دو راه، دو سرنوشت؛ تحلیل مقایسه ای نتیجه مداومت در خیر و شر
زمانی که با اصطلاح مداومت در خیر و شر روبه رو می شویم ممکن است گمان کنیم که با اصطلاح و یا مفهومی سراسر دینی سروکار داریم. اما این برداشت درستی نیست، خیر و شر در زندگی روزمره ما جاری است و بخش اعظمی از علوم فلسفه و روان شناسی را هم به خود اختصاص داده است.
مفهوم خیر و شر، نسبی یا مطلق بودن آن و تبعات خیر و شر مفاهیمی است که در درس های گذشته درباره آنها به تفصیل صحبت کردیم. در این درس از این دریچه موضوع خیر و شر را بررسی خواهیم کرد که؛ تفاوت بنیادین مداومت در خیر و شر دقیقاً در کجاست؟ آیا این رمز جاودانگی خیر و زوال شر، ریشه ای الهی و فطری دارد یا تنها محصول قراردادهای اجتماعی و عادات فردی است؟
برای مثال چرا کسانی که همیشه درست عمل می کنند تبدیل به افراد مورد اعتماد جامعه می شوند، اما افرادی که مدام خطا می کنند، حتی اگر مدتی هم خوب به نظر برسند، بالاخره با بی اعتمادی دیگران مواجه خواهند شد؟
از منظر معارف اسلامی، بررسی تفاوت مداومت در خیر و شر نشان می دهد که اعمال خیر صرفاً نه به عنوان مجموعه ای از رفتارهای نیک، بلکه به عنوان راه اتصال به سرچشمه بی پایان خیر یعنی معشوق اصلی انسان شناخته می شود. نمونه هایی چون حُر بن یزید ریاحی نشان می دهد که استقرار و مداومت بر یک امر خیر، حتی پس از لغزش ها، می تواند سرنوشت انسان را به شکلی بنیادین تغییر دهد. اما اگر از دایره ایمان و روایت بیرون آمده و به سراغ عقل و فطرت برویم، چه پاسخی خواهیم یافت؟
فیلسوفان اخلاق مثل ارسطو[1] و کانت معتقدند ارزش واقعی خوبی ها، در انجام دادن همیشگی و ملکه شدن آن هاست، نه فقط انجام موقت کارهای خیر. مداومت در خیر و شر، از زاویه نگاه عقلانی نیز، ضامن امنیت، اعتماد و رشد هم برای فرد و هم برای جامعه است.
افزون بر این، یافته های روان شناسی جدید نشان می دهد که تکرار اعمال نیک حتی اگر بدون انگیزه های دینی باشد، موجب بهبود سلامت روان، ارتقای روابط اجتماعی و افزایش رضایت درونی می شود. درمقابل، کسانی که بر عادت های مخرب و رفتارهای ضد اجتماعی پافشاری می کنند، معمولاً احساس پوچی، اضطراب و انزوای تدریجی را تجربه خواهند کرد. بدین ترتیب، جاودانگی خیر و زوال شر فقط حقیقتی ایمانی یا فلسفی نیست؛ بلکه جزئی از ریاضیات خلقت خداست و نتایجی مشخص در پی دارد.
جاودانگی خیر و زوال پذیری شر
جاودانگی خیر و زوال شر، صرفاً آموزه ای ایمانی یا موقعیتی ایده آل از نظر فلاسفه نیست که تنها بر مبنای ایمان دینی یا باورهای آرمان گرایانه توجیه شود؛ بلکه این اصل را می توان به عنوان واقعیتی زیسته و آزموده تأیید و تبیین کرد.
شواهد تاریخی اثبات اهمیت مداومت در خیر و شر
در افق تاریخ، شواهد گویای آن است که خیر و نیکی، به رغم فراز و نشیب ها و موانع فراوان، از ماندگاری و اثرگذاری بی بدیلی برخوردارند. چهره هایی نظیر حضرت عیسی (علیه السلام)، پیامبر اسلام (صلوات الله علیه)، امیرالمومنین، امام حسین (علیه السلام)، و یا در زمانه معاصر خودمان امام خمینی، مادر ترزا یا مهاتما گاندی گرچه از نظر شأن انسانی قابل مقایسه با یکدیگر نیستند اما همگی شخصیت هایی هستند که حتی کسانی که درکی از عالم ارزش های فوق عقلانی ندارند، از آنان به نیکی یاد می کنند و در حافظه تاریخ به عنوان نمونه هایی از انسان هایی ماندگار شده اند که با پایداری خستگی ناپذیر بر نیکی و فضیلت، نام و یادشان نه تنها در خاطره جمعی قوم و ملت خود، بلکه در وجدان جهانیان باقی مانده است. زندگی انسان های بزرگ تاریخ را حتی اگر تنها از منظر زمینی و به واسطه خدمات دنیایی شان بررسی کنیم، می بینیم که آنان به واسطه برخورداری از ارزش های انسانی به یادمانده اند، نه به خاطر شهرتی که در زمان حیاتشان داشتند.
در مقابل، فاتحان، جباران و کسانی که بر ظلم و شر پافشاری ورزیده اند حتی اگر زمانی قدرت یا هیمنه ای وسیع داشته اند، در ذهنیت جمعی بشری یا به کلی فراموش شده اند یا تنها نام شان به عنوان نماد عبرت، نفرت و انزجار باقی مانده است. تاریخچه حکومت افرادی چون چنگیزخان، هیتلر یا دیگر مستبدان، گواه روشنی از این واقعیت است که شر حتی اگر دوره ای بر صحنه روزگار مسلط شود، واپسین میراثش چیزی جز رسوایی و انزوا نیست.
مداومت در خیر و شر از منظر اسلام
مداومت در خیر و شر در ساحت دینی با تأکیدی مضاعف به تصویر کشیده شده است. آموزه های توحیدی، به ویژه در قرآن کریم و روایات اهل بیت، جاودانگی خیر را نه فقط به پاداش های اخروی، بلکه به بقا و اثر عینی در بستر هستی و جامعه بشری پیوند می دهند. خیر و نفع واقعی، مانند آب زلالی است که همیشه باقی می ماند و به هستی جان می بخشد، اما شر و باطل، همچون کف روی آب، آمدنی و رفتنی است. پیامبران، اوصیاء و اولیای خدا، همواره معیار این حقیقت هستند که آنچه جاودان می ماند، سیره ، رفتار و اثر اجتماعی آنان است، نه هیاهوی زودگذر دشمنانشان.
خیر و شر از منظر عقلانی و روان شناختی
از منظر عقلانی و روان شناختی نیز تحلیل ها مؤید همین مضمون است. پژوهش ها نشان می دهد که ماندگاری خیر، ریشه در سازوکارهای عمیق فطرت و نیازهای روح جمعی بشر دارد. گرایش به نیکی و عدالت در ناخودآگاه جمعی رسوب کرده است؛ رفتارهای نیک نه فقط در حافظه تاریخی، بلکه در سلامت روان و رضایت درونی افراد نیز پایداری ایجاد می کند.
در مقابل، پافشاری بر شر یا تکرار رفتارهای مخرب، حتی اگر ظاهر موفقیت آمیزی داشته باشد، در درازمدت به مخدوش شدن هویت، بی اعتمادی اجتماعی و آسیب جدی روانی می انجامد؛ بدین ترتیب، زوال شر به عنوان یک ضرورت وجودی و انسانی، قابل فهم و اثبات است.
بررسی مداومت در خیر و شر نشان می دهد که سرنوشت این دو مسیر، فراتر از واقعیت های عقلانی، روان شناختی و اجتماعی با پاداش ها و مجازات های حقیقی در زندگی ابدی انسان مرتبط است. خیر مداوم همواره به رشد و آرامش منجر می شود و به انسان اعتماد و سرمایه اجتماعی می دهد. در مقابل شر، هر چند موقتی و فریبنده، به فرسایش هویت فردی و جمعی و بی اعتمادی منجر می شود.
[1].ما همان چیزی هستیم که مرتباً تکرار میکنیم. پس برتری، یک عمل نیست، بلکه یک عادت است. ارسطو، اخلاق نیکوماخوسی، کتاب دوم، بخش ۱-۲