بررسی ارتباط سلامت قلب و انتخاب راه عبور از صراط توسط انسان
در درس گذشته گفتیم که خلاف تصور عامه مردم صراط پلی به نازکی مو و به تیزی شمشیر بر روی جهنم نیست؛ بلکه صراط خود ما هستیم! صراط همان قلب انسان است؛ قلبی که از میان جهنم خواهش ها و تمایلات بخش های پایینی وجود عبور می کند.
هرچه بتوانیم در دنیا بر این تمایلات غلبه کنیم، مسیرمان مستقیم تر خواهد شد و در نتیجه، حرکتمان در قیامت نیز آسان تر و سریع تر می شود. پس پل صراط در قیامت چیزی بیرون از ما نیست؛ همان قلبی است که در طول زندگی با انتخاب ها و سبک زندگی خود ساخته ایم و خیال ها، افکار، نگاه ها، خوراک ها، شنیدنی ها، روابط و حتی عادت های کوچک روزمره همه در سرانجام کارمان موثر هستند.
شاید عجیب به نظر برسد، اما یکی از عوامل تأثیرگذار در کیفیت عبور ما از صراط، شیطان است. او نیرویی است که مدام بر تمایلات پایینی ما فشار می آورد تا مسیرمان کج شود؛ اگر در این میدان برنده نشویم، قلبمان آلوده شده و صراطمان به جهنم ختم شود. رذایل اخلاقی مانند حسادت، کینه، دروغ، نفاق، ترس و اضطراب هم درست مثل مین های پنهانی هستند که راه عبور از صراط را ناامن می کنند.
برای همین باید در وجود خودمان نیرویی پیدا کنیم که بتواند ما را در این رویارویی یاری کند. نیرویی که لذت داشتنش را بر همه لذت های کوچک ترجیح بدهیم، وگرنه همیشه به همان خوشی های زودگذر قانع می مانیم و هرگز به سراغ بخش الهی قلبمان نمی رویم؛ اگر این نیرو در ما فعال نشود، در جهنم محیط بر صراط سقوط خواهیم کرد.
اینجاست که اهمیت «تنظیم نظام محبتی» روشن می شود. تنها عاملی که می تواند ما را به سلامت قلب و استواری بر صراط مستقیم برساند، یافتن والاترین معشوق و چشیدن بالاترین لذت است؛ لذتی که قدرت چشم پوشی از تمایلات پایین، مبارزه با وسوسه های شیطان و مقاومت در برابر رذایل اخلاقی را به ما بدهد. این اکسیر معجزه آسا چیزی جز محبت و عشق به معشوق بی نهایت و نامحدود نیست.
نقش شیطان در صراط ما
تا زمانی که نتوانیم میان تمایلات طبیعی تعادل ایجاد کنیم، قدرت «نه گفتن» به وسوسه ها را به دست نیاوریم و خداوند در رأس معشوق ها و اولویت های ما قرار نگیرد، هر لحظه امکان انحراف قلبمان از مسیر صحیح وجود دارد. اما آیا رسیدن به چنین جایگاهی ساده است؟ مسلماً نه؛ زیرا در این راه یک دشمن جدی وجود دارد: شیطان.
او همان موجودی است که وقتی انسان به عنوان اشرف مخلوقات شناخته شد، قسم خورد که بر سر راه صراط مستقیم بنشیند و انسان را از آن منحرف کند. خداوند هم تا زمانی مشخص به او اجازه داد. از آن روز، او در صراط مستقیم کمین می کند تا با حمله های چهارطرفه، انسان را از قلب سلیم دور و به سقوط بکشاند.
به همین دلیل است که هر وقت تصمیم می گیریم سالم تر و الهی تر زندگی کنیم، وسوسه ها و پیشنهادهای گناه آلود بیشتر می شوند. وقتی همراه شیطان بودیم، کاری به ما نداشت. اما همین که از حزب او جدا شویم، به ما حمله می کند.
در عین حال، خداوند این تهدید را به فرصتی تبدیل کرده است. شیطان می تواند برای ما مثل یک حریف تمرینی قدرتمند باشد. حضور او باعث می شود انسان هیچ وقت غافل نشود. درست مثل کسی که روی پلی باریک حرکت می کند و زیر پل پر از حیوانات درنده است؛ در این حالت طبیعتاً تمام هوشیاری و دقت فرد صرف تمرکز برای نیفتادن می شود و دیگر چیزی نمی تواند تمرکز او را از هدف اصلی منحرف کند.
ما هم روی صراطی حرکت می کنیم که از دل جهنم می گذرد. اگر اهل مبارزه نباشیم، احتمال سقوطمان بالاست. اما همین خطر باعث می شود زندگی پرهیجان تر شود. قلبی که همیشه آماده باش است، محکم تر و سالم تر می ماند.
اما شیطان چگونه عمل می کند؟ با ایجاد فکرهای غلط، انگیزه های کاذب و احساسات منفی: ترس، غم، ناامیدی، حسادت و بدگمانی. این احساسات قلب را بیمار می کنند و قلب بیمار سنخیتی با بهشت ندارد. بنابراین صراط چنین فردی هم به جهنم ختم می شود. در مقابل، قلب سلیم و پرقدرت مثل رودی زنده است؛ همیشه هوشیار، همیشه آماده و در حال پویایی. حضور شیطان باعث این پویایی قلب در صراط مستقیم است و باعث می شود که انسان در زندگی دچار بی خیالی و بی انگیزگی نشود و به معرفت نفس دست پیدا کند. در این حالت در چالش با حملات شیطان می توانیم حیاتی جذاب، هیجان انگیز، پر تلاطم و زنده برای خودمان بسازیم. این مراقبت از قلب در مسیر مبارزه با شیطان، همان عاملیست که ما را به سلامت از جهنم یعنی همان راه عبور از صراط می گذراند.
رمز عبور از صراط
حالا پرسش اصلی: با وجود تمایلات نفس و حمله های شیطان، چگونه می توان راه عبور از صراط را سالم طی کرد؟
نخست باید بدانیم جهنم چیزی بیرون از ما نیست؛ همان بخش های طبیعی و پایینی وجود ماست. شهوت ها، دلبستگی های مادی و معشوق های کوچک، همان آتش های اطراف صراط هستند. وقتی در برابر آن ها مقاومت کنیم و به آن ها «نه» بگوییم، ضعیف می شوند و در عوض فطرت الهی ما بیدار شده و قدرت می گیرد.
در این حالت، لایه های جمادی، گیاهی، حیوانی و حتی عقل محض دریده می شوند و خودِ فطری ما آشکار می شود؛ نیرویی که می تواند با سرعت نور از صراط عبور کند. اما این مقاومت بدون داشتن یک لذت بزرگ تر ممکن نیست.
برای بریدن از لذت های کوچک، باید لذت بزرگ تری را چشیده باشیم. کسی می تواند از خواب شیرین سحر برخیزد که لذت خلوت با خدا را تجربه کرده باشد. کسی می تواند از وابستگی به نگاه دیگران بگذرد که طعم آزادی در حضور خدا را فهمیده باشد.
پس ما به یک موتور محرک فرازمینی نیاز داریم و آن موتور چیزی جز «عشق» نیست. عشق به خداوند، بزرگ ترین معشوق انسان، توانایی عبور از همه معشوق های کوچک را به ما می دهد؛ اگر این عشق را یاد بگیریم و تمرین کنیم، صراط برایمان هموارتر می شود.
قرآن کریم می گوید: مؤمنان در قیامت به منافقان می گویند: «به دنیا برگردید و نوری برای خود بیاورید.»[1] این نور همان میزان شباهت قلب انسان با خداست. همان عشقی است که در دنیا ذخیره کرده ایم. این نور در تاریکی صراط یاری مان می کند تا تعادل خود را حفظ کنیم.
بنابراین راه عبور از صراط، تمرین عاشق شدن است: عشق به خود حقیقی، عشق به فطرت، و عشق به خدا. هر چه این عشق پررنگ تر شود، نور بیشتری در اختیار داریم و صراط برایمان روشن تر و محکم تر خواهد بود.
در این درس گفتیم که صراط پلی بیرونی نیست؛ همان قلبی است که در دنیا ساخته ایم. تمایلات نفس و وسوسه های شیطان جهنمی هستند که این پل از میان آن می گذرد. عبور سالم از صراط فقط با سلامت قلب ممکن است.
سلامت قلب هم با تمرین «نه گفتن» به خواهش های کوچک و «بله گفتن» به بزرگ ترین معشوق به دست می آید. این بزرگ ترین معشوق چیزی جز خدا نیست. عشق به او است که نور صراط را روشن می کند، به ما تعادل می دهد و توان چشم پوشی از لذت های پایین را می بخشد.
پس میانبر واقعی برای عبور از صراط، نه در جادویی بیرونی؛ بلکه در دل خود ماست. هرچه محبت خدا در قلبمان بیشتر باشد، صراطمان محکم تر و عبورمان سریع تر خواهد شد. این همان راز ماندگار راه عبور از صراط است: عشق، نور و سلامت قلب.
[1] یَوْمَ یَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِینَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکُمْ قِیلَ ارْجِعُوا وَرَاءَکُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَیْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِیهِ الرَّحْمَهُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ