چرا شباهت به اهل بیت تنها راه رسیدن به هدف خلقت است؟
در اعماق وجود هر انسانی، انگیزه ای ذاتی برای رشد، بهتر شدن و حرکت به سوی کمال وجود دارد. ما همواره می خواهیم از محدودیت ها فراتر برویم و به نسخه ای کامل تر از خود تبدیل شویم؛ اما پرسش اساسی اینجاست:
- مقصد این حرکت انسانی کجاست؟
- چه کسی می تواند راهنمای ما در این مسیر باشد؟
- چه معیاری نشان می دهد که ما در مسیر درست قرار داریم؟
از منظر انسان شناسی اسلامی، مقصد نهایی این حرکت، شبیه شدن به خداست؛ اما چون ذات الهی برای ما مستقیماً قابل مشاهده نیست، نیازمند الگویی روشن و قابل لمس هستیم تا مسیر را به ما نشان دهد. الگویی که هم شبیه خدا بوده و هم برای ما قابل الگوگیری باشد. اهل بیت (علیهم السلام) دقیقاً همین نقش را ایفا می کنند ؛ آن ها تجسم عینی ارزش های الهی و میزان کامل انسانیت هستند؛ نسخه ای عملی برای رسیدن به همان شباهت حقیقی.
در این مقاله نشان خواهیم داد که چرا شباهت به اهل بیت نه یک انتخاب فرعی، بلکه تنها راه مطمئن برای رسیدن به هدف خلقت است و چگونه این الگوگیری می تواند مسیر رشد و کمال ما را تضمین کند.
مفهوم شباهت به خدا و نقش اهل بیت در تحقق آن
شبیه شدن به خداوند، به معنای تقلید ظاهری یا دست یافتن به قدرتی خارق العاده نیست؛ بلکه به «هم سنخ شدن» با کمالات الهی اشاره دارد. این شباهت به معنای یکی شدن با ذات خدا نیست؛ بلکه یعنی اسماء و صفات الهی، مانند رحمت، علم و قدرت، در وجود ما نمود پیدا کند. این فرآیند، درست مانند رابطه یک شاگرد با استادش است؛ شاگرد با تمرین و ممارست، به تدریج مهارت ها و کمالات استاد را کسب می کند تا جایی که او نیز صاحب همان «اسم» و عنوان می شود. مسیر شبیه شدن به خدا نیز، مسیر کسب اسماء الهی و متخلق شدن به اخلاق اوست.[1]
اما پرسش مهم اینجاست: چگونه می توان به خدا شبیه شد در حالی که او بی نهایت و دست نیافتنی است؟
ما نمی توانیم خداوند را مستقیماً الگو قرار دهیم، زیرا او را نمی بینیم و نمی توانیم به صورت عینی رفتار و صفات او را در موقعیت های مختلف زندگی مشاهده کنیم. ما نیازمند نمونه ای هستیم که از یک سو، آینه تمام نمای کمالات الهی باشد و از سوی دیگر، در قالب یک انسان در میان ما زندگی کرده باشد تا بتوانیم رفتار او را در جزئیات زندگی، از نحوه برخورد با خانواده و دوستان گرفته تا شیوه مواجهه با دشمنان و مشکلات، مشاهده و الگوبرداری کنیم.
اهل بیت؛ میزان و انسان کامل در مسیر شباهت
در مسیر پیچیده و حساس رشد انسانی، هیچ مسافری بدون ابزار سنجش و ارزیابی حرکت نمی کند. همان طور که کوهنورد به ارتفاع سنج و ناخدا به قطب نما نیاز دارد، انسان نیز برای حرکت درست به سوی کمال نیازمند یک «میزان» دقیق است. این میزان، به ما کمک می کند اعمال، افکار و نیت های خود را ارزیابی کنیم و بفهمیم آیا در مسیر درست حرکت می کنیم یا از هدف اصلی فاصله گرفته ایم.
اما این میزان نمی تواند صرفاً قوانین خشک و بی روح باشد؛ روح انسان زنده و پویاست و نیازمند یک الگوی زنده است. اهل بیت (علیهم السلام)، مظهر تام و تمام حق و تجسم واقعی انسان کامل هستند. آن ها نسخه بالفعل همان چیزی هستند که ما به صورت بالقوه در وجود خود داریم. ما با عرضه کردن خود به آینه وجودی ایشان، می توانیم نقص ها و کجی های روح خود را شناسایی نموده و مسیر شباهت به خدا را به شکلی عملی طی کنیم. امام نه تنها راهنما، بلکه میزان و معیار اعمال است.[2] قرآن نیز می فرماید: «یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ»[3]این یعنی جایگاه انسان ها در قیامت با میزان شباهت به امامان سنجیده می شود. بنابراین تنها راه رسیدن به هدف خلقت از مسیر شباهت به اهل بیت (علیهم السلام) می گذرد و هر الگویی غیر از ایشان، ناقص و گمراه کننده است.
پیمودن مسیر شباهت: از تمنای قلبی تا سبک زندگی
شناخت مقصد و الگو، آغاز راه است، اما پیمودن مسیر شباهت به اهل بیت (علیهم السلام)، نیازمند یک حرکت عملی است. این حرکت، با تمنای عمیق قلبی آغاز می شود؛ همان خواسته ای که خود اهل بیت نیز در زیارت عاشورا به ما آموخته اند: «… مرا در دنیا و آخرت با شما قرار دهد و به آن مقام ستوده ای که شما نزد خدا دارید، برساند.»[4] اما تحقق شباهت به اهل بیت تنها با دعا ممکن نیست. باید سبک زندگی مان را با سیره ایشان هماهنگ کنیم. نمی توان قلباً آرزوی همراهی با پاک ترین انسان ها را داشت، اما در عمل، مسیری مخالف سیره و منش آن ها را پیمود. این مانند کسی است که ادعای صعود به قله را دارد؛ اما تجهیزات لازم را برنداشته و در دامنه کوه سرگرم تفریحات دیگر است.
شباهت به اهل بیت یعنی در تمام انتخاب ها، ارتباط ها، افکار و رفتارهایمان، از نحوه کسب درآمد و روابط خانوادگی گرفته تا شیوه مواجهه با دوستان و دشمنان، معیار و میزان ما سیره و منش ایشان باشد؛ در غیر این صورت، ادعای شباهت چیزی جز خیال پردازی نیست.
چالش های مسیر شباهت: خطر الگوهای کاذب
بزرگ ترین خطر در مسیر شباهت به اهل بیت (علیهم السلام)، انتخاب الگوهای کاذب است. در دنیای امروز، بسیاری از شخصیت ها به عنوان الگو معرفی می شوند؛ از هنرمندان و ورزشکاران تا فیلسوفان و دانشمندان. اما این الگوها، در بهترین حالت، انسان را تا مرزهای عقلانی یا حیوانی می رسانند، نه تا شباهت به خدا؛ زیرا خودشان به این مقام نرسیده اند.
اگر الگوی ما شخصی باشد که فقط در یک بُعد، مانند علم یا هنر یا قدرت اجتماعی رشد کرده، ما هم در بهترین حالت به همان اندازه رشد خواهیم کرد. کسی که الگویش یک دانشمند باشد، نهایتاً به قله عقلانیت می رسد؛ و کسی که قهرمانی ورزشی را الگوی خود بداند، در همان چهارچوب باقی خواهد ماند. اما اگر بخواهیم به بی نهایت نزدیک شویم و همه ابعاد وجودمان شکوفا گردد، باید الگویی را برگزینیم که خود به بی نهایت رسیده باشد. در واقع همان طور که حساس ترین امور مادی خود را به دست متخصص ترین افراد می سپاریم، لازم است روح خود را که بخش انسانی وجود ماست، به دست متخصصی معصوم بسپاریم. پیروی از الگوهای باطل و ناقص، نتیجه ای جز گمراهی و حسرت در پی نخواهد داشت.
در این درس درباره حرکت انسانی و هدف غایی آن صحبت کردیم و گفتیم که مسیر رشد انسانی سفری از «خود» به «خدا»ست. غایت این سفر، شباهت به خداوند است و اهل بیت (علیهم السلام) به عنوان انسان کامل، هم معیار سنجش و هم نقشهٔ راه این سفر را در اختیار ما گذاشته اند. نقشه راه، همان سیره ایشان است و میزان، وجود نورانی آنان.
بنابراین، شباهت به اهل بیت نه تنها راهی مطمئن برای رشد انسانی، بلکه تنها راه تحقق هدف خلقت است؛ زیرا میزان نهایی خداست و اهل بیت مظاهر تام اویند. هر اندازه در این شباهت عمیق تر شویم، به همان اندازه به حقیقت الهی و هدف خلقت مان نزدیک تر خواهیم شد.
[1] پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) می فرماید: «تَخَلَّقُوا بِأَخْلاَقِ اَللَّهِ.»
[2] در زیارت امیرالمؤمنین آمده است: «السَّلامُ عَلَیک یا میزانَ الأعمال».
[3] سورۀ اسراء، آیۀ 71
[4] «أَنْ یَجْعَلَنِی مَعَکُمْ فِی الدُّنْیَا وَ اﻵْخِرَه…. وَ أَسْأَلُهُ أَنْ یُبَلِّغَنِی الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ..»