رابطه برزخ و قیامت چیست؟ چگونه حقیقت درونی انسان در این دو مرحله آشکار می شود؟

فهرست مطالب
چرا شناخت ارتباط میان برزخ و قیامت برای زندگی امروز اهمیت دارد؟

چرا شناخت ارتباط میان برزخ و قیامت برای زندگی امروز اهمیت دارد؟

زندگی انسان با مرگ به پایان نمی رسد، بلکه مرگ آغاز مرحله ای تازه از حیات است؛ چیزی که در متون دینی از آن با عنوان آخرت یاد می شود. اما این مسیر یک باره و دفعی نیست، بلکه مراتبی دارد. نخستین منزل آن برزخ است؛ عالمی میانی که حقیقت باطنی انسان در آن آشکار می شود. سپس قیامت می رسد که تمام حقیقت در گسترده ترین شکل نمایان می گردد.

برزخ و قیامت در ظاهر دو عالم و منزلگاه مستقل هستند، اما دو سطح و صورت متفاوت از یک حقیقت واحد، یعنی ظهور درونی انسان، می باشند. برزخ، نیم رخ حقیقت و قیامت تصویر کامل آن است؛ اگر برزخ را قیامت صغری بدانیم، قیامت نیز بسط یافته همان باطن است؛ جایی که هیچ  چیز در آن پوشیده و پنهان نمی ماند و هر باطنی به صورت کامل آشکار می شود.

شناخت رابطه این عوالم صرفاً بحثی اعتقادی نیست، بلکه نوع نگاه ما به زندگی در دنیا را دگرگون می سازد. پرسش اساسی این نیست که این عوالم کجا هستند؛ بلکه این است که چه نسبتی با زندگی امروز ما دارند و چه لایه هایی از درون انسان را نمایان می کنند؛ اگر بدانیم مرگ تنها پرده ای است که کنار می رود و آنچه در وجودمان ریشه دارد در مراحل بعدی نمایان می شود، در اندیشه ها، انتخاب ها و سبک زندگی خود دقت بیشتری کرده و محتاط تر خواهیم شد. پیوستگی این عوالم نشان می دهد که هیچ مرحله ای از حیات انسان بی ارتباط با دیگری نیست. دنیا همچون بذر است، برزخ رویش نخستین و قیامت زمان برداشت نهایی![1]

در این درس ابتدا به بررسی ماهیت برزخ به عنوان قیامت صغری و نقش آن در ظهور حقیقت درونی انسان می پردازیم؛ سپس تفاوت ها و شباهت های میان برزخ و قیامت را تحلیل می کنیم. در پایان نیز پیام های عملی و تربیتی این شناخت را برای زندگی امروز توضیح خواهیم داد.

عالم برزخ؛ تجلی باطن و سیمای حقیقی وجود انسان

عالم برزخ را می توان آینه ای دانست که حقیقت درونی انسان در آن نمایان می شود. در دنیای مادی انسان می تواند چهره ای متفاوت از درون خود نشان دهد و با استفاده از نقاب ظاهری، بسیاری از عادات، نیت ها یا ضعف های خود را پنهان کند؛ اما در برزخ همه پرده ها کنار می رود و آنچه در وجود فرد ریشه دار و اصیل است، بدون هیچ پوششی آشکار می شود. به همین دلیل گفته اند برزخ جایی است که ظاهر و باطن یکی می گردد و هیچ فاصله ای میان ادعا و حقیقت باقی نمی ماند.

انسان در طول زندگی مجموعه ای از اعمال، خلقیات، اندیشه ها و عادات را جذب و کسب می کند. این مجموعه به تدریج ساختار درونی و شخصیت ثابت ما را شکل می دهد؛ همان چیزی که قرآن کریم از آن به «شاکله» تعبیر کرده و می فرماید هرکس بر اساس همین شاکله عمل می کند.[2] آنچه در ظاهر به شکل انتخاب های روزمره دیده می شود، در باطن به بخشی از وجود انسان تبدیل می شود. در عالم پس از مرگ همین شاکله به صورت عینی و محسوس جلوه پیدا می کند؛ گویی آنچه در درون بوده است، حالا به تصویری بیرونی تبدیل می شود.

فضایل اخلاقی همچون صداقت، صبر، عدالت، مهربانی و گذشت در برزخ به منزله نیروهایی آرام بخش و همراه ظاهر می شوند؛ در مقابل، رذایل اخلاقی مانند تکبر، حرص، حسد و خشم به چهره هایی وحشتناک تبدیل می شوند. گاهی این رذایل در قالب حیوانات درنده یا موجوداتی ناشناخته و ترسناک جلوه می کنند، تا جایی که خود صاحب آن صفات نیز از دیدنشان به وحشت می افتد. این تجسم یافتن صفات، حقیقتی انکارناپذیر است که نشان می دهد هیچ صفت و ویژگی درونی بدون اثر باقی نمی ماند.

از این رو برزخ را «قیامت صغری» نامیده اند. آنچه در قیامت با تمام ابعاد و شدت ظهور خواهد کرد، در برزخ به شکلی محدودتر و مقدماتی رخ می نماید. تفاوت اساسی برزخ با دنیا آن است که در دنیا هنوز فرصت تغییر، اصلاح و توبه وجود دارد. ما می توانیم در مسیر خود بازنگری کنیم و آینده را متفاوت بسازیم. اما در برزخ این فرصت از بین می رود. آنجا جایی برای عمل تازه نیست، فقط مکانی است برای آشکار شدن حقیقتی که انسان در طول زندگی اش ساخته است.

برزخ مرحله ای میان دنیا و قیامت است؛ نه دنیای مادی است که انسان بتواند در آن با ظاهرسازی و پنهان کاری واقعیت خویش را پنهان کند و نه قیامت است که همه ابعاد حقیقت یک باره آشکار شود؛ بلکه مرحله ای است که در آن باطن انسان به طور ابتدایی و هشداردهنده رخ می نماید. این ظهور پیامی جدی دارد؛ هیچ یک از فضیلت ها یا رذایل ما بی اثر نمی مانند. آنچه امروز در درون خویش می پرورانیم، فردا در برزخ و قیامت با چهره واقعی خود در برابر ما ظاهر خواهد شد.

شناخت این حقیقت پیام روشنی برای زندگی امروز دارد؛ اگر می خواهیم در برزخ با چهره ای آرام و نورانی مواجه شویم، باید همین جا و در دنیا به ساختن درون خود بپردازیم. هر انتخاب، ارتباط، اندیشه و رفتاری مانند بذری است که در زمین وجود ما کاشته می شود. این بذر در برزخ شکوفا شده و در قیامت بار خواهد داد؛ بنابراین اگر در آن عالم به دنبال آرامش و سعادت هستیم، باید از همین دنیا آن را در درون خود شکل دهیم. برزخ و قیامت چیزی جدای از ما نیستند؛ آن ها ادامه و انعکاس حقیقت وجودی ما هستند. در آنجا هیچ نقاب و ادعایی کارساز نخواهد بود؛ تنها سرمایه ای که به کمک انسان می آید، باطن پاک و حقیقت راستین اوست.

تفاوت ها و شباهت های برزخ و قیامت در آشکار شدن حقیقت

وقتی سخن از زندگی پس از مرگ به میان می آید، یکی از پرسش های اصلی این است که جایگاه برزخ در کنار قیامت چیست و این دو چه نسبتی با هم دارند؟ هر دو را می توان آینه هایی دانست که باطن انسان در آن آشکار می شود. در دنیا امکان پنهان کاری، ظاهرسازی و پوشاندن عیب ها وجود دارد، اما پس از مرگ این پرده ها می افتند. تنها تفاوت در میزان و گستره ظهور حقیقت است. در مرحله میانی، برزخ، حقیقت انسان به شکلی محدود و نسبی آشکار می شود؛ اما در عرصه نهایی، قیامت، همه ابعاد وجود او بی پرده و کامل نمایان خواهد شد.

شباهت میان این دو عالم در آن است که هر دو، صحنه تجسم اعمال و صفات انسان هستند؛ همان ویژگی هایی که در طول عمر پرورش یافته، پس از مرگ به صورت عینی در برابر فرد ظاهر می شوند. در عالم برزخ این صفات به شکل ابتدایی و محسوس رخ می نمایند، در حالی که در عرصه قیامت شدت و گستره آن ها به نهایت می رسد. قرآن کریم نیز می فرماید: «روزی که هرکس آنچه را از کار نیک یا بد انجام داده، در برابر خویش حاضر می بیند.»[3] این آیه نشان می دهد که انسان در نهایت با چهره واقعی اعمال خود رو به رو خواهد شد و دیگر جایی برای انکار یا پنهان کاری باقی نمی ماند.

اما تفاوت ها چشمگیر است. در مرحله نخست، یعنی در برزخ، حسابرسی محدود وجود دارد؛ تنها بخشی از حقیقت انسان آشکار می شود و داوری نهایی به تعویق می افتد. در قیامت این حسابرسی کامل و فراگیر است؛ نه تنها اعمال آشکار، بلکه نیت های پنهان، اندیشه های درونی و حتی لحظه هایی که هرگز بیان نشده اند نیز برملا می شوند.[4] گستره این داوری در روایات به پنجاه موقف تشبیه شده است که هر یک به اندازه هزار سال به طول می انجامد.[5] این تعبیر بیانگر شدتی است که هیچ شباهتی با مرحله پیشین ندارد.

اگر برزخ را خلاصه ای از حقیقت وجودی انسان بدانیم، قیامت نسخه کامل و تمام عیار آن است. به همین دلیل گفته اند کسی که بخواهد سرنوشت نهایی خود را درک کند، کافی است به وضعیت برزخی خود توجه کند؛ زیرا همان حقیقت در قیامت و آخرت ادامه می یابد و به اوج می رسد.

رابطه این دو عالم هشداری جدی برای زندگی امروز است. هرکس در دنیا به اصلاح درون و ساختن شخصیت خود نپردازد، همان نقص ها و کاستی ها ابتدا در برزخ به صورت رنج و اضطراب نمایان می شوند و سپس در قیامت با شدتی چند برابر آشکار خواهند شد. از این منظر، برزخ و قیامت نه دو مسیر جدا، بلکه دو ایستگاه از یک راه هستند؛ راهی که باطن انسان را مرحله به مرحله روشن تر می کند تا در نهایت همه چیز با وضوح کامل برملا شود.

فهم رابطه برزخ و قیامت چه پیامی برای زندگی دنیایی انسان دارد؟

بحث از نسبت میان مراحل پس از مرگ، تنها یک موضوع نظری یا اعتقادی صرف نیست؛ بلکه در حقیقت نقشه ای برای زندگی امروز انسان به شمار می آید؛ اگر باور داشته باشیم که این جهان و عوالم بعدی کاملاً به هم پیوسته اند، نگاه ما به دنیا تغییر خواهد کرد. دنیا صرفاً گذرگاهی کوتاه نیست، بلکه کارگاهی است که در آن حقیقت وجود ما ساخته می شود؛ همان حقیقتی که پس از مرگ آشکار خواهد شد. این شناخت دست کم سه پیام مهم تربیتی و اخلاقی دارد:

  1. اولویت با درون است، نه ظاهر!

در زندگی روزمره، بسیاری از افراد تلاش می کنند تصویری زیبا و مقبول از خود به نمایش بگذارند؛ اما در جهان پس از مرگ آنچه اهمیت دارد، باطن انسان است. فضیلتی که در جان ما ریشه دوانده باشد، همان جا به صورت نیرویی آرام بخش همراه ما خواهد بود. در مقابل، اگر رذیلتی در جان ما رسوخ کرده باشد، به شکل چهره  ای هولناک و آزاردهنده بروز می کند.

  1. هیچ ویژگی و صفتی ناپدید نمی شود.

قرآن می فرماید: هرکس هم وزن ذره ای کار نیک یا بد انجام دهد، آن را خواهد دید.[6] این سخن نشان می دهد که حتی کوچکترین رفتارها، نیت ها و اندیشه ها در جان انسان باقی می مانند و روزی به صورت آشکار جلوه خواهند کرد. نه فضیلتی بی اثر می ماند و نه گناه پنهانی از بین می رود.

  1. آگاهی، انگیزه ای برای انتخاب درست است.

مرگ به معنای تغییر مکان نیست؛ پرده ای است که کنار می رود تا حقیقت درونی نمایان شود؛ بنابراین هر انتخاب و تصمیم امروز، تصویری از فردای ما را رقم می زند. این آگاهی ما را به مراقبت بیشتر از اندیشه ها، نیت ها و رفتارمان وادار می کند. زندگی بهتر در گرو ساختن باطنی پاک است.

انسان پس از این دنیا، دو منزل مهم پیش رو دارد: برزخ و قیامت. این دو جدای از یکدیگر نیستند؛ بلکه ادامه همان مسیری هستند که از درون ما آغاز شده است. شناخت این ارتباط بیش از آنکه صرفاً دانسته  ای اعتقادی باشد، مسئولیتی سنگین بر دوش ما می گذارد؛ زیرا نشان می دهد که زندگی امروز تعیین کننده فردای ما در برزخ و قیامت است؛ اگر بخواهیم در برزخ با آرامش رو به رو شویم و در قیامت به عاقبتی روشن و خیر برسیم، باید دنیای خود را درست بسازیم. دنیا مزرعه ای است که محصول آن فردا آشکار می شود.

به نظر شما آگاهی از رابطه برزخ و قیامت چه تأثیری بر نگرش و سبک زندگی ما در دنیا دارد؟ شما در زندگی روزمره تا چه اندازه به ارتباط میان دنیا و عوالم بعدی و نقش آن ها در سرنوشت خود توجه می کنید؟

[1] پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم): اَلدُّنْیَا مَزْرَعَهُ اَلْآخِرَهِ؛ ورام، مسعود بن عیسی، تنبیه الخواطر و نزهه النواظر (مجموعه ورّام)، قم، مکتبه الفقیه، بی‌تا، ج ۱، ص ۱۸۳

[2] کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَىٰ شَاکِلَتِهِ؛ سوره اسراء، آیه 84

[3] یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ؛ سوره آل‌عمران، آیه 30

[4] یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ؛ سوره طارق، آیه 9

[5] امام صادق (علیه‌السلام): «فَإِنَّ لِلْقِیَامَهِ خَمْسِینَ مَوْقِفاً، کُلُّ مَوْقِفٍ مِثْلُ أَلْفِ سَنَهٍ مِمَّا تَعُدُّونَ.»؛ شیخ طوسی، الأمالی – ط دار الثقافه، ج ۱، ص 36

[6] فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْرًا یَرَهُ، وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ؛ سوره زالزال، آیات 7 و 8

دیدگاهتان را بنویسید







نظرات

There are no comments.