شرط همراهی با امام چیست؛ چه کسانی تا پایان راه، کنار امام می مانند؟

فهرست مطالب
شرط همراهی با امام چیست|چه کسانی تا پایان راه، کنار امام می‌مانند؟

آیا صبر و وفاداری تا لحظه آخر شرط همراهی با امام است؟

«اگر در کربلا بودیم، واقعاً کنار امام می ماندیم؟ یا مانند خیلی  از مدعیان، با هزاران بهانه میدان امتحان را ترک می کردیم؟» پشت این حسرت، سؤالی مهم نهفته است؛ سؤالی که می تواند مسیر زندگی ما را روشن کند:

  • شرط همراهی با امام چیست و چه کسانی واقعاً تا پایان راه در کنار امام می مانند؟
  • چرا بعضی ها در بزنگاه های تاریخ، کنار امام زمان خود می مانند و برخی دیگر حتی با سابقه ای درخشان، راه شان را جدا می کنند؟
  • آیا معیت و همراهی با امام صرفاً یک ادعای قلبی است یا شرطی واقعی و درونی دارد؟

در این مقاله قصد داریم به طور مبسوط دربارۀ دو شرط همراهی با امام، یعنی صبر و وفاداری، صحبت کنیم؛ همچنین بررسی خواهیم کرد که چگونه این دو ویژگی می توانند معیار اصلی ماندن یا جدا شدن از امام در لحظه های سرنوشت ساز زندگی باشند.

صبر؛ شرط اصلی معیت با امام

عنصر اصلی در سلامت قلب، صبر است؛ اگر قرار باشد ما به هر درجه ای از کمال دست یابیم، با عنصر صبر به آن خواهیم  رسید؛ درواقع در مسیر ابدیت تنها یک شرط لازم است و آن داشتن قلب سلیم است.[1] صبر، عنصر اصلی در ایمان ماست که مبتنی بر معرفت و یقین بوده و مانند سر در پیکره ایمان نقش اساسی ایفا می کند.[2]

صبر، رکن اساسی و نخستین شرط همراهی با امام است؛ بدون صبر، همراهی با امام تنها در حد ادعا باقی می ماند. صبر صرفاً سکوت یا مقاومت نیست؛ بلکه نوعی ایستادگی آگاهانه و مبتنی بر معرفت در برابر سختی ها و تضادهاست. کسانی که صبر را نه فقط یک فضیلت اخلاقی، بلکه ابزاری برای ثبات در مسیر ولایت می دانند، یاران حقیقی خواهند بود و این همان ملاک ماندن در کنار ولی خداست.

اما جایگاه صبر تنها به عرصۀ نبرد و آزمون های بیرونی محدود نمی شود؛ بلکه صبر در مسیر تکامل انسان، نقشی حیاتی ایفا می کند. انسان با مجموعه ای از اسماء و کمالات الهی آفریده شده است، اما فعلیت بخشی به این سرمایه های بالقوه، بدون صبر ممکن نیست. هر یک از اسماء الهی، از رحمت و بخشش تا توکل، رضا، حلم، وفا، شجاعت، آرامش و گذشت، تنها در بستر تضاد و دشواری شکوفا می شوند. صبر، ابزار رسیدن از دانایی به دارایی است.

میان دانایی و دارایی تفاوت بسیاری وجود دارد. دانایی با مطالعه و ممارست افزایش می یابد. اما ما با دانایی های مان زندگی نمی کنیم. آنچه اهمیت دارد، میزان دارایی قلبی ماست. همان چیزی که در دنیا با آن زندگی کرده و در نظام برزخ، به همراه آن محشور خواهیم شد. گاهی با وجود دانایی های بسیار، باز هم قوی و شاد نیستیم؛ درواقع دانایی های ما به دارایی تبدیل نشده است. با صبر در امتحان ها و تقلب احوال است که دارایی های ما آزموده می شود.

هیچ کس صبور نمی شود مگر آنکه در شرایطی قرار بگیرد که صبرش به چالش کشیده شود. امام محمد باقر (علیه السلام) می فرمایند: «بهشت، آمیخته به سختی ها و صبر است»[3] صبر، رمز عبور از سختی ها و پل رسیدن به مقام قرب الهی است؛ چرا که تنها انسان صبور می تواند در میان ناملایمات، به دارایی های حقیقی وجود خود دست یابد و به مقام معیت با ولیّ خدا برسد.

وفاداری، ملاک ثبات قدم در راه امام

وفادار بودن یعنی انسان، نسبت به تعهدات خود پایبند و پایدار باشد و لازمۀ آن صبور بودن است. وفاداری، بخش مهم و جدانشدنی در مسیر رسیدن به همراهی با امام است. این میزان وفاداری افراد است که استقامت و پایداری آنان در مسیر را تضمین می کند؛ اگر صبر، نیروی ایستادن در مسیر باشد، وفاداری یعنی پای عهد ایستادن؛ در حقیقت، وفا همان صبر و پایداری در رابطه ای است که با امام، با خدا یا با عهدهای درونی خود بسته ایم. وفاداری صرفاً در ادعای زبانی خلاصه نمی شود؛ بلکه به این معناست که در شرایط سخت، در تنهایی مطلق، و حتی وقتی هیچ نفعی در کار نیست، همچنان پایبند بمانی.

موانع صبر و وفاداری

بزرگ ترین دشمن صبر، هوای نفس است. نفس انسان ذاتاً بی تاب و عجول است. ما به محض رسیدن سختی ها، بی حوصله و بی تاب می شویم. حالا تصور کنید انسانی با این روحیه، بخواهد در کنار امام بماند!

از سوی دیگر، زندگی پر از تضاد و ناملایمات است: رنج، سوء تفاهم، فشار اجتماعی و اختلاف های خانوادگی؛ اگر کسی این تضادها را تهدید ببیند، از میدان معیت کنار می رود. اما اگر آن ها را فرصتی برای رشد ببیند، در صف یاران واقعی جای می گیرد.

عاشورا؛ معیار روشن همراهی واقعی

عاشورا صرفاً صحنه ای برای نمایش ظلم و مظلومیت نبود؛ بلکه میدانی بی نظیر برای تمییز یاران واقعی از مدعیان بود. هزاران نفر که با نامه های پرشور و عاشقانۀ خود، امام را دعوت کرده بودند، در هنگامۀ خطر، پشت کردند و حتی در صف دشمن ایستادند.

در مقابل، گروه اندکی از یاران، تا لحظۀ آخر وفادار ماندند. آن ها اهل صبر بودند؛ صبری که از ایمان و فهم درست مسیر نشأت می گرفت. به تعبیر حکیمانۀ امیرالمؤمنین (علیه السلام) حقیقت انسان ها تنها در جریان تغییر شرایط و امتحانات زندگی نمایان می شود؛[4] زیرا قلب ما بسته به نوع و میزان خوراکی که در هر یک از قوای پنجگانه دریافت می کند در موقعیت های مختلف کشش ها و کوشش های متفاوتی خواهدداشت. امام حسین (علیه السلام) در میانه میدان، صراحتاً فرمودند: «ای مردم! هرکس از شما در برابر تیزی شمشیر و زخم نیزه ها بردبار است، با ما بماند، وگرنه از ما جدا شود.»[5]

واقعه عاشورا صرفا واقعه ای تاریخی نیست بلکه علاوه بر محک زدن معیار قلب و دارایی های حاضران، معیار و ملاکی زنده برای امروز ما نیز هست و می توانیم در آینه آن میزان سلامت و صدق قلب خود را بسنجیم. کافی است بدون تعارف کردن خود را در موقعیت هر یک از اصحاب امام یا صف دشمنان ایشان تصور کنیم و با در نظر گرفتن مستند آنچه بر آنها گذشته تصمیمات امروز خودمان را در ارتباط با آراگی و غربت امام عصرمان بسنجیم.

شرط همراهی با امام در دوران غیبت

شاید کسی بگوید: «من در کربلا نبودم، حالا هم امامم را نمی بینم. پس چه نیازی به صبر و وفاداری؟»

هر کدام از ما، در میدان هایی قرار داریم که معیار صبر و وفاداری مان را می سنجند. فشارهای اجتماعی، بی عدالتی، دلسردی، خستگی از انتظار، سنگینی امتحانات خانوادگی، بحران های اخلاقی و اقتصادی… همه و همه میدان هایی برای تمرین صبر و وفاداری  هستند.

در دوران غیبت، شاید دیداری ظاهری با امام نداشته باشیم، اما هر روز، در عمل، نشان می دهیم که همراه او هستیم یا خیر. در همراهی با امام ملاک دیدار ایشان با چشم سر نیست؛ بلکه میزان شباهت وجودی ما با ایشان است که اهمیت دارد و این شباهت وجودی هر لحظه در بوته آژمایش و امتحان قرار دارد. به عبارت دیگر آزمون سنجیده شدن با امام ارتباطی با غیبت یا ظهور ایشان ندارد و آزمونی است که از همه انسان ها گرفته می شود.  

در این مقاله دربارۀ اهمیت صبر و وفاداری به عنوان شرط اصلی همراهی با امام صحبت کردیم و گفتیم که شرط همراهی با امام، دیدار ایشان نیست؛ بلکه باید صحنۀ کربلا را به زندگی روزمره خود بیاوریم. هر روز فرصتی است برای اثبات یا نقض وفاداری مان؛ اگر می خواهیم آن هنگام که امام ما را فرا می خواند، در کنار او باشیم، باید از امروز صبر و وفاداری را نه در حرف، بلکه در عمل، رفتار، انتخاب ها و پایداری در مسیر حق تمرین کنیم.

[1] «یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ؛ روزی که نه مال سود می‌دهد و نه فرزندان، مگر آن‌کس، که با قلبی رسته از شرک، به نزد خدا بیاید» (شعراء۲۶/ ۸۸ و ۸۹).

[2] امام صادق (ع) می‌فرماید: «الصَّبْرُ مِنَ اَلْإِیمَانِ بِمَنْزِلَهِ اَلرَّأْسِ مِنَ اَلْجَسَدِ فَإِذَا ذَهَبَ اَلرَّأْسُ ذَهَبَ اَلْجَسَدُ کَذَلِکَ إِذَا ذَهَبَ  اَلصَّبْرُ ذَهَبَ اَلْإِیمَانُ؛ صبر نسبت به ایمان، مانند سر است نسبت به تن، هرگاه سر برود، تن نیز می‌رود؛ همچنین هرگاه صبر برود، ایمان می‌رود» (الکافی، جلد ۲، صفحه ۸۹).

[3] «‌اَلْجَنَّهُ مَحْفُوفَهٌ بِالْمَکارِهِ وَ الصَّبْرِ» (اصول کافی، جلد۷۳، ص۲)

[4] «فی تَقلُّبِ الأحْوالِ عُلِمَ جواهِرُ الرِّجالِ و الأیّامُ تُوضِحُ لکَ السَّرائرَ الکامِنَهَ» (بحار‌الأنوار: ج۷۷، ص۲۸۶، ح۱)

[5] «أَیُّهَا النّاسُ فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ یَصْبِرُ عَلى حَدِّ السَّیْفِ وَ طَعْنِ الاَسِنَّهِ فَلْیَقُمْ مَعَنا وَ إِلاّ فَلْیَنْصَرِفْ عَنّا» (ینابیع المودّه، ص).

دیدگاهتان را بنویسید







نظرات

There are no comments.