عوامل ایجاد شک چیست؛ شک در مسیر چگونه ابدیت ما را تهدید می کند؟

فهرست مطالب
عوامل ایجاد شک چیست؛ شک در مسیر چگونه ابدیت ما را تهدید می کند؟

شک در مسیر چگونه باعث کندی سرعت ما در رسیدن به هدف می شود؟

اصولا ویژگی شک این است که فضا را برای ما غبارآلود کرده و از همین جهت حرکت ما را با کندی یا توقف مواجه می کند و طبیعتا در این میان مهم ترین حرکتی که برای ما در زندگی وجود دارد و مطرح می شود، حرکت به سوی ابدیت است. از همین رو باید عواملی که برای این حرکت تهدید کننده بوده و خطرساز هستند را شناسایی کرده و با آن ها مقابله کنیم؛ یکی از این عوامل شک در مسیر است که در حقیقت مانعی برای سرعت و سبقتمان در حرکت به سمت ابدیت محسوب می شود. 

اما مهم است بدانیم چه عواملی در ایجاد شک در مسیر موثرند و آیا هر شکی منجر به توقف ما در مسیر ابدیت می شود؟ 

ما یا نسبت به مسیر خود و چگونگی پیمودن آن یقین و شناخت کافی داریم و یا به دلایل مختلفی از جمله انکار حقیقت، دچار شاخه هایی از شک و تردید می شویم. تقریبا هر فرد سالمی می پذیرد که برای خروج از شک به تعقل نیاز داریم؛ در واقع باید بر اساس تجربه ها و داده هایی که از راه های مختلف کسب کرده ایم، تفکر کنیم و این فکر مبنایی برای تعقل ما، خروجمان از شک و تردید و رسیدنمان به اطمینان قلبی شود. اگرچه این موضوع کاملا وابسته به همت ماست که به چه میزان خود را در این توقفگاه  ها نگه می داریم و با چه سرعتی درصدد رفع شک و شبهه های خود برمی آییم. چه بسا عدم تلاش برای رفع این شبهه ها ما را برای عمری متوقف کرده و یا باعث حرکت رو به عقب یا سقط شدنمان در مسیر رسیدن به ابدیت گردد. به همین جهت مهم است که هم شک را بشناسیم و هم با تغذیه مناسب نفس خود، راه برطرف کردن شک  در مسیر و شبهه ها را برای خود هموار کنیم. چون قاعدتا شک بدون حرکت و تلاش ما از بین نرفته و چه بسا گستره آن به مسائل و موضوعات دیگری نیز در وجودمان برسد.

عوامل ایجاد شک

اگرچه دلایل ایجاد شک با توجه به نوع شکی که به آن دچار می شویم، متفاوت است، اما غالبا چند موضوع اساسی وجود دارد که زمینه را برای ایجاد شک در مسیر در وجود ما فراهم می کند.

ما به میزان دلبسته شدن به دنیا و تمایل به صفت ها و رذائل اخلاقی، خود را در معرض شک قرار می دهیم؛ به میزانی که قلبمان از اصل و حقیقت خود یعنی الله فاصله گرفته و با دنیا، مادیات و انگیزه های شخصی تناسب پیدا می کند، از علم، معرفت و منبع ثبات دور می شویم و راه افکار و تمایلاتی مانند وسوسه یا شک و تردید را به وجودمان باز می کنیم؛ پس اعمال و رفتار ما می توانند راهی برای غلبه شک و وسوسه یا خروج از آن برای ما باز کنند؛ درست مانند کینه یا حسادتی که اگرچه فردی است، اما توانایی دلسرد کردن ما نسبت به همراهی با حرکت یا مجموعه ای از افراد را دارد. 

وظیفه ما حرکت به سمت ابدیت، حفظ سلامتمان در این راه و استقامت در صراط مستقیم است و شیطان از هر حربه  و وسیله ای از جمله شک به عنوان یک ابزار قدرتمند برای سست شدن، کندی یا توقف ما در این مسیر استفاده می کند؛ مثلا گاهی اوقات که امکان ایجاد تزلزل و تردید در مسائل اساسی را ندارد، از شک های جزئی تر و ابتدایی تر برای رسیدن به هدف استفاده می کند؛ زیرا پرداختن به شک های خفیف و ابتدایی و پروراندن آن ها، در صورت عدم برطرف شدن، می تواند به زمینه ای برای شک های بزرگتر و اساسی تر تبدیل شود. 

البته در این میان از قدرت جهل و عدم اطلاع کافی نسبت به یک موضوع هم نباید غافل شویم؛ طبیعتا وقتی از ابعاد مختلف یک موضوع اطلاع نداریم، به راحتی گرفتار وسوسه ها و تردیدها می شویم و توانایی ایستادن در برابر نظرها و شرایط مخالف را نداریم؛ درست مانند زمانی که می خواهیم به اتاق تاریکی وارد شویم و عدم اطلاع کافی از شرایط اتاق می تواند باعث تردید ما در قدم برداشتن شده و ثبات قدم و اطمینان ما را به کلی سلب کند؛ پس همان گونه که خود را در معرض هر ویروس و عامل بیماری زایی قرار نمی دهیم، باید از قرار گرفتن در معرض شرایطی که موجب پیدایش تردید و شک در مسیر ما می شود نیز دوری کنیم. 

در واقع شک عامل ایجاد به هم ریختگی در وجود ماست و به محض اینکه شک خود را در هر زمینه ای برطرف کنیم، به یقین و آرامش می رسیم.

آیا شک در هر شرایطی برای ما خطرناک است؟ 

اما هر شکی هم برای ما خطرآفرین نیست! به عبارتی شکی که مقدمه رسیدن به یقین را در ما فراهم می کند، شک به جائی است؛ ما در طول زندگی با موارد بسیاری روبه رو می شویم که در ابتدا برای ما واضح و روشن نبوده و به مرور برای ما مشخص شده اند؛ مانند تصمیماتی که از ابتدا برای گرفتن آن ها مصمم نبوده ایم یا انتخاب هایی که ابعاد مختلف آن برای ما گنگ و مبهم بوده اند، اما گذر زمان و کسب علم و آگاهی به مرور ما را به یقین و اطمینان رسانده است. از طرفی چون برای رسیدن به این یقین ابعاد مختلف موضوع را بررسی کرده ایم، طبیعتا به سطح بالاتری از اعتقاد و یقین رسیده ایم؛ پس می توان گفت که شک پل خوبی برای عبور و رسیدن به یقین محسوب می شود، اما در عین حال جای درستی برای توقف نیست و حتی ممکن است منجر به سقط شدن ما در حرکت به سمت ابدیت شود. 

ما در مسیر حرکت خود به سمت ابدیت نیز قطعا با تردیدهایی مواجه می شویم؛ این اتفاق خصوصا در زمان بلوغ که در حال محکم کردن پایه های اعتقادی خود هستیم، یا زمانی که در معرض تصمیمات و ابتلائات بزرگی قرار گرفته ایم، حالت جدی تری به خود می گیرد؛ که البته در صورت برطرف شدن، خود به سکویی برای صعود و عاملی برای نجات ما تبدیل می شود. 

اهمیت برطرف کردن شک مخرب

اگر با هدف و غایت خلقت خود به عنوان یک انسان آشنا بوده و خود را به عنوان فردی بدانیم که در مسیر حرکت به سوی خانه اصلی است، طبیعتا ابعاد مختلف زندگی مان را هم با این خانه اصلی یا ابدیت سازگار می کنیم. در حقیقت، بهره مندی از امکانات ابدیت نیازمند قلب سلیمی است که شرایط و لازمه های آن از دنیا آغاز می شود و ما به عنوان انسانی که بازیگر اصلی این صحنه است، نیازمند ایجاد این سازندگی و آمادگی نسبت به فضای دنیا هستیم.

اما یکی از پیامدهای خطرناک شک ممانعت از ایجاد سازندگی در وجود ماست؛ در واقع سازندگی تنها زمانی اتفاق می افتد که ما با تمام وجود چیزی را پذیرفته باشیم و شک دقیقا در نقطه مقابل این پذیرش است؛ پس نه تنها حرکت ما را در این مسیر با کندی یا توقف مواجه می کند، بلکه باعث فاصله ما از تولد سالمی می گردد که برای زندگی ابدی خود به آن نیاز داریم.

ما در این مقاله به بررسی پیامدهای خطرناک شک در مسیر حرکت به سمت ابدیت پرداختیم؛ گفتیم که شکی که مقدمه ای برای رسیدن ما به یقین گردد باعث استحکام اعتقادی ما می شود؛ اما شک مخربی که مانع ایجاد سازندگی در وجود ماست، می تواند حرکت ما را با کندی مواجه کرده و یا باعث توقف ما در حرکت به سمت ابدیت شود.

دیدگاهتان را بنویسید







نظرات

There are no comments.