آیا ممکن است که شناخت انواع صبر و عمل به آنها ما را به قلب سلیم برساند؟
اغلب ما باور داریم که صبر به معنای تحمل مصیبتهاییست که در زندگی بر ما وارد میشود، مثلاً اگر عزیزی از دست بدهیم و بابت از دست دادن او بیتابی نکنیم، خود را صبور میدانیم. با اینکه این باور درست است، اما کامل نیست. انواع صبر بسیار است. صبر فقط به معنای دوام آوردن در مصیبتها نیست، بلکه معنای آن بسیار گستردهتر است. به طور کلی تحمل کردن و پذیرفتن هر چیزی که برای ما پیش میآید، صبر نام میگیرد. صبر هنریست که به ما کمک میکند، تا آرام و متعهد در انتظار نتیجۀ مطلوب بمانیم. هر چیزی که انجام دادن یا ندادن آن سخت به نظر برسد و از انجام آن پرهیز کنیم، بر سختی آن صبر کردهایم. شاید بارها در سختیها زبان به گله و شکایت باز کرده و گفتهایم، چرا من؟ چرا این بلا باید بر سر من بیاید؟ چرا من باید به این سختیها دچار بشوم؟ اغلبمان یا از شرایط پیش آمده سرخورده میشویم، یا در خوشبینانهترین حالت پاداش صبرمان را قصری در جهان آخرت تصور میکنیم؛ درحالیکه حکمت انواع صبر، فراتر از چیزی است که تصور میکنیم. صبر همان اکسیر و فرمولی است که ما را به قلب سلیم میرساند و برای قلبمان سلامتی به ارمغان میآورد؛ پس هرگاه بر انجام دستور خدا صبر میکنیم، هر بار که درخواستهای نفس یا شیطان را رد میکنیم، یا در هر سختی، تنگنا، فشار و امتحانی صبر میکنیم، زبان به شکایت و گله باز نمیکنیم، قدم به قدم به قلب سلیم نزدیک میشویم. قلب سلیم همان چیزیست که ما را به سنخیت یا بهشت ابدی میرساند.
برای شناخت انواع مختلف صبر در زندگی و چگونگی عملکرد این فرمول در رسیدن قلب به سلامت و طهارت با ما همراه باشید.
معرفی انواع صبر
ما از جنس خدا هستیم، نزد او بودهایم، مدتی به این دنیا آمدهایم، باز هم پیش خودش برمیگردیم. اما برای رسیدن به آرامش و شادی جاودانه یک شرط مهم لازم است؛ داشتن قلب سلیم. اصلیترین عنصر در ایجاد قلب سلیم، صبر است. موانع و سدهای بزرگی بر سر راه سلامتی قلب ما قرار گرفتهاند که اغلب آنها از خواهشها و درخواستهای بخشهای پایینی وجود ما برمیآیند. اما کسب قلب سلیم فقط به شرط پیروزی فطرت ما بر طبیعتمان و ایجاد تعادل بین آنها حاصل میشود. عنصری که میتواند انسان را بر این موانع پیروز کند، صبر است. هر کمال و درجهای که قرار است به انسان برسد، فقط از کانال انواع صبر برای او مقدور میشود. این صبر راهگشا در 3 شاخه اثر سرنوشتساز خودش را نشان میدهد. انواع صبر به صورت زیر دسته بندی میشوند:
صبر در مقابل اطاعت از خداوند
وقتی عاشق کسی میشویم، تمام تلاشمان را به کار میگیریم تا هر چه او میخواهد، بگوییم و انجام بدهیم، حتی اگر مطابق میلمان نباشد و انجام آن کار برایمان دردآور باشد. این تحمل و تابآوری در انجام کاری سخت یا ناخوشایند، همان صبر است. وقتی روح هنگام خلقت در انسان دمیده شد، مثل دانهای که کاشته میشود، باید ذره ذره از تاریکیهای خاک بیرون بیاید و مسیر شکوفایی را طی کند. اگر نتواند این سختیها را تحمل کند، رشد و شکوفایی هم در کار نیست و نمیتواند به جایی برسد. گفتیم که بهشت همان سنخیت و شباهت قلب با شرایط زیستی آخرت است. بهشت در لایهای از سختیها پیچیده شده است. انسان باید این لایهها را با اطاعت خدا کنار بزند، تا بتواند به بهشت برسد. کسی که بهشت را میخواهد، باید شجاعت، قدرت، و حوصلۀ رفتن به دل سختیها را هم داشته باشد. سختیهایی مثل گرسنگی، فقر، تشنگی، بیماریها، محدودیتها و …
وقتی خدا از روحش در ما دمید، تمام صفتها و اسماء الهی هم به صورت بالقوه در ما قرار گرفت. تنها راه به فعلیت رساندن و عملی کردن این صفتها و اسماء در وجود ما صبر است. بروز دادن هر اسم خدا و رسیدن به هر مقامی صبری جدا میخواهد، دریافت هر کدام از اسماء خداوند به صبری بزرگ و زیبا نیاز دارد. انسان باید قلب و جسم خود را به اطاعت از دستورات خداوند وادار کند، تا بتواند قدرت را از آنها بگیرد. ما باید بخش فطری و الهی وجودمان را فرمانده بخشهای حیوانی، گیاهی، جمادی و علمی وجودمان کنیم. فطرت ما وقتی میتواند بر طبیعتمان امیر و مسلط شود که به خوبی آن را با اطاعت خداوند و انجام واجبات دین و پایبندی به مستحبات تغذیه کنیم، تا بتواند بر طبیعتمان پیروز شود. آن عاملی که میتواند ما را به انجام واجبات و مستحبات وادار کند، صبر بر تنبلیها، کاهلیها، شکها، بیحوصلگیها و بی ایمانیها به انجام آن است. صبر بر طاعت خداوند از مهمترین انواع صبر است.
صبر در مقابل وسوسه و گناه
گفتیم که تمام رشد و بلوغ انسانی ما در گرو نتیجۀ تقابل دائمی و همیشگی فطرت و طبیعت ماست. طبیعت اگر محدود نشود و به تمام درخواستها و خواستههایش پاسخ مثبت بشنود، وحشی و هار شده و به یک سلطان زورگو و مستبد تبدیل میشود که فطرت یا بخش الهی وجودمان ما را تکه تکه میکند و میبلعد. فطرت ما باید بخشهای مختلف طبیعتمان مثل بخشهای جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی را محدود کند، یعنی بلهقربانگوی تمام دستورها و خواستههای آنها نباشد و زیر بار هوسها و نیازهای غیر ضروری نرود و به وسوسههای شیطان گوش نکند. این توقف و پاسخ منفی انسان به هر پیشنهاد و وسوسهای از جانب شیطان و نفس، محدودیتی است که برای طبیعتمان ایجاد میکنیم و نام این محدودیت، صبر است. همان عاملی که اجازه نمیدهد، بار اضافهای برای برزخ، قیامت و ابدیتمان بتراشیم. در واقع تا قدرت پرهیز و اجتناب از گناه وجود نداشته باشد، کسب قلب سلیم ممکن نیست؛ زیرا قلب سلیم قلبی پاک از آلودگیها، گناهان و بیماریهاست. باید صبری در انسان وجود داشته باشد، تا بتواند در برابر آلودگیها و بیماریها مقاومت کند و به آنها مبتلا نشود. صبری که انسان آن را بشناسد و با تمرین تبدیل به ملکه شود. صبر در مقابل وسوسه و گناه نوعی از انواع صبر است.
صبر در مقابل امتحانها و بلاها
صبر در مصیبتها و سختیها از واضحترین انواع صبر است. تمام امتحانهای زندگی، بلاها، مصیبتها، سختیها و فشارها بخش مهمی از مسیر رسیدن به قلب سلیم است. خداوند طبیب و پزشکی است که اوضاع سلامت قلب ما را به خوبی میداند، به همین دلیل بسیاری از امتحانها و آزمونها را برای ما طراحی میکند و بر سر راه ما میگذارد. این امتحانها همان محفظۀ دربستهای هستند که ما با روشن کردن کورۀ صبر میتوانیم کمحوصلگیها، عجلهها، شکایتها و ناسپاسیها را در آنها بسوزانیم تا قلبمان به سلامتی برسد. مصیبتها و سختیهای زندگی صدای بخشهای پایینی وجودمان هستند. مثلاً بخش جمادی شور فقر و ورشکستگی را میزند، بخش گیاهی از بیماری و درد مینالد، بخش حیوانی از بیمحلیها و شکستها گله میکند، بخش عقلی هم نگران کتابها و مدارکش است. این وابستگیها و معشوقها انسان را زمینگیر میکنند و به ورطۀ ناشکری و درگیری با خداوند میاندازند. در این شرایط صبر به عنوان درمان قطعی به سراغ ما میآید و قلب را از هلاکت نجات میدهد. صبر انسان را به مهندسی درست معشوقها میرساند و جوری معشوق انسانی ما یعنی خداوند را در رأس تمام معشوقهایمان قرار میدهد که دیگر ضربه و آسیب به سایر بخشها ما را غمگین و مستأصل نمیکند؛ زیرا قلب ما با بالاترین معشوقش شاد و آرام است. قلب سلیم قلبی است که به چینش و مهندسی درست معشوقهایش رسیده باشد. چنین قلبی با بصیرت و انواع صبر به هر معشوق به اندازه و حد خودش بها میدهد، به حد نیاز برای آن غصه میخورد یا بابت آن شاد میشود.