چرا و چگونه شیطان گاهی مانع رشد و پیشرفت ما و گاهی عامل آن است؟

فهرست مطالب
آیا شیطان همیشه مانع رشد و پیشرفت ماست؟

ارتباط حقیقی شیطان با رشد و پیشرفت انسان چیست؛ آیا شیطان مانع رشد و پیشرفت ماست؟

در زندگی همۀ ما بعضی از عوامل وجود دارند که مانع رشد و پیشرفت هستند.

●شما چه چیز یا چه کسی را مانع رشد و پیشرفت خود می دانید؟

●آیا شما شیطان را به عنوان یک دشمن جدی می بینید و او را مانع رشد و پیشرفت خود می دانید، یا نسبت به او بی تفاوت هستید؟

●آیا اهل مبارزه با شیطان هستید؟

●می دانستید شیطان در برخی از افراد، نه تنها مانع رشد و پیشرفت نیست، بلکه باعث رشد آنان است؟!

بدون شک همۀ ما دوست داریم خوشبخت و شاد بوده و مدام در حال رشد و پیشرفت باشیم؛ اما همیشه موانعی در این مسیر وجود دارند که باید با آن ها مبارزه کنیم. یکی از مهم ترین این موانع شیطان، دشمن قسم خوردۀ ما و حملات اوست. [1] همان­طور که در دروس قبل نیز اشاره شد، شیطان چهار نوع حمله از سمت جلو، عقب، راست و چپ دارد. [2]

در حملۀ جلو، ما را از آینده می ترساند و موجب ایجاد ترس، نگرانی و اضطراب می شود. در حملۀ عقب گناهان، کدورت ها و شکست های گذشته را به ما یادآوری می کند و باعث می شود تا همیشه حسرت و اندوه گذشته را داشته باشیم. در حملۀ راست نقاط قوت و کمالات ما را دستاویز خود قرار می دهد و ما را دچار عجب، غرور و تکبر می کند و در حملۀ چپ با وسوسه های خود، موجب می­شود تا انواع گناهان را مرتکب شویم. همین طور که می بینیم شیطان با حملات چهارگانۀ خود،  ما را دچار غفلت، غم، اندوه، نگرانی و ترس کرده و مانع رشد و پیشرفت و شادی و آرامش ما در دنیا می شود.

شاید باورش سخت باشد، اما برخی افراد نه تنها اجازه نمی دهند شیطان مانع رشد و پیشرفت آن ها  شود، بلکه در مبارزه با حملات شیطان رشد کرده و قوی تر می شوند! زیرا به شیطان به چشم حریف تمرینی نگاه می کنند که نگاهی درست هم هست. دنیا باشگاه است و شیطان نیز یک حریف تمرینی است که می تواند به قدرت گرفتن و رشد ما در ابعاد گوناگون کمک بسیاری بکند.

اما منظور از رشد و قدرت گرفتن در مبارزه با شیطان چیست و کدام بخش از وجود ما در این مبارزات تقویت می شود؟ چرا فقط برخی از ما در این حملات قدرت می گیریم و بسیاری از ما به صورت یک طرفه دائماً از او ضربه می خوریم، یا در برابر او تسلیم می شویم؟

شیطان؛ حریف تمرینی بُعد انسانی

همان طور که می دانیم هدف شیطان، گمراه کردن ماست؛ یعنی در کمین ما در صراط مستقیم می نشیند[3] تا با حملات چهارگانه اش ما را غافل کند و از رسیدن ما به کمال انسانی جلوگیری کند. از این رو، قصد شیطان این است که به بعد انسانی ما ضربه بزند و ما را از معشوق اصلی مان یعنی خداوند دور کند. درحالی که ما با مبارزه و مقابله با او، نه تنها اجازۀ این کار را به او نمی دهیم، بلکه به دلیل دست و پنجه نرم کردن با این حریف تمرینی، قدرتمندتر نیز می شویم.

در واقع شیطان با دستاویز قرار دادن انواع کمالات و معشوق های بخش های پایینی و زینت دادن آن ها در نظر ما، قصد دارد ما را از انس گرفتن با خدا و برقراری ارتباط با او بازدارد؛ بنابراین شیطان حریف بعد انسانی ماست و به همین دلیل، در مبارزه با وسوسه ها و حملات این حریف، بخش انسانی ما تقویت می شود. این یک اصل مسلم است که ما برای قوی شدن در هر کاری به تمرین نیاز داریم؛ برای نمونه در رشته های ورزشی، تنها با تمرین های مداوم و سخت می توانیم در رشتۀ مورد نظر، پیشرفت و رشد داشته باشیم. مربی در باشگاه رشته های رزمی برای هرکس یک حریف تمرینی قرار می دهد. هرچه حریف تمرینی قوی تر بوده و حمله های شدیدتری داشته باشد، ورزشکار قوی تر و به هدف خود نزدیک تر می شود؛ حتی گاهی دیده می شود که ورزشکار از حریف تمرینی خود به دلیل ضعیف بودن ناراضی است و به دنبال یک حریف تمرینی قوی تر است تا ضربه های قوی تر و بیشتری به او بزند. ماجرای ما و شیطان نیز همین است. شیطان در دنیا نقش یک حریف تمرینی را برای ما بازی می کند و هرچه بیشتر با او مبارزه کنیم، قوی تر می شویم؛ البته در صورتی که دشمنی شیطان را پذیرفته باشیم و به طور جدی تصمیم داشته باشیم با او مبارزه کنیم! در غیر این صورت، این مبارزه یک طرفه خواهد بود؛ یعنی شیطان مدام به ما ضربه می زند و ما را ضعیف و ضعیف تر و از هدف خلقت مان دور و دورتر می کند.

حملات شیطان؛ فرصت است یا تهدید؟

شیطان برای چه کسانی تهدید و برای چه کسانی فرصت است؟ همان گونه که اشاره شد، شیطان دشمن ما بوده و درصدد گمراه کردن و به غفلت کشاندن ماست؛ پس طبیعی است که او را دشمن خود بدانیم[4] و به فکر مبارزۀ جدی با او باشیم. همان طور که گفتیم این مبارزه روزبه روز ما را قوی تر خواهد کرد. اما چرا بسیاری از ما یا شیطان را جدی نمی گیریم و با او مقابله نمی کنیم، یا مقابله با او برای مان سخت است و دائماً به او می بازیم؟ شاید تعجب کنید اما پاسخ این است: چون ما خود را به درستی نمی شناسیم و از ابعاد و زوایای وجود خود آگاه نیستیم. این عدم شناخت سبب می شود شیطان از فرصت استفاده کند و همه چیز را در نظر ما وارونه جلوه دهد.

مهم ترین کار شیطان این است که اولویت های زندگی را ذهن و قلب ما جا به جا می کند. اولویت های اصلی را به حاشیه می برد و مسائل فرعی و حاشیه ای را پررنگ و مهم جلوه می دهد. شیطان روح ما را بردۀ جسم می کند و ترتیبی می دهد که از صبح تا شب فقط به نیازها و لذات جسمانی توجه کنیم و روح مان را فقیر و گرسنه نگه داریم. شیطان کاری می کند که بعد انسانی و من حقیقی ما توسری خور و اسیر ابعاد جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلانی شود و نه تنها از رسیدن به هدف خلقت، بلکه حتی از فکر کردن به آن نیز بازبماند.

با تمام این احوال، مکر شیطان ضعیف بوده و حملاتش قابل تشخیص است؛ چنانچه ما به معرفت نفس دست پیدا کنیم و از نفس و روح خود مراقبت دائمی داشته باشیم، امید شیطان از ما قطع و دستش کوتاه می شود؛ اگر ما خود حقیقی مان را بشناسیم، بخش فوق عقل یا انسانی  مان بر سایر بخش ها حاکمیت خواهد داشت و نظام محبتی و اولویت بندی معشوق  هایمان درست و به قاعده خواهد بود. در این حالت شیطان برای ما تبدیل به یک حریف تمرینی خواهد شد و مبارزه کردن با او، نه تنها مانع رشد و پیشرفت ما نمی شود بلکه ما را روز به روز قویتر می کند؛ مانند کشتی گیری که هرچه بیشتر تمرین می کند، قویتر می شود.

در این درس گفتیم که شیطان دشمن آشکار ماست و با حملات چهارگانۀ خود قصد دور کردن ما از کمالات انسانی را دارد. از این رو باید به طور جدی او را دشمن خود بدانیم و هوشمندانه با او مبارزه کنیم که در این صورت، همین دشمن نقش حریف تمرینی را برای ما خواهد داشت؛ از این رو، نه تنها مانع رشد و پیشرفت ما در بعد انسانی نمی شود، بلکه سبب رشد و تقویت آن نیز می شود. دلیل اینکه برخی از ما با شیطان مبارزه نمی کنیم یا در مبارزه، مدام به او می بازیم این است که خود را انسان معنا نکرده ایم؛ یعنی بعد انسانی یا فوق عقل  ما بر ابعاد جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی وجودمان غلبه ندارد و نظام محبتی وجودمان  در تعادل نیست.


[1] سورۀ ص، آیۀ 82

[2] سورۀ اعراف، آیۀ 17

[3] سورۀ اعراف، آیۀ 16

[4] سورۀ فاطر، آیۀ 6

دیدگاهتان را بنویسید







نظرات

There are no comments.