رضایت از خداوند؛ نشانه ای از سلامت قلب یا واکنشی به شرایط؟

فهرست مطالب
چرا میزان رضایت از خداوند و حکمت‌ها و دستورات او در بین افراد مختلف با هم متفاوت است؟

چرا سطح رضایت از خداوند در انسان ها متفاوت است؟

اغلب تصور می کنیم حال خوب یا بد ما به آنچه داریم یا هستیم بستگی دارد. اما واقعیت پیچیده تر از این است. ممکن است فردی در رفاه کامل باشد ولی همچنان احساس نارضایتی کند و فردی دیگر با امکانات معمولی زندگی اش را با آرامش بگذراند. حتی کسانی هستند که با وجود سختی های شدید، نه شکایتی می کنند و نه اطرافیان را با گلایه هایشان آزرده می سازند.

راز این تفاوت در کجاست؟ پاسخ، در قلب انسان ها نهفته است. حال خوب یا بد ما بیش از آنکه به دارایی ها یا اتفاقات زندگی مان مربوط باشد، به کیفیت قلب ما و میزان رضایتمان از خدا بازمی گردد.

در واقع می توانیم ادعا کنیم که حال افراد مختلف در زندگی بیشتر از آنکه به کیفیت آسایش و امکانات آنها مربوط باشد، به حال و احوال قلب آنها و میزان رضایت آنها از خداوند مربوط است. کیفیت قلب افراد تعیین می کند که چه موضوعی آنها را خوشحال کند و چه اتفاقی آرامش و شادی آنها را به هم بریزد.

اگر قلبی توانسته باشد که به سلامت و تعادل برسد، چون توانسته اولویت بندی و مهندسی درستی بین معشوق های ریز و درشتش داشته باشد، هر موضوعی او را سست و مستأصل نمی کند؛ زیرا این نقصان ها و کمبودها مربوط به بخش های پایینی از ابعاد مختلف وجود اوست و قلب او در پیوند صحیح و عمیقی با بزرگ ترین معشوقش یعنی خداوند قرار گرفته، در نتیجه اعتماد و رضایت از خداوند در این رابطه جریان یافته است.

فرد در این رابطه به چنان سنخیت و اتصالی با معشوقش رسیده که یقین دارد، هر رخداد و قسمتی در دنیا به صلاحدید پروردگار و مربی عالم است، که برای تربیت او در بالاترین شکل انسانی طراحی شده است.

پس رضایت قلب نشان دهنده سلامت قلب ماست. نکته مهم آن است که موضوع رضایت از خداوند صرفاً به داشته ها و حوادث زندگی مربوط نمی شود. رضایت از خداوند نوعی توافق، پذیرش و خشنودی عمیق قلب از هر خواسته، سلیقه و دستور معشوق بی نهایت یعنی خداوند است. گستره این خواسته ها و تدبیرها پهناور است و شامل رضایت در برابر دستورات دینی و اخلاقی، همچنین رضایت در انواع حوادث، مشکلات، سختی ها و بلاهاست. برای درک بهتر دو نوع مهم رضایت از خداوند و ارتباط آن با سلامت قلب و طهارت نفس انسان با ما همراه باشید.

رضایت و تسلیم در برابر احکام خداوند

رشد کودک در سنین پایین نیازمند برنامه ریزی دقیق تغذیه، خواب، بازی و آموزش است. والدین آگاه محدودیت هایی برای فرزندان خود ایجاد می کنند تا آینده بهتری برایشان بسازند. این محدودیت ها از سر عشق و مسئولیت است، نه سخت گیری بی منطق.

موضوع دستورات خداوند در قالب احکام دین، اخلاق و اعتقادات هم همینطور است. او خالق و سازنده ما و متخصص خلقت ماست، پس فقط او می تواند دقیق ترین اطلاعات را در مورد بایدها و نبایدهای ما را در اختیار داشته باشد. او که خالق و آگاه به ساختار وجودی ماست، دقیقاً می داند چه چیزهایی ما را رشد می دهد و چه چیزهایی مانع رشدمان می شود. احکام دینی، ابزار پرورش جنبه الهی و انسانی ما هستند. محدودیت هایی که خدا وضع می کند، نه تنها آسیب زننده نیستند، بلکه مثل مربی ای دلسوز ما را برای رسیدن به اوج انسانیت تربیت می کنند.

همان طور که شاگرد یک استاد سخت گیر اما دانا، به حرف او اعتماد می کند؛ چون می داند که به نفع اوست، مؤمن هم با قلب سلیم در برابر خواسته های خداوند تسلیم است. اما این تسلیم و رضایت از کجا می آید؟

فقط قلبی که به سلامت رسیده، می تواند در برابر خواسته های خداوند مطیع و راضی باشد. چنین قلبی خدا را عمیقاً شناخته و به حقیقت وجود خودش عشق می ورزد. این قلب خدا را در صدر معشوق های خود قرار داده و خواسته های الهی را بر خواسته های شخصی مقدم می داند.

اما در مقابل، بسیاری از مردم هنوز خود حقیقی شان را نشناخته اند. آن ها وجود خود را صرفاً در سطح نیازهای مادی، جسمی یا عقلانی تعریف می کنند. وقتی این بخش ها دچار چالش می شوند، احساس محدودیت می کنند و از خدا گلایه دارند.

در حالی که احکام الهی، تنها بخش های سطح پایین وجود ما را محدود می کنند تا بخش های الهی مان اوج بگیرد. مثلاً پرخوری، پرخوابی یا پرگویی را محدود می کند، تا روح  ما سبک تر و شفاف تر شود. پس رضایت از خداوند در اطاعت از احکام، ثمرهٔ دو چیز است:
۱. شناخت عمیق از خداوند و باور به ربوبیت و حکمت او
۲. اولویت بندی درست در عشق ها و وابستگی ها

و اگر قلبی به این مرحله برسد، خدا نیز به عنوان سرپرست او وارد عمل می شود و او را در مسیر نورانی رشد هدایت می کند.

رضایت در برابر حوادث و چالش های زندگی

پیش از این از صبر گفتیم، اما رضایت از خداوند، مرتبه ای بالاتر از صبر است. سؤال اینجاست که این حس رضایت عمیق چگونه در قلب یک انسان شکل می گیرد؟

پاسخ این است که قلب سلیم، در پیوندی استوار با معشوق خود قرار دارد و باور دارد که هر اتفاقی، حتی تلخ ترین ها، بخشی از طرح عاشقانه خداوند برای تربیت اوست.

چنین انسانی، ابعاد مختلف وجودش را به خوبی می شناسد. می داند که شکست مالی، آسیب به بخش جمادی اوست. بیماری، به بُعد گیاهی مربوط می شود. از دست دادن روابط یا موقعیت های اجتماعی، آسیب به بُعد حیوانی اوست. اما هیچ کدام از این ها به بُعد الهی و همان حقیقت وجود او آسیبی نمی زنند.

او این آسیب ها را تحلیل و اولویت بندی کرده و آرام می ماند؛ چون می داند برنامه خدا به عنوان مربی انسان، حفظ تعادل و سلامت قلب ماست.

دلبستگی شدید ما به دارایی، زیبایی، روابط، موقعیت اجتماعی یا علم گاهی ما را سنگین و ناتوان می کند. در چنین شرایطی، خداوند برای بازگرداندن ما به مسیر اصلی و فطرتمان این وابستگی ها را از ما جدا می کند. همان طور که مادری دلسوز، پستانک را از کودک خود می گیرد تا او به مرحله بعدی رشد برسد.

ما اغلب از این جدایی ها رنج می کشیم، چون هنوز به عمق رابطه مان با خدا نرسیده ایم. اما قلب سلیم، از این جدایی ها استقبال می کند. صاحب چنین قلبی می داند که این ها برای سبُک بار شدن و اوج گرفتن او ضروری  هستند. درست مثل مسافری که برای پرواز باید بار اضافه اش را زمین بگذارد.

ما می خواهیم مسیر رشد را با خیالات و آرزوهای دنیایی طی کنیم، اما این ها اغلب با فطرت واقعی مان در تضاد هستند. خداوند گاهی تصمیمات ما را بر هم می زند، تا «منِ» محدود و خودبین ما را در خود حل کند و روحی بزرگ تر در ما متولد شود.

در این مسیر، رضایت از خدا مثل یک کاتالیزور عمل می کند؛ سرعت رشد را بالا می برد و مقاومت را کم می کند. چنین قلبی در برابر بلایا نمی لرزد، چون شادی اش را از نزدیکی با خدا تأمین می کند. او دیگر به خودش متکی نیست، چون می داند خداوند است که در مسیر تکامل، او را هدایت و پشتیبانی می کند.

در نهایت، رضایت از خدا ابتدا تمرینی برای رسیدن به قلب سلیم است و پس از آن، جزئی جدایی ناپذیر از ساختار آن قلب.

شاید وقت آن رسیده که از خودمان بپرسیم: آیا قلب ما واقعاً راضی است؟ یا فقط وقتی اوضاع خوب است لبخند می زنیم و در سختی ها دچار تزلزل می شویم؟ رضایت از خداوند، فقط یک احساس مثبت نیست؛ آینه ای است که میزان شناخت ما از خودمان و خدایمان را نشان می دهد. آیا ما هنوز به معشوق های کوچک دل بسته ایم، یا توانسته ایم دل را به بزرگ ترین معشوق بسپاریم؟ رسیدن به قلب سلیم شاید سخت باشد، اما بی شک ممکن است. این مسیر از رضایت شروع می شود، از جایی که تصمیم می گیریم به جای شکایت، اعتماد کنیم و به جای مقاومت، تسلیم شویم.

دیدگاهتان را بنویسید







نظرات

There are no comments.