دعای چهل‌ و نه – تضرّع کردن برای درخواست عفو

 

دعای شانزدهم صحیفه سجادیه کاملهدعای چهل و نهم صحیفه سجادیه جامعه

دعا برای بخشش و آمرزش گناهان:

این دعا که شانزدهمین دعا از مجموعه دعاهای صحیفه سجادیه می باشد، در کتاب صحیفه جامعه چهل و نهمین دعا تنظیم شده است.

امام سجاد (علیه السلام) در نخستین فراز دعا برای بخشش و آمرزش گناهان، خداوند متعال را مهربان در برابر گناهکاران و مایهٔ آرامش غم زدگان معرفی می کنند. حضرت در این دعا چهل ریشه معصیت و گناه را نام می برند و برای پاکی از آلودگی ها و گناهان از پرودگار خویش مدد می جویند.

حضرت زین العابدین (علیه السلام) هنگام دعا برای بخشش و آمرزش گناهان، گاه با تضرع و استغاثه و گاه با امید به رحمت حق تعالی برای هر گرفتاری و معصیت به یکی از اسماءالله متوسل می شوند.

در دعا برای بخشش و آمرزش گناهان، سبقت گرفتن رحمت الهی بر غضب او، گریه خطاکاران از ترس عذاب، دستور پرودگار به دعا کردن و تضرع، مهربانی خداوند با توبه کنندگان، شرمساری به درگاه الهی، تأثیر گناهان در محرومیت از مناجات، شکرگزاری از خداوند به خاطر حفظ آبروی گناهکار و طهارت و آمرزیده شدن به سبب توبه از ارکان اصلی دعا می باشند.

آن حضرت در خلال دعا برای بخشش و آمرزش گناهان، با اعتراف به فقر ذاتی و کاستی های بندگان در برابر فرمانروای هستی از آن مقام بلندمرتبه درخواست رهایی از عذاب و آتش دوزخ دارند.

  نکته طلایی دعا برای بخشش و آمرزش گناهان، را هگشایی خداوند منان به سوی توبه کنندگان و اشتیاق او برای آمرزیدن گناهکاران می باشد.


اَللّٰهُمَّ یَا مَنْ بِرَحْمَتِهِ یَسْتَغیثُ الْمُذْنِبُونَ،

خداوندا! ای آنکه گناهکاران جز به رحمت تو پناه نبرند و جز از تو فریادرس نخواهند،

 وَیَا مَنْ إِلَی ذِکْرِ إِحْسَانِهِ یَفْزَعُ الْمُضْطَرُّونَ،

و ای آنکه درماندگان جز به یاد احسان و نیکوکاری‌ تو پناه نبرند،

وَیَا مَنْ لِخِیفَتِهِ یَنْتَحِبُ الْخَاطِئوُنَ،

و ای آنکه خطاکاران در برابر هیبتش زار می‌گریند و مویه‌کنانند،

 یَا أُنْسَ کُلِّ مُسْتَوْحِشٍ غَرِیبٍ،

ای مونس هر غریبِ وحشت زده،

 وَیَا فَرَجَ کُلِّ مَکْرُوبٍ کَئِیبٍ،

و ای گشایش‌‌دهندۀ امور هر غمگینِ رنجور،

 وَیَا غَوْثَ کُلِّ مَخْذُولٍ فَرِیدٍ،

و ای یاری‌دهندۀ هر تنهای رهاشده،

 وَیَا عَضُدَ کُلِّ مُحْتَاجٍ طَرِیدٍ.

و ای پشت و پناه هر نیازمندِ رانده‌شده و آواره.

أَنْتَ الَّذِی وَسِعْتَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ رَحْمَهً وَعِلْماً،

تو آن کسی هستی که رحمت و علمت بر هر چیزی احاطه کرده است.

 وَأَنْتَ الَّذِی جَعَلْتَ لِکُلِّ مَخْلُوقٍ فِی نِعَمِکَ سَهْماً،

تو آن کسی هستی که برای هر مخلوقی، سهمی از نعمت‌های خود قرار داده‌ای.

 وَأَنْتَ الَّذِی عَفْوُەُ أَعْلَى مِنْ عِقَابِهِ،

تو آن کسی هستی که عفوت، از عقوبت و کیفرت بسیار برتر و والاتر است.

 وَأَنْتَ الَّذِی تَسْعَى رَحْمَتُهُ أَمَامَ غَضَبِهِ،

تو آن کسی هستی که رحمتت، بر غضب و خشم تو پیشی می‌گیرد.

 وَأَنْتَ الَّذِی عَطَاؤُەُ أَکْثـَرُ مِنْ مَنْعِهِ،

تو آن کسی هستی که بخشش و عطای تو از دریغ کردن و منع تو، بی‌شمارتر است.

 وَأَنْتَ الَّذِی اتَّسَعَ الْخَلَائِقُ کُلُّهُمْ فِی وُسْعِهِ،

تو آن کسی هستی که وسعت فضل و کرمت تمام مخلوقات را کفایت کرده و دربر گرفته است.

وَأَنْتَ الَّذِی لَا یَرْغَبُ فِی جَزَاءِ مَنْ أَعْطَاهُ،

تو آن کسی هستی که در مقابل عطایایت، چشم‌داشتی به پاداش و جبران از سوی بندگان نداری.

 وَأَنْتَ الَّذِی لَا یُفْرِطُ فِی عِقَابِ مَنْ عَصَاهُ.

تو آن کسی هستی که در عقوبت و کیفر کسانی که نافرمانی‌ات کرده‌اند، اسراف و ستم نمی‌کنی.

وَأَنَا یَا إِلَهِی عَبْدُکَ الَّذِی أَمَرْتَهُ بِالدُّعَاءِ، فَقَالَ: لَبَّیْکَ وَسَعْدَیْکَ

و من ای محبوبم همان بندۀ تو هستم که به او فرمان دادی تا دعا کند. و من از سر تسلیم گفتم:گوش به فرمان و در خدمت توام.

هَا أَنَا ذَا یَا رَبِّ مَطْرُوحٌ بَیْنَ یَدَیْکَ،

و اینک ای پروردگارم، این منم که افتاده و درمانده، پیش روی تو ایستاده‌ام.

أَنَا الَّذِی أَوْقَرَتِ الْخَطَایَا ظَهْرَەُ،

من کسی هستم که زیر بار گناهان کمر خَم کرده‌ام

وَأَنَا الَّذِی أَفْنَتِ الذُّنُوبُ عُمُرَەُ،

من کسی هستم که گناهان، تمامی عمرم را به تباهی کشاندند.

وَأَنَا الَّذِی بِجَهْلِهِ عَصَاکَ،

من کسی هستم که به سبب جهل و نادانی خویش، تو را نافرمانی کردم،

وَلَمْ تَکُنْ أَهْلًا مِنْهُ لِذَاکَ.

در حالی که تو هرگز شایستۀ چنین ناسپاسی و نافرمانی از سوی من نبودی.

هَلْ أَنْتَ یَا إِلَهِی رَاحِمٌ مَنْ دَعَاکَ فَأُبْلِغَ فِی الدُّعَاءِ؟

محبوب من! آیا به کسی که تو را بخواند و در دعا اصرار ورزد، رحم می‌کنی؟ تا من نیز در دعا کردن کوشا باشم؟

أَمْ أَنْتَ غَافِرٌ لِمَنْ بَکَاکَ فَأُسْـرِعَ فِی الْبُکَاءِ؟

یا کسی را که در پیشگاهت گریه کند، می‌آمرزی؟ تا من نیز در گریه شتاب کنم و اشک بریزم؟

 أَمْ أَنْتَ مُتَجَاوِزٌ عَمَّنْ عَفَّرَ لَکَ وَجْهَهُ تَذَلُّلًا؟

یا از آن کس که با نهایت خاکساری و تذلّل، چهره بر خاک تو نهد، درمی‌گذری؟

أَمْ أَنْتَ مُغْنٍ مَنْ شَکَا اِلَیْکَ فَقْرَەُ تَوَکُّلاً.

یا تویی که هر کس با توکل کامل، از روی فقر و نیاز خود به تو شکایت کند، او را بی‌نیاز می‌سازی؟

إِلَهِی لَا تُخَیِّبْ مَنْ لَا یَجِدُ مُعْطِیاً غَیْرَکَ،

محبوب من! کسی را که بخشنده‌ای جز تو نمی‌یابد، محروم مگردان.

وَلَا تَخْذُلْ مَنْ لَا یَسْتَغْنِی عَنْکَ بِأَحَدٍ دُونَکَ،

و به ذلت مکشان آن کس را که تو را تنها راه بی‌نیازی می‌داند.

 إِلَهِی فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ،

محبوب من! بر محمد و خاندانش درود فرست

وَلَا تُعْرِضْ عَنِّی وَقَدْ أَقْبَلْتُ عَلَیْکَ،

و اکنون که من به تو روی آورده‌ام، از من روی برنگردان

 وَلَا تَحْرِمْنِی وَقَدْ رَغِبْتُ إِلَیْکَ،

و اکنون که با اشتیاق رو به سویت کرده‌ام، محرومم مکن،

 وَلَا تَجْبَهْنِی بِالرَّدِّ وَقَدِ انْتَصَبْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ،

و اکنون که در برابرت ایستاده‌ام، مرا با جواب رد مواجه مساز.

 أَنْتَ الَّذِی وَصَفْتَ نَفْسَکَ بِالرَّحْمَهِ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَارْحَمْنِی،

تو همانی که خود را به صفت رحمت توصیف کرده‌ای؛ پس بر محمد و خاندانش درود فرست و بر من رحم کن.

 وَأَنْتَ الَّذِی سَمَّیْتَ نَفْسَکَ بِالْعَفُوِّ[1] فَاعْفُ عَنِّی.

و تو همانی که خود را خطابخش نام نهاده‌ای؛ پس از من درگذر.

 قَدْ تَرَى یَا إِلَهِی فَیْضَ دَمْعِی مِنْ خِیفَتِکَ، وَوَجِیبَ قَلْبِی مِنْ خَشْیَتِکَ، وَانْتِفَاضَ جَوَارِحِی مِنْ هَیْبَتِکَ،

محبوب من! تو جریان اشک‌هایم را از ترس خود، و تپش قلبم را از خشیت و هراس خود، و لرزش اعضایم را از هیبت و شکوه خود، می‌بینی.

کُلُّ ذَلِکَ حَیَاءً[2] مِنِّی بِسُوءِ عَمَلِی،

همۀ این‌ها به سبب شرمندگی من از کردار بدم است.

وَلِذَالِکَ[3] خَمَدَ صَوْتِی عَنِ الْجَأْرِ إِلَیْکَ، وَکَلَّ لِسَانِی عَنْ مُنَاجَاتِکَ،

به همین دلیل، صدایم در ناله کردن به درگاهت خاموش شده، و زبانم از مناجات با تو درمانده گشته است.

 یَا إِلَهِی فَلَکَ الْحَمْدُ، فَکَمْ مِنْ عَائِبَهٍ سَتَـرْتَهَا عَلَیَّ فَلَمْ تَفْضَحْنِی،

محبوب من! همۀ ستایش‌ها تنها از آن توست. چه بسیار عیب‌های شرم‌آوری که بر من پوشاندی و رسوایم نساختی،

 وَکَمْ مِنْ ذَنْبٍ غَطَّیْتَهُ عَلَیَّ فَلَمْ تَشْهَرْنِی،

و چه بسیار گناهانم که آنها را پوشاندی و شهره‌ام نکردی،

 وَکَمْ مِنْ شَائِبَهٍ أَلْمَمْتُ بِهَا فَلَمْ تَهْتِکْ عَنِّی سِتْـرَهَا،

و چه بسیار لغزش‌هایی که مرتکب شدم، اما پردۀ آن را ندریدی،

 وَلَمْ تُقَلِّدْنِی مَکْرُوهَ شَنَارِهَا

و ننگ بدنامی‌اش را بر گردنم نیفکندی،

وَلَمْ تُبْدِ سَوْءَاتِهَا لِمَنْ یَلْتَمِسُ مَعَایِبِی مِنْ جِیـرَتِی وَحَسَدَهِ نِعْمَتِکَ عِنْدِی،

و زشتی‌هایش را بر همسایگانی که به دنبال عیوب من می‌گردند و بر حسودانِ نعمت‌هایت بر من، آشکار نساختی.

 ثُمَّ لَمْ یَنْهَنِی ذَلِکَ عَنْ أَنْ جَرَیْتُ إِلَی سُوءِ مَا عَهِدْتَ مِنِّی.

سپس این همه الطاف و عنایاتت نسبت به من، مرا از گرایش به بدی‌هایی که از من سـراغ داری باز نداشت.

فَمَنْ أَجْهَلُ مِنِّی یَا إِلَهِی بِرُشْدِەِ،

محبوب من! نادان‌تر از من به صلاح کار خود کیست؟

وَمَنْ أَغْفَلُ مِنِّی عَنْ حَظِّهِ،

و غافل‌تر از من نسبت به بهره و نصیب خویش (از رحمت تو) کیست؟

 وَمَنْ أَبْعَدُ مِنِّی مِنِ اسْتِصْلَاحِ نَفْسِهِ حِینَ أُنْفِقُ مَا أَجْرَیْتَ عَلَیَّ مِنْ رِزْقِکَ فِیمَا نَهَیْتَنِی عَنْهُ مِنْ مَعْصِیَتِکَ،

و دورتر از من به اصلاح نفس خود کیست؟ در آن هنگام که روزیِ عطا شده از جانب تو را صرف ارتکاب همان معصیتی می‌کنم که مرا از آن نهی کرده‌ای!

 وَمَنْ أَبْعَدُ غَوْراً فِی الْبَاطِلِ، وَأَشَدُّ إِقْدَاماً عَلَی السُّوءِ مِنِّی حِینَ أَقِفُ بَیْنَ دَعْوَتِکَ وَدَعْوَهِ الشَّیْطَانِ،

و چه کسی بیش از من در غرقاب باطل فرو رفته، و در ارتکاب بدی، جسورتر از من است؟ در آن هنگام که میان دعوت تو و دعوت شیطان قرار می‌گیرم،

 فَأَتَّبِعُ دَعْوَتَهُ عَلَی غَیْرِ عَمیً مِنِّی فِی مَعْرِفَهٍ بِهِ وَلَا نِسْیَانٍ مِنْ حِفْظِی لَهُ؟!

ولی از دعوت او پیروی می‌کنم با این که او را به صورتی که باید می‌شناسم و نسبت به وضع او فراموشی ندارم.

وَأَنَا حِینَئِذٍ مُوقِنٌ بِأَنَّ مُنْتَهَى دَعْوَتِکَ إِلَی الْجَنَّهِ، وَمُنْتَهَى دَعْوَتِهِ إِلَی النَّارِ،

و من در آن لحظه (که دعوت شیطان را می‌پذیرم)، یقین دارم که دعوت تو به بهشت و دعوت شیطان به آتش ختم می‌شود.

سُبْحَانَکَ مَا أَعْجَبَ مَا أَشْهَدُ بِهِ عَلَی نَفْسِی، وَأُعَدِّدُەُ مِنْ مَکْتُومِ أَمْرِی،

منزّهی تو، چقدر عجیب است که علیه خود شهادت می‌دهم، و رازهای پنهان کار خویش را برمی‌شمارم.

وَأَعْجَبُ مِنْ ذَلِکَ أَنَاتُکَ عَنِّی، وَإِبْطَاؤُکَ عَنْ مُعَاجَلَتِی

و شگفت‌تر از آن، مهلت دادن و بردباری توست نسبت به من، و درنگ نمودنت در مجازات من!

 وَلَیْسَ ذَلِکَ مِنْ کَرَمِی عَلَیْکَ، بَلْ تَأَنِّیاً مِنْکَ لِی، وَتَفَضُّلًا مِنْکَ عَلَیَّ

این تأخیر، نه از ارزش و کرامت من نزد تو، بلکه از باب حلم و مدارای تو با من و فضل بی‌دریغ تو بر من است؛

 لِأَنْ أَرْتَدِعَ عَنْ مَعْصِیَتِکَ الْمُسْخِطَهِ وَأُقْلِعَ عَنْ سَیِّئَاتِی الْمُخْلِقَهِ

تا شاید از آن نافرمانی خشم‌آور دست کشم و از گناهان هلاکت‌بار خویش بازگردم؛

 وَلِأَنَّ عَفْوَکَ عَنِّی أَحَبُّ إِلَیْکَ مِنْ عُقُوبَتِی.

و به این دلیل که بخشیدن من، برای تو دوست‌داشتنی‌تر از این است که مرا کیفر دهی.

بَلْ أَنَا یَا إِلَهِی أَکْثَـرُ ذُنُوباً، وَأَقْبَحُ آثَاراً، وَأَشْنَعُ أَفْعَالًا،

وگرنه ای محبوبم، گناهان من بیشتر، آثار اعمالم زشت‌تر، و کارهایم ناپسندتر،

وَأَشَدُّ فِی الْبَاطِلِ تَهَوُّراً، وَأَضْعَفُ عِنْدَ طَاعَتِکَ تَیَقُّظاً،

ورودم به امور باطل جسورانه‌تر، در هنگام اطاعت تو غافل‌تر

وَأَقَلُّ لِوَعِیدِکَ انْتِبَاهاً وَارْتِقَاباً، مِنْ أَنْ أُحْصِیَ لَکَ عُیُوبِی، أَوْ أَقْدِرَ عَلَی ذِکْرِ ذُنُوبِی،

و هشیاری و مراقبتم در برابر تهدیدت، ناچیزتر از آن است که بتوانم عیب‌هایم را برایت برشمارم، یا توانایی ذکر تک‌تک گناهانم را داشته باشم.

 وَإِنَّـمَا أُوَبِّخُ بِهَذَا نَفْسِی طَمَعاً فِی رَأْفَتِکَ الَّتِی بِهَا صَلَاحُ أَمْرِ الْمُذْنِبِینَ وَرَجَاءً لِرَحْمَتِکَ الَّتِی بِهَا فَکَاکُ رِقَابِ الْخَاطِئِینَ.

و من تنها از این جهت نفس خود را ملامت می‌کنم که به مهر و رأفت تو امید بسته‌ام، که صلاحِ کار گناهکاران در گرو آن است؛ و امید دارم به رحمتت، که آزادیِ جان خطاکاران به واسطۀ آن ممکن می‌شود.

اَللّٰهُمَّ وَهَذِەِ رَقَبَتِی قَدْ أَرَقَّتْهَا الذُّنُوبُ، فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَأَعْتِقْهَا بِعَفْوِکَ،

خداوندا! این جان من است که گناهان آن را به بند کشیده‌اند؛ پس بر محمد و خاندانش درود فرست و آن را با عفو خویش آزاد کن.

وَهَذَا ظَهْرِی قَدْ أَثْقَلَتْهُ الْخَطَایَا، فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَخَفِّفْ عَنْهُ بِـمَنِّکَ.

و این پُشت من است که بار خطاها آن را سنگین کرده است؛ پس بر محمد و خاندانش درود فرست و به منّت و کرم خود، این سنگینی را از دوشم بردار.

یَا إِلَهِی لَوْ بَکَیْتُ إِلَیْکَ حَتَّى تَسْقُطَ أَشْفَارُ عَیْنَیَّ،

محبوب من، اگر در پیشگاه تو آنقدر بگریم که مژگان چشمانم فرو ریزد،

 وَانْتَحَبْتُ حَتَّى یَنْقَطِعَ صَوْتِی،

و چنان ناله و زاری کنم که صدایم قطع شود،

وَقُمْتُ لَکَ حَتَّى تَـتَـنَشَّـرَ قَدَمَایَ،

و آنقدر برایت به قیام و عبادت بایستم که پاهایم ورم کند،

 وَرَکَعْتُ لَکَ حَتَّى یَنْخَلِعَ صُلْبِی،

و آنقدر رکوع به جای آورم که کمرم از جا درآید،

وَسَجَدْتُ لَکَ حَتَّى تَتَفَقَّأَ حَدَقَتَایَ،

و چندان به سجده روم که چشمانم از حدقه خارج شود،

 وَأَکَلْتُ تُرَابَ الْأَرْضِ طُولَ عُمُرِی[4]،

و تمام عمرم را خاک زمین بخورم،

 وَشَـرِبْتُ مَاءَ الرَّمَادِ آخِرَ دَهْرِی،

و تا پایان روزگارم، آب آلوده به خاکستر بنوشم،

وَذَکَرْتُکَ فِی خِلَالِ ذَلِکَ حَتَّى یَکِلَّ لِسَانِی،

و در تمام این حالات، آنقدر ذکر تو را گویم که زبانم از کار بیفتد،

 ثُمَّ لَمْ أَرْفَعْ طَرْفِی إِلَی آفَاقِ السَّمَاءِ اسْتِحْیَاءً مِنْکَ،

و با این همه، از شرمساری تو، حتی لحظه‌ای به آسمان چشم ندوزم؛

 مَا اسْتَوْجَبْتُ بِذَلِکَ مَحْوَ سَیِّئَهٍ وَاحِدَهٍ مِنْ سَیِّئَاتِی.

با تمام این اعمال، باز هم سزاوار آن نیستم که حتی یک گناه از گناهانم بخشیده شود.

وَإِنْ کُنْتَ تَغْفِرُ لِی حِینَ أَسْتَوْجِبُ مَغْفِرَتَکَ، وَتَعْفُو عَنِّی حِینَ أَسْتَحِقُّ عَفْوَکَ

و اگر هم آن هنگام که سزاوار مغفرت تو می‌شوم، مرا ببخشی، و آن زمان که مستحق عفو تو می‌گردم؛ از من درگذری،

 فَإِنَّ ذَلِکَ غَیْرُ وَاجِبٍ لِی بِاسْتِحْقَاقٍ، وَلَا أَنَا أَهْلٌ لَهُ بِاسْتِیجَابٍ،

قطعاً این آمرزش و عفو بر اساس استحقاق من نیست، و من مستحقّ وجوب آمرزش و عفو نیستم.

 إِذْ کَانَ جَزَائِی مِنْکَ فِی أَوَّلِ مَا عَصَیْتُکَ النَّارَ،

زیرا سزای من، همان لحظۀ اول که تو را نافرمانی کردم، آتش دوزخ بود.

فَإِنْ تُعَذِّبْنِی فَأَنْتَ غَیْرُ ظَالِمٍ لِی.

پس اگر عذابم کنی، ذره‌ای ظلم نکرده‌ای.

إِلَهِی فَإِذْ قَدْ تَغَمَّدْتَنِی بِسِتْـرِکَ فَلَمْ تَفْضَحْنِی،

محبوب من! حال که مرا زیر پوشش خود گرفتی و رسوایم نساختی،

 وَتَأَنَّیْتَنِی بِکَرَمِکَ فَلَمْ تُعَاجِلْنِی،

و با کَرَم خویش به من مهلت دادی و در مجازاتم شتاب نکردی،

 وَحَلُمْتَ عَنِّی بِتَفَضُّلِکَ فَلَمْ تُغَیِّرْ نِعْمَتَکَ عَلَیَّ،

و با فضل خود، بردبارانه از من چشم پوشیدی و نعمتت را بر من تغییر ندادی،

وَلَمْ تُکَدِّرْ مَعْرُوفَکَ عِنْدِی،

و احسانت را در نزد من مکدّر نساختی؛

فَارْحَمْ طُولَ تَضَـرُّعِی، وَشِدَّهَ مَسْکَنَتِی، وَسُوءَ مَوْقِفِی.

پس، بر تضرع و زاری طولانی من، و بر نهایت بیچارگی و مسکنتم، و بر بدی جایگاه و وضع کنونی‌ام، رحم کن!

اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَقِنِی مِنَ الْمَعَاصِی، وَاسْتَعْمِلْنِی بِالطَّاعَهِ،

خداوندا، بر محمد و خاندانش درود فرست، و مرا از گناهان حفظ کن، و در راه طاعت و بندگی خود به کار گیر،

وَارْزُقْنِی حُسْنَ الْإِنَابَهِ، وَطَهِّرْنِی بِالتَّوْبَهِ، وَأَیِّدْنِی بِالْعِصْمَهِ،

 و بازگشتی نیکو (به سوی خود) روزی‌ام گردان، و با توبه، پاکیزه‌ام ساز، و با حفظ از گناه ، یاری‌ام کن،

وَاسْتَصْلِحْنِی بِالْعَافِیَهِ، وَأَذِقْنِی حَلَاوَهَ الْمَغْفِرَهِ،

و با عافیت و سلامتی، مرا اصلاح فرما  و شیرینی مغفرت و آمرزش را به من بچشان،

 وَاجْعَلْنِی طَلِیقَ عَفْوِکَ وَعَتِیقَ رَحْمَتِکَ،

و مرا آزادشدۀ عفو خویش و رهاشدۀ رحمتت قرار ده،

وَاکْتُبْ لِی أَمَاناً مِنْ سَخَطِکَ،

و برایم امان‌نامه‌ای از خشم و غضب خود بنویس،

وَبَشِّـرْنِی بِذَلِکَ فِی الْعَاجِلِ دُونَ الْـآجِلِ بُشْـرىً أَعْرِفُهَا، وَعَرِّفْنِی فِیهِ عَلَامَهً أَتَبَیَّنُهَا،

و در همین دنیا، پیش از آخرت، مرا بشارتی ده که آن را به خوبی بشناسم و علامتی در آن برایم قرار ده که آن را به وضوح دریابم.

إِنَّ ذَلِکَ لَا یَضِیقُ عَلَیْکَ فِی وُسْعِکَ، وَلَا یَتَکَأَّدُکَ فِی قُدْرَتِکَ،

یقیناً، این درخواست‌ها در گسترۀ وجود و فضلت بر تو دشوار نیست، و تو را در میدان قدرتت به سختی نمی‌اندازد،

 وَلَا یَتَصَعَّدُکَ فِی أَنَاتِکَ،

و در حلم و بردباری‌ات، بر تو گران نمی‌آید

وَلَا یَؤُودُکَ فِی جَزِیلِ هِبَاتِکَ الَّتِی دَلَّتْ عَلَیْهَا آیَاتُکَ.

و در برابر عطایای عظیم تو که آیاتت بر آن گواهی می‌دهند، باری بر دوش تو نیست.

 إِنَّکَ تَفْعَلُ مَا تَشَاءُ، وَتَحْکُمُ مَا تُرِیدُ، إِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ.

که تو قطعاً هر آنچه بخواهی انجام می‌دهی، و هر حکمی که اراده کنی، صادر می‌نمایی. و به یقین تو بر هر کاری توانا و قادری.


[1] . بِالْعَفْوِ

[2] . حَیَاءٌ

[3] .وَلِذَاکَ

[4]. عُمْرِی

دیدگاهتان را بنویسید







نظرات

  • سحر حیدری:

    نظر: انشاءالله خداوند به همگی شما طول عمر با عزت و عاقبت به خیری عنایت بفرمایند 🙏

    ۱۴۰۴/۰۸/۲۹