آیا شناخت و اصلاح ریشه های رفتار انسان منجر به سلامت قلب می شود؟

فهرست مطالب
چرا شناخت ریشه های رفتار انسان مهم‌ترین عامل سعادت اوست؟

چرا شناخت ریشه های رفتار انسان مهم ترین عامل سعادت ماست؟

تا به حال از خود پرسیده اید چرا صبح ها از خواب بیدار می شویم و روزمان را شروع می کنیم؟ یا چرا وقتی گرسنه می شویم، به سمت غذا می رویم؟ ریشه های رفتار انسان انگیزه پنهان پشت هر حرکتی است که از ما سر می زند. این عوامل مثل چرخ دنده های نامرئی عمل می کنند و ما را به سمت تصمیم ها و رفتارهایمان می برند. در واقع، هیچ تصمیمی بی علت نیست. هر انتخاب از نقطه ای آغاز می شود؛ از همان ریشه های عمیق و پنهانی که انگیزه ما را شکل می دهند.

تصور کنید کودکی اصرار دارد اسباب بازی خاصی را بخرد. ظاهر ماجرا ساده است: یک خواسته کودکانه. اما اگر دقیق تر نگاه کنیم، ممکن است ریشه های متفاوتی پشت این خواسته باشد؛ شاید حسادت به دوستش، شاید نیاز به جلب توجه والدین یا حتی تبلیغاتی که آن وسیله را جذاب جلوه داده است.

یا کسی را در نظر بگیرید که به ورزش روی می آورد؛ آیا فقط به خاطر سلامت بدن است؟ لزوماً نه. ممکن است برای کاهش استرس باشد، یا برای اینکه توانایی هایش را به دیگران ثابت کند. گاهی هم ممکن است صرفاً به خاطر مد روز باشد. این ها بذرهایی هستند که در ذهن کاشته می شوند و در قالب رفتار آشکار می گردند.

شناخت ریشه های رفتار انسان به ما کمک می کند پشت پرده اعمالمان را ببینیم. وقتی انگیزه های خود را بشناسیم، به درک عمیق تری از خودمان می رسیم. این شناخت مثل نقشه گنج است که می تواند ما را به قلب سلیم هدایت کند.

ریشه های رفتار انسانی، چه در ارتباط با دیگران و چه در خلوت خودمان، میوه هایی هستند که از منابع خاصی تغذیه می کنند. ممکن است ریشه خدمت به دیگران در یک فرد شبیه شدن به خداوند و رضای او باشد، اما در فردی دیگر همان خدمت ریشه در میل به دیده شدن و ریا داشته باشد؛ بنابراین، یک عمل ظاهراً مشابه، می تواند دو سرانجام متفاوت داشته باشد. درک ریشه های رفتار انسان و دلایل کارها به ما کمک می کند تا انگیزه های پشت هر رفتار را بهتر شناسایی کنیم. این شناخت، دریچه ای به سوی درک پیچیدگی های ساختار وجودی ما و شناخت خودمان است. به همین دلیل، باید بپرسیم: ریشه های رفتار انسان از قلب سلیم سرچشمه می گیرند یا از قلبی بیمار؟ و چه عواملی این ریشه ها را می سازد؟ برای پاسخ، لازم است کمی عمیق تر شویم.

ضرورت ریشه یابی رفتار انسانی

ما به این دنیا متولد شده ایم تا مدتی موقتاً اینجا زندگی کنیم و سپس به عالم بعدی منتقل شویم. زندگی در این دنیا موقتی، اما نتایج آن دائمی است. اگرچه مدت زمانی که در این دنیا ساکن هستیم، کوتاه است، اما سرنوشت ما را در عوالم بعدی مثل برزخ، قیامت و ابدیت رقم می زند. این سرنوشت ابدی را اعمال، افکار، انتخاب ها و ارتباط های روزانه ما می سازند. نکته کلیدی ماجرا آن است که منشأ و کیفیت این اعمال بسیار مهم تر از ظاهر و کمیت آنهاست. به همین خاطر است که باید با مجموعه ای از پرسش ها روبه رو شویم:
چرا دارم این کار را انجام می دهم؟

چرا این دوست را انتخاب کرده ام؟

چرا این لباس را پوشیده ام؟

چرا درس می خوانم یا ورزش می کنم؟

چرا به کسی محبت می کنم؟

آیا خدا از این کار راضی است و این عمل مرا به او نزدیک می کند یا دور؟

جالب آن که زمان درگیری با این پرسش ها در افراد متفاوت است. بعضی ها قبل از عمل به آن فکر می کنند. برخی دیگر هم بعد از آنکه کار را انجام دادند و زمان طلایی پاسخ به این سؤال گذشت، به یاد این سؤال ها افتاده و به پاسخ آنها فکر می کنند. اگرچه هر دو حالت برای انسان ثمربخش است، اما قطعاً پیشگیری از بیماری با استیصال پس از ابتلا، برای درمان، قابل مقایسه نیست.

اگر پیش از واقعه به فکر علاج باشیم، از ابتلا به انواع بیماری ها و عفونت های قلبی که درمانشان بسیار سخت و زمان بر است، جلوگیری کرده ایم. اما اگر پس از واقعه به آن بیاندیشیم، باید انرژی، زمان، صبر و تلاش بسیاری برای دفع و درمان غده های سرطانی منتشر شده، عفونت ها و آتش هایی که در قلبمان تولید شده، صرف کنیم. با توجه به آنکه ظرفیت افراد با هم متفاوت است و ممکن است، فردی در اواسط دوره درمان صبرش سرآمده و درمان را رها کند، عاقلانه ترین، سودمندترین و کوتاه ترین مسیر برای کسب قلب سلیم آن است که پیش از شروع هر فکر و حرکت، قدری صبر کنیم و ریشه و منشأ آن را در قلبمان پیدا کنیم، تا به سختی ها و خسارت های بعد از آن دچار نشویم.

انواع ریشه های رفتار انسان

اولین رکن و یکی از مهم ترین پایه های موفقیت در هر موضوعی، شناخت دقیق آن و کسب علم کافی در مورد ابعاد مختلف آن موضوع است. ما تا زمانی که اطلاعات خوب و کافی در مورد چیزی نداشته باشیم، چگونگی درست عمل کردن در آن حیطه را نمی دانیم؛ در نتیجه باعث خسارت های بیشتر و اتلاف منابع می شویم. مثلاً اقدام به جستجو برای گنج، بدون مطالعه نقشه صرفاً منجر به هدر رفتن زمان و انرژی شده و نتیجه مطلوب به دست نمی آید. پس ما در مسیر کسب قلب سلیم و سعادت نفسمان در مرحله اول موظفیم، خود حقیقی مان را بشناسیم و نسبت به مراتب نفس و قوای مختلف نفس مان علم و اطلاعات کافی به دست بیاوریم، تا بتوانیم در بزنگاه های مختلف، مسیر درست را تشخیص بدهیم.

لازم است بدانیم، علم مثل چراغی است که راه را برای انسان روشن می کند، اما انسان برای رسیدن به مقصد، باید خودش حرکت کند. کسب علم، مرحله اول شروع مسیر کسب قلب سلیم است، تا ما بهتر بتوانیم ریشه های رفتار انسان را بشناسیم. انسان در تمام لحظات عمرش برای هر فکر، تصمیم و عملی بین دو کشش یا دو مسیر مختلف قرار می گیرد، که ناچار به انتخاب یکی از این دو مسیر است. بسیار مهم است که ماهیت فکر و تصمیمی که در ما تولید شده را بشناسیم و بدانیم که این ندا از جانب کیست؟ از جانب بخش الهی نفس ماست، یا سرچشمه اش به بخش های جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی نفس ما می رسد، یا آنکه شیطان در ما تولیدش کرده است؟ اگر ما در بین ریشه های رفتار انسان، مبدأ را پیدا کنیم و متوجه شویم که ندای خیر قلبمان ما را به حرکت واداشته، لازم است آن را انجام بدهیم. اما اگر ریشه های رفتار انسان و مبدأ الهاماتمان را در زمزمه ها و وسوسه های شیطان و تمایلات بخش های پایینی وجودمان بیابیم، باید سریعاً مبدأ را تغییر بدهیم و به سمت پرورش بخش الهی قلب و پیرایش قلب از آلودگی ها و بیماری ها حرکت کنیم.

اهمیت توجه به ریشه های رفتار در زندگی روزمره

توجه به ریشه های رفتار انسان فقط در کارهای بزرگ و سرنوشت ساز معنا ندارد. کوچک ترین رفتارهای روزمره هم می توانند ریشه های متفاوتی داشته باشند. فرض کنید دو نفر سال ها ورزش می کنند. یکی برای نمایش دادن اندامش به دیگران، دیگری برای آنکه انرژی بیشتری برای خدمت و کار خیر داشته باشد. عمل هر دو ورزش است، اما ریشه یکی در خودنمایی و دیگری در نیت الهی است.

یا دانشمندی را تصور کنید که سال ها به دنبال کشف دارویی برای درمان بیماری های سخت است. در مقابل، فرد دیگری همان علم را صرف تولید سلاح یا ویروس می کند. ریشه های رفتار انسان در این مثال ها کاملاً متفاوت است؛ یکی از قلب سلیم برمی خیزد و دیگری از وسوسه های شیطانی.

حال پرسش مهم این است: اگر فهمیدیم ریشه رفتار ما نادرست است، چه باید کرد؟ پاسخ ساده نیست، اما شدنی است. در همان لحظه باید با توکل به خدا منشأ عمل را تغییر دهیم. این یعنی از اساس مشکل را اصلاح کنیم. وقتی خشت اول درست گذاشته شد، ادامه مسیر ساخت قلب سلیم آسان تر خواهد بود.

مراقبت لحظه به لحظه از تصمیم ها، انسان را در برابر وسوسه ها بیمه می کند. اگر از همان ابتدا مسیر را درست انتخاب کنیم، مثل بنایی می شویم که دیوارش محکم و با صلابت بالا می رود.

شناخت ریشه های رفتار انسان فقط یک بحث نظری یا اخلاقی نیست، بلکه راهبردی برای زندگی روزمره و سعادت ابدی است. هر عمل ما از یک نقطه آغاز می شود و اگر این نقطه آلوده باشد، تمام مسیر را منحرف می کند. اما اگر ریشه ها درست و پاک باشند، میوه رفتار ما شیرین خواهد بود.

با پرسیدن «چرا»های مداوم، با علم و آگاهی از نفس خود و با مراقبت از منشأ تصمیم ها می توانیم قلبمان را از آلودگی ها حفظ کنیم. قلب سالم همان چیزی است که در نهایت سعادت انسان را رقم می زند.

بنابراین، شناخت و اصلاح ریشه های رفتار انسان نه تنها کلید سلامت قلب است، بلکه عامل اصلی قدرت، آرامش و شباهت بیشتر به خداوند است. این همان مسیری است که ما را به قلب سلیم و سعادت جاودانه می رساند.

دیدگاهتان را بنویسید







نظرات

There are no comments.