معرفی بزرگ ترین امانت زندگی انسان و اثرات شگرف امانت داری در زندگی ما
بزرگ ترین امانت زندگی شما چیست؟ شاید بگویید همسرم، فرزندم یا حتی ذهنتان به جواهر گران قیمیتی که به شما امانت سپرده شده معطوف شود. همه این ها درست است، اما اگر دقیق تر نگاه کنیم، امانتی هست که سنگین تر از همه آن هاست؛ امانتی که با خود به آخرت می بریم. این امانت، نه فقط ارزش معنوی دارد بلکه کیفیت امانت داری ما از آن، معیار سنجش سلامت قلب ماست. امانت داری صرفاً یک ویژگی اخلاقی نیست؛ شاخصی است که نشان می دهد، قلب ما تا چه اندازه پاک، بیدار و زنده است.
اگر می خواهیم بفهمیم حال درون مان چگونه است، کافی ست بررسی کنیم چقدر در برابر امانت هایی که به ما سپرده شده اند، احساس مسئولیت می کنیم. آیا نسبت به آن ها بی تفاوتیم یا واقعاً دغدغه شان را داریم؟ اگر ناخواسته آسیبی به آن ها بزنیم، دچار اندوه و اضطراب می شویم یا بی خیال از کنارشان عبور می کنیم؟ همین توجه و بی توجهی ها وضعیت قلب ما را گزارش می دهد. اما قبل از اینکه به سنجش میزان سلامت قلبمان بپردازیم؛ باید بفهمیم این امانت ها دقیقاً چه چیزهایی هستند.
دامنه امانت های سپرده شده به هریک از ما گسترده است. برخی به مردم مربوط می شوند، برخی دیگر به خدا. گروه اول یعنی حق الناس، شامل این موارد است:
اموال مادی دیگران (پول، وسایل، خانه)
حقوق معنوی (احترام، محبت)
حقوق فردی (حریم خصوصی، آزادی)
حقوق اجتماعی (امنیت، عدالت اجتماعی)
ما در قبال تمام این موارد مسئولیم، حتی اگر فرد مقابل، انسان خوبی نباشد. اما این فقط نیمی از ماجراست. نیم دیگر، به حق الله مربوط می شود؛ یعنی چیزهایی که مستقیماً از جانب خدا در اختیار ما قرار گرفته اند: جسم، نفس و قلب ما.
بزرگ ترین امانت زندگی ما
در میان تمام امانت های الهی، مهم ترین و سنگین ترین آن ها، قلب انسان است؛ بخشی از وجود ما که در متون دینی از آن به عنوان فوق عقل یاد می شود. همان جایی که به سوی خدا گرایش دارد و تنها با یاد او آرام می گیرد. این بخش، مستعد شبیه شدن به معشوق حقیقی اش یعنی خداوند است و درست همین جاست که مفهوم امانت داری به اوج می رسد.
همه ما موظفیم این قلب را پاک، تغذیه شده و در مسیر رشد حفظ کنیم. کسی که قلبش را خوب پرورش داده، کم کم آن را از آلودگی ها دور می کند، صیقل می دهد و آن را به شباهت با خداوند نزدیک تر می سازد. این کار فقط با شعار یا احساسات لحظه ای ممکن نیست؛ نیازمند تلاش روزانه، مجاهده و تربیت جدی است.
اما امانت داری فقط مربوط به قلب نیست. جسم ما هم امانت خداست. اگر پرخوری کنیم یا کمتر از حد نیاز غذا بخوریم، بی خوابی بکشیم یا بدن مان را در معرض آسیب قرار دهیم، در حال خیانت به به امانت الهی هستیم. همان طور که رها کردن یک نوزاد در خیابان، غیراخلاقی و غیرانسانی است، بی توجهی به نفس هم همین قدر فاجعه بار است.
در روایت قرآنی آمده که خدا این امانت را به آسمان ها، زمین و کوه ها پیشنهاد داد اما آن ها از پذیرشش سر باز زدند، چون آن را سنگین یافتند. اما انسان امانت روح خدا را پذیرفت[1] و این روح، به تدریج در قالب نفس، قلب و قوای مختلف نفس یعنی حس، خیال، وهم، عقل شکل گرفت. هر یک از این بخش ها نیازمند مراقبت خاص خود است.
تصور کن به خیال خودت اجازه بدهی به هر صحنه ای فکر کند، وهمت را پر از ترس و غصه کنی، عقلت را با اطلاعات سطحی و نادرست تغذیه کنی. این ها یعنی کوتاهی در امانت داری. نفس را نمی توان در لجن افکار و عادت های آلوده رها کرد و انتظار داشت که «سالم» به خدا بازگردد.
ما حتی اجازه نداریم معشوق های تقلبی را جایگزین معشوق واقعی مان کنیم. یعنی قلب مان را گرفتار ثروت، قدرت، شهرت، زیبایی، یا حتی علم و خانواده کنیم، در حالی که معشوق حقیقی وجود ما خداست. این یعنی قلب مان را از مسیر اصلی منحرف کرده ایم.
چگونه از این امانت مراقبت کنیم؟
برای نگهداری از این کودک عزیز روان، باید همان قدر جدی باشیم که نسبت به فرزند دنیوی مان حساسیم. اگر برای رشد جسمی کودکمان مدرسه، کلاس، تغذیه و مراقبت بهداشتی فراهم می کنیم، برای رشد روح خودمان هم باید استاد، آموزش، محیط سالم و تغذیه فکری و معنوی مناسب فراهم کنیم.
مثلاً حضور در جلسات تربیتی، مطالعه متون صحیح، دوری از محیط های آلوده، تمرین ذهن آگاهی، عبادت آگاهانه و انتخاب معشوق های الهی، همه از ابزارهای مراقبت هستند. همچنین بررسی مداوم قلب و نفس با سوال هایی مثل: «الان به چه چیزی بیش از همه دل بسته ام؟» یا «آیا این تصمیم من کمکی به حرکتم به سمت شباهت به الله می کند؟» می تواند مثل آینه ای باشد برای سنجش مسیر.
تمام پنج مرتبه مختلف نفس انسان هم شامل این امانت داری می شود. حتی هم مثل حس، خیال، وهم و عقل هم از این قاعده جدا نیستند. کوتاهی در مراقبت دقیق، تربیت صحیح و پرورش درست و تخصصی هر کدام از این بخش ها خیانت در بزرگ ترین امانت زندگی ما محسوب می شود و عواقب سخت و جبران ناپذیری برای ما دارد.
برای مثال ما نمی توانیم با فکر کردن به هر چیزی خیالمان را آلوده کنیم و با ترس ها و غم ها وهممان را پر و بال بدهیم. نفس ما امانت خداست و ما صاحب اصلی آن نیستیم، پس نمی توانیم آن را در لجن آلودگی های اخلاقی و اعتقادی بغلتانیم. یا آنکه اجازه نداریم، معشوق های بخش های پایینی وجودمان مثل ثروت، امکانات، زیبایی، ازدواج، قدرت، خانواده، علم، شهرت، قدرت و … را محبوب ترین و ارزشمندترین معشوق های قلبمان قرار بدهیم و آنها را بر معشوق های انسانی مان یعنی خداوند، امامان متخصص و معصوم، همچنین جهاد اولویت بدهیم.[2]
ما موظفیم که این امانت را سالم، عاشق و شبیه به خدا تربیت کنیم. هر نوع کوتاهی در این مسیر، نوعی خیانت به آن فطرت خودمان است. ما قول داده ایم که در این دنیا، با اختیار خود راه او را دنبال کنیم و قلب مان را به جایی برسانیم که خدا در آن تجلی کند.
قلبت را چطور نگه می داری؟
سؤال اصلی این نیست که چه چیزی در زندگی ما امانت است، بلکه این است که با آن امانت چه می کنیم؟ امانت داری فقط در «نگه داشتن» نیست؛ در «رشد دادن»، «مراقبت کردن» و «بازگرداندن» امانت به شکلی بهتر از حالت اولیه است. قلب ما همان روح الهی است که به صورت امانت در وجودمان نهاده شده؛ پاک، لطیف و آماده برای اتصال با سرچشمه اصلی که باید در سفرمان به سمت ابدیت استعدادهای بالقوه آن را به تمامی شکوفا کنیم.
اکنون نوبت ماست که بررسی کنیم با این کودک عزیز روان چگونه رفتار کرده ایم. آیا او را گرسنه و زخمی رها کرده ایم؟ یا با عشق، تغذیه سالم، تربیت درست و معشوق های خدایی، به بلوغ رسانده ایم؟
امانت داری از قلب، مهم ترین مسئولیت ما در این زندگی ست؛ اگر آن را به درستی انجام دهیم، نه تنها قلبی سالم خواهیم داشت، بلکه روحی شفا یافته، آرام و آماده وصال با معشوق حقیقی مان یعنی خداوند در انتظار ما خواهد بود.
[1] همانا ما امانت (الهى) را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، پس، از حمل آن سر باز زدند و از آن ترسیدند، ولى انسان آن را بر دوش گرفت، امّا او بس ستمکار و نادان است. (قرآن کریم، سوره احزاب، آیه 72)
[2] قرآن کریم، سوره توبه، آیه 24