تفاوت خیر و شر و ریشه های این دو مفهوم در زندگی
تصور کنید کیف پولی پیدا کرده اید، آن را به صاحبش برمی گردانید یا این فرصت را غنیمت شمرده و کیف را برای خود برمی دارید؟ این مثال درواقع بازتابی از رویارویی میان دو نیروی بنیادین در وجود ماست: خیر و شر. درون هر انسانی، نیرویی برای انجام خیر و انگیزه ای برای تسلیم در برابر شر وجود دارد. این همان مبارزه درونی است که در افکار و احساسات ما جریان داشته و بر تصمیمات و انتخاب های ما تأثیر می گذارد. زندگی ما مملو از چنین تقابل هایی است. به عبارت دیگر، خیر و شر همیشه در مسیر زندگی ما حضور داشته و انتخاب میان آن ها به شکلی مستقیم یا غیرمستقیم، سرنوشت ما را رقم می زند. اما تفاوت خیر و شر در چیست؟ اصلا چه چیزی را خیر و چه چیزی را شر می نامیم؟ و مهم تر از همه، چه معیارهایی برای تشخیص و تعیین مرز این دو نیرو وجود دارد؟
خیر و شر، دو نیروی اساسی و تعیین کننده در زندگی ما به شمار می روند که فراتر از ظاهر اعمال و رفتارها، ریشه در نیت، انگیزه ها و ارزش های درونی هر فرد دارند. خیر، انسان را به سوی رشد و تعالی اخلاقی هدایت کرده و پیوندی عمیق با اهداف والای انسانی و معنای خلقت او دارد. در مقابل، شر دور شدن از مسیر کمال و انحراف از من حقیقی است که فرد را به تباهی و سقوط می کشاند.
این مقاله تلاش دارد تا تفاوت خیر و شر را با بررسی جنبه های مختلف این دو مفهوم بیان کرده و مخاطب را به تفکر درباره اعمال و انتخاب های خود دعوت کند. چرا که تصمیم گیری آگاهانه میان این دو نیرو، نه فقط مسیر زندگی فردی و پایه های اخلاقی جامعه را شکل می دهد، بلکه شرط سعادت ابدی و نیل به هدف خلقت نیز هست.
تعریف خیر و شر
برای بیان تفاوت خیر و شر، ابتدا نیاز داریم این دو مفهوم را تعریف کنیم. خیر و شر از جمله مفاهیمی هستند که همیشه در تاریخ اندیشه و وجدان بشری حضور داشته اند. از اساطیر و داستان های کهن گرفته تا فلسفه های پیچیده و ادیان بزرگ جهان، انسان همواره در تلاش بوده تا این دو مفهوم را شناخته و در زندگی خود میان آن ها تمایز قائل شود. اما به راستی خیر و شر چیستند؟ تفاوت خیر و شر در چیست و چگونه می توان آن ها را از یکدیگر تشخیص داد؟
خیر چیست؟
خیر نمایانگر هر چیزی است که انسان را به سوی کمال، سعادت و حقیقت انسانی سوق می دهد. به عبارتی، خیر با شاخصه های رشد و سعادت انسانی یعنی شادی، آرامش و عشق پیوندی ناگسستنی دارد. به عنوان نمونه، تصور کنید در مسیر خانه متوجه می شوید فردی نیازمند کمک است. اگر از روی شفقت به او یاری رسانید، این رفتار شما جلوه ای از صفت «رحمان» خداوند است که تلاش می کنید در خود ایجاد یا تقویت کنید. بنابراین، عمل خیر شما تنها پاسخ به یک نیاز اجتماعی نیست، بلکه قدمی در جهت کسب اسم و رشد معنوی است. در چنین لحظه هایی، شما صورتی از کمال انسانی را تجربه می کنید، حتی اگر آن لحظه کوتاه باشد.
خیر در نگاه فلسفه
از نگاه فلسفی، افرادی مثل افلاطون و ارسطو، خیر را به عنوان امری مطلق و جهان شمول در نظر گرفته اند. افلاطون معتقد بود که خیر، همانند «خورشید»، سرچشمه روشنایی و حقیقت است و هر آنچه به حقیقت نزدیک تر باشد، خیرتر است. از سویی دیگر، ارسطو اعتقاد داشت که تحقق «نیک بختی» (ایدایمونیا) هدف نهایی بشر است و اعمال خیر موجب رسیدن به همین نیک بختی می شود.
شر چیست؟
تفاوت خیر و شر از همین جا کاملا مشخص می شود چراکه شر، درست در نقطه مقابل خیر قرار دارد و به معنای دوری از حقیقت و کمالات انسانی است. شر معمولا به عملی گفته می شود که ما را از سعادت و شکوفایی دور کرده و به تباهی فردی یا آسیب اجتماعی در دنیا و آخرت سوق می دهد. اما نکته مهم این است که در بسیاری از موارد، شر نه تنها آشکار و واضح، بلکه گمراه کننده و پنهان است. بسیاری از شرور به شکل زیبایی ها یا سودهای کوتاه مدت جلوه می کنند، اما درنهایت ویرانگر خواهند بود. به برداشتن کیف پول گمشده فکر کنید. در نگاه اول، این انتخاب ساده ممکن است وسوسه کننده باشد؛ چراکه شاید تصور کنید با این کار پول بیشتری به دست می آورید و زندگی تان آسان تر می شود؛ اما واقعیت این است که چنین عملی، نه تنها وجدان شما را آزرده و اعتماد اجتماعی را تضعیف می کند، بلکه پیامدهایی نظیر احساس گناه و دور شدن از ارزش های انسانی را به دنبال خواهد داشت. شر، مانند دامنه ای لغزنده است که به تدریج ما را در عمق تاریکی و تباهی فرو می برد.
شر در نگاه فلسفه
برخی فیلسوفان، مانند آگوستین، شر را به عنوان «عدم خیر» تعریف می کنند؛ دیدگاهی که شر را نه به عنوان یک نیروی مستقل، بلکه به عنوان غیاب نور و حقیقت در نظر می گیرد. از نگاه او، شر زمانی پدیدار می شود که انسان اراده آزاد خود را برای دوری از خیر و نزدیکی به اغراض پست به کار می گیرد.
خیر و شر؛ انتخابی فراتر از خوب و بد در زندگی روزمره
باید گفت تفاوت خیر و شر بسیار فراتر از تضاد میان خوب و بد است. خیر همچون نوری است که ما را به سوی روشنایی، حقیقت و رشد انسانی هدایت می کند. مثل کمک به یک نیازمند که از طرفی به اعمال ما معنای انسانی بخشیده و از طرف دیگر پایه های اخلاقی جامعه را تقویت می کند. درمقابل، شر همچون سایه ای سنگین است که جذابیت های فریبنده ای دارد. برداشتن کیف پول گمشده شاید در ابتدا لذت موقتی به همراه داشته باشد، اما در بلندمدت آسیب های اخلاقی، احساس گناه و پیامدهای منفی اجتماعی را به دنبال خواهد داشت.
ویژگی شگفت انگیز خیر و شر این است که تأثیر آن ها تنها به لحظه انتخاب محدود نمی شود؛ بلکه نتایج آن ها می تواند زندگی ما را در طولانی مدت دگرگون کند. اعمال خیر انسان را به ارزش های انسانی نزدیک تر می کند؛ درحالی که شر، هرچند در ابتدا ممکن است قدرتمند به نظر برسد، درنهایت به زوال، ناامیدی و نابودی ختم خواهد شد. همین پیامدها نشان می دهند که خیر و شر تنها در نتایج با یکدیگر متفاوت نیستند؛ بلکه در منشأ، ماهیت و تأثیرات فردی و اجتماعی خود نیز کاملاً متضاد یکدیگرند.
تأکید صرف بر خیر و تعالی فردی و اجتماعی، تنها یک روی سکه است. برای درک کامل اهمیت اخلاق، باید نیمه تاریک آن، یعنی اثرات مخرب شر را نیز دید. فساد اداری، شکاف طبقاتی و تبعیض های اجتماعی همگی محصول انتخاب های غیراخلاقی هستند که نه تنها زندگی فردی را نابود می کنند، بلکه انسجام و اعتماد را در جامعه از بین می برند. با بررسی این پیامدهای ملموس شر، درک ما از ضرورت التزام به اصول اخلاقی عمیق تر و ملموس تر خواهد شد.
واکاوی مطلق یا نسبی بودن خیر و شر در سه بعد
یکی از بحث های مهم در شناخت خیر و شر، این است که آیا این دو مفهوم مطلق اند یا نسبی؟ بحث مطلق یا نسبی بودن، به نوعی چارچوب و مبنای بحث تفاوت خیر و شر را تعیین می کند. به عبارتی اگر معیارها مطلق باشند، پس تفاوت ها هم ثابت هستند؛ اما اگر معیارها نسبی باشند، تفاوت خیر و شر هم ممکن است دگرگون شود. بسیاری معتقدند که خیر و شر بستگی به شرایط داشته و نسبی هستند. به عنوان مثال، برای یک شکارچی در طبیعت که به دنبال تامین غذای مورد نیازش است، ممکن است کشتن حیوان عملی خیر باشد، در حالی که برای کسی که برای تفریح شکار می کند، اقدام به همین کار عملی شر است. اینجاست که مرزهای خیر و شر به نظر مبهم می آیند، اما معیارهای عمیق تر مثل اصول اخلاقی_انسانی و پیامدهای بلندمدت می تواند به تشخیص این مرزها کمک کند.
جنبه فردی خیر و شر
در سطح فردی، خیر و شر بر اساس وجدان، تربیت و تجربه شخصی شکل می گیرد. هر فرد با توجه به ارزش های درونی و باورهای شخصی خود، رفتارهایی را خیر یا شر تلقی می کند. برای مثال، فردی که به دیگران احترام می گذارد یا دروغ نمی گوید، غالباً براساس اصول و وجدان خودش این رفتارها را خوب می داند؛ در حالی که نقض این اصول در سطح فردی موجب عذاب وجدان و حس گناه می شود.
جنبه اجتماعی خیر و شر
در بعد اجتماعی، جامعه مجموعه ای از هنجارها، ارزش ها و قوانین را تعیین می کند که مرز میان خیر و شر را مشخص می سازند. آنچه در یک فرهنگ خیر تلقی می شود، ممکن است در جامعه ای دیگر بی اهمیت یا حتی ناپسند باشد. برای مثال، خوردن غذا با دست در برخی فرهنگ ها نشانه احترام است، اما در بعضی جوامع دیگر ممکن است بی ادبی تلقی شود. این تفاوت ها نشان می دهد برداشت جوامع از خوب و بد همیشه یکسان نیست و جامعه با تشویق یا تنبیه، این امور را تقویت می کند. قانون گذاری اجتماعی، نقشی اساسی در تعیین مصادیق خیر و شر دارد.
جنبه فلسفی و دینی خیر و شر
نگاه فلسفی به خیر و شر، فراتر از تجربه فردی و اجتماعی رفته و به دنبال کشف ماهیت و ریشه این مفاهیم است. فلاسفه با رویکردهای تحلیلی به این مقولات می پردازند. به عنوان مثال، ایمانوئل کانت معتقد بود معیار اخلاق، انجام وظیفه است و ارزش عمل اخلاقی را قصد و نیت انجام آن تعیین می کند، نه پیامدهای بیرونی آن. درمقابل، بنتام و جان استوارت میل از دیدگاه پیامدگرایی دفاع می کردند و معتقد بودند که خیر و شر یک عمل را باید بر اساس نتایج آن برای بیشترین تعداد افراد سنجید. از سوی دیگر، نیچه نگاه انتقادی و فرااخلاقی داشت و باور داشت باید فراتر از ارزش های سنتی نگریست و خودآفرینی ارزشی را دنبال کرد.
در اندیشه اسلامی، تشخیص خیر و شر تنها به عرف یا تجربه محدود نمی شود، بلکه مبتنی بر هدایت عقل و راهنمایی وحی است. اسلام با تاکید بر این که عقل، حجت باطنی انسان است، ما را به تفکر و خردورزی فرا می خواند تا با تامل در پیامدها، بتوانیم نیک و بد را از هم بازشناسی کنیم. درعین حال، آموزه های وحیانی یعنی قرآن کریم و سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) خطوط روشن تری برای رفتار اخلاقی ترسیم می کنند؛ تا جایی که برخی اصول اخلاقی چون عدالت، امانت داری، راستگویی و خیرخواهی، ارزش هایی مطلق و فرازمانی شمرده می شوند. خداوند در قرآن کریم به عدالت و نیکوکاری فرمان می دهد.[1] همچنین پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) ما را به همدلی و نوع دوستی دعوت می کند[2]. با این رویکرد، می توان گفت که در اسلام معیارهای اخلاقی مانند عدالت و امانت داری و … مطلق هستند، حتی اگر نمودهای رفتاری آن ها در جوامع مختلف تفاوت هایی داشته باشد. درواقع، اگرچه ممکن است نمونه های خیر و شر در طول زمان یا فرهنگ ها دستخوش تغییر شوند _ مثلاً آنچه در جامعه ای مصداق بخشش است، در جامعه ای دیگر شکل متفاوتی داشته باشد _ اما هسته اصلی این ارزش ها تغییرناپذیر و پایدار است؛ زیرا فطرت انسانی تغییرناپذیر و واحد است.
با بررسی تفاوت خیر و شر، روشن می شود که هرچند شکل و مصداق آن ها در فرهنگ ها و زمان های مختلف تغییر می کند، اما اصول بنیادین اخلاقی مانند عدالت، صداقت و مهربانی و … همواره راهنمای انسان بوده است. تقویت ارزش های اخلاقی، راه تعالی و همبستگی جامعه و بی توجهی به آن ها، آغاز فروپاشی اخلاقی است. هر فرد باید پیش از تصمیم گیری، پیامدهای کار خود را برای دیگران و جامعه بسنجد یا در موقعیت های دشوار با افراد آگاه و با تجربه مشورت کند. این توصیه ها کمک می کنند انتخاب هایمان آگاهانه و مسئولانه تر باشد. درنهایت باید گفت که ارزش های اخلاقی با وجود چالش های روزمره و تفاوت فرهنگی، همچنان چراغ راه انتخاب ها و آینده فرد و جامعه خواهند بود.
[1]«ـإِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ…»(نحل، 90) .
[2]. «…هر کارى که دوست دارى مردم در حقّت بکنند، تو با آنها همان کن و هر کارى که دوست ندارى نسبت به تو انجام دهند، تو نیز با آنان چنان مکن…» (الزهد للحسین بن سعید، 21/45)