بهشت ظهور نفس، آیا ما به مکانی جز ساخته های خود وارد می شویم؟

فهرست مطالب
بهشت ظهور نفس؛ هر فرد، بهشتی که در دنیا ساخته را تجربه خواهد کرد.

بهشت ظهور نفس یا بررسی بهشت به عنوان حقیقتی که در درون ما شکل می گیرد

بهشت کجاست؟ آیا تا به حال به این فکر کرده اید که حقیقت بهشت چیست؟ زمانی که ما از دنیا وارد آخرت می شویم، دقیقاً به کجا قدم می گذاریم؟ آیا بهشت مکانی بیرونی است که از پیش برای ما آماده شده، یا اینکه بهشت ظهور نفس ماست؟ اگر ما بهشتی باشیم، این بهشت چگونه ساخته می شود؟ چه چیزی باعث شکل گیری آن است و چگونه می توان آن را تعریف کرد؟

احتمالاً چنین سوالاتی برای شما هم پیش آمده باشد. ما همواره در جست وجوی کشف حقایقی پیرامون سرنوشت و جایگاهی ابدی خودمان هستیم و می خواهیم بدانیم که پس از ورود به آخرت، به چه مکانی متولد می شویم. در مورد علت بهشتی شدن نظرات گوناگونی وجود دارد؛ برخی معتقداند اگر قواعد دین را رعایت کرده و یا مثلا انسان خوبی باشند، در آخرت به مکانی به نام بهشت وارد شده و از نعماتش بهره خواهند برد. اما حقیقت این است که بهشت ظهور نفس انسان است.

اهل معرفت معتقدند که بهشت در وجود انسان مومن است، نه اینکه انسان در بهشت باشد.[1] در این دیدگاه، بهشت به عنوان ظهور نفس انسان تعریف می شود؛ به عبارتی بهشت را بازتابی از وجود واقعی انسان که در دنیا شکل داده است، می دانند و این یعنی هرکدام از ما، همان بهشتی را خواهیم داشت که خودمان در زندگی دنیوی برای خود ساخته ایم. بهشت، ظهوری از نفس ماست، که در آخرت به کامل ترین شکل خود ظاهر می شود.

در این مقاله، خواهیم گفت که چگونه نفس انسان، خالق اصلی بهشت و جهنم اوست. بهشت، نه یک مکان آماده شده بیرونی، بلکه محصول و نتیجه عمری تلاش درونی ما در دنیا است. آیا ممکن است کسی به جایی متولد شود که خود آن را نساخته است؟ این سوال و سوالاتی که در ابتدای مقاله مطرح کردیم، ما را به تأمل و بررسی بیشتر درباره ماهیت بهشت و نقش نفس در شکل گیری آن دعوت می کند.

تولدی به درون خود

برای درک دقیق و کامل این باور که بهشت ظهور نفس ماست، از «قانون نسبت» کمک می گیریم. در شرح قانون نسبت گفتیم که رابطه بین جنین و رحم مادر، مانند رابطه بین دنیا و آخرت است؛ به این معنا که همان گونه که جنین در رحم مادر رشد کرده و خودش را برای تولد مهیا می کند، انسان نیز در دنیا مشغول آماده سازی آن چیزی است که بعداً در آخرت با آن روبه رو خواهد شد.

در تولد جنین به دنیا، اگر سلامتی جسمی او را به بهشت تشبیه کرده و نقص یا بیماری اش را نمایشی از جهنم بدانیم، این سوال پیش می آید که: جنین با چه شرایطی و درواقع با چه بدنی به دنیا وارد می شود؟ آیا می توان ادعا کرد که بدن جنین، چیزی است که دیگری برای او ساخته و او هیچ نقشی در آن نداشته است؟ آیا می توان گفت که کیفیت بدن سازی جنین در رحم مادر هیچ اهمیتی نداشته، و او تحت هر شرایط با بدنی سالم به دنیا متولد می شود؟ آیا می شود نادیده گرفت که کیفیت زندگی جنین در دوره رحمی، تأثیر مستقیمی بر سلامتی یا بیماری او هنگام تولد دارد؟

واقعیت این است که هیچ منطقی نمی پذیرد دوره رحمی برای جنین بی اهمیت باشد. همه قبول داریم که جنین، با بدنی وارد دنیا می شود که خودش به واسطه دریافت تغذیه مفید و لازم، حفظ شرایط ساخت، رشد و عملکرد اعضا، در رحم مادر ساخته است. بهشت یا جهنم او، چیزی نیست که از بیرون به او تحمیل شده باشد؛ بلکه تمام سلامتی یا بیماری اش، محصول اعمال و شاکله ای است که در دوران رحمی ساخته و با خودش به دنیا آورده است. دنیا هم در برابر آخرت خاصیت رحمی دارد و انسان در آن نفس خود را برای ورود به آخرت شکل می دهد. هر عمل، باور و اندیشه ای که نفس انسان را شکل می دهد، خشت های بنای بهشت یا جهنم او را می گذارد. بهشت، چیزی بیرونی و یا مکانی از پیش آماده نیست که ما وارد آن شویم؛ بلکه انعکاسی از وجود خود ما بوده و ما هر لحظه در دنیا در حال ساختن آن هستیم. بنابراین بهشت ظهور نفس است و هر انسانی به نفس خود متولد می شود.

همه چیز در نفس ما نهفته است

گفتیم که بهشت ظهور نفس ماست اما مگر نفس چه ساختاری دارد که می تواند تولیدکننده بهشت و جهنم باشد؟ اصلا نفس چیست؟ در مقاله «نفس ما قبر ماست» گفتیم که قبر هم معنا با نفس است که آن را در دنیا می سازیم؛ اگر منتظر بهشتی با بی نهایت امکانات هستیم، آن بهشت را باید در همین دنیا بسازیم؛ اما اگر در دنیا دائما در فشار هستیم، متعاقبا پس از مرگ و ورود به آخرت مهمان همین دارایی های از پیش فرستاده شده خودهستیم و فشارهای آخرتی را متحمل خواهیم شد.

تصور کنید که شما باغبانی هستید و زمینی بدون هیچ گل و گیاهی به شما داده می شود. شما بنا به انتخاب خود و احتمالا درنظر گرفتن شرایط آب و هوایی آن منطقه، برای نوع و حجم کاشت محصول مورد نظرتان برنامه ریزی می کنید؛ اگر بخواهید باغی شکوفا، زیبا و پر محصول داشته باشید، باید دانه های سالمی بکارید، آن ها را به موقع آبیاری کنید، با دقت و تلاش کافی، شرایط لازم برای رشد گیاهان را فراهم کنید و از محصول خود در برابر آفات مراقبت کنید. چنین تلاش هایی به مرور باغی سرسبز، زیبا و پر از عطر و رایحه های دلپذیر برای شما فراهم می کند که شما می توانید از آن لذت ببرید؛ اما اگر دانه هایی که کاشته اید، ناسالم بوده یا این که باغ را رها کرده و از مراقبتش خودداری کنید، نتیجه چیزی جز باغی خشک، بی ثمر و پر از علف های هرز نخواهد بود. همۀ کیفیت این باغ، به تلاش ها، انتخاب ها و اعمال شما بستگی داشته و انعکاسی از تصمیم های شما است.

در مثال باغبان ثابت کردیم که بهشت ظهور نفس انسان است؛ درواقع بهشت مانند باغی است که ما در طول زندگی در دنیا آن را می سازیم. هر نیت ، عمل و اخلاق خوبی دانه ای از سعادت در دورن ماست و این دانه ها بعد از مرگ، تبدیل به باغی ابدی یعنی بهشت می شود. از سوی دیگر، اگر در دنیا اعمالی نادرست، نیت های منفی و اخلاق ناپسند داشته باشیم، نفس مان پر از میوه های زهرآگین و علف های هرز می شود و این باغ ناسالم، همان جهنمی است که در آخرت با آن روبه رو می شویم.

این نگرش به آخرت، تصویری متفاوت از بهشت ارائه می دهد. بهشت، نه مکانی بیرونی و از پیش ساخته شده است که ما به آن وارد شویم، بلکه تجلی و ظهور حقیقت نفس ماست. ما همین حالا در حال ساختن و شکل دادن به خودمان است. هر عمل، فکر و احساس ما، ذره ذره بنای دنیایی را می سازد که در آینده در آن زندگی خواهیم کرد؛ به عبارت دیگر آخرت همان لحظه ای است که ما با «ساخته های نفس خود» روبه رو می شویم.

این دیدگاه مسئولیت ما را در دنیا شفاف تر می کند. هیچ حقیقتی بیرون از وجود ما منتظرمان نیست تا ما را به درون خود فراخواند؛ تمامی آنچه با آن مواجه خواهیم شد، همان چیزی است که خود به آن شکل داده ایم؛ اگر زندگی ای پر از عشق، خیر و عدالت ساخته باشیم، در جهانی پر از زیبایی و آرامش «متولد» خواهیم شد؛ اما اگر وجود خود را با نفرت و کینه شکل داده باشیم، دنیایی جز رنج و تاریکی برای خود نمی سازیم.

بنابراین، وقتی به این پرسش فکر می کنیم که آخرت چیست یا بهشت کجاست، پاسخ این است که بهشت ظهور نفس ماست. نفس انسان آن قدر مهم است که همه چیز، از درون او به بیرون می تابد و ما در نهایت چیزی جز آنچه ساخته ایم، با خود نخواهیم داشت.

[1] حجت الاسلام و المسلمین حمیدرضا شاکری، برگرفته از کتاب نزندگی در بهشتم.

دیدگاهتان را بنویسید







نظرات

There are no comments.