شناخت نقاط ضعف و قدرت با کمک شیطان!
چقدر با وسوسه ها و حمله های شیطان آشنایی دارید؟ معمولاً برای شناخت نقاط ضعف خود از چه روش هایی کمک می گیرید؟ آیا تا به حال به این فکر کرده اید که شیطان هم می تواند مایۀ رشد و ترقی ما باشد و در شناخت نقاط ضعف به ما کمک کند؟
همۀ ما چه بخواهیم و چه نخواهیم به نوعی با شیطان در ارتباطیم؛ ارتباطی که هم می تواند مخرب و به ضرر ما باشد و هم می تواند سازنده و به نفع مان باشد؛ چرا که این ارتباط هم مثل ارتباطات ما با دیگر مخلوقات عالم است؛ به عنوان مثال، آتش یکی از نعمت های الهی است که اگر شیوۀ صحیح برخورد با آن را بدانیم، در جهت رفع نیازهای ضروری خود از آن استفاده خواهیم کرد؛ وگرنه همین آتش برای ما مضر و خطرناک خواهد بود. پس آتش به خودی خود بد نیست؛ بلکه این ما هستیم که با کیفیت برخورد با آن، مفید یا مضر بودنش را رقم می زنیم. شیطان هم یکی از مخلوقات خداوند بوده و دارای یک وجود دو وجهی است که اگر در شناخت او و چگونگی حمله هایش ضعیف عمل کنیم، موجب گمراهی ما می شود؛ اما اگر با نگاه درست و انسانی، راه مقابله با او و حمله هایش را بیاموزیم، در این صورت قادر خواهیم بود تهدید شیطان را به فرصت تبدیل کرده و به رشد و کمالات انسانی برسیم.
اگر درست به زندگی نگاه کنیم، متوجه می شویم که سراسر زندگی ما میدان مبارزه است و یکی از حریف های ثابتی که در این میدان باید با او دست وپنجه نرم کنیم، شیطان است. شیطان شبیه یک حریف تمرینی است که دست روی نقاط ضعف ما می گذارد و ما از شکست هایی که در برابر او و حملاتش متقبل می شویم، دقیقاً می توانیم تشخیص دهیم کدام قسمت از شخصیتمان دارای نقص است و کجاها احتیاج به ترمیم دارد. همان طور که کشتی گرفتن و شاخ به شاخ شدن با حریفان در میادین نبرد، ما را قوی می کند و نقاط ضعفمان را به ما می شناساند، درگیر شدن با شیطان نیز یک نعمت است که روح ما را روزبه روز قوی تر می کند.
در این مقاله قصد داریم به سؤالات زیر پاسخ دهیم:
عملکرد شیطان، سازوکار حمله های او و نحوۀ ورودش به قلب چگونه است؟
چطور می توانیم از وجود شیطان در شناخت نقاط ضعف خود بهره ببریم؟
عملکرد شیطان هنگام ورود به قلب
شیطان در ارتباط با ما، شبیه یک واکسن عمل می کند و حمله های او میکروب ضعیف شده ای از ناامیدی، ضعف، ترس، غم، سستی، تنبلی و کسالت است که از جهات مختلف به قلب ما تزریق می شود. شیطان می داند که مهم ترین سرمایۀ وجودی ما برای حیات ابدی، یک قلب سالم است؛ به همین دلیل دائماً در اطراف قلب ما طواف می کند و اگر فضایی را خالی ببیند، با چیزهای هرز و آلوده آن را پر می کند. شیطان همواره از چهار جهت عقب، جلو، راست و چپ در کمین دستاویزی برای حمله به ماست؛ به طوری که گاه از طریق حملۀ چپ، ما را به گناه وادار می کند و گاه با حمله از عقب، کدورت ها، شکست ها و گناهان گذشتۀ ما را به رخ مان می کشد و آن ها را بزرگ جلوه می دهد تا انرژی و توان حرکت را از ما بگیرد. گاه با حملۀ جلو، چنان آیندۀ موقت دنیا را برای مان وحشتناک و نگران کننده ترسیم می کند که از آیندۀ ابدی غافل شده و توان اندیشیدن به قبر و قیامت و برزخ را از دست می دهیم. خطرناک ترین حملۀ شیطان، حمله از سمت راست است؛ زیرا تشخیص آن از سایر حملات سخت تر است؛ در این نوع از حملات، شیطان نقاط قوت و کمالات مقدس و نورانی ما را به قدری برای مان بزرگ جلوه می دهد که دچار عُجب و غرور می شویم؛ به این ترتیب پا جای قدم های او می گذاریم و از خدا دور می شویم.
چه بسیار افرادی که بارها مورد حمله های مختلف شیطان قرار می گیرند، اما تا پایان عمر هیچ شناختی از این نوع حملات ندارند. فراموش نکنیم که شیطان با همۀ مزاحمت ها و اذیت هایی که برای ما ایجاد می کند، بزرگ ترین ابزار رشد و شناخت نقاط ضعف ماست؛ فقط باید یاد بگیریم چگونه با او مقابله کنیم. مسلماً اگر ما قلب را به عنوان حقیقت وجودی خود باور داشته باشیم و حمله های شیطان را لازمۀ وجودی خود بدانیم، در این صورت با تشخیص حملات شیطان، می توانیم نقطه ضعف های خود را پیدا کنیم و به رشد و کمال برسیم؛ در غیر این صورت، حملات شیطان را به عنوان یک تهدید تلقی نموده و از آن ها می ترسیم.
نقطه ضعف های ما دستگیره های ورود شیطان به قلب
شیطان نگاه می کند که رگ خواب و نقطه ضعف هرکسی چیست و از همان راه وارد قلب می شود. او روان شناس بسیار ماهری است و به تناسب روحیات هرکس در قلب او نفوذ می کند؛ یک نفر را با پول، یکی را با شهوت، دیگری را با شهرت و مقام و برخی را هم با نماز و عبادت به دام می اندازد.
معمولاً شیطان زمانی به سراغ ما می آید که ما با خلأهای معرفتی، عبادی یا عاطفی مواجه باشیم؛ اگر در این حوزه ها تغذیۀ معنوی و معرفتی نشده و دریافت های خوبی ندشته باشیم، قطعاً مورد هجوم شیطان قرار می گیریم؛ اما چنانچه ظرف وجود خود را با خوراک های معنوی و معرفتی از جمله بهره گیری از محضر اساتید صاحب نفس، ذکر و یاد خدا، هم نشینی با نیکان و صلحا و تفریحات سالم و مفید پر کرده باشیم، در این صورت ظرفیتی برای پذیرش افکار منفی و حمله های شیطان نخواهیم داشت. ناگفته نماند که شیطان تسلطی بر ما ندارد و فقط در ذهن ما تولید فکر می کند و این مسئله زمانی اتفاق می افتد که خود ما بهانه ای به دست شیطان بدهیم؛ در واقع، این نقطه ضعف ها و انحرافات ما در حوزۀ ارتباطات، انتخاب ها، افکار و رفتارها هستند که بستر مناسبی را برای نفوذ و تسلط شیطان فراهم می کنند.
تعصب، کبر و جهل، سه رذیلۀ عمده ای هستند که اگر به آن ها مبتلا شویم، شیطان هم روی ما سرمایه گذاری می کند و تا زمانی که این نقطه ضعف ها در وجودمان باشد، از دست شیطان رهایی نخواهیم یافت؛ به عنوان مثال، کینه یک دستگیره و حفرۀ بزرگ برای نفوذ شیطان در قلب ماست؛ تا زمانی که دل ما پر از کینه است، شیطان هم روی قلب مان چمبره می زند و از دستش خلاصی نداریم.
در این مقاله دربارۀ عملکرد شیطان، نوع حملات او و نحوۀ ورودش به قلب صحبت کردیم و گفتیم که شیطان از جایی به قلب ما وارد می شود که ما تعلق یا نقطه ضعفی در آن حوزه داشته باشیم؛ بنابراین اگر نوع نگاه ما به حملات شیطان و سازوکار این حملات، درست و حساب شده باشد؛ یعنی قلب را به عنوان حقیقت وجودی خود شناخته باشیم و شیطان را به عنوان کسی که در جهت رشد و شناخت نقاط ضعف به ما کمک می کند، تلقی نماییم، در این صورت می توانیم از جایی که به ما حمله می کند، ضعف ها و خلأهای خود را پیدا کنیم.