میزان انسانیت در عصر غیبت؛ تحلیل مسیر سلوک و هم درجه شدن با امام

فهرست مطالب
غیبت و آزمون بزرگ ایمان؛ چگونه به هم‌درجه شدن با امام می‌رسیم؟

امتحان غیبت: هم درجه شدن با امام در عصر غیبت چگونه ممکن است؟

فرض کنید پژوهشگری قصد دارد کیفیت یک جواهر ناشناس را ارزیابی کند. چشم غیرمسلح، تنها ظاهر سنگ را می بیند؛ اما ارزش واقعی آن زمانی آشکار می شود که زیر نور دستگاهی استاندارد قرار گیرد. در آن لحظه، ناخالصی ها، خطوط شکست و حتی ظرفیت نهفته سنگ برای تراش و درخشندگی آشکار می شود. بدون آن نور معیار، هر تشخیصی احتمالی و همراه با خطاست.

در انسان شناسی شیعی، وضعیت انسان دقیقاً مشابه همین مثال است: ما مجموعه ای از استعدادها، ضعف ها و ظرفیت های کمال را در خود حمل می کنیم، اما تا زمانی که در برابر «نور معیار» قرار نگیریم، شناخت ما از حقیقت خویش قطعی نیست. مسئله اصلی این است که این نور معیار چیست و چگونه سنجش انسان انجام می شود؟

انسان شناسی شیعی پاسخ روشنی برای این سوال دارد: خداوند میزان سنجش حقیقت انسان را در وجود امام قرار داده است؛ نوری که قابلیت آشکارسازی ماهیت و جهت وجودی انسان را دارد. روایت امام علی (علیه السلام) دربارۀ دوران غیبت نیز همین نکته را برجسته می کند؛ تنها کسانی که در این دوره دشوار، ثبات دینی خود را حفظ کنند و دچار قساوت قلب نشوند، به مرتبه ای می رسند که در قیامت با من در درجه من هستند.[1] این بیان نشان می دهد که مسیر هم درجه شدن با امام یک مسیر احساسی یا نمادین نیست؛ بلکه فرآیندی دقیق، قابل تحلیل و مبتنی بر نحوه قرارگرفتن انسان در برابر میزان الهی است.

در این درس سازوکار این سنجش، منطق امتحان غیبت و نسبت میان شناخت امام، ایمان به حضور او و ارتباط عملی با ولایت را بررسی می کنیم تا روشن شود، انسان چگونه می تواند در پرتو این میزان الهی به نقطه هم درجه شدن با امام نزدیک شود.

میزان الهی برای سنجش حقیقت انسان و نقطه آغاز هم درجه شدن با امام

در نظام معرفتی اسلام امام نه تنها راهنما بلکه میزان سنجش اعمال بندگان است؛[2] یعنی معیاری که انسان باید حقیقت خود را با آن بسنجد. امام زمان بزرگ ترین آینه ای است که خداوند برای سنجش روح انسان قرار داده است. این آینه، انسان را در نسبت با حقیقت کامل انسانی نشان می دهد و از این طریق ظرفیت یا فاصله فرد از کمال را آشکار می سازد.

بر اساس این نگرش، هم درجه شدن با امام تنها در صورتی ممکن می شود که انسان خود را با همین میزان کامل مقایسه کند. اگر انسان از این آینه دور بماند، شناخت او از خود ناقص، مبهم و متأثر از هواهای نفسانی می شود. به بیان دیگر، هرگونه سلوک بدون میزان امام، مسیر را از ابتدا دچار انحراف می سازد.
نتیجه آنکه شناخت امام زمان یک شناخت جانبی یا تشریفاتی نیست؛ بلکه شرط ضروری تشخیص حقیقت و مقدمه ای بنیادی برای هم درجه شدن با امام است.

میدان سنجش ثبات و شرط اصلی هم درجه شدن با امام

مطابق با روایتی از امیرالمومنین امام علی (علیه السلام) دوران غیبت صحنه ای از سرگردانی و جستجوی بی نتیجه شیعیان برای یافتن پناهگاه و ملجائی مطمئن است؛[3] وضعیتی که انسان ها را در معرض دو آزمون قرار می دهد:

1. ثبات بر دین

2.حفظ نرمی و حیات قلب

کسی که در این شرایط بر ایمان خود پایدار بماند و دچار قساوت نشود، بنا بر بیان امام علی (علیه السلام) در قیامت با ایشان هم درجه است. از این رو، هم درجه شدن نه با ادعا، نه با محبت صرف و نه با احساسات زودگذر، بلکه با ایستادگی در میدان سنجش امکان پذیر است. ویژگی غیبت آن است که میزان های ظاهری از میان برداشته می شود و تنها کسانی بر حق پایدار می مانند که اتصال وجودی خود با امام را حفظ کرده باشند. این اتصال، همان حلقه حیاتی میان ایمان و حقیقت است و بنیاد رسیدن به درجه امام را تشکیل می دهد.

آینه بودن امام و نقش آن در اصلاح درونی

کارکرد اصلی واقف شدن به آینه بودن امام زمان (علیه السلام) در برابر تعارضات زندگی، اصلاح نفس و پالایش نیت است. دل انسان در صورت غفلت از امام، دچار تیرگی شده و توان دیدن حقیقت را از دست می دهد؛ هرچه ارتباط با امام عمیق تر شود، آینه درون شفاف تر شده و انسان قابلیت سنجش دقیق تر نفس را به دست می آورد.

این فرایند، زیربنای هم درجه شدن با امام است؛ زیرا بدون پالایش نیت و رفع حجاب های قلبی، ما توانایی قرار گرفتن در مدار نور امام را نخواهیم داشت. به این ترتیب، روشن می شود که آینه بودن امام نه توصیفی شاعرانه بلکه سازوکار واقعی برای تحقق هم درجه شدن با امام است.

ثبات بر دین شرط اصلی نجات و رسیدن به درجه معصومین است. ثبات دینی یعنی قرار داشتن در وضعیت پایداری عملی در برابر متغیرات و دشواری های دوران غیبت. انسانی که ثبات ندارد، پیوند وجودی با امام را از دست می دهد و آینه روح او دچار غبار می شود. اما فرد ثابت قدم، به واسطه همین ثبات، در مدار امام باقی می ماند و در نتیجه قابلیت هم درجه شدن با امام را در خود تقویت می کند.

این ثبات، هم بُعد معرفتی دارد و هم بُعد عملی؛ یعنی:

شناخت صحیح امام

عمل مستمر بر اساس این شناخت

حفظ جهت گیری الهی در طول زمان

این سه مؤلفه، ساختار اصلی شخصیت انسان منتظر را شکل می دهد و او را در مسیر هم درجه شدن با امام قرار می دهد.

مانع اصلی در راه هم درجه شدن با امام

طولانی شدن غیبت ممکن است دل ها را دچار قساوت کند. قساوت یعنی از دست دادن حساسیت نسبت به حق و فقدان ظرفیت تأثر از نور الهی. قلبی که دچار قساوت شده، نمی تواند امام را آینه خود قرار دهد و در نتیجه مسیر هم درجه شدن با امام برای او مسدود می شود. در مقابل، قلب زنده و نرم، در برابر حقیقت فروتن است و آمادگی دریافت هدایت را دارد. یکی از مهم ترین کارکردهای ارتباط با امام، جلوگیری از بروز این قساوت است. بدین ترتیب، مراقبت در مبتلا نشدن به قساوت قلب نه یک توصیه اخلاقی بلکه شرط مستقیم برای امکان هم درجه شدن با امام است.

سه گام سلوک در هم درجه شدن با امام

مطابق فرمایش امیرالمومنین سه گام سلوک در هم درجه شدن با امام شناخت، ایمان و ارتباط عملی با امام است. شناخت امام از طریق عقل و وحی به دست می آید و معیار انسانیت را روشن می کند. بدون این شناخت، سنجش درونی و مسیر رشد مبهم می ماند.

ایمان قلبی به حضور و نقش جاری امام، امید و جهت انسان را تثبیت می کند. این ایمان، سپری در برابر تاریکی ها و سرگردانی های دوران غیبت است.

ارتباط عملی و قلبی با امام، انسان را در مدار هدایت نگه می دارد و از طریق اصلاح رفتار و پالایش نیت، زمینه هم درجه شدن با امام را فراهم می کند.

این سه گام، به ترتیب عقل را به قلب و قلب را به عمل متصل می کند و نتیجه آن شکل گیری شخصیت مؤمنی است که قابلیت ورود به مدار امام و نیل به مرتبه امام را دارد.

در پایان روایت، امیرالمومنین به صراحت می فرمایند که شخص ثابت قدم در دوران غیبت، «در روز قیامت با من در درجه من خواهد بود». این گزاره، افقی بلند برای انسان ترسیم می کند و نشان می دهد که انسان می تواند رشدی بی نهایت را تجربه کند.

از این منظر، هم درجه شدن با امام نه به معنای حذف تفاوت وجودی انسان و معصوم، بلکه به معنای قرار گرفتن در شعاع نور امام و تحقق ظرفیت های الهی انسان است. پیوند انسان با امام، میانبری برای خودسازی نیست؛ بلکه اصلی ترین مسیر تکامل است. هر اندازه ارتباط انسان با امام عمیق تر شود، سنجش او دقیق تر و مسیرش به سمت حقیقت روشن تر خواهد شد.


[1] ابن بابویه، محمد بن علی، ترجمه کتاب کمال الدین و تمام النعمه، مترجم محمد باقر کمره ای، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۷۷، ج ۱، ص ۴۲۱

[2] تفسیر الصّافی، ج  ۵، ص ١٠٧؛ معانی الأخبار، ص ٣١ و ٣٢

[3] ابن بابویه، محمد بن علی، ترجمه کتاب کمال الدین و تمام النعمه، مترجم محمد باقر کمره ای، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۷۷، ج ۱، ص ۴۲۱

دیدگاهتان را بنویسید







نظرات

There are no comments.