این همه تبعیض در دنیا چگونه با عدالت خدا سازگار است؟
عدالت خدا کو؟ اگر خدا عادل است، چرا بین بندگانش فرق می گذارد؟ چرا عده ای را در ناز و نعمت خلق می کند و عده ای را در رنج و سختی؟ چرا تولد بعضی را در خانواده های مؤمن و درستکار قرار می دهد و تولد بعضی دیگر را در خانواده های بزه کار و لاابالی؟ مگر نفر دوم چه گناهی کرده که باید در محیط آلوده بزرگ شود؟ چگونه خدا چنین فردی را مجازات خواهد کرد، آن هم در شرایطی که خودش نقشی در انتخاب خانواده و محیط زندگی اش نداشته؟ آیا این گونه افراد می توانند روز قیامت بابت انحرافاتی که ناخواسته در زندگی شان پیش آمده به خدا اعتراض کنند و او را مقصر بدانند؟ این مسئله چگونه با عدالت خدا جمع می شود؟
در درس های گذشته یک قاعدۀ بسیار مهم به نام قاعدۀ کسب را مطرح کردیم. گفتیم که طبق این قاعده هر چیزی که ما در طول روز با آن در ارتباطیم، از وسایل زندگی، لباس و خوراک گرفته تا افراد دور و برمان، صحنه هایی که می بینیم، صداهایی که می شنویم، افکاری که داریم و حتی کلماتی که بر زبان می آوریم، همگی توسط نفس ما کسب و جذب می شوند. هم چنین گفتیم که نوع تولد، شکل ظاهری و جایگاه ما در آخرت همگی محصول کسب هایی است که در دنیا داشته ایم. بر این اساس، افراد در آخرت به دو گروه تقسیم می شوند. گروه اول، کسانی که در دنیا کسب ها و اعمال مثبت و نورانی داشته اند و گروه دوم، کسانی که کسب ها و اعمال آلوده و ناپاک داشته اند. گروه اول به واسطۀ کسب های خوبشان به بهشت راه می یابند و گروه دوم به واسطۀ کسب های پلیدشان راهی جهنم می شوند.
با دانستن این نکات یک سؤال مهم پیش می آید، که تقریباً از رایج ترین و پرتکرارترین شبهات در رابطه با عدالت خدا است. سؤال این است که خیلی از کسب های افراد، چه کسب های مثبت و چه منفی، دست خودشان نیست. به عبارتی، افراد این کسب ها را با اراده و اختیار خود انتخاب نمی کنند، بلکه ناخواسته در معرض آن ها قرار می گیرند. مثلاً کسی که در خانوادۀ مؤمن و درستکار به دنیا می آید، از کودکی در یک اتمسفر پاک و سالم نفس می کشد و همین موضوع زمینه دریافت ها و کسب های سالم را برایش فراهم می کند. از آن طرف، کسی که در خانوادۀ فاجر و فاسق متولد می شود، دائماً در معرض دیدنی ها، شنیدنی ها، خوردنی ها و خلاصه انواع و اقسام کسب های آلوده و ناپاک است. با این اوصاف، آیا عادلانه است که نفر اول بابت خوبی هایی که خودش سهم چندانی در آن ها نداشته به بهشت برود و نفر دوم بابت آلودگی هایی که او هم سهم چندانی در آن ها نداشته، به جهنم؟ چنین چیزی چگونه با عدالت خدا سازگار است؟
این مسئله در ظاهر یک سؤال است، اما در باطن حاوی سؤالات و ابهامات متعددی است که اگر پاسخ آن ها روشن شود، این سؤال خودبه خود برطرف می شود؛ در نتیجه در ادامه به این ابهامات و پاسخ آن ها می پردازیم.
بررسی فرق عدالت و مساوات
مهم ترین ابهامی که باید برطرف شود در رابطه با مفهوم عدالت خدا است. معمولاً کسانی که از تبعیض در خلقت سخن می گویند، عدالت خدا را با مساوات برابر می گیرند و گمان می کنند خدا در صورتی عادل است، که به همۀ انسان ها دارایی ها و نعمت های برابر بدهد و اگر از این نظر بین افراد تفاوت قائل شود، به عده ای ظلم کرده است.
این برداشت از عدالت نادرست است. عدالت همیشه به معنی مساوات نیست. عدالت آن است که هر موجودی به اندازۀ ظرفیت و استعدادش سهم دریافت کند. حالا اگر دو موجود ظرفیت و استعداد یکسانی داشته باشند، عدالت خدا در مورد آن ها به مساوات هم منجر می شود، اما در غیر این صورت، طبیعتاً عدالت با مساوات برابر نخواهد بود. برای جا افتادن موضوع دو ظرف آب را که هر کدام ده لیتر گنجایش دارند، در نظر بگیرید؛ اگر در یکی از ظرف ها ده لیتر و در دیگری پنج لیتر آب بریزیم، آیا عادلانه رفتار کرده ایم؟ طبیعتاً نه. چون ظرف دوم هم به اندازۀ اولی استحقاق داشته، ولی ما حقش را از او دریغ کرده ایم. حالا اگر یکی از ظرف ها ده لیتر و دیگری پنج لیتر گنجایش داشته باشد و ما هر دو را لبریز از آب کنیم چه؟ در این صورت عادلانه رفتار کرده ایم؟ بله. زیرا سهم هر کدام را به اندازۀ استحقاق و گنجایشش داده ایم. درواقع در این حالت، اگرچه مقدار آب موجود در دو ظرف برابر نیست، اما این موضوع به تفاوت های وجودی خود آن ها برمی گردد، نه به نوع رفتار ما. مثال دیگر در این زمینه، مثال شاگردان یک کلاس است. عدالت در بین شاگردان یک کلاس این نیست که به همه نمرۀ مساوی بدهند. عدالت این است، که هر شاگردی به اندازۀ تلاش و معلوماتی که کسب کرده، نمره بگیرد و اگر غیر از این باشد ظلم است.[1]
با توجه به این نکات، عدالت خدا در این نیست که به همۀ افراد دارایی های جمادی، گیاهی، حیوانی یا عقلی یکسان بدهد. عدالت خدا در این است که اولاً، به هرکس به اندازۀ ظرفیتش دارایی بدهد و ثانیاً به همان اندازه از او انتظار داشته باشد. میزان انتظار خداوند در این زمینه نکتۀ بسیار مهمی است. خداوند در تعیین تکالیف و محاسبۀ اعمال، همۀ توانایی ها و دارایی های مادی و معنوی و حتی ویژگی های ژنتیکی و ارثی افراد را در نظر می گیرد و از کسی بیش از حد توانش انتظار ندارد. به بیان دیگر، توقع خدا از کسی با دارایی ها و کمالات کم، کم است و از کسی با دارایی ها و کمالات زیاد، زیاد است. از این رو، ممکن است انجام یک عمل برای شخصی خوب و پسندیده باشد و جایگاهش نزد خدا را ارتقا دهد، اما همان عمل برای شخص دیگری بد و ناپسند بوده و از نظر خداوند مقبول نباشد. ضمناً عدالت خدا فقط در تقسیم نعمت ها و کمالات مطرح نیست؛ بلکه در تقسیم بلاها و امتحانات هم مصداق دارد. خداوند در تقسیم بلاها و امتحانات نیز سعۀ وجودی و ظرفیت درونی افراد را در نظر می گیرد و هرکس را با توجه به ظرفیتش امتحان می کند؛ در نتیجه بیشترین بلاها و مصیبت ها در طول تاریخ به انبیاء الهی و اهل بیت (علیهم السلام) که بیشترین سعۀ وجودی را داشته اند، وارد شده است؛ بلاهایی که هیچ کدام از ما تحمل یک صدم آن را هم نداریم. پس اگر می خواهیم عدالت خدا را درک کنیم، اولاً باید تمام ابعاد زندگی افراد را در نظر بگیریم و ثانیاً خود و دیگران را به چشم موجودی ابدی و جاودانه نگاه کنیم و زندگی اخروی را هم در محاسبات مان به حساب آوریم؛ زیرا تمامی کمبودها و فقدان های ما در دنیا، در جهان بعدی به بهترین شکل جبران می شوند.
نکتۀ دیگر، در رابطه با تقسیم استعدادهای فوق عقلانی بین انسان هاست و تقریباً می توان گفت مهم ترین موضوع در بحث عدالت خدا نیز مربوط به همین بخش است؛ چرا که هدف از حضور ما در این جهان، صرفاً ارتقای این بعد از وجودمان است و اگر اهمیتی به سایر ابعاد داده می شود، به خاطر نقشی است که در تکامل این بعد دارند؛ نه اینکه خودشان اصالتی داشته باشند. به بیان ساده تر، ما به دنیا نیامده ایم که دکتر و مهندس شویم و مدرک تحصیلی مان را ارتقا دهیم، ما به دنیا نیامده ایم که ازدواج کنیم و فرزندان مان را سر و سامان دهیم، ما به دنیا نیامده ایم که ثروت اندوزی کنیم و جایگاه اجتماعی بالایی به دست آوریم و… اگرچه این کمالات همگی نورانی و ارزشمندند و شکی در این نیست؛ اما هدف نهایی از خلقت ما این ها نیستند و اگر در هر کدام از آن ها کمبودی داشته باشیم، اصلاً اهمیتی ندارد. آنچه مهم است، بُعد فوق عقلانی و استعداد ما در شبیه شدن به خداست که خوشبختانه همه در این زمینه باهم برابریم و به یک اندازه قابلیت رسیدن به مقام خلیفه اللهی را داریم.
کمالات همیشه هم خوب نیستند!
موقعیت های متفاوت انسان ها در دنیا را تا حدی می توان به وضعیت شرکت کنندگان در مسابقات دومیدانی تشبیه کرد. میدان دو، میدانی پهن و منحنی شکل است که در چندین بخش، خط کشی و تقسیم بندی شده، طوری که محیط داخلی آن کوچک تر از محیط خارجی است. داور مسابقه هر کدام از شرکت کنندگان را به فراخور موقعیتی که در آن قرار دارند، در میدان منحنی شکل جایگزین می کند؛ یعنی شخصی که در محیط خارجی منحنی قرار دارد و باید مسافت بیشتری را طی کند، جلوتر از بقیه و شخصی که قرار است مسافت کمتری را طی کند، عقب تر از بقیه قرار می دهد. با این حساب، همۀ دوندگان موقع رسیدن به سرِ پیچ، موقعیت شان کاملاً باهم برابر می شود. در نهایت نیز همگی مسافت یکسانی را طی می کنند و عدالت بین آن ها برقرار خواهد شد. بنابراین، اصلاً مهم نیست که ما در حال حاضر در چه مختصاتی قرار داریم و این که از حیث کمالات از دیگران عقب تریم یا جلوتر؛ آن چه مهم است میزان تلاش ماست؛ اگر هر کدام از ما در همین مختصاتی که هستیم و با همین دارایی های کم یا زیادی که داریم، به وظایف و تکالیف خود درست عمل کنیم، سرِ پیچ این میدان به جایگاه حقیقی خود می رسیم.
نکتۀ دیگر این است که داشته ها و کمالات زیاد همیشه هم خوب نیستند. این طور نیست که تولد در خانوادۀ مؤمن، یا برخورداری از ثروت زیاد، هوش بالا و سایر کمالات الزاماً ما را به خدا نزدیک تر کند، یا درصد موفقیت و میزان شادی و آرامش مان در زندگی را بالاتر ببرد. اتفاقاً خیلی از اوقات، خودِ این کمالات عامل دوری ما از خدا می شوند و هر چقدر هم بیشتر باشند، خطرناک ترند. از این نظر، فرقی هم بین کمالات مقدس مثل پوشیدن لباس روحانیت، جهادگر بودن، انجام مستحبات، هیئتی و مسجدی بودن و… با سایر کمالات جمادی و گیاهی و حیوانی نیست. گاه درگیر شدن در ظواهر و صورت های مقدس دینی همان قدر ما را از خدا دور می کند، که مشغول شدن به امور حرام و گناه.
از این گذشته، وقتی خدا نعمتی به کسی می دهد و همان نعمت را از فرد دیگری دریغ می کند، به این معنا نیست که نفر اول را گرامی داشته و نفر دوم را خوار کرده است. بلاها و نعمت ها، هر دو وسیلۀ امتحان هستند [2] و اتفاقاً امتحان شدن با نعمت، بسیار سخت تر و خطرناک تر از امتحان شدن با مصیبت و بلاست. نعمت ها و کمالات زیاد در هر زمینه ای، حکم اتومبیل آخرین سیستم را دارند؛ اگر راننده روش استفاده از این اتومبیل را بلد نباشد، هم خودش و هم اطرافیانش را نابود می کند.
با توجه به نکاتی که گفتیم، درست است که انسان ها از نظر نعمت ها و کمالات دنیوی وضعیت یکسانی ندارند. اما این موضوع عدالت خدا را زیر سؤال نمی برد؛ زیرا خداوند از هرکس به اندازۀ بضاعتش توقع دارد. البته این موضوع بهانه ای برای دست روی دست گذاشتن و تنبلی نیست. همۀ ما موظفیم برای بهبود شرایط زندگی خود، چه در عرصۀ مادی و چه معنوی، تلاش کنیم. اما نباید فکر کنیم برای رسیدن به خدا حتماً باید جای دیگران باشیم و از نعمت های آن ها برخوردار باشیم. خداوند برای هرکس به تناسب موقعیتی که در آن قرار دارد، شرایط رشد و تقرب را فراهم می کند. تنها کاری که ما باید انجام بدهیم این است، که به برنامه ریزی خدا اعتماد کنیم و هرجا که هستیم، وظایف مان را به درستی انجام دهیم. علاوه بر این ها، آنچه مهم است برابری ما در بعد فوق عقل است که خوشبختانه همۀ ما در این زمینه باهم برابریم و از این نظر هیچ کس بر دیگری برتری ندارد.
[1] مجموعه آثار شهید مطهری . ج1، ص 126
[2] سوره فجر، آیات 15 و 16
سلام روزتون بخیر این شبهه ها میتونه مقدمه دانایی باشه. بهتون پیشنهاد می کنیم مقالات مدرسه رو از بتدا مطالعه بفرمایید.
۱۴۰۴/۰۸/۱۸نظر: متاسفانه در بی عدالتی خدا شکی نیست
۱۴۰۴/۰۸/۱۵