محتوای دوره
کلاس اول
0/28
کلاس دوم
0/13
کلاس سوم
0/19
کلاس چهارم
0/16
کلاس پنجم
0/23
کلاس هفتم
0/15
کلاس هشتم
0/22
کلاس دهم
0/34
کلاس یازدهم
0/19
از کجا آمده ام؟
درباره درس

درک دنیا چه زمانی به درستی شکل می گیرد؟ لازمه تفسیر درست دنیا چیست؟

تا به حال به این فکر کرده اید که چرا زندگی دنیا برای بعضی از ما معنادار و برای برخی دیگر پوچ و بی اهمیت است؟ لازمه اینکه درک دنیا برای ما به درستی انجام شود، چیست؟ 

اصلا چرا به یک میزان از بودن در دنیا احساس رضایت نمی کنیم؟

علت اینکه هرکدام از ما نسبت به دنیا و مسائل آن واکنش های متفاوتی داشته و اتفاقات آن را به صورت های مختلفی تفسیر می کنیم، چه می تواند باشد؟ 

حقیقت این است که ما با وجود اینکه در دنیا زندگی می کنیم، با آن انس داریم و مراحل مختلف عمرمان را در آن سپری می کنیم، اما نسبت به آن نگاه یکسانی نداریم؛ برخی از ما به دنیا به عنوان بخشی از زندگی خود نگاه می کنیم و بعضی هم کلا زندگی را محدود به دنیا دیده و از همین رو با ابهامات بسیاری روبه رو می شویم؛ مثل اینکه چرا باید دست به فلان انتخاب بزنیم، از برخی از رفتارها دوری کنیم، خودمان را در معرض هر ارتباطی قرار ندهیم، یا روند افکارمان را به صورت خاصی مدیریت کنیم؟! در واقع این نگاه به دنیا از دیدی که به خود به عنوان یک انسان داریم ناشی شده و تنها در صورتی به هدف مطلوب نزدیک می شود که خود را به عنوان موجودی ابدی و جاودانه در نظر بگیریم؛ موجودی که بناست بخشی از زندگی خود را در دنیا گذرانده و به این واسطه خود را برای مراحل بعدی حیاتش آماده کند؛ اما به دلیل اینکه اغلب با تعریف درست و دقیق از خود فاصله داشته و خود را جاودانه نمی بیند، در درک دنیا و تفسیر احوالات و شرایط آن به اشتباه میفتد.

ما در درک و تفسیر امور مختلف با دو حالت مواجهیم. اموری که تفسیر آن ها به صورت مستقل انجام می گیرد و اموری که تفسیرشان به چیز دیگری وابسته بوده و بررسی عملکردشان به تنهایی بی معناست. مثلا می توانیم یک دوچرخه یا یک ساعت را به طور جداگانه بررسی کنیم، اما بررسی کار یک چرخ دنده بدون در نظر گرفتن وسیله ای که این چرخ دنده عضوی از آن بوده و تمام هدف و کارکردش در راستای آن تنظیم شده است، ممکن نیست؛ حالا سوال اینجاست که دنیا در کدام دسته قرار می گیرد؟ آیا می توان دنیا را به تنهایی و به طور مستقل تفسیر کرد، یا درک دنیا وابسته به فهم مجموعه بزرگتری ا ست که دنیا در دل آن قرار گرفته و بدون آن معنا ندارد؟ در این درس قصد داریم به پاسخ این سوال پرداخته و از غایت و هدفی که لازمه درک دنیا و تفسیر درست آن است، صحبت کنیم.

عدم درک دنیا بدون ابدیت

در حقیقت درک دنیا وابسته به نوع نگاه ما به خود به عنوان موجودی ابدی و جاودانه است و ما برای درک دنیا و داشتن تفسیر درستی از آن نیازمند فهم ابدیتیم؛ چون ابدیت است که دنیا را دربرگرفته و غایت و مقصد نهایی آن محسوب می شود. همان طور که امکان آمادگی برای امتحان بدون اطلاع از موضوع یا هدف آن وجود ندارد، یا نمی شود بدون در نظر داشتن فرم یا هدف از ایجاد یک وسیله  شروع به ساخت آن کرد، درک دنیا نیز بدون در نظر گرفتن ابدیتی که حاصل فعالیت ها و عملکرد ما در دنیا بوده و رسیدن به هدف نهایی خلقت در آن صورت می گیرد، ممکن نیست. در واقع فهم ما از دنیا زمانی به درستی محقق می شود که آن را به عنوان بخشی از زندگی جاودانه خود دیده و مناسبات و بایدها و نبایدهای آن را برای یک موجود ابدی و جاودانه تعریف کنیم.

با این وجود انتظار زندگی در دنیا بدون در نظر داشتن آخرت و ابدیت، مشابه شرایط جنینی است که بدون توجه به دنیایی که قرار است به آن متولد شود، شروع به اندامسازی نماید. به همان مقدار که ورود به دنیا برای جنین بدون در نظر گرفتن شرایط و لوازم مورد نیاز زندگی در آن بی معنی بوده و با خسارت رو به روست، ورود سالم ما به آخرت هم بدون توجه به شرایط، حداقل ها و لازمه های زندگی در آن، انتظاری بی معناست. وجود دنیا و شرایط و ویژگی های آن است که به حرکات جنین در رحم مادر معنا می بخشد؛ اگرنه ساختن دست و پا برای جنینی که به ندرت می تواند آن را در فضای کوچک رحم حرکت دهد، یا ساخت ریه برای رحمی که در آن هوا وجود ندارد، معنا و مفهومی ندارد؛ پس می توان گفت که آگاهی از شرایط دنیا و ملزومات آن است که حرکت ها و رفتارهای جنین در رحم مادر را تفسیر کرده و در حقیقت به آن علت و دلیل می دهد. البته طبق قضیه نسبت چنین رابطه ای در مورد رابطه آخرت با دنیا هم صادق است؛ یعنی این آخرت و ابدیت است که علت و دلیل کارها و اعمال ما در دنیا را واضح کرده و به آن ها جهت می دهد و با حذف آخرت، بایدها و نبایدهای زندگی ما در دنیا نیز موضوعیت خود را از دست داده و بیهوده و بی معنا جلوه می کنند. درست مثل دانش آموزی که تمام برنامه  خود را برای کسب رتبه برتر در کنکور تنظیم کند و بعد متوجه حذف کنکور شود، یا مادری که با توجه به سفر پیش رو اقدام به تهیه غذا و مایحتاج سفر کند و با لغو سفر موضوعیتی برای کار خود نبیند.

در حقیقت در تمام این مثال ها این هدف کلی ماست که به کاری که در حال انجام آن هستیم جهت داده و شاخصه ها و حدود آن را مشخص می کند و با حذف هدف، کار ما نیز موضوعیت خود را از دست داده و بیهوده و بی معنا می شود؛ کمااینکه مهیا شدن ما برای سفر زمانی که سفری در پیش رو نداشته باشیم، بی معناست. به این ترتیب درک دنیا و کارهای ما نیز زمانی امکان پذیر است که از هدف نهایی و غایتی که منتظر ماست، باخبر باشیم.

چرایی وابسته بودن درک دنیا به آخرت

رابطه دنیا با آخرت به قدری تنگاتنگ بوده و در هم تنیده است که امکان تصور دنیا بدون آخرت ممکن نیست؛ اما چگونه می توان چنین ادعایی را ثابت کرد؟ اجازه بدهید بازهم از قانون نسبت استفاده کرده و با نگاهی به زندگی جنین و ارتباط آن با دنیا، اهمیت وجود آخرت را در زندگی دنیایی مان مشخص کنیم. زیرا به همان میزان که دنیا برای رحم مادر نقش کلیدی و تعیین کننده دارد، وجود آخرت نیز برای دنیا لازم و ضروری است. 

در واقع قطع ارتباط با عالم دنیا برای جنینی که در رحم مادر در حال اندامسازی ست، در کوتاه مدت منجر به نقص و بیماری شده و بسته به نوع، مدت و شدت این قطع ارتباط حتی ممکن است به مرگ او نیز بینجامد؛ چون با قطع این ارتباط، نه تنها هماهنگی جنین با هدف و شرایطی که قرار است خود را با آن سازگار کند، امکان پذیر نیست، بلکه منبع تغذیه، رشد و تکامل خود را نیز از دست می دهد؛ یعنی حتی قادر به تامین نیازهای حداقلی خود برای زنده ماندن مثل دریافت اکسیژن نبوده  و امکان فراهم کردن مواد معدنی، ویتامین ها و موادی که برای رشد و اندامسازی در رحم به آن نیازمند است را ندارد و قاعدتا در چنین شرایطی حیات او هم پایان می پذیرد. 

از طرفی چنین رابطه ای در مورد اعمال ما در دنیا با آخرت نیز برقرار است؛ در واقع دنیا با استفاده از ماهیت باشگاهی خود این امکان را برای ما فراهم می کند که به کسب اسماء و صفات الهی پرداخته، برای آخرت خود ابزارسازی کرده و آماده شویم. قطع ارتباط با آخرتی که غایت و هدف نهایی ماست، روند ابزارسازی ما در دنیا را  متوقف کرده و حرکتمان با کندی و یا بازگشت به عقب مواجه می شود، که در نهایت نیز می تواند منجر به عدم تولد سالم ما به آخرت یا سقط شدنمان در فضای دنیا گردد. در واقع ما به عنوان یک موجود ابدی و جاودانه نیاز داریم تا از دنیا و مناسبات آن به عنوان رحمی که می تواند شرایط یک زندگی سالم را در آخرت برای ما رقم بزند، استفاده کرده و به این وسیله ابدیت خود را تضمین کنیم.