کاهش فشار روانی، غصه ها و اضطراب ها چه ارتباطی با نوع نگاه ما به زندگی دارد؟
فشار روانی موریانه ای است که زندگی اکثر ما را در سکوت می جود و عامل بسیاری از بیماری ها، ترس ها، ناآرامی ها و شکست های ماست. معضلی که اغلب با آن دست به گریبانیم و هیچ راه مطمئنی هم برای رهایی از آن نمی شناسیم. هر چند سال یک بار راهکارهای جدید و متفاوتی در میان مردم برای مبارزه با فشار روانی همه گیر شده و پس از مدتی هم محبوبیت خود را از دست می دهند؛ چون اغلب این راهکارهای حالت مقطعی و سطحی داشته و با ریشۀ احساسات ما مواجه نمی شوند.
از ابزارهای کنترل اضطراب مثل اسلایم ها و اسباب بازی های ضد استرس تا مراجعه به تراپیست هر کدام تلاش هایی برای کاستن از فشار روانی مختل کننده ای است که در زندگی ما جریان دارد. تلاش هایی که متاسفانه اغلب بی نتیجه باقی می مانند و نمی توانند شادی و آرامشی پایدار ایجاد کنند. تقریبا می توانیم ادعا کنیم که کسی را سراغ نداریم که از گزند فشارهای روانی و اضطراب ها ایمن باشد. مسائل و موضوعات مختلف ابعاد گوناگون زندگی ما را مورد هجوم خود قرار می دهند و ما همواره به دنبال پناهگاهی امن برای در امان ماندن از آسیب آن ها می گردیم؛ البته افرادی هستند که به نحوی توانایی کنترل فشارهای مختلف را دارند و شرایط یا حالات خود را به گونه ای مدیریت می کنند که نه تنها در این شرایط آسیب نمی بینند، بلکه از آن به عنوان پلی برای پیشرفت استفاده می کنند.
تبدیل شرایط سخت و طاقت فرسا به شادی و آرامش مهارتی است که همه انسان ها توانایی کسب آن را دارند، اما لازمه هایی دارد که با نوع نگاه ما به زندگی بی ارتباط نیست؛ شاید اگر می دانستیم که بالارفتن قدرت ما در تحمل این فشارها با تعریف درستمان از زندگی ارتباط مستقیمی دارد، تا به حال حتما به دنبال فهمیدن این تعریف صحیح رفته بودیم.
یکی از تفاوت های دید مادی گرایانه با دید الهی یا فطرت گرایانه به زندگی از همین جا مشخص می شود؛ یعنی می توان ادعا کرد که با وجود باور حقیقی به عالم پس از مرگ و آشنایی با ساختار و قواعد عالم دنیا، ناراحتی های ناشی از ابتلائات دنیایی کم کم موضوعیت خود را از دست می دهند و کاهش غصه ها، فشار روانی و رفع اضطراب ها با وجود چنین دیدی تقریبا حتمی بوده و نتیجه و قضایی است که در صورت شکل گیری باور درست ما نسبت به ابدیت به طور خود به خود اتفاق می افتد. ما در این درس قصد داریم تا به توضیح چگونگی تاثیر باور به ابدیت در کاهش غصه ها و فشار روانی و همچنین ایجاد آرامش بپردازیم.
تاثیر باور به ابدیت
شاید آنچه بیش از همه ما را نسبت به تحمل شرایطی که داریم، بی تاب می کند، تصور بی فایده و بی اثر بودن تحمل سختی هایی ا ست که در طول زندگی با آن ها دست و پنجه نرم می کنیم؛ البته چنین دیدی تنها از عدم باور صحیح نسبت به ابدیتی که مقصد نهایی ماست، ناشی می شود. اگرنه، همان طور که سختی بالا رفتن از کوه با تصور رسیدن به قله دلپذیر شده و زحمت های تحصیل در یک رشته سخت با تصور آینده ای که در انتظار ماست راحت می شود، اعتقاد به یک زندگی ابدی در بهشتی زیبا، پرنعمت و جاودانه هم باعث کاهش غصه ها، فشار روانی و اضطراب های ما شده و در حقیقت منجر به افزایش آرامش مان می شود؛ خصوصا اگر کوتاه بودن زمان عمر دنیایی خود در مقابل زندگی ابدی آخرت را باور کنیم.
در واقع وضعیت ما در دنیا و در مقابله با سختی ها و مشکلات آن درست مانند کسی ست که در حال ساختن خانه رویایی خود در محلی خوش آب و هواست و حاضر است تمام فشارهای مالی، شرایط نامناسب زندگی، دوری راه و خستگی ها را با امید رفتن به این خانه تحمل کند؛ یعنی هر زمان که مورد هجوم این فشارها و خستگی ها قرار می گیرد، تصور نقل مکان به این خانه رویایی است که اسباب شادی و آرامش او را فراهم می کند.
شاید اگر قرار بود برای به حساب آمدن اعمال خوب یا سختی هایی که در زندگی متحمل می شویم، حداقلی وجود داشته باشد، تا حدی نسبت به تحمل این فشارها دلسرد می شدیم؛ اما اعتقاد به ابدیتی که حتی از کنار کوچکترین لبخندها و ناملایماتی که در زندگی داشته ایم به سادگی نگذشته و همه را محاسبه می کند، میوه و محصولی ارزشمند به نام آرامش دارد؛ به این ترتیب حاضریم کوتاهی های دیگران، بدخلقی هایشان و سختی های مدارا کردن با آن ها را با بهشتی که وسعتش به اندازه آسمان و زمین است، معاوضه کنیم!
اما باور به ابدیت تنها در صورتی می تواد نتیجه بخش باشد که از فهمی سرشار سرچشمه گرفته باشد. در غیر این صورت باور کورکورانه، بدون تفکر و یا خرافی به ابدیت و سرای جاویدان نه تنها نتیجه بخش نیست که حتی ممکن است نتیجه عکس داشته باشد. باور به ابدیت فقط به معنای امید به بهشت نیست؛ بلکه به معنای شناخت حقیقت وجود خودمان، فهمیدن فلسفه خلقت و ریاضیات دنیا و جایگاه سختی ها در این فلسفه است. اینجاست که باید دوباره مروری بر بحث ماهیت باشگاهی دنیا داشته باشیم.
سختی های باشگاه دنیا
تقریبا می توان گفت که نیمی از غصه ها و اضطراب های ما به دلیل بی اطلاعی مان از ساختار و ماهیت باشگاهی دنیاست. یعنی از آنجایی که ما به دنیا و مسائل و مشکلات آن به صورت جداگانه و مستقل از آخرت نگاه می کنیم، نه فقط در رابطه با فلسفه مشکلاتی که به عناوین مختلف ما را درگیر خود کرده اند، دچار سوء تفاهم می شویم، بلکه توانایی تحمل این مشکلات و بعضا آرامش خود را هم از دست می دهیم.
درحالی که اگر با ساختار باشگاهی دنیا آشنا باشیم، می دانیم که خداوند انسان را با هدف عبودیت آفریده و عبودیت جر با اطاعت تمام و کمال از مربی انسانی ممکن نخواهد بود.
ما به دنیا متولد شده ایم برای اینکه ساختار روح خود را مطابق با استعدادهای نامحدودمان رشد داده و بارور کنیم. این رشد و شکوفایی جز با اطاعت از شرایط خاصی که مربی برای رشدمان فراهم کرده ممکن نخواهد شد. مربی ما در باشگاه دنیا با ایجاد فضایی مملوء از تضاد و فشار قصد دارد ما را به سمت شکستن محدودیتهای ذهنی مان و شکوفا شدن استعدادهایمان سوق دهد؛ چون هر چه تمرینات یک ورزشکار در باشگاه بیشتر؛ عضله سازی و قدرت بدنی او هم بیشتر خواهد شد.
پیش از این به طور کامل توضیح داده ایم که فشار روانی و مشکلات دنیا تنها جنبه تمرینی داشته و برای آماده سازی و قدرتمند کردن ما جهت ورود به عالم آخرت ترتیب داده شده اند؛ پس باز هم آگاهی از وجود ابدیت و نقش انکارناپذیر آن در زندگی است که می تواند، موجب کاهش غصه ها و فشار روانی در زندگی ما شده و زمینه رسیدنمان به آرامش را فراهم کند.
در حقیقت سختی ها، ناملایمات و ابتلائاتی که در مراحل مختلف زندگی ما را درگیر خود می کنند، شرایطی برای کسب اسماء و صفات الهی هستند که ما برای زندگی در شرایط ابدی آخرت به آن ها نیازمندیم و میزان قدرت ما در ابدیت، برخورداری مان از نعمت ها و سازگاری مان با شرایط آخرت به میزان کسب این اسماء و صفات وابسته است. کمااینکه اگر توانایی مدیریت خود و خانواده مان را در شرایط سخت و بحرانی نداشته باشیم، نمی توانیم خود را به اسم مدبر یا محیط خداوند نزدیک کنیم؛ یا اگر با کوچکترین ناملایمتی کنترل رفتارمان را از دست بدهیم، با اسم حلیم یا صفت بردبار خدا فاصله خواهیم گرفت.
مسلما اگر هریک از ما به درک درستی از آخرت رسیده، جدیت آن را باور کرده باشیم و بدانیم که این مشکلات و سختی ها چه نقشی در سعادت نهایی مان بازی می کنند، حاضریم برای حضور و بهره برداری از امکانات، وسعت و نعمت های نامحدود بهشت چند صباحی را در دنیا با سختی سر کنیم و از آنجایی که پشت تحمل تمام این سختی ها هدفی به بزرگی آخرت و ابدیت وجود دارد، آرامش خود را نیز از دست نخواهیم داد.
آنچه بیش از همه غصه ها، اضطراب ها و فشارهای روانی ما را سنگین می کند، نوع نگاه ما به زندگی است. اگر دنیا را مقصدی نهایی بدانیم، سختی ها بی معنا و طاقت فرسا جلوه می کنند؛ اما وقتی دنیا را باشگاهی برای تمرین و آخرت را به عنوان خانه اصلی و جاودانه خود بشناسیم، هر رنجی رنگ و معنای تازه ای پیدا می کند. باور به ابدیت و درک فلسفه سختی ها به ما یادآوری می کند که هیچ زحمتی بی ثمر و هیچ دردی بی حساب نیست. همین نگاه، نیرویی درونی برای تحمل، آرامش و حتی شادی در دل سخت ترین شرایط به ما می بخشد؛ بنابراین کلید کاهش فشار روانی نه در ابزارهای مقطعی، بلکه در تغییر زاویه دید و تعریف درست از زندگی و مقصد نهایی آن نهفته است.
راز پذیرش و تحمل فشارهای روانی موجود در زندگی را می توان در این جمله خلاصه کرد؛ باید بپذیریم که ما موجوداتی ابدی هستیم. آغاز ما زمین نبوده و پایان حیات ما هم زمین نخواهد. ما مسافرانی هستیم که چند صباحی برای کسب توانمندی هایی خاص رهگذر زمین شده ایم و به زودی از اینجا به خانه اصلی خویش باز خواهیم گشت. آنچه در این سفر اهمیت دارد، کیفیت اقامت ما در زمین نیست؛ بلکه کیفیت ابزاری است که در زمین برای زندگی جاوید و ابدی مان در خانه شادی ها فراهم می کنیم.