیدهد.[7]
در تبیین گستره این مفهوم باید توجه داشت که فسق از حیث شمول، مفهومی گسترده است؛ زیرا خروج از حدود الهی ممکن است در رفتار فرد مسلمان یا غیرمسلمان تحقق یابد. البته کاربرد متعارف این واژه غالباً ناظر به مواردی است که شخص، با وجود پذیرش و التزام پیشین به احکام شرعی، در مقام عمل از اجرای تمام یا بخشی از آنها سر باز میزند و به تعهد دینی خود پایبند نمیماند. در مقابل، هنگامی که عنوان فاسق دربارۀ کافر به کار میرود، ناظر به خروج از هدایت صحیح یا سرپیچی از احکامی است که عقل یا فطرت، ضرورت پایبندی به آنها را اقتضا میکند.[8] بنابراین، وجه مشترک کاربرد این عنوان دربارۀ مسلمان و کافر، فاصلهگرفتن از معیارهای حق است؛ با این تفاوت که منشأ و زمینه این خروج در هر یک میتواند متفاوت باشد. در اصطلاح قرآنی، فسق در برابر عدالت قرار میگیرد و بر خروج از مسیر حق و اطاعت دلالت دارد. آیه 50 سورۀ کهف نیز همین معنا را تأیید میکند: «کانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ»؛ یعنی ابلیس که از گروه جن بود، از فرمان پروردگارش سرپیچی کرد.
بر این اساس، فاسق کسی است که در یک یا چند مورد، از حدود الهی تجاوز کرده و در رفتار یا جهتگیری خود مرتکب نافرمانی شده است. شدت و گسترۀ این خروج میتواند، با توجه به نوع رفتار، استمرار آن و نسبتش با مبانی ایمان متفاوت باشد. این وضعیت را میتوان با همان تصویر لغوی اولیه توضیح داد: همانگونه که هسته خرما با خروج از پوسته، لایه شیرین و مغذی پیرامون خود را از دست میدهد، انسان نیز در اثر خروج از مدار اطاعت کامل و ارتکاب رفتارهای نادرست، زمینه زوال ارزشها و فضایل انسانی خویش را فراهم میآورد.[9]
در روایتی از معصوم(علیهالسلام) نیز فسق با ارتکاب گناهان بزرگ و غلبه انگیزههای نفسانی مرتبط دانسته شده است. در این روایت آمده است: «فَکُلُّ مَعْصِیَهٍ مِنَ الْمَعَاصِی الْکِبَارِ فَعَلَها فاعِلُها أَوْ دَخَلَ فِیها داخِلٌ بِجِهَهِ اللَّذَّهِ وَ الشَّهْوَهِ وَ الشَّوْقِ الْغالِبِ، فَهُوَ فِسْقٌ وَ فاعِلُهُ فاسِقٌ خارِجٌ مِنَ الْإِیمانِ بِجِهَهِ الْفِسْقِ»؛ هرگاه فردی یکی از گناهان بزرگ را با انگیزه لذتجویی، پیروی از شهوت یا تحت تأثیر تمایلات غالب نفسانی مرتکب شود، عمل او فسق و شخص مرتکب، فاسق محسوب میشود و از جهت ارتکاب این رفتار، از قلمرو ایمان خارج میگردد.[10]
واژگان مرتبط در حوزۀ معنایی فسق
حوزۀ معنایی فسق با واژگان بعضا مترادف و هممفهومی ارتباط دارد که در فهم دقیقتر معنای آن تأثیر دارند. برخی از این مهمترین واژگان عبارتند از:
فجور
واژه «فجور» از نظر معنایی با فسق ارتباط نزدیکی دارد. هسته اصلی معنای فجور نیز، انحراف از حق و فاصلهگرفتن از مسیر حقیقت است.[11] بر همین اساس، فاسق و کافر نیز از آن جهت که از مسیر حق منحرف شدهاند، در برخی کاربردها با عنوان فاجر توصیف میشوند. از بررسی آیات قرآن کریم چنین برمیآید که انسان بهطور طبیعی تمایل دارد آزادانه مطابق خواستههای نفسانی وامیال و شهوات خود رفتار کند و از محدودیتهای بازدارنده فاصله بگیرد.[12] آیه پنجم سوره قیامت به این گرایش اشاره دارد: «بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ».
علامه طباطبایی، فجور را نوعی فسق شدید و بسیار زشت دانسته است.[13] آیات ۲۷ سوره نوح و ۴۲ سوره عبس نیز با تعابیری همچون «فاجراً کفاراً» و «الْکَفَرَهُ الْفَجَرَهُ» به پیوند میان کفر و فجور اشاره دارند. همچنین در آیه هفتم سوره مطففین آمده است: «کَلَّا إِنَّ کِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِی سِجِّینٍ» این آیه بر جایگاه و سرنوشت فجار دلالت دارد و سجین در تفاسیر به عنوان محلی با ویژگی حبس و محدودیت معرفی شده است که خروج از آن برای گرفتارشدگان در آن امکانپذیر نیست.[14] با وجود نزدیکی معنایی فسق و فجور، میان این دو مفهوم تفاوتهایی وجود دارد. فسق بیشتر بر جهت نافرمانی از خداوند و خروج از قلمرو اطاعت الهی دلالت دارد؛ درحالیکه فجور، علاوه بر انحراف از حق، بر گستردگی گناه، پراکندگی در معاصی و فرورفتن در فساد نیز تأکید میکند.[15] بنابراین، هر دو مفهوم با نافرمانی و مخالفت با فرمانهای الهی ارتباط دارند، اما بار معنایی فجور از حیث گستره فساد و استمرار در گناه وسیعتر است؛ به این معنا که فسق بیشتر بر اصل خروج از اطاعت خداوند تأکید میکند، درحالیکه فجور وضعیت گسترشیافته و فراگیر ارتکاب معاصی را نیز دربرمیگیرد.[16] فسق و فجور در برخی کاربردها همپوشانی معنایی دارند؛ بااینحال، با توجه به سیاقهای قرآنی و توضیحات لغویان و مفسران، میتوان برای فجور در بعضی کاربردها بر جنبه گسترش و شدت انحراف تأکید بیشتری قائل شد.
ارتباط شهوت با فجور را نیز میتوان از آیه پنجم سوره قیامت بررسی کرد: «بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ»؛ در این آیه، تعبیر «یرید» بر اراده و خواست انسان دلالت دارد و «لیفجر» جهت این خواست را در استمرار فجور نشان میدهد. طبرانی در تفسیر آیه، یکی از معانی آن را این میداند که انسان میخواهد در مسیر معصیت پیش برود و از آن بازنایستد؛[17] در برخی نقلهای تفسیری نیز بر ادامهدادن گناه و به تأخیرانداختن توبه تأکید شده است.[18] میل انسان هنگامی که به ارادهای برای ادامهدادن معصیت و مقاومت در برابر بازگشت تبدیل شود، میتواند در فرایند فجور و در نتیجه در گستره معنایی نزدیک به فسق قرار گیرد.
فساد
«فساد» از دیگر مفاهیم نزدیک به فسق در ادبیات قرآنی است. این واژه در اصل بر خروج از اعتدال و برهمخوردن وضعیت صحیح و متوازن دلالت دارد و در برابر اصلاح قرار میگیرد. راغب اصفهانی در تعریف آن مینویسد: «خروجُ الشَّیءِ عَنِ الاعْتِدالِ قَلِیلًا کانَ أَوْ کَثِیراً وَ یُضادُّهُ الإِصْلاحُ».[19] بر این اساس، فساد عبارت است از خروج یک چیز از حالت اعتدال، خواه این انحراف اندک باشد یا گسترده. [20]از آنجا که فسق نیز بر خروج از وضعیت صحیح و مسیر مقرر دلالت دارد، میان این دو مفهوم از نظر مبنای معنایی ارتباط وجود دارد. برای شناخت کاربرد قرآنی فساد، بررسی آیه ۲۵ سوره رعد اهمیت ویژهای دارد: «وَ الَّذینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ میثاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَهُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّار». در این آیه، فساد در قالب نقض پیمانهای الهی، گسستن پیوندهای ضروری و ایجاد فساد در زمین نمود یافته است. با توجه به وجوه متفاوتی که مفسران برای فساد ذکر کردهاند، می توان چنین استنباط کرد وجه مشترک همۀ آنها خروج از فرمان الهی است.
بررسی مجموع شواهد نشان میدهد که فساد و فسق، هر دو با مفهوم خروج از وضعیت مطلوب و فاصلهگرفتن از فرمان الهی ارتباط دارند. رفتارهایی نظیر پیمانشکنی، کمفروشی، کفر، تکذیب وحی و انکار نبوت، از آن جهت که با ترک اطاعت و نقض دستورات الهی همراهاند، در این حوزه معنایی قرار میگیرند. بااینحال، قلمرو فساد از فسق گستردهتر است؛ زیرا فساد میتواند انواع مختلف انحراف، تباهی و رفتارهای ناهنجار را شامل شود، درحالیکه فسق بیشتر بر نافرمانی و خروج از مسیر اطاعت خداوند دلالت دارد.
شهوت
شهوت و فسق دو مفهوم همعرض یا مترادف نیستند. شهوت به حوزۀ گرایش و انگیزش تعلق دارد، درحالیکه فسق به نسبت انسان با فرمان و حدود الهی مربوط است. میان این دو، ترجیح نفسانی نقش واسطه دارد. به بیان دیگر، هرگاه انسان میل خود را در چهارچوب هدایت الهی تنظیم کند، وجود آن میل با بندگی و اطاعت منافاتی ندارد؛ اما هنگامی که میل شخصی را بر معیار الهی مقدم بدارد و در نتیجه از فرمان خداوند رویگردان شود، زمینۀ تحقق فسق فراهم میآید. بنابراین شاید بتوان مفهوم میل یا شهوت در معنای عام آن را، نیرویی درونی دانست که انسان را به سوی مطلوبی جذب میکند، اما این نیرو بهخودیخود نه خروج از مسیر حق است و نه لزوماً امری ناپسند. راغب اصفهانی در تعریف شهوت مینویسد: أصلُ الشَّهْوَهِ نُزوعُ النَّفْسِ إلى ما تُریدُ؛ یعنی اصل شهوت، گرایش و کشش نفس به چیزی است که آن را میخواهد.[21] وی میان خواستههایی که برای بقای بدن ضرورت دارند و خواستههایی که چنین ضرورتی ندارند، تفاوت میگذارد. این تعریف نشان میدهد که شهوت در معنای عام، مفهومی فراگیرتر از میل جنسی دارد و میتواند میل به مال، خوراک، آسایش، منزلت، خانواده و دیگر مطلوبهای انسانی که ممکن است ظاهر مقدّسی نیز داشته باشند را دربرگیرد.[22]
بر این اساس، میتوان گفت همانگونه که فسق با خروج از مسیر حق تحقق مییابد، شهوت یا میل و خواسته نیز هنگامی در فرایند فسق نقش پیدا میکند که از یک گرایش طبیعی به نیرویی جهتدهنده و حاکم بر تصمیم انسان تبدیل شود؛ بهگونهای که شخص بهجای سنجش خواستههای خود با معیار حق، معیار حق را با خواستههای خویش بسنجد. بنابراین، نسبت شهوت با فسق، نسبت “مفهوم مترادف” یا “مصداق مستقیم” نیست؛ بلکه نسبت زمینه و سازوکار تحقق است: “شهوت” یا “خواسته” میتواند انگیزۀ حرکت باشد، اما فسق هنگامی شکل میگیرد که این حرکت به خروج از حدود الهی بینجامد. شهوت را باید یکی از عوامل انگیزشی و زمینهساز در تحلیل رفتار فاسقانه دانست، نه تعریف یا علت قطعی و همیشگی فسق. به عبارت دیگر، شهوت، انگیزه ایجاد میکند؛ ترجیح نفسانی، جهت انتخاب را تعیین میکند؛ و فسق، هنگامی تحقق مییابد که انتخاب به خروج از حدود الهی منجر شود. آیات قرآن از یک سو وجود جاذبههای طبیعی و دنیوی را به رسمیت میشناسند و از سوی دیگر، پیروی نامنضبط از شهوت و مقدمداشتن خواستههای نفس بر تکلیف الهی را نکوهش میکنند.
در آیه ۲۷ سوره نساء آمده است: «وَاللَّهُ یُرِیدُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْکُمْ وَیُرِیدُ الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَنْ تَمِیلُوا مَیْلًا عَظِیمًا». آیه میان ارادۀ الهی برای پذیرش توبه و خواست پیروان شهوت برای انحراف دیگران، تقابل برقرار میکند. این آیه از شواهد مهم برای تبیین نسبت شهوت و فسق(انحراف) است؛ زیرا موضوع آن صرف وجود میل نیست، بلکه «اتباع شهوت» و پیامد آن، یعنی «میل عظیم» یا انحراف بزرگ از مسیر درست است. بنابراین، باید میان داشتن میل و پیروی از آن تمایز گذاشت. پیروی از شهوت یا میل هنگامی مسألهساز میشود که انسان در برابر هدایت و اصلاح خواستههای خود را که صحیحتر میداند، مبنای جهتگیری قرار دهد.
انسان به سبب برخورداری از اختیار، امکان انتخاب مسیر اطاعت یا نافرمانی را دارد. ازاینرو، زمینۀ انحراف از حق و فسق و ایجاد فساد در زندگی فردی و اجتماعی نیز در بستر همین اختیار فراهم میشود. اگر انسان فاقد قدرت انتخاب بود، امکان فاصلهگرفتن ارادی از فرمان خداوند و ارتکاب رفتارهای فسادآمیز برای او وجود نداشت.[23]
بررسی استعمالات قرآنی واژه فسق
بررسی استعمالات قرآنی واژه «فسق» گامی اساسی در شناخت مفهوم این واژه است؛ زیرا برای دستیابی به معنای دقیق یک مفهوم قرآنی، نمیتوان تنها به معنای لغوی یا تعریفهای اصطلاحی آن بسنده کرد، بلکه باید کاربردهای آن در متن قرآن، صورتهای صرفی و نحوی، سیاق آیات و نسبت آن با مفاهیم پیرامونی نیز بررسی شود. ممکن است یک واژه در برخی آیات بر یک رفتار مشخص دلالت کند و در برخی دیگر، وصفی برای فرد یا گروهی باشد که مجموعهای از رفتارها و جهتگیریهای خاص را از خود نشان میدهند. ازاینرو، مطالعۀ کاربردهای قرآنی فسق میتواند ابعاد گوناگون این مفهوم و مؤلفههای معنایی آن را آشکار سازد.
مفهومشناسی فسق در قرآن کریم
بررسی کاربردهای قرآنی واژۀ فسق نشان میدهد که این مفهوم در نظام معنایی قرآن، صرفاً به انجام یک رفتار نادرست محدود نیست، بلکه ناظر به نوعی انحراف از مسیر هدایت و فاصلهگرفتن از جهتگیری صحیح وجود انسان است. قرآن کریم این واژه و مشتقات آن را در چهار صورت اشتقاقی اصلی به کار برده است: فعل ماضی و مضارع از باب اول، مصدر «فِسْق»، مصدر «فُسُوق» و اسم فاعل «فَاسِق» که کاربرد وصفی و اسمی این ریشه، بهویژه در قالب «فاسق»، در قرآن برجستگی بیشتری دارد. در برداشت رایج تفسیری، فسق به معنای خروج از چهارچوب بندگی و سرپیچی از فرمان الهی است.[24]
باید توجه داشت که برای تحلیل مفهوم فسق در قرآن کریم از چند دسته آیات میتوان بهره برد:
- آیات دارای لفظ فسق یا مشتقات آن؛
- آیاتی که رفتارهای مرتبط با فسق را توصیف میکنند؛
- آیاتی که صرفاً برای تحلیل مفهومی و تبیین زمینههای فسق مورد استفاده قرار میگیرند.
تحلیل مجموعه این آیات، نشان میدهد که قرآن نیز بر همان معنای بنیادین لغوی، یعنی خروج از مسیر حق، تأکید دارد؛ با این تفاوت که این مفهوم در مصادیق متعددی ظهور یافته است. بر این اساس، فسق را باید نوعی انحراف از مسیر متناسب با آفرینش انسان دانست؛ مسیری که حرکت در آن، بر اساس هدایت و دستورات الهی، زمینه دستیابی به غایت خلقت و تحقق کمال انسانی را فراهم میکند.
بنابراین، هرگونه رفتار و انتخابی که انسان را از این مسیر طبیعی و فطری دور سازد، بهویژه هنگامی که در قالب نافرمانی از آفریدگار و تعارض _خرد یا کلان_ با مصالح انسان در جهت دستیابی به هدف خلقت او، بروز پیدا کند، از مصادیق فسق به شمار میرود. از آنجا که مسیر الهی با فطرت انسانی و امکان دستیابی به فضایل اخلاقی و انسانی کاملا سازگاری دارد، خروج از آن را میتوان نوعی فاصلهگرفتن از ظرفیتهای اصیل وجود انسان تلقی کرد. بر همین مبنا، قرآن کریم نافرمانی خداوند را خروج از قلمرو حق دانسته و با نکوهش فسق و فاسقان، آنان را مستحق مؤاخذه و مجازات معرفی میکند.
تشکیکی بودن مفهوم فسق
بسیاری از مفاهیم اخلاقی و دینی، برخلاف تصور ابتدایی، مفاهیم تکمصداقی نیستند؛ بلکه میتوانند در افراد و موقعیتهای گوناگون، با شدت و ضعف متفاوت تحقق پیدا کنند. برای مثال، ایمان، تقوا، ظلم، نفاق و کفر، هرچند هر یک معنای مشخصی دارند، اما از حیث گستره، عمق، آثار و میزان تحقق، در یک سطح قرار نمیگیرند. ازاینرو، نمیتوان همه مصادیق آنها را بدون توجه به تفاوتهایشان در یک مرتبه جای داد.
فسق نیز از این قاعده مستثنا نیست. اگر فسق را به معنای خروج از مسیر هدایت و بندگی و تجاوز از حدود الهی در نظر بگیریم، روشن میشود که این خروج میتواند در شکلها و درجات مختلفی تحقق یابد. گاهی انسان در یک مورد از فرمان الهی سرپیچی میکند؛ گاهی این سرپیچی به رفتاری تکرارشونده و به رویهای پایدار تبدیل میشود؛ گاهی نیز مجموعهای از باورها، انتخابها و رفتارهای فرد یا جامعه در جهت مخالفت با فرمان الهی قرار میگیرد که به جز سرنوشت خویش بر سرنوشت و مسیر جامعه اسلامی نیز اثر میگذارد.
بنابراین، هرچند در همه این موارد میتوان از نوعی خروج از طاعت سخن گفت، اما شدت و عمق این خروج یکسان نیست. تفاوت میان لغزش و نافرمانی موردی، اصرار بر گناه، پیمانشکنی مستمر و رویارویی آگاهانه با فرمان الهی، و تغییر مسیر هدایت الهی یک جامعه نشان میدهد که فسق را باید مفهومی دارای مراتب دانست.
البته قرآن کریم یک تقسیمبندی صریح و شمارهگذاریشده از مراتب فسق ارائه نکرده است؛ اما با بررسی کاربردهای این واژه در آیات مختلف و توجه به توصیفهایی که دربارۀ فاسقان و رفتار آنان آمده، میتوان درجات و سطوح متفاوتی از فسق را از متن قرآن استنباط کرد.
تحلیل سیاقی و موضوعی کاربردهای قرآنی فسق
یکی از مهمترین راههای فهم مفهوم فسق، بررسی سیاق آیاتی است که این واژه در آنها به کار رفته است. بررسی آیات نشان میدهد که فسق در قرآن به یک موقعیت یا رفتار خاص محدود نیست، بلکه در زمینههای متنوع اعتقادی، عبادی، اخلاقی، اجتماعی و تشریعی استعمال شده است. از این جهت، میتوان کاربردهای قرآنی آن را در چند دسته موضوعی بررسی کرد.
فسق در سیاق سرپیچی از فرمان الهی
در برخی آیات، فسق بهطور مستقیم در ارتباط با فرمان خداوند مطرح شده است. روشنترین نمونه آن آیه ۵۰ سوره کهف درباره ابلیس است: «فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ»؛ در این آیه، حرف جر «عَنْ» در کنار فعل فَسَقَ آمده و خروج از فرمان پروردگار را بهصراحت بیان میکند. همچنین آیه ۱۶۳ سوره اعراف درباره گروهی از بنیاسرائیل که از حکم مربوط به روز شنبه تخلف میکردند، از تعبیر «بِمَا کَانُوا یَفْسُقُونَ» استفاده میکند. این موارد نشان میدهد که یکی از سیاقهای اصلی کاربرد فسق، نافرمانی از فرمان و حکم الهی است.
البته ریشۀ نافرمانی در برابر اوامر الهی به استکبار و احساس برتری در برابر حق بازمیگردد. قرآن کریم در آیه ۲۰ سوره احقاف، هنگام توصیف وضعیت کافران در روز قیامت، میان برخورداری از لذتهای دنیوی، روحیه استکباری و ارتکاب فسق ارتباط برقرار میکند: «وَیَوْمَ یُعْرَضُ الَّذِینَ کَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَیِّبَاتِکُمْ فِی حَیَاتِکُمُ الدُّنْیَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا کُنْتُمْ تَسْتَکْبِرُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَبِمَا کُنْتُمْ تَفْسُقُونَ». مفاد آیه نشان میدهد که برخورداری از نعمتها و لذتهای دنیوی، هنگامی که با استکبار و خروج از حدود الهی همراه شود، زمینه استحقاق عذاب خوارکننده را فراهم میآورد. در این آیه، استکبار به معنای امتناع از پذیرش حق و خودداری از فروتنی در برابر آن است و فسق نیز به مجموعه رفتارهای نافرمانانه و گناهآلود اشاره دارد. در تفسیر این آیه، میان دو عنوان استکبار و فسق از حیث حوزه تأثیرگذاری تفاوت گذاشته شده است: استکبار بیشتر ناظر به انحراف در حوزه اعتقادات، از جمله نپذیرفتن آیات الهی، رسالت پیامبران و معاد است؛ درحالیکه فسق بیشتر بر انحرافات عملی و نقض احکام و دستورات دینی دلالت دارد. بنابراین، یکی به حوزه اعتقاد و دیگری به حوزه عمل مربوط میشود و هر دو میتوانند انسان را در معرض عذاب الهی قرار دهند
فسق در سیاق مخالفت با آیات و تکذیب نشانههای الهی
تکذیب نشانهها و دلایل روشن خداوند، از دیگر مصادیق فسق است. هنگامی که حقیقتی از طریق آیات الهی آشکار میشود، انکار و تکذیب آن، چه در سطح باور و گفتار و چه در عرصه رفتار، نوعی خروج از مسیر حق و از مراتب فسق محسوب میشود. همچنین در آیه ۹۹ سوره بقره، پس از اشاره به نزول آیات روشن، آمده است: «وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَیْکَ آیَاتٍ بَیِّنَاتٍ وَمَا یَکْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ»؛ در این کاربرد، فسق با رویگردانی از آیات الهی و کفر نسبت به آنها ارتباط پیدا میکند. این همنشینی نشان میدهد که فسق در برخی سیاقها صرفاً به تخلف عملی محدود نیست و میتواند با نوعی موضعگیری در برابر حقیقت و نشانههای الهی همراه باشد.
تعبیر «یَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ» در آیۀ «وَ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا یَمَسُّهُمُ الْعَذابُ بِما کانُوا یَفْسُقُون»[25] نیز بر رسیدن و درگیرشدن آنان با عذاب الهی دلالت دارد.[26] چنانچه در آیه ۴۹ سوره مائده نیز رویگردانی از حکم الهی و پیروی از خواستههای نفسانی در کنار فسق قرار گرفته است: «وَ أَنِ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ وَ احْذَرْهُمْ أَنْ یَفْتِنُوکَ عَنْ بَعْضِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیْکَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّما یُریدُ اللَّهُ أَنْ یُصیبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَ إِنَّ کَثیراً مِنَ النَّاسِ لَفاسِقُونَ». بنابراین، حقیقت، هنگامی که تحت تأثیر امیال و هواهای نفسانی و در تعارض با آموزههای وحیانی انکار شود، از نشانههای روشن خروج از مسیر بندگی محسوب میشود.[27] همچنین در آیه ۵۹ سوره مائده «قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَ أَنَّ أَکْثَرَکُمْ فاسِقُونَ»، ایستادگی در برابر ایمان به خداوند، آیات نازلشده بر پیامبر اسلام(ص) و کتابهای آسمانی پیشین در برابر فسق قرار گرفته است. این آیه نیز بر ارتباط میان انکار و کفر به آموزههای الهی و تحقق فسق دلالت دارد.
این کاربرد، شدیدترین صورت خروج از مسیر الهی را نشان میدهد؛ قرآن کریم در آیه ۴۴ سوره مائده دربارۀ کسانی که بر اساس آنچه خداوند نازل کرده حکم نمیکنند، تعبیر «فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ» را به کار میبرد؛ در آیه ۴۵ تعبیر «الظَّالِمُونَ» و در آیه ۴۷ تعبیر «الْفَاسِقُونَ» آمده است. این تفاوت تعبیرها نشان میدهد که در تحلیل قرآنی خروج از حکم الهی، ابعاد مختلفی از کفر، ظلم و فسق قابل طرح است. ازاینرو، فسق در بعضی مصادیق میتواند چنان شدید باشد که با انکار و رویگردانی بنیادین از حکم خداوند همراه شود. به عبارت دیگر، افرادی که در برابر حقیقت موضع استکباری دارند و حاضر به تسلیم در برابر آن نیستند، ممکن است با آگاهی از حق، آن را انکار کنند و از اجرای الزامات آن سر باز زنند. قرآن کریم در آیه ۴۷ سوره مائده میفرماید: «وَلْیَحْکُمْ أَهْلُ الْإِنْجِیلِ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فِیهِ وَمَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ». بر اساس این آیه، حکمنکردن بر مبنای تعالیم نازلشده الهی، از مصادیق فسق محسوب میشود. علت این امر آن است که قانون الهی معیار تشخیص حق در ادیان آسمانی است و عدول از آن، در حقیقت مخالفت با حق تشریعی خداوند به شمار میرود. بنابراین، هر فردی که با وجود امکان و آگاهی، از پذیرش و اجرای حکم الهی خودداری کند یا از داوری بر اساس حق کناره بگیرد، در معرض عنوان فسق قرار میگیرد. در این میان، آگاهی از حقیقت و سپس انکار آن، اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا شخص با شناخت حق، آگاهانه در برابر آن موضع میگیرد و همین امر زمینه قرارگرفتن او در قلمرو فاسقان را فراهم میآورد.[28]
فسق در سیاق احکام و رفتارهای عبادی
بخشی از کاربردهای این واژه در زمینه احکام و تکالیف شرعی قرار دارد. آیه ۱۹۷ سوره بقره، فسوق را در کنار رفث و جدال و در ارتباط با مناسک حج مطرح میکند: «فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِی الْحَجِّ»؛ همچنین در آیات ۳ و ۱۲۱ سوره مائده و آیات ۱۲۱ و ۱۴۵ سوره انعام، صورت مصدری «فِسْق» در ارتباط با برخی رفتارهای مربوط به خوراک و ذبح و نام خداوند به کار رفته است. این موارد نشان میدهد که فسق میتواند بر رفتارهایی اطلاق شود که از نظر تشریعی ممنوع یا ناسازگار با حکم الهیاند.
فسق در سیاق روابط اجتماعی و اخلاقی
در سوره حجرات، فسق در زمینه رفتارهای اجتماعی و اخلاقی مطرح شده است. در آیه ۱۱، پس از نهی از تمسخر، عیبجویی و نامگذاری زشت دیگران، تعبیر «بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ» آمده است. در آیه ۶ نیز از مؤمنان خواسته شده است که در برابر خبرآوری شخص فاسق تحقیق و بررسی کنند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا»؛ این دو آیه نشان میدهد که فسق در حوزۀ روابط اجتماعی نیز کاربرد دارد و میتواند با رفتارهای آسیبزننده به حرمت اشخاص، اعتماد اجتماعی و صحت ارتباطات مرتبط باشد. ارتباط این سیاق با شهوت عام را میتوان در قالب میل به برتریجویی، تحقیر دیگران، جلب توجه، غلبه بر رقیب یا ارضای حس خودبرتربینی تحلیل کرد؛ برای مثال، تمسخر و عیبجویی ممکن است از میل فرد به بالابردن جایگاه خویش از طریق کاستن از منزلت دیگران ناشی شود. در چنین مواردی، میل به برتری یا لذت روانی ناشی از تحقیر دیگری، اگر به نقض حرمت انسانها و مخالفت با فرمان اخلاقی الهی بینجامد، میتواند زمینه رفتار فاسقانه و خارج از حدود الهی باشد.
علاوه بر این، در این سیاق میتوان از انحرافات جنسی نیز نام برد که در آیه ۷۴ سوره انبیاء آمده است: «وَ لُوطًا ءَاتَیْنَهُ حُکْمًا وَ عِلْمًا وَ نجَّیْنَهُ مِنَ الْقَرْیَهِ الَّتىِ کاَنَت تَّعْمَلُ الخْبَائثَ إِنَّهُمْ کاَنُواْ قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِین»؛ انحرافات جنسی، به عنوان مصداق بارزی از روابط اخلاقی خارج از حدود الهی و فاسقانه بر اساس معنای محوری واژۀ فسق قابل بررسی است که بطور خاص بر شهوت و میل جنسی دلالت دارد.
فسق در سیاق پیمانشکنی، فساد و ظلم
تحقق نقض عهد مستلزم آن است که فرد پیشتر تعهدی را پذیرفته و به مجموعهای از ضوابط و شرایط ملتزم شده باشد، اما در مرحله بعد از تعهد خود عدول کند و برخلاف آن رفتار نماید. از این جهت، نقض پیمان با مفهوم بنیادین فسق، یعنی خروج از وضعیت و جایگاه پیشین، ارتباط معنایی دارد. قرآن کریم در آیات متعددی، از جمله آیات ۲۶ و ۲۷ و نیز ۹۹ و ۱۰۰ سوره بقره، به مسئله پیمانشکنی اشاره کرده است. در آیه ۹۹ این سوره آمده است: «وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَیْکَ آیَاتٍ بَیِّنَاتٍ وَمَا یَکْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ»؛ همچنین در آیه ۲۷ سوره بقره، گروهی با این ویژگی معرفی شدهاند: «الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ». در این آیه، نقض عهد الهی، قطع پیوندهایی که خداوند به برقراری آنها فرمان داده و ایجاد فساد در زمین، در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. این همنشینی نشان میدهد که پیمانشکنی صرفاً نقض یک تعهد فردی نیست، بلکه میتواند با گسست روابط مطلوب و ایجاد اختلال در نظم اجتماعی و دینی نیز همراه باشد .از منظر لغوی و تفسیری نیز نقض عهد، به دلیل خروج از تعهدی که پیشتر پذیرفته شده است، با معنای اصلی فسق تناسب دارد.
فسق در سیاق نفاق و رویگردانی از ایمان
در آیه ۶۷ سوره توبه آمده است: «إِنَّ الْمُنَافِقِینَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»؛ این آیه منافقان را فاسق معرفی میکند. سیاق آیه پیش از آن، مجموعهای از ویژگیهای منافقان را بیان میکند؛ از جمله امر به منکر، نهی از معروف، بخل و فراموشی خداوند؛ بنابراین، در این کاربرد، فسق با مجموعهای از رفتارها و جهتگیریهای ناسازگار با ایمان پیوند خورده است. همچنین در آیه ۸۴ سوره توبه، درباره گروهی از منافقان آمده است که به خدا و پیامبرش کفر ورزیدند و در همان حال از دنیا رفتند: «إِنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ»؛ در اینجا فسق در سیاق کفر و نفاق قرار گرفته است و به وضعیتی فراتر از یک تخلف جزئی اشاره دارد. منافق در ظاهر ممکن است در شمار جامعه مؤمنان قرار گیرد، اما در عمل، رفتار و جهتگیری او با مسیر ایمان ناسازگار و از آن منحرف و خارج است. از این آیه میتوان دریافت که فسق در برخی مصادیق قرآنی، به مرتبهای میرسد که با نفاق و مخالفت بنیادین با ارزشهای دینی همراه میشود. مطالعه آیات مرتبط با فسق، با در نظر گرفتن سیاق و ارتباط مفهومی آنها، نشان میدهد که در بخش عمدهای از موارد، فسق در نقطه مقابل ایمان و فاسقان در برابر مؤمنان قرار گرفتهاند. این تقابل از آن جهت اهمیت دارد که ایمان، مبنای پذیرش و اجرای فرمانهای الهی است؛ در مقابل، سرپیچی از این فرمانها موجب فاصلهگرفتن فرد از جایگاه ایمانی و قرارگرفتن او در قلمرو نافرمانی میشود.
بر این اساس، برخورداری از هدایت الهی مستلزم وجود ایمان و اعتقاد قلبی است و بهرهمندی از این هدایت به کسانی اختصاص دارد که در مسیر الهی حرکت میکنند. در آیه ۲۶ سوره حدید آمده است: «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا وَ إِبْرَاهِیمَ وَ جَعَلْنَا فِی ذُرِّیَّتِهِمَا النُّبُوَّهَ وَ الْکِتَابَ فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ». مفاد آیه بیانگر آن است که در میان نسل پیامبران نیز دو گروه هدایتیافته و فاسق وجود داشتهاند. از این منظر، ایمان را میتوان در التزام به هدایت الهی و پیمودن راه مستقیم خلاصه کرد و فسق را در برابر آن، نوعی عدول از این مسیر دانست.[29]
تفاوت مؤمن و فاسق تنها به سطح اعتقادات محدود نمیشود، بلکه در تمام ابعاد درونی و رفتارهای بیرونی آنان نیز نمود پیدا میکند. مؤمن با اطاعت و عبادت، اخلاص، راستی، کرامت و فضایل اخلاقی شناخته میشود و در مسیر حق استقامت میورزد؛ درحالیکه فاسق از این قلمرو فاصله گرفته و در رفتار و منش خود، زمینه پیروی از عوامل گمراهکننده و فسادآفرین را فراهم میکند. چنین فردی با رویگردانی از مسیر حق، از تعالیم پیامبران، امامان و قرآن فاصله میگیرد و بهجای شناخت حقیقت، لذتجویی و ارضای تمایلات مادی را در کانون توجه خود قرار میدهد. به عبارت دیگر، میل انسان از جایگاه یک خواسته درونی فراتر رفته و به معیار تشخیص و تصمیمگیری او تبدیل میشود. این “میل” همان معنای دیگر “شهوت” است که به طور کلی به نیرویی اطلاق میشود که انسان را به سوی مطلوبی جذب میکند و در او انگیزه حرکت برای دستیابی به آن پدید میآورد.[30] استمرار این وضعیت، یعنی میل و شهوت را معیار حق قرار دادن، زمینه فسق و خروج از مسیر حق و تباهی سرمایه وجودی انسان و فراهمشدن مقدمات عذاب اخروی را ایجاد میکند.
شدت و استمرار این وضعیت در آیه ۳۳ سوره یونس نیز مورد توجه قرار گرفته است: «کَذلِکَ حَقَّتْ کَلِمَهُ رَبِّکَ عَلَى الَّذِینَ فَسَقُوا أَنَّهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ». مطابق مفاد این آیه، حکم الهی دربارۀ کسانی که در وضعیت فسق باقی میمانند، بهگونهای است که از ایمان محروم خواهند شد. [31]این مسئله را باید در ارتباط با آثار تدریجی رفتارهای نادرست بر ساختار درونی انسان تحلیل کرد؛ زیرا تداوم گناه و انحراف، موجب تیرگی قلب و آلودگی روح میشود و در نتیجه، قدرت تشخیص و پذیرش حقیقت را در فرد تضعیف میکند. در چنین شرایطی، حتی آشکار بودن حق نیز لزوماً به پذیرش آن منجر نخواهد شد.[32]
فسق در سیاق خروج از هدایت
یکی دیگر از دلالتهای مهم قرآنی واژه فسق، تقابل آن با هدایت است. قرآن کریم، رویگردانی از دعوت پیامبران و نپذیرفتن مسیر هدایت را از نمودهای فسق معرفی میکند. در آیه ۲۶ سوره حدید، پس از اشاره به رسالت حضرت نوح و ابراهیم و استمرار نبوت و کتاب در نسل آنان، از دو گروه هدایتیافتگان و فاسقان سخن گفته شده است: (وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا وَ إِبْرَاهِیمَ وَ جَعَلْنَا فىِ ذُرِّیَّتِهِمَا النُّبُوَّهَ وَ الْکِتَابَ فَمِنهْم مُّهْتَدٍ وَ کَثِیرٌ مِّنهْمْ فَاسِقُونَ)[33] قرارگرفتن این دو عنوان در برابر یکدیگر، نشاندهنده ارتباط مستقیم فسق با خروج از مسیر هدایت است. این تقابل در آیات دیگری نیز آشکار است. در آیه ۱۰۸ سوره مائده، هدایت از گروه فاسقان نفی شده و در آیه ۲۶ سوره بقره، فسق بهعنوان زمینه گمراهی معرفی شده است: «یُضِلُّ بِهِ کَثِیرًا وَ یَهْدِی بِهِ کَثِیرًا وَ مَا یُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِینَ».
نکته قابل توجه در تحلیل این آیه، ترتیب رابطه میان فسق و گمراهی است. بر اساس تفسیر علامه طباطبایی، اضلال در اینجا پیامد و نتیجه فسق معرفی شده است، نه عاملی که پیش از آن تحقق یافته باشد. به بیان دیگر، زمینهای از انحراف و ضلالت در انسان شکل میگیرد که او را به سوی فسق سوق میدهد و در ادامه، فسق نیز به تثبیت و تشدید گمراهی او میانجامد. [34] بر اساس مفاد این آیه، یک حقیقت واحد نورانی میتواند برای گروهی زمینه شناخت و هدایت فراهم کند و برای گروهی دیگر موجب گمراهی شود. تفاوت در نحوه مواجهه انسانها با حقیقت و وضعیت درونی آنان، در این مسأله نقش اساسی دارد. ازاینرو، فاسقان به دلیل وضعیت اعتقادی و رفتاری خود، در مواجهه با نشانههای هدایت نیز بهجای پذیرش حقیقت، مسیر انکار و گمراهی را انتخاب میکنند. در این چهارچوب، فسق و ظلم از عواملی هستند که انسان را از امکان بهرهمندی صحیح از هدایت محروم میسازند و زمینه انحراف او را فراهم میآورند.
چنانکه ارتباط فسق با خروج از دایره حکم الهی (وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّه) در سه آیه متوالی از سوره مائده، نیز به چشم میخورد که دربارۀ کسانی که بر اساس احکام نازلشده از سوی خداوند داوری نمیکنند، سه تعبیر متفاوت به کار برده است: در آیه ۴۴ آنان را کافر، در آیه ۴۵ ظالم و در آیه ۴۷ فاسق معرفی میکند: “وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ”[35]، ” فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ”[36]، ” فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ”[37]. تفاوت تعبیرهای کافرون، ظالمون و فاسقون در این سه آیه، زمینه بررسی ابعاد مختلف مخالفت با حکم الهی را فراهم میآورد؛ هرچند تعیین دقیق نسبت این سه عنوان، نیازمند توجه به دیدگاههای تفسیری و سیاق آیات است؛ اما این تنوع در تعبیر نشان میدهد که رفتار یادشده از ابعاد مختلف اعتقادی، اخلاقی و عملی قابل ارزیابی است و میتواند همزمان با مفاهیم کفر، ظلم و فسق ارتباط پیدا کند.
در این سیاق میتوان از ارتداد نیز به معنای بازگشت از دین اسلام و ارتداد سخن گفت که از الزامات آن میتوان به انکار وجود خداوند، نپذیرفتن حقانیت پیامبر اسلام(صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، انکار اصل دین یا ضروریات آن، مانند وجوب نماز و روزه و نیز اهانت آشکار به مقدسات دینی، اشاره کرد. قرآن کریم در آیه ۲۱۷ سوره بقره دربارۀ این موضوع میفرماید: «وَمَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَیَمُتْ وَهُوَ کَافِرٌ فَأُولَئِکَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ وَأُولَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ». بر اساس آیه، کسی که از دین خود بازگردد و در وضعیت کفر از دنیا برود، اعمال او در دنیا و آخرت بیاثر خواهد شد و در شمار دوزخیان قرار میگیرد. با توجه به گستره معنایی فسق، که خروج از حدود الهی و سرپیچی از فرمانهای شرعی را دربرمیگیرد، کفر و ارتداد نیز میتوانند در برخی کاربردها از مصادیق این مفهوم باشند. به همین دلیل، در تحلیل مراتب فسق باید میان نافرمانیهایی که فرد را از اصل ایمان خارج نمیکنند و رفتارهایی که به انکار دین و خروج از آن منتهی میشوند، تمایز قائل شد.

فسق در سیاق عدم شناخت
بر اساس منطق قرآن، شناخت انسان از خویشتن با شناخت خداوند پیوندی بنیادین دارد. یاد خدا و معرفت به او، زمینه شناخت صحیح نفس را فراهم میآورد؛ در مقابل، فراموشی خداوند، انسان را از شناخت حقیقت خود محروم میکند. این ارتباط در آیه ۱۹ سوره حشر بهروشنی بیان شده است: «وَ لَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ». مطابق این آیه، فراموشی خداوند به خودفراموشی منتهی میشود و این وضعیت، از ویژگیهای فاسقان معرفی شده است. بنابراین، میتوان میان فقدان خودشناسی صحیح و خروج از مسیر هدایت رابطهای معنادار برقرار کرد؛ زیرا انسانی که حقیقت خویش و مسیر کمال خود را بهدرستی نشناسد، در معرض انتخاب مسیرهای انحرافی قرار میگیرد. در مقابل، خودشناسی حقیقی میتواند مانعی در برابر خروج ارادی انسان از مسیر اصلی زندگی باشد.
فراموشی خداوند یکی از عوامل اساسی شکلگیری خودفراموشی و بیگانگی انسان از حقیقت خویش است. بر اساس آموزههاى قرآنی، غفلت از خداوند، صرفاً نوعی غفلت اعتقادی نیست، بلکه آثار آن به شناخت انسان از خود و جهتگیری عملی زندگی او نیز سرایت میکند. آیه ۱۹ سوره حشر: (نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ)، با بیان رابطه میان نسیان الهی و خودفراموشی، این حقیقت را تبیین میکند و در ادامه، چنین افرادی را فاسق میخواند. بر این اساس، فراموشی خداوند زمینهای برای فراموشکردن هویت و غایت وجودی انسان فراهم میآورد و او را از مسیری که باید برای سعادت خویش طی کند، منحرف میسازد. در این چهارچوب، میتوان دو جهتگیری متفاوت برای زندگی انسان در نظر گرفت: نخست، حالتی که فرد با شناخت خداوند و آگاهی از حقیقت خویش، فعالیتها و تلاشهایش را در جهت رشد و کمال خود سامان میدهد؛ دوم، وضعیتی که در آن انسان از خویشتن غافل میشود و بهجای حرکت در مسیر کمال واقعی، توان و سرمایه وجودی خود را در خدمت اهداف و خواستههایی قرار میدهد که او را به ضعف و وابستگی بیشتر سوق میدهند. در این نگرش، گروه دوم از مصادیق اصحاب آتش به شمار میآیند. بنابراین، فراموشی خداوند از طریق ایجاد خودفراموشی، انسان را در معرض فسق و فساد قرار میدهد. آیه شریفه «نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ» بهصراحت این ارتباط را بیان میکند. از این منظر، غفلت از یاد خداوند را باید یکی از مهمترین عوامل سقوط معنوی انسان دانست؛ زیرا انسان با هدف بندگی و معرفت الهی وارد عرصه دنیا شده است تا در پرتو این ارتباط، به تعالی روحی و تحقق ارزشهای معنوی دست یابد. هنگامی که این جهتگیری فراموش شود، انسان بهتدریج از حقیقت انسانی خویش فاصله میگیرد و وابستگی و نیازمندی دائمی خود به فیض و عنایت الهی را نادیده میانگارد.
فسق در سیاق رابطه ولایی با کافران
برقراری پیوندهای عمیق دوستی و پذیرش ولایت و سرپرستی کافران نیز در شمار مصادیق مرتبط با فسق قرار گرفته است. بر اساس این دیدگاه، هرگاه رابطه با کافران به پذیرش سلطه، سرپرستی و حاکمیت آنان بر جامعه مؤمنان منتهی شود، میتواند موجب خروج از چهارچوب ولایت الهی گردد. قرآن کریم در آیه ۸۱ سوره مائده، دربارۀ گروهی که با وجود ادعای ایمان، کافران را به ولایت و دوستی برمیگزینند، میفرماید: «وَلَوْ کَانُوا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالنَّبِیِّ وَمَا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِیَاءَ وَلَکِنَّ کَثِیرًا مِنْهُمْ فَاسِقُونَ». همچنین در آیه ۲۸ سوره آلعمران، مؤمنان از انتخاب کافران بهعنوان اولیای خود بهجای مؤمنان نهی شدهاند: «لَا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ وَمَنْ یَفْعَلْ ذَلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَیْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاهً وَیُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِیرُ». این آیات بر ممنوعیت پذیرش ولایت کافران و ضرورت حفظ پیوند ولایی با جبهه ایمان دلالت دارند. برای فهم این مسأله، باید مفهوم ولایت را نیز مورد توجه قرار داد. ولایت حقیقی در اصل از آن خداوند است؛ زیرا او خالق، مالک و مدبر حقیقی همه موجودات است و حق تصرف و سرپرستی در تمام شئون هستی را داراست. ازاینرو، ولایت الهی از شئون توحید در ربوبیت محسوب میشود.[38] پذیرش ولایت کافران، بهویژه هنگامی که با انگیزهها و اهدافی همراه باشد که به تضعیف ایمان و انحراف از مسیر الهی منجر شود، میتواند در شمار گناهان کبیره و مصادیق فسق قرار گیرد و در برخی شرایط حتی پیامدهای اعتقادی شدیدتری داشته باشد. علت اصلی این ممنوعیت، تأثیر منفی چنین پیوندهایی بر باورها و جهتگیری دینی مؤمنان است؛ زیرا این روابط میتوانند زمینه فاصلهگرفتن آنان از ولایت الهی و همسویی با جبهه کفر را فراهم کنند. پیامد نهایی چنین وضعیتی، تضعیف ایمان و محرومیت از مراتب خاص رحمت و فیض الهی خواهد بود.
فسق در سیاق هلاککننده و هلاکشونده
در آیات ۲۰ و ۲۱ سوره سجده، سرنوشت فاسقان با تعبیر قرارگرفتن در آتش جهنم بیان شده است: «وَأَمَّا الَّذِینَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ کُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِیدُوا فِیهَا وَقِیلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ وَلَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الْأَکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ»؛ بر اساس این آیات، جایگاه نهایی کسانی که مسیر فسق را برگزیدهاند، آتش جهنم است و حتی تلاش آنان برای خروج از آن نیز با بازگرداندهشدن به عذاب همراه خواهد بود. در کنار این مجازات اخروی، قرآن از عذاب نزدیکتر نیز سخن میگوید؛ عذابی که در زندگی دنیا تحقق مییابد و هدف از آن، فراهمکردن زمینه بازگشت و اصلاح رفتار انسان است. در آیه ۱۶ سوره اسراء نیز رابطه میان فسق و نابودی جوامع مطرح شده است: «وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَهً أَمَرْنَا مُتْرَفِیهَا فَفَسَقُوا فِیهَا فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِیرًا»؛ مفاد آیه بیانگر آن است که هنگامی که جامعهای در معرض هلاکت قرار میگیرد، ابتدا فرمانهای الهی متوجه گروه برخوردار و صاحب نفوذ آن میشود؛ اما اگر این گروه بهجای تبعیت از فرمان خداوند، راه نافرمانی و فسق را در پیش گیرند، همانها هستند که زمینۀ تحقق عذاب و نابودی جامعه را فراهم میکنند.
از این منظر، فسق صرفاً مربوط به حوزۀ فردی نیست و میتواند در سطح اجتماعی نیز پیامدهای گستردهای به دنبال داشته باشد. بهویژه هنگامی که گروههای برخوردار و ثروتمند، بهجای رعایت حدود الهی، به پیروی از تمایلات نفسانی و شهوانی خود روی آورند، رفتار آنان میتواند جامعه را به سمت انحراف، نافرمانی و در نهایت فروپاشی سوق دهد. آیه ضمن اینکه سبک زندگی آحاد افراد یک جامعه را هدف قرار میدهد تا از اتراف و اسراف به دور باشند، از این جهت نیز هشداری به مؤمنان است تا در ادارۀ جامعه، زمام امور را به گروههایی نسپارند که برخورداری اقتصادی و غلبه تمایلات مادی، آنان را از حدود الهی خارج ساخته است.
فسق در سیاق ترجیح دلبستگیها بر فرمان الهی
یکی از مهمترین کاربردهای مفهوم فسق در قرآن کریم، در آیه ۲۴ سوره توبه دیده میشود. اهمیت این آیه برای بحث حاضر از آن جهت است که فسق در آن در سیاقی مطرح شده که موضوع اصلی آن؛ محبت، دلبستگی و ترجیح محبوبهای انسان است. برخلاف برخی آیات که فسق را در ارتباط با یک حکم یا رفتار مشخص بیان میکنند، در این آیه مجموعهای از محبوبهای فردی و اجتماعی انسان در برابر محبت خداوند، پیامبر او و جهاد در راه خدا قرار گرفتهاند. خداوند میفرماید: «قُلْ إِنْ کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَهٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّىٰ یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ»؛ مضمون آیه آن است که اگر پدران، فرزندان، برادران، همسران، خویشاوندان، اموالی که به دست آوردهاید، تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانههایی که به آنها دل بستهاید، نزد شما از خدا و پیامبر او و جهاد در راه خدا محبوبتر باشند، باید منتظر فرمان الهی باشید؛ زیرا خداوند گروه فاسقان را هدایت نمیکند.
- سیاق آیه 24 سوره توبه و جایگاه نظام حب در فسق
نکته اساسی در این آیه آن است که فسق در پایان یک گزاره شرطی و پس از بیان نظامی از محبتها و ترجیحات انسانی قرار گرفته است. ساختار آیه نشان میدهد که مسأله اصلی، صرف برخورداری از محبتهای طبیعی و دلبستگیهای دنیوی نیست؛ بلکه تقدم یافتن این محبتها بر محبت خداوند، پیامبر و تکلیف الهی جهاد است.
در واقع، آیه از انسان نمیخواهد که محبت به خانواده، مال، تجارت و مسکن را بهطور مطلق کنار بگذارد؛ بلکه وضعیت تعارض و ترجیح را مطرح میکند. هنگامی که این محبوبها در برابر فرمان الهی قرار میگیرند، معیار سنجش، انتخاب و رفتار انسان اهمیت پیدا میکند.
از این منظر، فسق در آیه ۲۴ سوره توبه با نوعی ترجیح نادرست در نظام محبت و دلبستگی انسان ارتباط دارد؛ یعنی فرد، در مقام انتخاب، خواستهها و محبوبهای شخصی خود را بر اقتضائات بندگی مقدم میدارد. آیه، هشت متعلق محبت را نام میبرد که میتوان آنها را در چند گروه قرار داد:
- دلبستگیهای خویشاوندی و عاطفی: پدران و مادران، فرزندان، خواهران و برادران، همسران و خویشاوندان.
- دلبستگیهای اقتصادی: اموال و داراییهایی که انسان به دست آورده است.
- دلبستگیهای شغلی و معیشتی: تجارت و فعالیت اقتصادی که انسان از کساد آن بیم دارد.
- دلبستگیهای مربوط به آسایش و سکونت: خانههایی که انسان به آنها علاقه دارد و از آنها رضایت دارد.
- دلبستگیهای مربوط به شئون اجتماعی: تعصبات قومى، تعصبات فرهنگی، عرف اجتماعی.
این تقسیمبندی نشان میدهد که متعلقهای محبت انسان، حوزههای مختلف زندگی او را دربرمیگیرند؛ از روابط عاطفی و خانوادگی گرفته تا منافع اقتصادی، موقعیت معیشتی و آسایش فردی. محبوبهای مذکور را میتوان از مصادیق متعلقهای میل و گرایش انسان دانست.
تعبیر «أَحَبَّ إِلَیْکُمْ» در آیه، بر مقایسه و ترجیح دلالت دارد. بنابراین، موضوع صرفاً وجود چند محبت در کنار یکدیگر نیست، بلکه سخن از وضعیتی است که در آن یک دسته از محبوبها بر دسته دیگر تقدم پیدا میکنند.
این نکته از نظر مفهومشناسی فسق اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد که فسق میتواند با نظام ترجیحات و خواستههای عرفی انسان ارتباط داشته باشد. انسان همواره با خواستهها و دلبستگیهای مختلفی مواجه است، اما در موقعیت تعارض، نحوۀ اولویتبندی آنها جهت رفتار او را تعیین میکند؛ اگر فرد برای حفظ منافع اقتصادی، روابط عاطفی، آسایش یا سایر مطلوبهای شخصی خود از تکلیف الهی اکراه داشته و از آن رویگردان شود، میل شخصی از جایگاه یک انگیزه طبیعی فراتر میرود و به عاملی برای خروج از مسیر اطاعت تبدیل میشود.
بنابراین، میتوان از آیه چنین استنباط کرد که یکی از زمینههای تحقق فسق، حاکم شدن ترجیحات شخصی بر معیارهای الهی است. در این وضعیت، انسان بهجای تنظیم خواستههای خود بر اساس فرمان خداوند و مصالح اسلام، فرمان الهی را با خواستههای خود میسنجد و در صورت تعارض، خواستۀ شخصی را مقدم میدارد.
آیه با این عبارت پایان مییابد: «وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ». این خاتمه، پیوند میان ترجیح محبوبهای شخصی بر خدا و پیامبر و جهاد از یکسو و وصف فسق از سوی دیگر را برقرار میکند. به بیان دیگر، در ساختار آیه، پس از طرح وضعیت ترجیح و هشدار نسبت به آن، گروهی که چنین وضعیتی را اختیار میکنند با عنوان «القوم الفاسقین» معرفی شدهاند. از این جهت، آیه ۲۴ سوره توبه یکی از شواهد مهم برای تحلیل فسق بهعنوان مفهومی مرتبط با ترجیحات و جهتگیریهای انسان است. در این کاربرد، فسق با نوعی اولویتبندی درونی و عملی ارتباط پیدا میکند که در آن دلبستگیهای شخصی بر اقتضائات بندگی مقدم میشوند.
البته باید توجه داشت که آیه هرگونه علاقه به امور دنیوی یا هر نوع ترجیح شخصی را فسق نمیداند؛ بلکه موضوع آن ترجیح محبوبهای یادشده بر خدا و پیامبر و جهاد در راه خدا به هنگام انتخاب و تعارض است؛ بنابراین، نباید از این آیه مذمت مطلق محبتهای طبیعی انسان را نتیجه گرفت.
خواستههای دارای صورت مقدس و امکان تقابل آنها با حق (فسق)
یکی از ابعاد مهم رابطه میان شهوت به معنای عام و فسق آن است که خواستههای انسانی همواره به امور مادی، لذتهای جسمانی و تمایلات آشکار دنیوی محدود نمیشوند؛ بلکه گاه متعلق میل انسان، اموری دینی و مقدس، مانند عبادت، حج، نماز، تبلیغ دین و فعالیتهای مذهبی است. بااینحال، مقدس بودن متعلق یک خواسته، بهتنهایی ضامن درستی انگیزه و رفتار ناشی از آن نیست؛ زیرا ممکن است انسان در اثر دلبستگی شدید به یک عمل یا برنامه دینی، آن را چنان در مرکز توجه خود قرار دهد که از حدود و اولویتهای تعیینشده در شریعت غفلت کند یا حتی در مقام تعارض، آن را بر تکلیف مهمتر مقدم بدارد.
گاه انسان به جای آنکه خواسته و علاقه خود را با معیار حق و فرمان الهی تنظیم کند، حق را با خواسته خویش هماهنگ میسازد. در این حالت، میل از یک گرایش طبیعی یا انگیزه اولیه فراتر میرود و به معیاری برای داوری و انتخاب تبدیل میشود:
الف. ترجیح عمل مستحب بر تکلیف واجب
ممکن است فرد به انجام یک عبادت مستحب علاقه شدیدی داشته باشد، اما در شرایطی آن را بر تکلیف واجب مقدم کند. در اینجا متعلق میل مقدس است، اما اولویتبندی نادرست است.
ب. تبدیل عبادت به محور خودخواهی
ممکن است شخص به عبادت علاقه داشته باشد، اما در واقع، بیش از آنکه در پی بندگی باشد، در پی تثبیت تصویر مطلوبی از خود، کسب منزلت و ارضای حسّ معنوی یا جلب تحسین دیگران باشد. در این وضعیت، ظاهر رفتار دینی است، اما انگیزه و جهتگیری آن نیازمند بررسی است. البته برای نسبتدادن حکم فسق باید مصداق و شرایط آن جداگانه بررسی شود.
ج. ترجیح برداشت شخصی از دین بر حکم حق
ممکن است شخص به یک روش، مناسک یا برنامه مذهبی چنان وابسته شود که در برابر حکم روشن الهی یا حق دیگران مقاومت کند .
از این منظر، باید میان سه سطح تمایز نهاد: نخست، اصل میل و گرایش انسان به یک متعلق؛ دوم، ترجیح آن میل بر ارزشها و تکالیف خود در مقام تعارض؛ و سوم، تحقق رفتار یا موضعی که به خروج از اطاعت الهی میانجامد. تنها در سطح سوم است که میتوان از تحقق فسق سخن گفت؛ بنابراین، نه هر میلی فسق است و نه هر علاقه شدید، بهخودیخود مصداق خروج از حدود الهی به شمار میرود.
آیه ۲۴ سوره توبه را میتوان از مهمترین مبانی قرآنی برای بررسی نسبت میان فسق و شهوت دانست. دلیل این اهمیت آن است که آیه، فسق را در سیاقی مطرح میکند که در آن مجموعهای از خواستهها و دلبستگیهای انسانی که اصلا هم غیر مشروع نیستند، در برابر تکلیف الهی قرار گرفتهاند.
آیه، نمونه روشنی از این منطق را در زمینه دلبستگیهای خانوادگی و اقتصادی نشان میدهد. در این آیه، محبت پدران و مادران، فرزندان، همسران، خواهران و برادران، خویشاوندان، اموال، تجارت و خانهها در برابر محبت خدا و پیامبر و جهاد در راه خدا قرار گرفته است. این امور فینفسه نامشروع نیستند؛ بلکه در مقام تعارض، نباید بر تکلیف الهی ترجیح داده شوند. بر همین اساس، آیه در پایان، چنین ترجیحی را با تعبیر «وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ» پیوند میدهد. از این آیه میتوان استنباط کرد که حتی دلبستگی به اموری مشروع، اگر به ترجیح خواسته شخصی بر فرمان الهی بینجامد، زمینه خروج از مسیر حق یعنی ابتلا به فسق را فراهم سازد.
این منطق در تحلیل خواستههای دارای صورت دینی نیز قابل استفاده است؛ به این معنا که علاقه به عبادت یا فعالیت مذهبی، هرگاه از معیارهای شرعی و اولویتهای الهی جدا شود و به بهانهای برای نادیده گرفتن حقی واجب یا مخالفت با تکلیفی روشن تبدیل گردد، دیگر نمیتوان صرفاً به دلیل ظاهر مقدس، رفتار ناشی از آن را حقمدارانه دانست.
بنابراین، نسبت شهوت عام با فسق را نمیتوان به رابطهای ساده و مستقیم فروکاست. شهوت و میل، بهتنهایی، نه نیک است و نه بد؛ بلکه جهتگیری و نحوه مدیریت آن در پرتو هدایت الهی اهمیت دارد. هنگامی که میل، جایگاه هدایت و داوری را اشغال کند و انسان به جای سنجش خواسته خود با حق، حق را با خواسته خویش بسنجد، زمینه ترجیح نفسانی فراهم میشود و اگر این ترجیح به مخالفت با فرمان الهی بینجامد، میتواند به رفتار فاسقانه منتهی گردد.
منابع و مآخذ
- قرآن کریم.
- ابن اثیر، مجد الدین، النهایه فی غریب الحدیث والاثر، دار ابن الجوزی(الحلبی)، 1421ق.
- ابن شعبه حرانی،حسن بن علی، تحف العقول، به کوشش:احمد جنتی، تهران، امیر کبیر، 1382ق.
- ابن منظور، محمدبن مکرم، لسان العرب، بیروت:دارصادر، چاپ سوم، 1414ق.
- ابنکثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم( ابن کثیر)، لبنان- بیروت، دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون، 1419 ه. ق.
- ابنمنظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت: دار صادر، ۱۴۱۴ق.
- آلوسی، محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم،بیروت: دار الکتب العلمیه ، 1415ق.
- رازی، فخرالدین محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۲۰ق
- طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه محمدباقر موسوی همدانی، قم: جامعه مدرسین، چاپ پنجم، 1374ق.
- راغب اصفهانی،حسین بن محمد، مفردات الفاظ قرآن، تهران:مرتضوی، چاپ دوم، 1374ق.
- شعراوی، شیخ محمد، تفسیر شعراوی، اخبار الیوم، اداره الکتب و المکتبات، لبنان، بیروت، 1991م.
- طبرانى، سلیمان بن احمد، التفسیر الکبیر: تفسیر القرآن العظیم( الطبرانى)، اردن- اربد، دار الکتاب الثقافی، 2008 م.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران: انتشارات ناصر خسرو، ۱۳۶۰ش.
- طبری، محمد بن جریر، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، تحقیق: عبدالله بن عبدالمحسن ترکی، قاهره: دار هجر، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
- عسکری،حسن بن عبدالله، الفروق اللغویه، ترجمه مهدی کاظمیان و زهرا رضاخواه، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1390ق.
- فراهیدی،خلیل بن احمد، العین، قم:نشرهجرت، چاپ دوم، 1409ق.
- فیروزآبادی، محمدبن یعقوب، القاموس المحیط،بیروت:دارالکتب العلمیه،چاپ اول، 1430ق.
- قرشی، علی اکبر، قاموس قرآن، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ ششم، 1371ق.
- مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحارالانوار، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، بیروت، 1403 ق
- مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰ش.
- مکارم شیرازی،ناصر، تفسیرنمونه،تهران:دارالکتب الاسلامیه، 1374ش.
- نور محمدی، احد، مفهوم شناسی واژه فسق و حوزه معنایی آن در قرآن کریم، نشریه احسن الحدیث، شماره 1، 1395ش.
پاورقی های مقاله
.[1]راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص ۶۳۶.
[2]ابناثیر، النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، ماده فسق.
[3]فیروزآبادی، قاموس المحیط، ماده فسق.
[4]جوهری، الصحاح، ماده فسق.
[5]فیروزآبادی، قاموسالمحیط؛ فراهیدی، العین، ۱۴۰۹، ج ۵، ص ۸۲؛ ابنمنظور، لسان العرب، ۱۴۱۴، ج ۱۰، ص ۳۰۸: ماده فسق
[6]بقره، آیه ۲۷؛ طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۴۱۷ق، ج ۱، ص ۱۴۵.
[7]توبه، آیه ۲۴؛ طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۲ق، ج ۱۰، ص ۷۰.
[8]همان، ج ۳، ص ۵؛ نورمحمدی، «مفهومشناسی واژه فسق و حوزه معنایی آن در قرآن کریم»، ۱۳۹۵، ص ۲۹.
[9]مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۳۶.
[10]ابنشعبه حرانی، تحف العقول، ج ۱، ص ۳۳۱. بحار الأنوار : 68/278/31.
[11] . بغوی، حسین بن مسعود، معالم التنزیل فی التفسیر القرآن،20 14:5، 183
[12] . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، 1374 :25، 279
[13] . ،طباطبایی، تفسیر المیزان، 1374: 20، 65
[14] . محمد حسین، طباطبایی، تفسیر المیزان، 1374: 20، 381
[15] . عسکری ، حسن بن عبدالله، الفروق اللغویه :1390 225
[16] . احد، نورمحمدی، مفهوم شناسی واژه فسق و حوزه معنایی آن در قرآن کریم، ش1، ص 37.
[17] . الطبرانی، التفسیر الکبیر: تفسیر القرآن العظیم (الطبرانى)، ج6، ص: 393
[18] . ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج8، ص: 284
[19] . راغب، اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات فی لغات القرآن،1374: 4، 98
[20] . مصطفوی، حسن ، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، 1368 ،9، 84
[21] . راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، ص: 468
[22] . برای مثال، ممکن است کسی به انجام حج علاقه داشته باشد، اما در شرایطی که وظیفه مهمتر و فوریتری بر عهده اوست، بر انجام حج مستحبی اصرار کند. یا شخصی به عبادت یا رفتن به هیأت عزاداری و … علاقهمند باشد، اما این علاقه چنان بر او غلبه کند که حقوق واجب خانواده، پدر و مادر و تعهدات اجتماعی یا مسئولیتهای شرعی و مصالح اجتماعی اسلام را نادیده بگیرد. در این موارد، نحوه اولویتبندی و نسبت آن خواسته با تکلیف واقعی مهم است.
بنابراین، حتی خواستهای با متعلق مقدس نیز باید با معیار حق، تکلیف و اولویتهای الهی و جامعه اسلامی سنجیده شود.
[23]شعراوی، تفسیر شعراوی، ج ۱، ص ۲۱۳.
[24]راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص ۶۳۶.
[25] . انعام: 49
[26] . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه ،جلد5، ص245
[27] . صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، 1365: ص 9،22و23
[28] . آلوسی، محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، جلد10، جزء18، ص299
[29]حدید، آیه ۲۶.
[30] . قرشى بنابی، على اکبر، قاموس قرآن، ج4: ص 88: شهوه: دوست داشتن. میل کردن «شَهَاهُ شَهْوَهً: أَحَبَّهُ و رغب فیه»
[31] . محمد حسین، طباطبایی، تفسیر المیزان،1417: ج10، ص 54.
[32] . مکارم شیرازى، ناصر، تفسیرنمونه،1371 : ج8 ، ص280
[33] . حدید/ 26
[34] طباطبایى، محمد حسین، تفسیر المیزان 1417: ج1، ص 91.
[35] . مائده/44.
[36] . مائده/45.
[37] . مائده/47.
[38] . ملاصدرا، اسفار، بیروت، ج2، صص 219-216.