بررسی قدمت بهشت از منظر عقل و ایمان؛ آیا بهشت پیش از دنیا وجود داشته است؟

فهرست مطالب
تحلیل قدمت بهشت از منظر آیات، روایات و دلایل فلسفی

تحلیل قدمت بهشت از منظر آیات، روایات و دلایل فلسفی

انسان از دیرباز به حقیقت وجودی و جایگاه خود در جهان هستی اندیشیده است. در این راستا، یکی از مفاهیمی که همواره مورد توجه متفکران، عالمان و مردم عادی قرار گرفته، موضوع قدمت بهشت است. در آموزه‌های اسلامی، بهشت به‌عنوان مقصد نهایی انسان و بالاترین پاداش برای بندگی خدا معرفی شده است؛ با‌این‌حال سؤالاتی دربارۀ قدمت و حقیقت بهشت به وجود می‌آید، از جمله:

· آیا بهشت صرفاً پاداشی پس از مرگ است یا حقیقتی ازلی که قدمتی فراتر از جهان مادی دارد؟

· آیا در سلسله مراتب آفرینش، خلقت بهشت مقدم بر دنیای مادی بوده است؟

· آیا خداوند فقط ایدۀ بهشت را طراحی کرده یا واقعاً بهشتی پیش از دنیا وجود داشته است؟

· آیا آفرینش بهشت دارای حقیقت زمانی است یا تقدم وجودی دارد؟

برای پاسخ به این پرسش‌ها لازم است فراتر از احساسات و آموخته‌های سطحی گام برداریم و به بررسی عمیق آیات قرآن، روایات معصومین (علیهم‌السلام) و استدلال‌های عقلی و فطری بپردازیم. بسیاری از افراد بهشت را صرفاً مکانی ایده‌آل برای زندگی پس از مرگ می‌دانند، غافل از اینکه این نگرش، بُعدی اساسی از حقیقت بهشت را نادیده می‌گیرد: قدمت و اصالت آن!

متفکران و مفسران اسلامی با استناد به آیات قرآن و روایات معصومین (علیهم‌السلام)، بر این باورند که بهشت قبل از دنیا خلق شده است؛ به‌عنوان مثال، به آیاتی استناد می‌کنند که به آماده‌سازی بهشت برای بندگان اشاره دارد، که خود نشان‌‌دهندۀ وجود واقعی بهشت پیش از آفرینش دنیا و جهان مادی است.

در کنار آیات و روایات، استدلال‌های فطری و عقلی مختلفی وجود دارد که می‌توان بر اساس آن‌ها به قدمت و حقیقت بهشت پی برد؛ این واقعیت بیانگر این است که می‌توان هر آنچه در عالم خلقت وجود دارد را از دل نفس و فطرت انسان بیرون کشید. در این درس با اشاره به چند نمونه از آیات قرآن، روایات معصومین (علیهم‌السلام) و استدلال‌های عقلی و فلسفی به بررسی موضوع تقدم خلقت بهشت بر دنیا خواهیم پرداخت.

بررسی موضوع قدمت بهشت از دیدگاه نقلی

قدمت بهشت موردی است که اختلاف نظرهایی دربارۀ آن وجود دارد. برخی افراد بهشت را حقیقتی مربوط به آخرت و پس از عالم دنیا می‌دانند و برخی دیگر به وجود بهشت پیش از دنیا معتقدند؛ دلیل این تفاوت نظر، تفسیرهای مختلفی است که افراد از آیات و روایات موجود دربارۀ بهشت دارند.

نظرات گروه‌هایی که به قدمت بهشت پیش از دنیا باور دارند به چند دستۀ مختلف تقسیم می‌شود. برخی این تقدم را زمانی می‌دانند و برخی دیگر به تقدم وجودی و رتبه معتقدند. تقدم وجودی به این معناست که وجود چیزی نسبت به چیز دیگر از نظر ارزش و اهمیت جایگاه بالاتری دارد. با این تعریف، بهشت از نظر ارزش و جایگاه بر عالم ماده و دنیا برتری دارد و به‌نوعی علت وجودی آن محسوب می‌شود. با مرور درس «اولین آفریده چیست؟» و «حقیقت خلقت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)» می‌توان مفهوم تقدم وجودی و تفاوت آن با تقدم زمانی را بهتر درک کرد. در ادامه با اشاره به چندین آیه و روایت، نمونه‌هایی از نظرات موجود در زمینۀ پیشینۀ بهشت را مرور خواهیم کرد.

قدمت بهشت از نگاه آیات قرآن کریم

برخی گروه‌ها به قدمت بهشت پیش از دنیا معتقدند و باور دارند که هم‌اکنون بهشت وجود دارد. این افراد به عباراتی مانند «أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ»[1]، «أُعِدَّتْ لِلَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ»[2]، «أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ»[3] و «وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ»[4] استناد می‌کنند؛ چون واژه‌های «أُعِدَّ» و «أَعَدَّ» به آماده و فراهم شدن چیزی از قبل اشاره دارند و از نظر آنان، این بدان معناست که بهشت از قبل آماده شده و موجود است.

از دیگر آیاتی که بر اساس آن به قدمت و پیشینۀ بهشت استناد می‌شود، آیات مرتبط با داستان سکونت حضرت آدم (علیه‌السلام) در بهشت[5] و هشدار بیرون رانده شدن ایشان از آنجا است.[6] چنین آیاتی بر آفرینش حقیقی بهشت و موجود بودن آن پیش از دنیا تأکید می‌کنند؛ البته همواره بین مفسران بحث‌هایی دربارۀ ماهیت بهشت حضرت آدم (علیه‌السلام) مطرح بوده است.

قدمت بهشت از نگاه روایات

موضوع قدمت بهشت از جمله مواردی است که در احادیث قدسی و روایت‌های معصومین (علیهم‌السلام) مورد بحث قرار گرفته است. یکی از بخش‌های اصلی در این موضوع، موجودیت بهشت است. امام صادق (علیه‌السلام) در روایتی دربارۀ اهمیت باور به موجودیت بهشت می‌فرمایند: «شیعۀ ما نیست کسى که چهار چیز را انکار کند: معراج، سؤال قبر، آفریده شدن بهشت و دوزخ و شفاعت.»[7]

خداوند در حدیثی قدسی به نعمت‌های غیر‌قابل وصف بهشت اشاره کرده و می‌فرمایند: «برای بندگان صالحم چیزهایی را آماده کرده­ام که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده است و به قلب هیچ بشری خطور نکرده است.»[8] نکتۀ قابل توجه در این حدیث این است که خداوند نفرموده نعمت‌ها را در آینده فراهم خواهم کرد، بلکه از قبل مهیا بوده‌اند. عبارت «أَعْدَدْتُ؛ فراهم کرده‌ام» اشارۀ مستقیمی به جنبۀ عینی و حقیقی بهشت است و به‌نوعی به پیشینۀ بهشت هم اشاره دارد.

برخی افراد بهشت و جهنم را صرفاً ایده‌‌ای می‌‌دانند که بعد از برپایی قیامت و در عالم آخرت موجود می‌شوند؛ ولی امام رضا (علیه‌السلام) در پرسش و پاسخ با فردی در این زمینه، به موجودیت بهشت و فراتر بودن آن‌ از خلقت تقدیری اشاره فرموده‌اند.[9] فردی خدمت امام (علیه‌السلام) عرض کرد اى فرزند رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، به من از بهشت و جهنم خبر بده که آیا این دو الان آفریده شده‌اند؟ حضرت فرمودند: بله و زمانى که رسول خدا (صلى‌اللّه‌علیه‌و‌آله) به آسمان منتقل شدند، وارد بهشت شده و جهنم را هم دیدند. اباصلت مى‌گوید: عرض کردم گروهى مى‌گویند: بهشت و جهنم مقدر شده‌اند، ولى آفریده نشده‌اند. حضرت فرمودند: آن‌ها از ما و ما از آن‌ها نیستیم. کسى که آفریده شدن بهشت و جهنم را انکار کند، پیامبر خدا (صلى‌اللّه‌علیه‌و‌آله) و ما را دروغ‌گو مى‌داند و بهره‌اى از ولایت ما نخواهند داشت.

قدمت بهشت از نگاه قانون نسبت

آنچه از آیات و روایات دریافت می‌شود این است که قدمت بهشت به پیش از خلقت دنیا برمی‌گردد. بدین ترتیب آخرت، بهشت و جهنم وقایعی نیستند که در آینده رخ بدهند، بلکه پیش از دنیا وجود داشته‌اند. همراه با دنیا آخرتی وجود دارد و آخرت، احاطه‌کنندۀ دنیاست؛[10] بنابراین وقتی از بهشت سخن می‌گوییم در واقع از واقعیتی صحبت می‌کنیم که وجود آن مقدم بر وجود دنیاست و دنیا، پایین‌ترین مرتبۀ تجلی آن است.

پیشتر در بحث قانون نسبت به رابطۀ دنیا و آخرت، که بهشت هم بخشی از حقیقت آخرت است، اشاره کرده‌ایم. رابطۀ دنیا و آخرت شبیه رابطۀ رحم مادر و دنیاست. همان‌طور که جنین در رحم مادر قرار دارد و قصد بازگشت به دنیا را دارد، دنیا هم در دل آخرت قرار گرفته و انسان پس از پشت سر گذاشتن دوران زندگی در دنیا، به سوی آخرت بازمی‌گردد. آخرت و بهشت از ذات خود چیزی را به رحم دنیا می‌فرستند که همان نفخۀ الهی است. این نفخه پس از تعلق به بدن، انسان را برای بازگشت به سوی خداوند آماده می‌سازد. بر اساس این نگرش، بهشت نه‌تنها پاداشی اخروی، بلکه سرچشمه و منشأ وجودی دنیاست و ما با انجام عمل صالح در دنیا می‌توانیم به سوی بهشت و کمال مطلق بازگردیم. این بازگشت تحقق همان هدف ازلی و ابدی خلقت ما انسان‌هاست.

استدلال‌های فلسفی و عقلی برای اثبات قدمت بهشت

در بررسی موضوع قدمت بهشت، با توجه به بُعد عقلانی و فلسفی این مسأله، می‌توان به استدلال‌هایی متنوع و عمیق پرداخت که هر‌یک روشن‌کنندۀ ابعاد مختلف این حقیقت هستند. آیا واقعاً بهشت فقط وعده‌ای پس از مرگ است یا اینکه شامل واقعیتی ازلی و بنیادی در هستی می‌شود؟ در ادامه با اشاره به برخی مفاهیم کلیدی همچون اصل غایت‌مندی در آفرینش، فطرت الهی انسان و موضوع خلافت الهی، به بررسی دلایلی خواهیم پرداخت که نشان می‌دهد قدمت بهشت هم از نظر وجودی معتبر است و هم می‌تواند به‌عنوان نقطۀ آغاز و هدف نهایی خلقت انسان‌ها در نظر گرفته شود.

اصل غایت‌مندی در آفرینش

یکی از استدلال‌های منطقی برای اثبات قدمت بهشت «اصل غایت‌مندی در آفرینش» است. بر اساس این اصل، خداوند حکیم در آفرینش خود همیشه هدف و غایتی مشخص دارد و کار بیهوده انجام نمی‌دهد. آفرینش انسان هم باید دارای هدفی فراتر از زندگی دنیوی باشد؛ چون زندگی دنیایی با تمام چالش‌ها و فراز و نشیب‌هایش، کوتاه و گذراست؛ اگر زندگی انسان را فقط محدود به دنیا در نظر بگیریم، آفرینش او بیهوده خواهد بود. هدف نهایی خلقت انسان، قرب الهی، سعادت و رسیدن به کمال مطلق است.

بهشت، به‌عنوان نمادی از کمال و مقصد نهایی انسان، جایی است که بندگان به این قرب و سعادت می‌رسند.[11] از آنجا که خداوند از ازل به غایت آفرینش آگاه بوده و مقدمات لازم را فراهم کرده، می‌توان نتیجه‌گیری کرد که بهشت از نظر وجودی بر دنیا مقدم است؛ یعنی خداوند ابتدا بهشت را به‌عنوان هدف نهایی در نظر داشته و سپس دنیا را به‌عنوان ابزاری برای رسیدن به آن هدف خلق کرده است.

فطرت الهی و تمایل به کمال

یکی از استدلال‌ها برای اثبات قدمت بهشت، فطرت الهی انسان و تمایل او به کمال است. انسان با فطرتی الهی به این دنیا می‌آید.[12] این فطرت مجموعه‌ای از گرایش‌ها، تمایلات و استعدادهای ذاتی است که او را به سوی خوبی‌ها، زیبایی‌ها و کمال هدایت می‌کند. یکی از ویژگی‌های برجسته‌‌ این فطرت، تمایل به بی‌‌نهایت است. انسان همواره به دنبال یافتن سعادت، آرامش و کمال مطلق است و هیچ‌‌گاه به وضع موجود بسنده نمی‌‌کند. محدودیت‌های دنیای مادی این تمایل به بی‌‌نهایت را به‌طور کامل برآورده نمی‌‌کند. هر لذتی در این جهان با رنجی همراه است و هیچ کمالی مطلق و بی‌‌نقص نیست؛ بنابراین اگر انسان دارای فطرتی است که او را به سمت بی‌‌نهایت سوق می‌دهد و این بی‌‌نهایت در جهان مادی یافت نمی‌شود، باید منبع و جایگاهی فراتر از دنیا برای ارضای این تمایل و تجلی کمال مطلق وجود داشته باشد. این مرتبه و جایگاه همان بهشت است؛ اما چرا فطرت انسان، گواهی بر قدمت بهشت است؟ فطرت را می‌توان حافظه‌ای ازلی دانست. گویی انسان زمانی در وضعیتی بی‌‌نقص و کامل، یعنی بهشت، قرار داشته و طعم سعادت و آرامش مطلق را چشیده است؛ سپس به این دنیای مادی هبوط کرده و از آن جایگاه دور افتاده، اما خاطرۀ آن کمال در فطرتش باقی مانده و همواره او را به سوی خود فرا می‌خواند.

 همان‌طور که در درس‌های پیش هم اشاره شد، طلب هر چیز، دلیل بر وجود آن و بهره‌برداری قبلی از آن است. کسی که به دنبال کمال و بهشت می‌گردد، حتماً در گذشته طعم آن را چشیده است. انسان در این دنیا همواره گمشده‌ای دارد و ناخودآگاه به دنبال یافتن آن است. این گمشده همان بهشت ازلی است که در اعماق وجودش به دنبال آن می‌گردد. بر این اساس می‌توان گفت بهشت از نظر وجودی بر دنیا مقدم است.

خلافت الهی

مسألۀ خلافت الهی، دریچه‌ای نو برای بررسی قدمت بهشت نسبت به دنیا و جهان مادی است. در قرآن کریم، انسان به‌عنوان خلیفۀ خدا در زمین معرفی شده است؛[13] یعنی انسان نماینده و جانشین خداوند است و باید صفات الهی را در وجود خود متجلی سازد.

از سوی دیگر می‌دانیم بهشت مکانی است که در آن صفات الهی به اوج کمال خود می‌رسند. رحمت، عدالت، زیبایی و کمال همگی در بهشت به‌طور کامل متجلی می‌شوند. انسان به‌عنوان خلیفۀ خدا موظف است در راستای تحقق صفات الهی در زمین تلاش کند. این تلاش شامل برقراری عدالت، گسترش صلح و مهربانی و آبادانی زمین است.

اگر انسان خلیفۀ خدا در زمین است و باید صفات الهی را متجلی کند و این صفات به‌طور کامل در بهشت تجلی یافته‌اند؛ پس تلاش انسان برای تحقق خلافت الهی در دنیا، در واقع تلاشی برای بهشتی کردن دنیاست. حال چرا این کوشش انسان در این زمینه نشانه‌ای از قدمت بهشت محسوب می‌شود؟ چون این تلاش نشان می‌دهد که الگو و مدل انسان برای زندگی چیزی فراتر از دنیای مادی است. انسان ناخودآگاه به دنبال تحقق آرمان‌شهری الهی در زمین است. این آرمان‌شهر همان بهشت است که به‌عنوان کمال در ذهن انسان وجود دارد و او را به سوی خود می‌کشاند.

در این درس به موضوع قدمت بهشت پرداختیم و بیان کردیم که بهشت فقط پاداشی پس از مرگ نیست، بلکه حقیقتی ازلی است که ریشه در خلقت و وجود انسان دارد. بهشت، وجودی مستقل و مقدم بر جهان مادی است و احساس غربت و میل به کمال در انسان‌ها، به‌عنوان نشانه‌هایی از وجود این حقیقت در نظر گرفته می‌شود. اصل غایت‌‌مندی در آفرینش و تمایل ذاتی انسان به کمال نشان‌ می‌دهد که زندگی دنیوی باید به‌عنوان مقدمه‌ای برای بازگشت به بهشت و کمال مطلق در نظر گرفته شود. پیوند انسان با خلافت الهی و تلاش برای تجلی صفات الهی در زمین، دلیلی بر این است که بهشت به‌عنوان آرمان و هدفی فراتر، همواره در نهاد انسان وجود دارد؛ بنابراین باید بهشت را به‌عنوان یک واقعیت ازلی و هدف نهایی زندگی انسان مدنظر قرار دهیم.

آیا شما استدلال‌های عقلی و نقلی دیگری می‌شناسید که به اثبات موجودیت بهشت قبل از دنیا کمک کند؟


[1] وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ؛ سوره آل عمران، آیه 133

[2] سَابِقُوا إِلَىٰ مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا کَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ؛ سوره حدید، آیه 21

[3]أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا ذَٰلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ؛ سوره توبه، آیه 89  

[4] وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ذَٰلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ؛ سوره توبه، آیه 100

[5] وَ قُلْنَا یَا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّهَ؛ سوره بقره، آیه 35

[6] فَقُلْنَا یَا آدَمُ إِنَّ هَٰذَا عَدُوٌّ لَکَ وَ لِزَوْجِکَ فَلَا یُخْرِجَنَّکُمَا مِنَ الْجَنَّهِ فَتَشْقَىٰ؛ سوره طه، آیه 117

[7] لیسَ مِن شِیعَتِنا مَن أنکَرَ أربَعهَ أشیاءَ: المِعراجَ و المُساءَلَهَ فِی القَبرِ و خَلقَ الجَنَّهِ وَ النارِ وَ الشَّفاعَهَ؛ علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج 8، ص 197

[8] أَعْدَدْتُ لِعِبَادِیَ الصَّالِحِینَ مَا لَا عَیْنٌ رَأَتْ وَ لَاأُذُنٌ سَمِعَتْ وَ لَا خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَر؛ عوالی اللئالی، ج 4، ص 101

[9]  اَلْهَمْدَانِیُّ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ اَلْهَرَوِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَخْبِرْنِی عَنِ اَلْجَنَّهِ وَ اَلنَّارِ أَ هُمَا اَلْیَوْمَ مَخْلُوقَتَانِ فَقَالَ نَعَمْ وَ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قَدْ دَخَلَ اَلْجَنَّهَ وَ رَأَى اَلنَّارَ لَمَّا عُرِجَ بِهِ إِلَى اَلسَّمَاءِ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ فَإِنَّ قَوْماً یَقُولُونَ إِنَّهُمَا اَلْیَوْمَ مُقَدَّرَتَانِ غَیْرُ مَخْلُوقَتَیْنِ فَقَالَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ مَا أُولَئِکَ مِنَّا وَ لاَ نَحْنُ مِنْهُمْ مَنْ أَنْکَرَ خَلْقَ اَلْجَنَّهِ وَ اَلنَّارِ فَقَدْ کَذَّبَ اَلنَّبِیَّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ کَذَّبَنَا وَ لَیْسَ مِنْ وَلاَیَتِنَا عَلَى شَیْءٍ وَ خُلِّدَ فِی نَارِ جَهَنَّمَ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: هٰذِهِ جَهَنَّمُ اَلَّتِی یُکَذِّبُ بِهَا اَلْمُجْرِمُونَ یَطُوفُونَ بَیْنَهٰا وَ بَیْنَ حَمِیمٍ آنٍ؛ علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج 8، ص 284

[10] امیرالمؤمنین (علیه‌السلام): اَلدُّنْیَا فِی اَلْآخِرَهِ وَ اَلْآخِرَهُ مُحِیطَهٌ بِالدُّنْیَا؛ ارشاد القلوب إلی الصواب، الدیلمی؛ ج 2، ص 309

[11] فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّهَ فَقَدْ فَازَ؛ سوره آل عمران، آیه 185

[12]  فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا؛ سوره روم، آیه 30

[13] إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً؛ سوره بقره، آیه 30

دیدگاهتان را بنویسید







نظرات

There are no comments.