نظرات مخاطبین مدرسه انسان شناسی
انسان شناسی چیست؟ هدف خلقت و جایگاه انسان

علی رضایی
نام و مسیر مقاله:خودشناسی چیست آن را با روانشناسی اشتباه نگیریم | خودشناسی به معنای حقیقی
نظر شما:
سلام با خواندن مقاله بالا سوال های زیادی در ذهن مطرح میشه. یکی اینکه انسان چند بعد داره و آیا هر کدام از این ابعاد قسمتی از من نیست در راستای متن بالا همیشه میگیم اسم، من، به طور مثال علی هست یا، من، 40سال دارم. این که در تعریف های بالا این من از منی که شما میگید جدا شده رو خیلی قابل درک برای من نمی کنه. یکی دیگه اینکه اعتقاد های من جز، من، نمیشه این رو در رابطه با مسلمان یا مسحی بودن میگم و یا منظور شما اعتقادی فراتر از نام مذهب می گید.
پاسخ ما:
سلام، سؤال خیلی خوبی است. در نگاه انسانشناسی، انسان فقط یک بُعد ندارد؛ ما لایهها و ابعاد مختلفی داریم؛ مثل جسم، احساسات، افکار، عقل، گرایشهای معنوی و حقیقت عمیقتری که همه اینها را تجربه و مدیریت میکند. وقتی میگوییم «من علی هستم» یا «من ۴۰ سال دارم»، در واقع داریم به مشخصات، نام، سن، بدن یا موقعیت اجتماعیمان اشاره میکنیم؛ اینها مربوط به ما هستند، اما همهی حقیقت ما نیستند.
درباره اعتقادات هم همینطور است. بخشی از باورهای ما میتواند جزئی از هویت ذهنی و فرهنگی ما باشد؛ مثل اینکه در خانواده مسلمان، مسیحی یا هر دین دیگری بزرگ شدهایم. اما وقتی از «من حقیقی» صحبت میشود، منظور چیزی فراتر از برچسب مذهبی است؛ یعنی آن بخش از وجود انسان که حقیقتجو، کمالطلب، بینهایتخواه و مرتبط با خداست. بنابراین مسلمان یا مسیحی بودن بهعنوان یک عنوان، تمام حقیقت انسان را تعریف نمیکند؛ مهمتر این است که انسان چقدر با حقیقت، فطرت، خدا و مسیر رشد واقعی خود ارتباط زنده و آگاهانه دارد. برای درک دقیقتر این تفاوتها، پیشنهاد میکنیم مباحث دوره انسانشناسی را مرحلهبهمرحله ادامه دهید، چون این مفاهیم در طول مسیر روشنتر و قابل لمستر میشوند.
انسان شناسی چیست؟ هدف خلقت و جایگاه انسان

علی
نام و مسیر مقاله:چرا به دنیا آمدم؟ | هدف خدا از خلقت انسان چه بوده؟
نظر شما:
سلام خب نمیشد خدا این همه مارو به دردسر نداره و همون جا به کمال برسیم و به عشق خدا برسیم اخه واسه مک جای سوالها اون آدمی که تو فلان قبیله آفریقایی زندگی میکنه و فقط و فقط هم تو فکر اینه که شکمش و سیر کنه اصلا فکر نمیکنه که خدایی هم وجود داره بعدش چرا باید خدا یکی رو خوشگل سفید خلق کنه و تو یه کشوری با سطح رفاه خوب باشه بعد یکی رو سیاه بینی بزرگ لب ها شتری بعد تو بدترین کشور از نظر رفاه و ... در طول تاریخ م همیشه تو سری خور و برده بوده اخه کجای این عدالته که اصل دوم دین اسلامه بجز اینها فرض کنیم یکی حق منو خورده پولم رو برده و کتک هم زده بعد خدا روز قیامت میخواد تقاص منو ازش بگیره اصلا تکه تکه اش بکنه به چه درد من میخوره من امروز الان پول ندارم نمیشد همون خدای عادل و قادر مطلق امروز کاری میکرد که اون طرف این کارها رو نکنه ... و خیلی سوال های دیگه ...
پاسخ ما:
سلام، سؤالهایی که مطرح کردید کاملاً جدی و انسانیاند و اتفاقاً نشان میدهند ذهن شما دنبال فهم عمیقتری از عدالت خداست. پاسخ کوتاه این است که دنیا قرار نبوده جای رسیدنِ آماده و بیدردسر به کمال باشد؛ دنیا محل انتخاب، رشد، امتحان و شکوفا شدن ظرفیتهاست. اگر انسان بدون اختیار، بدون چالش و بدون امکان خطا مستقیماً به کمال میرسید، دیگر عشق، ایمان، صبر، عدالتخواهی، بخشش و رشد واقعی معنایی نداشت؛ چون همهچیز از قبل آماده و تحمیلی بود.
اما درباره تفاوت آدمها در ظاهر، نژاد، کشور، رفاه و شرایط زندگی؛ عدالت خدا به این معنا نیست که همه با شرایط کاملاً یکسان به دنیا بیایند، بلکه یعنی هرکس با توجه به امکانات، محرومیتها، فهم، توان، محیط و فرصتهایی که داشته سنجیده میشود. ممکن است کسی در رفاه زندگی کند اما امتحانش غرور، غفلت و مسئولیت اجتماعی باشد؛ و کسی در فقر یا محرومیت باشد اما نزد خدا با همان مقدار آگاهی و توان خودش حساب شود. بنابراین ملاک ارزش انسان، رنگ، زیبایی، کشور، ثروت یا طبقه اجتماعی نیست؛ ملاک این است که با آنچه داشته چه کرده است.
این سؤالها با یک جواب کوتاه کاملاً حل نمیشوند، چون به مباحث عمیقی مثل هدف خلقت، اختیار، عدل الهی، تفاوت امتحانها، نظام دنیا و حقیقت آخرت مربوطاند. پیشنهاد میکنم حتماً مباحث انسانشناسی و خداشناسی را مرحلهبهمرحله ادامه دهید؛ چون وقتی جایگاه انسان، هدف دنیا و معنای رشد روشنتر شود، پاسخ این سؤالها هم قابلفهمتر و آرامکنندهتر میشود.
خودشناسی چیست؟ -انسان چه چیزی نیست؟

زهراذوالفقاری
نام و مسیر مقاله:منظور از «من حقیقی» در وجود انسان چیست؟ | معرفی بالاتر از عقل یا فوق عقل
نظر شما:
چگونه من حقیقی ام رو پیدا کنم و شناسایی اش کنم و باهاش انس بگیرم من حقیقی چ ارتباطی دارد بااین عوامل: قلب روح نفس فوق عقل بامنی ک درون این جسم هست ودارد همه چیز رو میبیند و براین جسم مادی احاطه دارد چ ارتباطی دارد من میتوانم این من حقیقی ام روببینم؟
پاسخ ما:
بله، شما میتوانید «منِ حقیقی» خودتان را بشناسید؛ اما نه با چشم ظاهری، بلکه با آگاهی و توجه درونی. منِ حقیقی همان حقیقت عمیقتر وجود شماست که فراتر از جسم، احساسات زودگذر و خواستههای نفس قرار دارد. عقل، قلب و نفس هر کدام بخشی از ساختار وجود انساناند، اما شناخت نسبت درست آنها با «من» نیاز به آموزش و دقت دارد.
برای اینکه منِ حقیقیتان را بهتر بشناسید و با آن انس بگیرید، لازم است مباحث انسانشناسی را مرحلهبهمرحله ادامه دهید. این شناخت معمولاً با یک پاسخ کوتاه کامل نمیشود، بلکه در طول مسیر آموزش روشنتر میشود. پیشنهاد میکنیم حتماً ادامه دوره را دنبال کنید تا تصویر دقیقتری از حقیقت خودتان و نسبت آن با قلب، روح، نفس و عقل به دست آورید.
سلام، سؤالهایی که مطرح کردید کاملاً جدی و انسانیاند و اتفاقاً نشان میدهند ذهن شما دنبال فهم عمیقتری از عدالت خداست. پاسخ کوتاه این است که دنیا قرار نبوده جای رسیدنِ آماده و بیدردسر به کمال باشد؛ دنیا محل انتخاب، رشد، امتحان و شکوفا شدن ظرفیتهاست. اگر انسان بدون اختیار، بدون چالش و بدون امکان خطا مستقیماً به کمال میرسید، دیگر عشق، ایمان، صبر، عدالتخواهی، بخشش و رشد واقعی معنایی نداشت؛ چون همهچیز از قبل آماده و تحمیلی بود.
اما درباره تفاوت آدمها در ظاهر، نژاد، کشور، رفاه و شرایط زندگی؛ عدالت خدا به این معنا نیست که همه با شرایط کاملاً یکسان به دنیا بیایند، بلکه یعنی هرکس با توجه به امکانات، محرومیتها، فهم، توان، محیط و فرصتهایی که داشته سنجیده میشود. ممکن است کسی در رفاه زندگی کند اما امتحانش غرور، غفلت و مسئولیت اجتماعی باشد؛ و کسی در فقر یا محرومیت باشد اما نزد خدا با همان مقدار آگاهی و توان خودش حساب شود. بنابراین ملاک ارزش انسان، رنگ، زیبایی، کشور، ثروت یا طبقه اجتماعی نیست؛ ملاک این است که با آنچه داشته چه کرده است.
این سؤالها با یک جواب کوتاه کاملاً حل نمیشوند، چون به مباحث عمیقی مثل هدف خلقت، اختیار، عدل الهی، تفاوت امتحانها، نظام دنیا و حقیقت آخرت مربوطاند. پیشنهاد میکنم حتماً مباحث انسانشناسی و خداشناسی را مرحلهبهمرحله ادامه دهید؛ چون وقتی جایگاه انسان، هدف دنیا و معنای رشد روشنتر شود، پاسخ این سؤالها هم قابلفهمتر و آرامکنندهتر میشود.
سلام با خواندن مقاله بالا سوال های زیادی در ذهن مطرح میشه. یکی اینکه انسان چند بعد داره و آیا هر کدام از این ابعاد قسمتی از من نیست در راستای متن بالا همیشه میگیم اسم، من، به طور مثال علی هست یا، من، 40سال دارم. این که در تعریف های بالا این من از منی که شما میگید جدا شده رو خیلی قابل درک برای من نمی کنه. یکی دیگه اینکه اعتقاد های من جز، من، نمیشه این رو در رابطه با مسلمان یا مسحی بودن میگم و یا منظور شما اعتقادی فراتر از نام مذهب می گید.
سلام، سؤال خیلی خوبی است. در نگاه انسانشناسی، انسان فقط یک بُعد ندارد؛ ما لایهها و ابعاد مختلفی داریم؛ مثل جسم، احساسات، افکار، عقل، گرایشهای معنوی و حقیقت عمیقتری که همه اینها را تجربه و مدیریت میکند. وقتی میگوییم «من علی هستم» یا «من ۴۰ سال دارم»، در واقع داریم به مشخصات، نام، سن، بدن یا موقعیت اجتماعیمان اشاره میکنیم؛ اینها مربوط به ما هستند، اما همهی حقیقت ما نیستند.
درباره اعتقادات هم همینطور است. بخشی از باورهای ما میتواند جزئی از هویت ذهنی و فرهنگی ما باشد؛ مثل اینکه در خانواده مسلمان، مسیحی یا هر دین دیگری بزرگ شدهایم. اما وقتی از «من حقیقی» صحبت میشود، منظور چیزی فراتر از برچسب مذهبی است؛ یعنی آن بخش از وجود انسان که حقیقتجو، کمالطلب، بینهایتخواه و مرتبط با خداست. بنابراین مسلمان یا مسیحی بودن بهعنوان یک عنوان، تمام حقیقت انسان را تعریف نمیکند؛ مهمتر این است که انسان چقدر با حقیقت، فطرت، خدا و مسیر رشد واقعی خود ارتباط زنده و آگاهانه دارد. برای درک دقیقتر این تفاوتها، پیشنهاد میکنیم مباحث دوره انسانشناسی را مرحلهبهمرحله ادامه دهید، چون این مفاهیم در طول مسیر روشنتر و قابل لمستر میشوند.
چگونه من حقیقی ام رو پیدا کنم و شناسایی اش کنم و باهاش انس بگیرم من حقیقی چ ارتباطی دارد بااین عوامل: قلب روح نفس فوق عقل بامنی ک درون این جسم هست ودارد همه چیز رو میبیند و براین جسم مادی احاطه دارد چ ارتباطی دارد من میتوانم این من حقیقی ام روببینم؟
بله، شما میتوانید «منِ حقیقی» خودتان را بشناسید؛ اما نه با چشم ظاهری، بلکه با آگاهی و توجه درونی. منِ حقیقی همان حقیقت عمیقتر وجود شماست که فراتر از جسم، احساسات زودگذر و خواستههای نفس قرار دارد. عقل، قلب و نفس هر کدام بخشی از ساختار وجود انساناند، اما شناخت نسبت درست آنها با «من» نیاز به آموزش و دقت دارد.
برای اینکه منِ حقیقیتان را بهتر بشناسید و با آن انس بگیرید، لازم است مباحث انسانشناسی را مرحلهبهمرحله ادامه دهید. این شناخت معمولاً با یک پاسخ کوتاه کامل نمیشود، بلکه در طول مسیر آموزش روشنتر میشود. پیشنهاد میکنیم حتماً ادامه دوره را دنبال کنید تا تصویر دقیقتری از حقیقت خودتان و نسبت آن با قلب، روح، نفس و عقل به دست آورید.
خیلی مطلب مفید و خوبی بود
ممنون از استاد و عزیزان دیگری که زحمت میکشند
من بیشتر دچار حجاب های ظلمانی هستم البته گاهی هم حجاب نورانی به سراغم میاد
چطوری میتونم خودم رو به تکامل برسونم و ترک گناه کنم
سلام مهدیهی عزیز
رفع موانع و حجابهای ظلمانی اولین قدم در رسیدن به کمال و حرکت در مسیر انسانیت است. برایتان آرزو میکنیم در این مسیر ثابت قدم باشید.
پیشنهاد ما به شما استفاده از کارگاه «عوامل و موانع ورود به جهنم» در سایت مدیا منتظر است.
مگر چند نفر به کمال میرسند ؟این همه انسان زندگی میکنند و گناه میکنند توبه میکنند و در نهایت با یک پرونده از بدی ها و خوبی ها میمیرند بروید قبرستان را نگاه کنید به نظرتان حتی یک نفر هم به کمال رسیده؟! نه این جواب من است که حتی خدا هم میداند از ما بنده ها کسی نه به کمال میرسد ونه آن طور که لایق خداست عاشق میشود پس این جواب درست نیست، حتی یک مگس یک روزه هم به دنیا میاید و زندگی میکند و میمیرد هدف را فقط خدا میداند. فقط این را میدانم که بیهوده آفریده نشدیم
سلام زهرای عزیز.
بله رسیدن به کمال بسیار سخت است و متاسفانه تعداد زیادی از افراد نمیتواند هدف خلقت خود را محقق کنند، اما این ناتوانی که از عدم شناخت، تنبلی و بیحوصلگی نشات میگیرد؛ اصل مساله و هدف خلقت انسان را تحت شعاع قرار نمیدهد. پیشنهاد میکنیم مقالات مربوط به دوره « هدف خلقت و جایگاه انسان» را مطالعه کنید.
متن اشتباه تایپی داره نقص عضودر اخرت وجود ندارد نقص مال این دنیا هست
سلام دوست عزیز
ممنونیم که مقالات مدرسه انسانشناسی را مطالعه میکنید و امیدواریم برای شما مفید باشد. اما متن غلط تایپی ندارد!
نقض عضو، بیماری، معیوب بودن و ضعف اصطلاحاتی است که برای نشان دادن نسبتهای مختلف عدم آمادگی و تناسب با شرایط زیستی آخرت استفاده میشود. کسی که رحم دنیا را با قلبی سالم و متناسب با شرایط زیستی آخرت ترک نکرده باشد، در آخرت با مشکلات زیادی روبهرو خواهد بود. پیشنهاد میکنیم مقالات مربوط به دوره «نسبت دنیا به آخرت» را مطالعه کنید.
سلام خب نمیشد خدا این همه مارو به دردسر نداره و همون جا به کمال برسیم و به عشق خدا برسیم اخه واسه مک جای سوالها اون آدمی که تو فلان قبیله آفریقایی زندگی میکنه و فقط و فقط هم تو فکر اینه که شکمش و سیر کنه اصلا فکر نمیکنه که خدایی هم وجود داره بعدش چرا باید خدا یکی رو خوشگل سفید خلق کنه و تو یه کشوری با سطح رفاه خوب باشه بعد یکی رو سیاه بینی بزرگ لب ها شتری بعد تو بدترین کشور از نظر رفاه و ... در طول تاریخ م همیشه تو سری خور و برده بوده اخه کجای این عدالته که اصل دوم دین اسلامه بجز اینها فرض کنیم یکی حق منو خورده پولم رو برده و کتک هم زده بعد خدا روز قیامت میخواد تقاص منو ازش بگیره اصلا تکه تکه اش بکنه به چه درد من میخوره من امروز الان پول ندارم نمیشد همون خدای عادل و قادر مطلق امروز کاری میکرد که اون طرف این کارها رو نکنه ... و خیلی سوال های دیگه ...